مقدمه
سوء مصرف مواد یکی از مهمترین مشکلات عصر حاضر میباشد که گسترهای جهانی پیدا کردهاست؛ مصیبتی که میلیونها زندگی را ویران و سرمایههای کلان ملی را صرف مبارزه و یا جبران صدمات ناشی از آن مینماید. هرروز بر شمار قربانیان مصرف مواد افزوده میشود و عوارض آن شامل اختلالات جسمی، روانی، خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی، و اجتماعی همة مرزهای فرهنگی و اجتماعی را درمینوردد و سلامت بشر را مورد تهدید قرارمیدهد.
درسرزمین ما ایران، مصرف تریاک با مقاصد درمانی صدها سال سابقه داشته و تاریخچه اعتیاد حداقل به چهارصدسال قبل بازمیگردد. همجواری کشور ما با دو کشور اصلی تولیدکنندة مواد افیونی در جهان – افغانستان و پاکستان – شرایط را کاملاً بحرانی نمودهاست. اگرچه تمهیدات لازم برای مبارزه با عرضه شامل مسدودنمودن صدها کیلومتر از مرز شرقی کشور، بکارگیری هزاران نیروی نظامی و انتظامی و دستگیری و مجازات قاچاقچیان و معتادان بهکارگرفته شده، اما دسترسی به مواد در جامعه بهطور کامل کنترل نشدهاست.
دانش امروز که حاصل تجربیات دهها سال اندیشه و کوشش علمی مختلف برای حل مشکلات اعتیاد است، ما را کاملاً متقاعد میکند که:
نسل بشر، تا هرزمان که تداوم یابد، اعتیاد را به عنوان آفت همیشگی با خود حفظ خواهدکرد؛ مبارزه علیه عوامل تولید و توزیع مواد بهتنهایی باعث کاهش مصرف مواد نخواهد شد؛تنها روش مؤثر برای کاهش شیوع اعتیاد، بکارگیری روشهای صحیح کاهش تقاضا شامل برنامههای پیشگیری و درمان، همگام با مبارزه با عرضه است.توجه به تأثیر عوامل متعدد جسمانی، روانی و عوامل مستعدکنندة موجود در خانواده، مدرسه، محیط زندگی و کار در ایجاد، مداومت یا عود بیماری اعتیاد، و درنظرگرفتن این حقیقت که اعتیاد در همة اقشار، گروهها و طبقات مختلف فردی، قومی، فرهنگی و اجتماعی میتواند بروز نماید، اهمیت آگاهی و مداخلة فعال بخشهای مختلف جامعه برای پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان را روشن میکند. این بخشها شامل نهادهای مسئول تأمین سلامت، فرهنگ، دانش، امنیت و اقتصاد جامعه، و همچنین شامل آحاد مختلف مردم میباشد. اگرچه مهمترین این نهادها، خانواده و مدرسه است و بالاترین مسئولیت متوجه والدین و معلمین میباشد، اما بدون تردید فعالیتهای کاهش تقاضا فقط هنگامی به نتیجة موردنظر میرسد که همه نیروها و امکانات بالقوه، از عالیترین سطوح سیاستگذاری جامعه تا اولین سطوح مقاومت فردی و خانوادگی فعال شدهباشند.
براین اساس، سازمان بهزیستی کشور تلاش میکند رسالت خود را، که مبتنی بر برنامة ملی پیشگیر، درمان و بازپروری سوء مصرف مواد (1373) میباشد، در سطوح برنامهریزی میانی و با فعال نمودن بخشهای مرتبط اجرا نماید.
مجموعة حاضر نیز بخشی از همین تلاش است که براساس هماهنگی اولیه با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، و باهدف ارائة اطلاعت جامع در زمینههای پیشگیری و درمان به نیروهای عملکننده در سطوح مختلف شبکة مراقبتهای اولیة بهداشتی و سایر دستاندرکاران تأمین ابعاد مختلف زیستی، روانی واجتماعی سلامت افراد جامعه، تدوین گردیده است. انتظار میرود این مجموعه بهعنوان یک راهنمای کاربردی، بتواند اطلاعات اولیه و عمومی، نگرش صحیح نسبت به مواد قابل سوءمصرف، عوامل آسیبپذیری به اعتیاد و روشهای مناسب پیشگیری و درمان به گروههای مذکور را ارائه نماید، بهطوری که در جریان فعالیت حرفهای خود بتوانند آن رامستقیماً در مورد افراد وگروههای اجتماعی در معرض خطر یا مبتلا به سوءمصرف مواد بکاربندند.
مؤلفین این مجموعه از مسئولان محترم ستاد مبارزه با مواد مخدر به دلیل حمایتهای همهجانبه از فعالیتهای کاهش تقاضا؛ آقایان سردار شفیعی و سردار ملکی برای مساعدت در تهیة برخی تصاویر این مجموعه و استفاده از کتب موجود در ناجا، آقای دکتر حسین اسعدی بهخاطر استفاده از مطالب ارزشمند کتابشان “ پژوهشنامهای درباره بحران جهانی مواد مخدر و …“، و از خانمها پروانه محمدخانی، ربابه نوریقاسمآبادی و کارینه طهماسیان برای همکاری در تهیة بخش آموزش مهارتهای زندگی، آقایان دکتر جمشید هاتفی و دکتر هومان نارنجیها برای ارائة نظرات تخصصی مفید و ارزشمندشان و از همکاران واحد انتشارات این معاونت سپاسگزاری و قدردانی مینماید.
تعاریف
تعاریف اختلالات ناشی از مواد
“ اعتیاد “ (Addiction) واژهای است قدیمی که امروزه به دلیل کاستیهای آن از اصطلاح “ وابستگی به مواد “ استفاده میشود.وابستگی: سندروم بالینی با تظاهرات رفتاری، شناختی و فیزیولوژیک است که باعث میشود فرد مصرف مواد را به رفتارهای دیگر ترجیح دهد.مواد ترکیبات شیمیایی مختلفی هستند که باعث تغییر کارکرد مغز میشوند.معیارهای تشخیصی DSM-IV برای وابستگی به مواد (Substance Dependence)
برای تشخیص وابستگی به مواد، حداقل وجود 3 نشانه از نشانههای زیر لازم است:
تحمل: افزایش تدریجی مقدار مادة مصرفی لازم، برای دستیابی به علایم مصرف آن ماده (intoxication)،پیدایش علایم ترک درصورت عدم مصرف یا کاهش مقدار مصرف؛تمایل دایم و تلاشهای ناموفق برای کاهش یا قطع مصرف ماده؛مختل شدن فعالیتهای اجتماعی، شغلی و تفریحی؛تداوم مصرف ماده علیرغم آگاهی از عوارض آن.معیارهای تشخیصی DSM – IV برای سوءمصرف مواد (Substance Abuse)
برای تشخیص سوءمصرف مواد، حداقل یکی از نشانههای زیر لازم است:
تداوم مصرف مواد که موجب مختلشدن فعالیتهای اجتماعی، شغلی و تفریحی شود (مثلاً غیبت از مدرسه یا نرسیدن به مسئولیتهای شغلی)؛تداوم مصرف مواد در موقعیتهای خطرناک (مثلاً هنگام رانندگی یا کار با وسایل مکانیکی)؛بروز مکرر تخلفات قانونی (مثل جلب شدن به کلانتری)؛تداوم مصرف مواد، علیرغم بروز مشکلات اجتماعی و بین فردی (مثل درگیری با همسر).دقت کنید: سوءمصرف شکل خفیف وابستگی است.
معیارهای تشخیصی DSM – IV برای ترک مواد (محرومیت با Withdrawal)
بروز سندرم خاص، براثر قطع یا کاهش مصرف مادهای خاصبروز علایم کاملاً ناراحتکننده یا اختلال کارکرد اجتماعی و شغلی براثر این سندروممعیارهای تشخیصی DSM – IV برای تحت تأثیر مواد بودن (Intoxication)
بروز علایم قابل برگشت و اختصاص در اثر مصرف ماده(مثل مردمک سوزنی بر اثر مصرف تریاک)بروز رفتار نامتناسب یا تغییرات روانی، به دلیل تأثیر ماده بر دستگاه عصبی مرکزی (مثل نشئگی اولیه و کج خلقی متعاقب آن با مصرف تریاک)
“ اعتیاد“ یعنی وابستگی به مواد.
“ مواد “ شامل همة ترکیباتی است که باعث تغییر کارکرد مغز بهصورت هیجان، افسردگی، رفتار نابهنجار و عصبانیت یا اختلال در قضاوت و شعور بشود.
“ وابستگی“ یعنی تمایل شدید فرد به ادامه مصرف یکماده.
وابستگی باعث بروز برخی رفتارها و حالتهای غیرعادی زیر در فرد میشود:
فرد وابسته برای رسیدن به حالت نشئه مجبوراست، به تدریج مقدرا مادة مصرفی را افزایش دهد. (تحمل) فرد وابسته، درصورت عدم مصرف ماده، به عوارض ناراحتکنندهای دچار میشود که به آن “ خماری “ میگویند. (ترک)به تدریج نسبت به آداب و مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی خود بیتفاوت میشود. فرد وابسته گاهی به ترک ماده تمایل پیدا میکند، اما نمیتواند آنرا ترک کند.“ سوءمصرف “ بدین معنااست که اگرچه فرد نسبت به مواد اعتیاد ندارد، ولی آن را مصرف میکند. یعنی:
استفاده از مادهای که مصرف آن غیر قانونی است.استفاده از مادهای که مصرف آن باعث بروز تغییرات روحی در فرد میشود.استفاده از مادهای که به خود فرد یا دیگران ضرر میرساند.مثال:- مصرف تریاک در کشور ما غیرقانونی است، پس حتی یکبار کشیدن آن سوءمصرف است.
مصرف حشیش باعث بههمخوردن شعور فرد میشود، پس یکبار کشیدن آن سوءمصرف است.مصرف مشروبات الکلی، گاهی باعث بروز عصبانیت و پرخاشگری میشود، پس نوشیدن آن سوءمصرف است.“ ترک “ علایم ناراحتکنندهای است که بر اثر کاهش یا قطع مادة مصرفی پیدا میشود.
مثال: - ترک تریاک باعث ایجاد درد در دستها و پاها میشود.
ترک حشیش گاهی باعث ایجاد حالت تهوع میشود.“ تحمل “ حالتی است که فرد مجبور است، مقدار مادة مصرفی را افزایش دهد.
مثال: - اگر فرد روزی یک نخود تریاک مصرف میکردهاست، بهتدریج مجبور شود روزی دو نخود مصرف کند.
اگر فرد روزی دوبار حشیش میکشیدهاست، بهتدریج مجبور میشود روزی پنجبار حشیش بکشد.
علل
علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد
شما با دنستن عوامل که فرد را در معرض خطر اعتیاد قرار می دهد، میتوانید افراد در معرض خطر را شناسایی کنید و برای پیشگیری از ابتلای آنان به اعتیاد، اقدامات لازم را بهعمل آورید. این عوامل میتوانند موجب اعتیاد فرد شوند و یا افرادی را که قبلاً معتاد بودهاند و درحال حاضر ترک کردهاند مجدداً به سمت اعتیاد سوق دهند.
عواملی که مربوط به خود فرد است:کمبود اعتماد به نفس: مانند فردی که در مقابل درخواست دوستانش برای کشیدن حشیش جرأت مخالفت ندارد.تمایل به اعمال زشت و خلاف: کسی که مرتب دزدی میکند یا دوست دارد به دیگران آسیب برساند یا دعوا راهبیندازد ممکن است به اعمال خلاف دیگری مثل مصرف مواد نیز تن بدهد.ناراحتی روانی: مثل کسی که ناراحتی اعصاب دارد و برای کاهش افسردگی خود به جای مراجعه به پزشک مصرف مواد را شروع میکند.درد یا بیماری جسمی مزمن: مانند فرد مسنی که دچار پادرد است یا کودکی که گوشدرد دارد و بهجای درمان توسط پزشک، خود فرد یا خانوادة او به اشتباه از تریاک استفاده میکنند.نظر مثبت نسبت به مواد: مثلاً نوجوانی که فکر میکند مصرف مواد نشانة بزرگی و احترام است.داشتن زمینة ارثی: فردی که یکی از اعضای خانواده یا بستگانش معتاد باشد، احتمال اعتیادش بیشتر است.موردخشونت قرارگرفتن: مانند پسر نوجوانی که مرتب از پدرش کتک میخورد و بههمین دلیل بیشتر اوقات غصهدار و ناراحت است. وضعیت بد تحصیلی: دانشآموزی که نمیتواند به خوبی همکلاسان خود درس بخواند و یا مدرسه را رها میکند احتمال دارد به مصرف مواد آلوده شود.عواملی که به خانوادة فرد مربوط است:مصرف مواد توسط اعضای دیگر خانواده: مانند فردی که پدر یا برادرش در حضور او تریاک میکشند.رهاکردن فرزند به حال خود: مانند کسی که فاقد پدر یا مادر است و یا پدر و مادر به نیازهای او توجهی ندارند و مراقب اعمال و رفتارش نیستند، یا فردی که والدینش اورا بهدلیل اعمال و رفتار ناپسند، طرد کردهاند.تشنج و درگیری در خانواده: مثل فردی که بهعلت درگیریهای مکرر میان والدین همیشه تحت فشار است.عواملی که به اطرافیان و محیط فرد مربوط است:دوستان معتاد: دوستان یا اطرافیان معتاد با تشویق فرد به مصرف مواد او را در معرض خطر مصرف قرار میدهند.طردشدن از طرف معلمان، دوستان، بستگان: کسی که دوستان زیادی ندارد و یا اطرافیان حاضر به پذیرش او نیستند، احساس تنهایی میکند و در مواقع نیاز از راهنمایی و حمایت دیگران برخوردار نمیشود.مهاجرت: تغییر محل زندگی از روستا به روستای دیگر یا از روستا به شهر یا از شهری به شهر دیگر باعث میشود که فرد با محیط، مشکلات و شرایط جدیدی روبهرو شود که با آن بیگانه است، در حالی که حمایتهای قبلی خانواده و آشنایان خود را نیز از دست دادهاست. چنین فردی اگر توانایی حل مشکلات جدید را نداشته باشد ممکن است دچار ناراحتی اعصاب شود و یا از افراد معتاد برای حل مشکلاتش کمک بگیرد.دسترسی آسان به مواد: در روستاها یا محلههایی که مواد ارزان، آسان و فراوان یافت میشود احتمال مصرف مواد توسط نوجوانان و جوانان بیشتر است.فشارهای ناشی از محیط: خشکسالی، زلزله، و بهطور کلی هر مشکلی که باعث اشکال در تأمین مایحتاج زندگی فرد شود او را در معرض خطر قرار میدهد.
علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد
اعتیاد یک بیماری زیستشناختی، روانشناختی و اجتماعی است. عوامل متعددی در اتیولوژی سوءمصرف و اعتیاد مؤثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد میشوند. عوامل مؤثر بر فرد، محیط فرد و عوامل اجتماعی، عوامل درهمبافتهای هستند که بر یکدیگر تأثیر میگذارند. درک کلیة علل و عوامل زمینهای موجب میشود تا روند پیشگیری، شناسایی، درمان و پیگیری به طور هدفمند طرحریزی شود.
بنابراین، آشنایی با عوامل زمینهساز مستعدکنندة بروز اعتیاد و نیز عوامل محافظتکننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد:
شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد و اقدامات پیشگیرانة لازم برای آنان؛انتخاب نوع درمان و اقداماتی خدماتی، حمایتی و مشاورهای لازم برای معتادان.
...............
درمان به عنوان استراتژی، کاهش، تقاضا
سعید صفاتیان
درمان به مجموعه فعالیتهایی که با هدف کمک به افرادی انجام میشود که به نحوی با مشکلات مربوط به مواد مخدر دست بهگریبانند. درمان و بازپروری به عنوان رویکردی جامع جهت شناسایی، کمک، مراقبت بهداشتی و بازگت مجدد افرادی مطرح است که مشکلات مربوط به مصرف مود اعتیادآور دارند.
بهطورکلی، درمان به عنوان جزء اصلی یک استراتژی جامع کاهش تقاضا تلقی میشود و پیشرفت قابلملاحظهای در دو دهه گذشته داشته است. در سالهای اخیر تخصص و مهارتهای لازم در چند زمینه درمانی پیشرفت داشتهاست ودر کشورهای توسعهیافته برنامههای مخصوص بیشتری جهت کمک به معتادان وجود دارد. شایان ذکر است که تفاوت میان روشهای یک نوع خاص درمانی، حتی در یک کشور بسیار چشمگیر است و مقایسه روشهای ارایه خدمات درمانی تفاوتهای بیشتری را آشکار میسازد و مطمئناً نمیتوان فرض کرد که روشهای ارایه یک نوع درمان خاص عیناً یکسان باشد. اگر در استراتژی کاهش تقاضا مواد مخدر، درمان به عنوان یک عامل تکبعدی محسوب شود، محدودیتهایی را هم بدنبال خواهد داشت. بسیاری از معتادان در شرا یعنی به درمان تمایل پیدا میکنند که سالها از اعتیادشان میگذرد و همین موضوع، شانس موفقیت آنها را کاهش میدهد. همچنین بسیاری از معتادان به اعتیاد باز میگردند و به همین دلیل مجبورند برای درمان قطعی خود چندبار برای ترک اقدام کنند.
طی سال 1997 در اروپا، 000/121 نفر تحت درمان اعتیاد به هرویی قرار گرفتند که معادل 46 درصد از کل معتادان مواد مخدر در این کشورها میباشد. تحلیلی مختصر از بررسی نتایج درمان سوء مصرف مواد مخدر در انگلستان نتایج ذیل را نشان میدهد.
..............
134 صفحه فایل Word
فهرست مطالب صفحه
مقدمه ............................................................................................................... 3
تعریف اعتیاد .................................................................................................... 4
وابستگی جسمانی و روانی به دارو ................................................................... 4
مواد مخدر و انواع آن ....................................................................................... 5
شخصیت فرد معتاد به مواد مخدر ..................................................................... 6
ویژگیهای شخصیتی مشترک معتادان ................................................................ 6
اعتیاد در نتیجه بیماری روانی است یا اعتیاد موجب ضعف روحی و روانی
میگردد ............................................................................................................ 7
عوامل اعتیاد ..................................................................................................... 8
زمینههای روانی اعتیاد ...................................................................................... 9
اقدامات پیشگیری ............................................................................................. 10
مبارزه با اعتیاد .................................................................................................. 10
روان درمانی معتادین ........................................................................................ 12
کتابنامه ............................................................................................................. 14
زمینه های روانی اعتیاد
مقدمه
گرایش به مواد تحریک کننده و تسکین دهنده در تمامی طول تاریخ و در بین جوامع مختلف وجود داشته است در جوامع امروز مصرف مواد مخدر به مثابه یکی از غم انگیزترین تراژدیها ابعاد زیستی، روانی و اجتماعی، زندگی بسیاری از انسانها را متأثر می سازد. این معضل دیرین دامنگیر اکثریت قریب به اتفاق کشورها است و تقریباً در کلیه جوامع به طور روز افزون قربانی می گیرد، آمارهای منتشره توسط سازمان بهداشت،کمیته کنترل مواد مخدر جهانی و سازمان یونسکو حاکی از افزایش فزاینده مصرف این مواد در سطح دنیا می باشد و تفاوت بین کشورها در الگوی مصرفی و رده های سنی آنها می باشد مصرف طولانی مدت مواد مخدر با ایجاد اعتیاد نه تنها تأثیر سوء در وضعیت اقتصادی و اجتماعی شخص مصرف کننده یا معتاد می گذارد بلکه در تفاهم خانوادگی نیز نقش تعیین کننده ای را ایفا می کند. از این رو آگاهی از دلایل سوء مصرف مواد به عنوان اولین قدم پیشگیری مطرح می شود. لذا فعالیتی گسترده و فراگیردر همة ابعاد اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی ، آموزشی و … ضروری است، به عبارتی علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد. (یونسکو / ترجمه محسن دهقانی ، 1372)
اعتیاد مسئله ای است با ابعاد اجتماعی ، سیاسی ، روانی پزشکی و حقوقی، بر حسب تخصص خود بیشتر به ابعاد روانی – پزشکی آن می پردازیم و این به معنای اهمیت کمتر جنبه های دیگر اعتیاد نمی باشد. (محمد علی سجاد، فربد ندایی 1365)
تعریف اعتیادواژه اعتیاد از نظر لغوی یعنی عادت کردن و احساس نیاز است. امروزه در منابع علمی بیشتر از واژه وابستگی به دارو (Drug Dependency) استفاده می شود که از سال 1964 میلادی توسط سازمان بهداشت جهانی جایگزین واژه اعتیاد شده است. وابستگی به یک ماده جنبه های روانی، جسمی و رفتاری را شامل می شود. هنگام وابستگی به یک ماده، فرد میل شدید و اجتناب ناپذیری برای مصرف پیدا می کند. در اثر عدم مصرف دارو به خماری، دردهای جسمانی و حالات ناشی از عدم تأمین دچار می شود و در اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت می نماید در نتیجه برای برآورده ساختن این نیاز به انجام رفتارهایی ناگزیر می شود که زندگی فردی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی وی را دچار اختلال می سازد بنابراین تعریف الکل و سیگار هم در ردیف مواد مخدر محسوب می شوند گرچه همه مواد اعتیاد زا، مخدر نیستند. اما مواد مخدر، مهمترین گروه داروهای اعتیاد آور را شامل می شوند مواد مخدر و غیر مخدری که اعتیاد آورند جزو انواع داروها (DRUGS) طبقه بندی می شوند.
وابستگی جسمانی و روانی به دارو
وابستگی به دارو حالت جسمی و روانی در اثر رابطه متقابل موجود زنده و دارو است و ویژگی آن ایجاد عکس العمل هایی است که به شکل رفتارهای خاص و واکنشهای ویژه مانند احساس اجبار به مصرف دارو و بصورت دائم یا دوره ای می باشد.
وابستگی دارویی دارای جنبه جسمانی و روانی است و حالتی است که فرد پس از مصرف آن احساس رضایت می کند و توأم با آن کشش و تمایل برای مصرف دوباره دارو برای کسب لذت و جلوگیری از ناراحتی مینماید. مهمترین عامل مصرف مواد اعتیاد آور وابستگی روانی است. وابستگی جسمانی در اثر تطابق بدن شخص با دارو است که در اثر استعمال پیوسته آن بوجود می آید، در حقیقت بدن فرد به دارو عادت پیدا می کند و عدم استعمال دارو منجر به اختلالات شدید جسمانی می شود وابستگی جسمانی عامل مهمی در تشدید وابستگی روانی به مصرف مواد و یا بازگشت به مصرف مواد پس از ترک اعتیاد می باشد.
........
18 صفحه فایل Word
مقدمه...................................................................................................................
تاریخچه مختصری از روانشناسی ورزش................................................................. 1
فصل اولبخش اول: نقد عملکرد ورزشی............................................................................ 6
الف- عملکرد خوب و بد...................................................................................... 7
ب- عملکرد خوب، باخت..................................................................................... 7
ج- عملکرد ضعیف، برد........................................................................................ 8
د- عملکرد ضعیف، باخت..................................................................................... 8
بخش دوم: سطح انگیختگی/ فعال سازی............................................................... 10
کاهش انگیختگی/ فعال سازی................................................................................. 11
افزایش انگیختگی.................................................................................................. 12
بخش سوم: کنترل و هدایت انرژی........................................................................ 13
شناخت سطح انرژی.............................................................................................. 13
کنترل سطح انرژی................................................................................................. 14
هدایت سطح انرژی............................................................................................... 16
خلاصه................................................................................................................. 18
بخش چهارم: فنون آرمیدگی................................................................................. 18
فواید آرمیدگی چیست؟......................................................................................... 19
فنون آرمیدگی....................................................................................................... 22
خلاصه................................................................................................................. 24
بخش پنجم: تمرین تجسمی................................................................................... 25
تمرین ذهنی برای اجرای بهتر................................................................................. 25
عنوان صفحه
فنون تمرین ذهنی برای دو و میدانی....................................................................... 30
بخش ششم: تمرکز............................................................................................... 30
تمرکز و توجه....................................................................................................... 33
نکته کلیدی........................................................................................................... 37
به سوی تمرکز بهتر................................................................................................ 40
عوامل موثر در تمرکز............................................................................................. 43
افزایش تمرکز....................................................................................................... 45
تمرین مرکزگرایی.................................................................................................. 46
بخش هفتم: اطمینان.............................................................................................. 47
اعتماد به نفس: عاملی مهم برای بهترین عملکرد ورزشی........................................... 47
نگرشها و اثراتشان روی اجرا.................................................................................. 50
قرار گرفتن در چهارچوب صحیح ذهن................................................................... 54
استفاده از خودگفتاری............................................................................................ 55
خود انگاره............................................................................................................ 57
فنونی برای تکامل چهارچوب صحیح ذهن.............................................................. 58
فصل دومبخش اول: انگیزش و ورزش................................................................................ 62
دیدگاههای انسانی به انگیزش: تئوری نیازهای مازلو.................................................. 63
تئوری انگیزه پیشرفت مک کلند و اتکینسون............................................................ 66
ارزیابی تئوری FOS.............................................................................................. 67
بخش دوم: رویکردهای شناختی نسبت به انگیزش.................................................. 68
اسناد.................................................................................................................... 68
مدل اسناد وینر...................................................................................................... 69
عنوان صفحه
ناامیدی آموخته شده و آموزش بازسازی اسناد.......................................................... 70
خودباوری............................................................................................................ 71
پژوهش معاصر روی انگیزه مشارکت ورزشی.......................................................... 73
فصل سوممقدمه: تنیدگی....................................................................................................... 75
بخش اول: تنیدگی و زندگی حرفه ای................................................................... 77
بخش دوم: هزینه تنیدگی....................................................................................... 78
تنیدگی خلبانهای خطوط تجاری............................................................................. 80
تنیدگی کارگران سکوهای صنایع تصفیه نفت و گاز.................................................. 81
تنیدگی کارمندان مراکز هسته ای.............................................................................. 82
بخش سوم: تنیدگی در پاره ای حرفه های پزشکی و پیراپزشکی............................ 84
تنیدگی دندانپزشکان............................................................................................... 84
تنیدگی پرستاران.................................................................................................... 85
تنیدگی مدیران موسسات........................................................................................ 87
بخش چهارم: تعامل سیستمها و شکل گیری پاسخهای ارگانیزم نسبت به
تنیدگی................................................................................................................. 89
نقش هورمونها....................................................................................................... 89
محور هیپوفیز- غدد فوق کلیدی.............................................................................. 89
مکانیزمهای تسریع کننده و بازدارنده ترشحات.......................................................... 90
بیماریهای تنیدگی.................................................................................................. 91
بخش پنجم: زنان در برابر تنیدگی.......................................................................... 93
نشانگان تنیدگی زنان............................................................................................. 93
تنیدگی زنان کارمند................................................................................................ 96
عنوان صفحه
بیماریهای تنیدگی ناشی از رویدادهای استثنایی، تهاجمهای عصر جدید و زندگی
در محیطهای افراطی.............................................................................................. 98
فصل چهارمبخش اول: پیشگیری و درمان تنیدگی.................................................................... 102
شیوه های سنتی..................................................................................................... 103
شیوه های جدید.................................................................................................... 104
بخش دوم: درمانگریها و روشهای مبارزه علیه تنیدگی............................................ 107
تنش زدایی بدنی................................................................................................... 108
تنش زدایی روانی.................................................................................................. 108
تنش زدایی با استفاده از ابزار فنی........................................................................... 109
روان درمانگری..................................................................................................... 109
بخش سوم: پیشگیری و درمان تنیدگی در موسسات............................................... 110
نتیجه.................................................................................................................... 112
فصل پنجمبخش اول: افسردگی در ایران............................................................................... 114
افسردگی در غرب................................................................................................ 118
نقدی بر روانشناسی افسردگی غرب........................................................................ 134
فصل ششمبخش اول: اعتماد به نفس..................................................................................... 142
خودپنداره............................................................................................................. 143
خودپنداره آموختنی و قابل تغییرات......................................................................... 143
خویشتنداری و تاثیر آن بر اعتماد به نفس کودک..................................................... 146
ظاهرسازی و پرورش خودپنداره غیرواقعی.............................................................. 148
عنوان صفحه
روشهای تقویت خودپنداره کودک........................................................................... 149
بخش دوم: اهمیت و نقش بازی............................................................................. 152
بازی و رشد خود.................................................................................................. 153
انواع بازی............................................................................................................. 155
فصل هفتمبخش اول: چگونه بر کم تحرکی غلبه کنیم........................................................... 157
شیوه های تجربی برای رهایی از کم تحرکی............................................................. 159
فصل هشتمچگونه سلامتی به دست آورده خود را حفظ کنید..................................................... 161
فصل نهمدرمان اختلالات روانی با ورزش............................................................................. 165
درمان استرس با یوگا............................................................................................. 166
کلاشا- منبع استرس............................................................................................... 169
میدان های انرژی در بدن........................................................................................ 169
تحقیقات علمی یوگانیدرا....................................................................................... 170
ساماسکاراها.......................................................................................................... 171
غذا خوردن تحت استرس...................................................................................... 173
مقابله با استرس با روش SIT................................................................................. 178
فصل دهمپایان نامه.............................................................................................................. 181
- بررسی اثرات تربیت بدنی بر فشارهای جسمانی- روانی با عنوان شاغل و ارایه
الگوی بهینه ورزشی............................................................................................... 182
- بررسی اثر ویتامینC,Eدر پیشگیری از ضعف سیستمایمنی در ورزشکاران............... 192
عنوان صفحه
- مقایسه رشد اجتماعی و اختلالات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی ورزشکار
و غیر ورزشکار در شهر تهران................................................................................ 194
فصل یازدهمترجمه مقالات اینترنتیمقاله A: تراکم استخوان و افسردگی........................................................................................................... 200
مقاله B: تائید جنسیت در افسردگی: یافتههای واگیر شناسی بدست آمده از مطالعات II و DEPRESI.. 202
مقاله C: خدمات جمعی رفاهی براساس جنسیت افراد، ورزش و بازآفرینی نیروی از دست رفته زنان در
زمان ابتلا به افسردگی در “ایتون”.............................................................................................................. 218
مقاله D: ارتباط کاهش سطح افسردگی در بزرگسالان با انجام حرکات ورزشی درحد متعادل................ 223
فصل دوازدهممنابع:
منابع فارسی................................................................................................................................................. 229
منابع پایان نامه ای....................................................................................................................................... 231
منابع اینترنتی با سایت Ebscohost 232
«مقدمه»
تاریخچه مختصری از روانشناسی ورزش
روانشناسی ورزش به شکلهای مختلف از همن زمانی که روانشناسی پا به عرصه وجود گذاشت، بوجود آمده است. نخستین مطالعه ثبت شده در روانشناسی ورزش در قرن نهم انجام شده است. نورمن تریپلیت[1] (1898) آنچه را که به عنوان نخستین آزمایش در روانشناسی اجتماعی و نخستین آزمایش در روانشناسی ورزش ذکر میشود را انجام داد.
تریپلیت پدیده تسهیل اجتماعی (به طور مفصل در فصل 6 مورد بحث قرار میگیرد) را مورد بررسی قرار داد. او ثابت کرد که دوچرخه سواران تمایل دارند وقتی با شخص دیگری مسابقه می دهند نسبت به زمانی که به تنهایی دوچرخه سواری میکنند، سریعتر برانند. اما تریپلیت پژوهش مربوط به ورزش را بیشتر دنبال نکرد وتا 1920 که اصول روانشناسی ورزش به طور رسمی به ثبت رسید، کاری در این مورد انجام نگرفت.
در 1925 کلیمن گریفث[2] آزمایشگاه پژوهشی ورزش را در دانشگاه الینوئز[3]تاسیس کرد. گریفث، که روانشناسی ورزش را تثبیت کرد و کرسی دانشگاهی برای آن بوجود آورد، دو کتاب درسی مهم را نیز منتشر ساخت و به عنوان مشاور تیمهای حرفه ای ورزشی به کار خود ادامه داد، به همین دلیل اغلب به «پدر روانشناسی ورزش» معروف است. اما روند اولیه روانشناسی ورزش بسیار کند بود و آزمایشگاه پژوهشی ورزش در 1932 به دلیل فقدان بودجه تعطیل شد.
(جارویس، 1380، ص15)
بین 1930 و 1960 (حداقل در جهان غرب) فعالیتهای اندکی در رشته روانشناسی ورزشی انجام گرفت. در اتحاد جماهیر شوروی (سابق) روانشناسی ورزش به طور رسمی مدت کوتاهی بعد از جنگ جهانی دوم مطرح گردید. البته بدستآوردن اطلاعات صحیح راجع به عملکرد روانشناسی ورزش شوروی در دوره جنگ سرد دشوار است، اما عموماً باور بر این است که، در خلال بازیهای المپیک ملبورن[4] (1960) تیمهای اروپا شرقی برای تیم های ملی خود روانشناسان ورزشی استخدام کردند (کریمرواسکولی 1994).
مسلماً می دانیم که در اوایل 1970 تیمهای روسیه و آلمان غربی برای افزایش عملکرد ورزشکارانشان در رویدادهای بین المللی روانشناسان ورزشی استخدام کردند.
روانشناسی ورزشی در آمریکا از 1960 فعالیت مجدداش را شروع کرد و چند سال بعد در انگلیس و باقی کشورهای اروپایی شکل گرفت. این رشته به سرعت در جهان توسعه یافت و از جدیدترین اصولعلمی برخوردار گردید. جالب است که تا اخیراً مطالعه روانشناسی ورزش دقیقاً به جای قرار گرفتن در قملرو روانشناسی در حوزه علوم ورزشی قرار دسته بندی می شد. اما این موضوع به مرور تغییر مکان داد، به طوری که در 1986 انجمن روانشناسی شناخت و در 1993 جامعه روانشناختی انگلیس بخش روانشناسی تمرین و ورزش را تاسیس کرد.
(جارویس، 1380، ص16)
روانشناس ورزش چه کسی است؟
این سوال می تواند به دو روش مطرح شود: چه کسانی می توانند خودشان را روانشناسان ورزشی معرفی کنند و روانشناسان ورزشی چه کاری انجام می دهند؟ در مورد پرسش نخست، فعلاً در انگلیس ثبت نام اجباری روانشناسان ورزشی وجود ندارد، بنابراین (از لحاظ نظری) هر کسی می تواند خودش را یک روانشناس ورزش معرفی کند. البته، غیر اخلاقی است که کسی به اندازه کافی آموزش ندیده باشد و بخواهد از عنوان روانشناس ورزش استفاده کند. انجمن علوم تمرین و ورزش انگلیس (BASES)[5] دفتری برای ثبت نام روانشناسان ورزشی دارد. در کنفرانس سالیانه 1998 بخش روانشناسی انجمن روانشناختی تمرین و ورزش انگلیس اصول اعطای عنوان روانشناس اخبره ورزش (اختصاصاً به افراد واجد شرایط) را تصویب کرد. برای ثبت نام در دفتر BASES به عنوان روانشناس ورزش، یا فرد بایستی ابتدا مدرک روانشناسی و سپس درجه بالاتری در رشته ورزش داشته باشد یا ابتدا مدرک علوم ورزشی و سپس درجه بالاتری در روانشناسی ورزشی بگیرد.
برای دستیابی به اجازه نامه از جامعه روانشناختی انگلیس، ابتدا بایستی شخص دارای مدارک روانشناسی تایید شده جامعه روانشناختی انگلیس باشد و سپس دوره آموزش کار عملی تحت نظارت بعد از دوره لیسانس مصوب این جامعه را بگذارند.
مباحثی پیرامون اعتبار بخشی روانشناسان ورزش وجود دارد. طرح نام نویسی BASES از روانشناسان ورزش تنها از 1992 پا به عرصه وجود گذاشت و تعداد زیادی از روانشناسانی که قبلاً به عنوان روانشناسان ورزش کار می کردند یا نام نویسی نکردند و یا واجدالشرایط تشخیص داده نشدند. آنشیل[6] (1992) خاطر نشان ساخت بسیاری از روانشناسان که تمام وقت با ورزشکاران کار می کردند، یا فرصت لازم برای جمع آوری مدارک را پیدا نکردند، یا اصلاً تمایلی به ادامه روند طولانی مدت شیوههای مورد نیاز برای نام نویسی را نداشتند و بدین ترتیب این نام نویسی برخی از مجربترین اساتید در حوزه روانشناسی ورزش انگلیس را در بر نمی گیرد.
از طرف دیگر، نام نویسی اجباری ملاکی برای رهایی عموم از تردیدها یا شناخت روانشناسان ورزشی غیر واجد شرایط را فراهم آورد. موضوع اعتباربخشی روشی برای مجبور ساختن کسانی است که از عنوان روانشناس استفاده می کنند، تا قانوناً ثبت نام نمایند، به طوری که هم اکنون این موضوع در برخی از کشورها به واقعیت پیوسته است و احتمال دارد این مورد در قرن آینده در انگلیس نیز انجام پذیرد.
راجع به سوال دوم باید گفت، کار روانشناسان ورزش کاملاً متنوع است. انجمن روانشناسی ورزش اروپا (1996) سه تکلیف مهم مربوط به روانشناسان ورزش را شناسایی کرد.
پژوهش: تحقیق در همه جنبه های روانشناسی ورزش؛ هم نظری و هم عملی.تعلیم و تربیت: آموزش دانشجویان، کارمندان و ورزشکاران در حوزه روانشناسی.کاربرد: اندازه گیری و مداخله در مسائل مربوط به ورزش. این جنبه می تواند شامل عمل به عنوان مشاور برای کل تیم یا مشاوره کردن با تک تک اعضای تیم باشد.به دلیل این که روانشناسی ورزش رشته ای جدید و گسترده است، این امکان برای روانشناسان ورزش هست تا دانسته هایشان رادر تمام جنبه ها رشد دهند. امروزه، ملاحظه خواهید کرد که رشته های تخصصی بسیار زیادی در روانشناسی ورزش شکل گرفته است. برای مثال یک روانشناس ممکن است متخصص حوزه انگیزش باشد (به فصل 8 مراجعه کنید). آنها ممکن است صرفاً در موضوع انگیزش به پژوهش بپردازند، به مربیان راجع به انگیزش آموزش دهند و ممکن است با افراد ورزشکار در جهت بهبود انگیزشان کار کنند.
(جارویس، 1380، ص19)
فصل اول
نقد عملکرد ورزشیسطح انگیختگیکنترل و هدایت انرژی
فنون آرمیدگی
تمرین تجسمی
تمرکز
اطمینان
بخش اول: «نقد عملکرد ورزشی»
اغلب ورزشکاران بیش از 15 ساعت در هفته را به تمرین اختصاص می دهند. هزینههایی را هم که صرف تجهیزات، بیمه، مربیگری، و مسافرت آنان می شود، به این زمان تمرین باید اضافه کنیم. در مجموع تمام این تلاشها و مخارج برای “اجرای خوب” در مسابقات مهم صرف می شود.
با چنین سرمایه گذاریی، تعجبی ندارد که هر کس به دنبال پیروزی در رقابت باشد و به همین دلیل است که برنامه های روانشناسی ورزشی مورد توجه قرار می گیرند. یک برنامه استاندارد روانشناسی ورزشی شامل هدف گذاری، تمرین آرمیدگی، تجسم و تمرین تمرکز است. چنین برنامه ای نیازمند زمان و تلاش است، ولی این مهارتها در سایر زمینه های زندگی مانند مطالعه و کار نیز بکار می آیند، بنابراین عموماً سرمایه گذاری در آن مقرون به صرفه است.
برخی از روشها و مهارتها مانند تمرینات آرمیدگی، پیش از اینکه با اطمینان در مسابقات مهم به کار گرفته شوند، به تمرین زیادی نیاز دارند، اما برخی دیگر چنین نیستند. یکی از این فعالیتها که ورزشکاران می توانند فوراً از آن سود ببرند و به شیوهای آسان آن را انجام دهند، نقد عملکرد ورزشی است.
یک نقد عملکرد موثر: اطمینان از افزایش می دهد، برای هر نوبت تمرین، هدف را مشخص می کند؛ به تکمیل راهبرد رقابتهای آتی کمک می کند؛ و زیان عملکرد ضعیف را به حداقل می رساند.
طرح زیر، پیامدهای احتمالی یک مسابقه را به شکلی ساده نشان می دهد. اجازه دهید تا هر موقعیت را به طور جداگانه بررسی کنیم و ببینیم که گذراندن چند دقیقه از وقت به نقد عملکرد، چه ارزشی خواهد داشت.
(وینتر، مارتیز، 1379، ص27)
الف) عملکرد خوب، برد
این، حالتی است که ورزشکاران برای آن تلاش می کنند و زمانی که اتفاق بیفتد، باید آن را جشن گرفت؛ بویژه اگر در یک مسابقه مهم رخ دهد.
احتمالاً شما از اینکه خوب عمل کرده اید و بازی را برده اید، احساس رضایت میکنید. نقد عملکرد می تواند برای ایجاد اطمینان و تقویت رفتار خوبی که انجام دادهاید، مفید باشد. بسیاری از ورزشکاران نخبه تمایل دارند از اجرای خود یک مرور ذهنی به عمل آورند، مسابقه را تجسم کنند و احساس موفقیت را فراخوانی نمایند. اما عده ای هم پس از یک اجرای خوب ورزشی جشن می گیرند و انتقاد از عملکرد خود را فراموش می کنند؛ که کار بسیار ساده ای است.
به هر حال، نقد عملکرد ورزشی، و نه نقد نتیجه مسابقه، یک سرمایه گذاری مدبرانه است. در یک نقد عملکرد، شما بر اعتماد به نفس خود، و اینکه فشار را چقدر خوب تحمل کرده اید، و یا تمرکز خود را چگونه حفظ نموده اید، تاکید می کنید. سعی کنید که به پذیرفتن اجرای خوبتان بسنده نکنید؛ بلکه به خود پاداش دهید، رفتار مثبتی با خود داشته باشید، و بیش از همه به خاطر داشته باشید که عاملی باعث اجرای خوب شما شد.
(وینتر، مارتیز، 1379، ص28)
ب) عملکرد خوب، باخت
وزشکار نخبه باخت را دوست ندارد؛ ولی این واقعیت را می پذیرد که با وجود خوب عمل کردن و بهترین بازی خود را عرضه کردن، بازهم احتمال باخت وجود دارد. در نتیجه، پس از باخت خود بسختی تلاش می کند تا افسرده و آشفته نشود و در عوض، به جنبه های مثبت اجرای خود فکر کنند. آنها به طور حتم، راهبردها و برنامه های تمرینی خود را برای بهتر عمل کردن در نوبت بعد، مرور می کنند، ولی با سرزنش کردن خود به خاطر چیزی که در کنترل آنها نبوده است، اعتماد به نفس خود را نابود نمی کنند. بله، اندکی زجرآور است که خوب اجرا کنید، ولی برنده نشوید، و خیلی طبیعی است که به احساسات شما لطمه وارد شود. اما باید کیفیت عملکرد خود را بازشناسی کنید. فقط به نتیجه فکر نکنید. کمی هم به شیوه ای فکر کنید که با آن با موقعیت سخت برخورد کرده اید. به شیوه ای فکر کنید که تمرکز کرده اید؛ و به روشی که با استفاده از آن تا پایان مسابقه مصمم مانده اید. این حالتهای روانی، مفید و موثرند. آنها را نادیده نینگارید؛ زیرا در این صورت، بار دیگر که به آنها نیاز دارید، در اختیار شما نخواهند بود.
(وینتر، مارتیز، 1379، ص28)
ج) عملکرد ضعیف، برد
این حالت اغلب در رقابتهای محلی که حریف زیاد قوی نیست، رخ می دهد. معمولاً ورزشکاران ناپخته با قبول ستایشها و تحسینهایی که به خاطر برنده شدن از آنها می شود، خودشان را گول می زنند. از سوی دیگر، ورزشکاران پخته و بالغ که به پیشرفت می اندیشند، از مردم به خاطر حسن ظنشان تشکر می کنند؛ و در عین حال با جدیت به کار می پردازند تا عملکرد ضعیف مجدداً تکرار نشود.
............
230 صفحه فایل Word
مقدمه
انسان در زندگی روزمره خود با استرس ها و فشارهای متعدد ی روبرو است. دوران نوجوانی که ا ز آن به نام دوره بحران طوفان و استرس تا دوره زایش دوباره یاد کرده اند یکی از حوادث پراسترس زندگی هر فردی است. نوجوان در این دوره از طرفی با گذر از دوره کودکی به بزرگسالی با تغییرات وسیع جسمانی و رشد شناختی مواجه بوده و از طرف دیگر با مسائلی همچون رشد هویت، دستیابی به استقلال از خانواده در عین حفظ ارتباط با آن، پذیرفتن نقشهای اجتماعی در ارتباط با گروه همسالان و تصمیمگیری درباره آینده و شغل روبرو است. دوران نوجوانی زمان کشف یا آگاهی از ارزشهای فرهنگی و معنوی ودوران تضادها وتعارضها، تخیل و رویاها وسن مشکلات و مسائل اوست. استرس های نوجوانی گستره ای از وقایع روزمرهای همچون، انجام ندادن تکالیف مدرسه، نداشتن آمادگی کافی برای امتحان، گم کردن وسایل و اختلاف با دوست همکلاسی تا وقایع عمده ای همچون طلاق والدین، اعتیاد یکی از والدین، بیماری یا مرگ یکی از اعضای خانواده را دارد. به اعتقاد هولمز[1] و راهه[2] (1967) هر حادثه ای که نیاز به سازگاری قابل ملاحظه ای در زندگی فرد داشته باشد ممکن است استرس زا باشد. آنچه که این موضوع را با اهمیت تر جلوه میکند، شیوه کنار آمدن با این استرس زا هاست. برخی افراد به هنگام وقوع مشکل تمام نیرو و اندیشه خود را در جهت حل مشکل بسیج مینمایند وبرخی بر عکس به عوارض و پیامدهای مشکل می پردازند به گونه ای که تنها سعی میکنند از پیامدهای هیجانی آن بکاهند، در حالیکه مشکل همچنان به قوت خود حل نشده باقی است. درهر صورت، استرس بر این دو دسته افراد آثار متفاوتی برجای میگذارد. دسته اول افرادی سازگارتر کم استرس تر و خوش بین ترند چون به مشکل به عنوان موضوعی حل شدنی می نگرند و دسته دوم رنجورتر مضطرب تر، افسرده تر وبدبین ترند چرا که استرسها را همچون کوهی که سایه خود را بر زندگی آنها گسترانیده، می بینند. در این میان نوجوانان با دلمشغولی هایی همچون تکلیف مدرسه، سازگاری با گروه همسالان، برآورده کردن تقاضاهای والدین ، انتخاب رشته تحصیلی و آمادگی برای کنکور دانشگاه و اندیشیدن به آینده تحصیلی و شغلی مواجهند که هر یک به نوبه خود فشار روانی عدیده ای را به زندگیشان تحمیل میکند. در این میان آنچه که اهمیت و ضرورتش را نمایان میسازد قدرتمند کردن نوجوانان به شیوه ها و راهکارهایی صحیح در جهت کنار آمدن با این استرس زاهاست، تا بتوانند از این مراحل با حفظ سازگاری و سلامت روان عبور کرده و با مشکلات به عنوان پدیدههایی حل شدنی مواجه شوند، نه آنکه از آنها اجتناب کنند.
1-1- بیان مساله
نوجوانی دوره ای بین کودکی و بزرگسالی است که او را با زنجیره ای از موانع تحولی و چالش های عدیده ای روبرو میسازد. درابتدا تکالیف طبیعی همچون تحول هویت و دستیابی به استقلال و سازگاری با همسالان وجود دارد. مرحله دوم گذر از کودکی به بزرگسالی است که باتغییرات فیزیولوژیکی در بدن و تحول شناختی مشخص میشود. این مرحله زمانی است که فرد نیازمند انجام نقش های اجتماعی در رابطه با همسالان و افرادی از جنس مخالف، انجام تکالیف مدرسه وتصمیم گیریهایی در رابطه با شغل میباشد (فرایدنبرگ[3]،1997). از آنجا که تغییرات و وجود تکالیف متفاوت نوجوان رادر معرض استرس عدیده ای قرار می دهد، لزوم واهمیت سازگاری و کنار آمدن با این استرس ها در این دوره نمایان میگردد. با توجه به این مقدمه اندکی به راهبردها و مهارتهای کنار آیی می پردازیم. کنار آمدن، متشکل از پاسخهایی (افکار، احساسات واعمالی ) است که فرد در برخورد با موقعیت های مشکل داری که درزندگی روزمره و در شرایط خاص با آنها مواجه میشود، بکار میگیرد. گاهی اوقات مشکلات حل می شوند و گاه در تلاش فردی برای برخورد با محیط مورد اغماض قرار میگیرند (فرایدنبرگ، 1997).
لازاروس[4] (1984) کنار آمدن را شامل کوششهایی به منظور سازگاری و انطباق با شرایط استرس آور در تلاش در جهت کاهش پیامدهای منفی ناشی از منبع استرس می داند.
در زمینه کنار آمدن با استرس[5] ،دو شیوه اصلی کنار آیی وجود دارد. شیوه اول روش متمرکز بر مسئله است یعنی فرد به استرس به عنوان موضوعی حل شدنی و هدف اصلی مینگرد و شیوه دوم روش متمرکز بر هیجان است. یعنی فرد مشکل را حل نمیکند بل سعی در کاهش پیامدهای هیجانی مشکل دارد. شماری از محققین، افرادی را که بوسیله کاهش دادن یا اجتناب کردن با استرس کنار آمده اند را با افرادی که از راهکارهای بیشتر مقابله ای و یا هوشیارانه نظیر جمع آوری اطلاعات و اقدام به عمل استفاده نموده اند، مقایسه کردند (هولاهان[6] و موس[7]، 1987) . در مجموع تحقیقات نشان می دهد که شیوه مقابله نسبت به اجتناب راهکار موفق تری است. افرادی که مستقیما با مشکل مواجه میشوند نه تنها با احتمال بیشتری آن را حل میکنند بلکه برای تحت کنترل درآوردن استرس در آینده بهتر آماده میشوند. در واقع برخی پژوهشها معتقدند، اجتناب مزمن از مشکلات، افراد را در معرض خطر استرس افزوده و شاید مسائل مرتبط با سلامتی قرار دهد (گین[8]، 1995).
مطالعه رود[9]، لونیسون[10] ، تیلسون[11] و سیلی[12] (1990) نشان داد که کنار آیی مسئله مدار[13] (در جهت حل مسئله) با افسردگی ارتباطی نداشت، اما شیوه ناکار آمد گریز رابطه مثبتی با افسردگی همزمان داشته و نیز با سطوح بالاتر افسردگی در آینده بدنبال رویدادهای پراسترس که در طی دو سال بعد رخ داد، همراه بود (گین، 1995).
تفاوتهای فردی نقش مهمی را در فرایندهای استرس و کنار آمدن بازی میکنند یکی از این متغیرها خوش بینی است. خوش بینی[14] رابطه منفی با انکار و فاصله گرفتن از مسئله دارد. خوشبینی تمایل به استفاده از کنار آمدن مسئله مدار و پذیرش استرس زندگی به شیوه ای واقعی دارد (کاسیدی[15]، 1999). به عبارت دیگر عامل کلیدی که افرادی که بطو موثری با مشکلات کنار می آیند را نسبت به کسانی که ممکن است چنین نباشند متمایز میکند، سبک اسنادی[16] آنهاست (آبرامسون[17] و همکاران 1978به نقل از کانینگهام[18]، 2001).
اسنادها، نگرش ها ، باورها و ارزیابیهایی هستند که مردم برای توصیف حوادثی که برایشان اتفاق می افتد، بکار می برند. سبک اسنادی که برای اولین بار در دهه1970 مطرح شد در حقیقت بر مدل درماندگی آموخته شده[19] افسردگی استوار است. اسناد کردن فرایندی منطقی و نظامدار است که طی آن شخص با ارزیابی دقیق از یکسری اطلاعات ودلایل رفتار دیگران را تفسیر میکند. در بعضی موارد ممکن است اسناد صحیح باشد، اما واقعیت این است که در بسیاری موارد این ارزیابی ها، با سوگیریهایی همراه است.
در موارد عدیده ای، افراد اسنادهای اشتباه غیرواقعی، دررابطه با حوادث زندگی شان درنظر میگیرند و این اسنادهای اشتباه به نوبه خود استرس افزوده ومشکلات روانشناختی متعددی را ایجاد نموده و تداوم می بخشند. به عنوان مثال فردی که از پایین بودن عزت نفس رنج می برد، مشکلات و موقعیت های منفی را بطور گسترده ای به دلایل درونی مثل عدم تلاش یاعدم توانایی و حوادث مثبت را به دلایل بیرونی مثل خوش شانسی و ساده بودن تکلیف نسبت میدهد، در حالی که واقعیت چنین نیست. در حقیقت عزت نفس آنها به یک اسناد اشتباه آغشته شده است. بعبارتی عزت نفس آنها پایین است و هیج چیز حتی موفقیت های بزرگ هم نمیتواند آنرا بالا ببرد (بارون[20]،1992،به نقل از هیبت الهی, 1373).
معمولا اسنادهای سببی در سه بخش طبقه بندی می شوند:
1-درونی بودن در برابر بیرونی بودن
2- پایداری در برابر ناپایداری
3- کلی بودن در مقابل خاص بودن
برخی مطالعات نشان داده که افراده افسرده در مقایسه با افرادعادی بیشتر از اسنادهای کلی، پایدار و درونی برای رویدادهای منفی و از اسنادهای خاص، ناپایدار و بیرونی برای رویدادهای مثبت زندگی شان استفاده میکنند. (ریکلمن[21] و هافمن[22]،1995).
مدل درماندگی آموخته شده اصلاح شده، چنین می پندارد که اینگونه افراد برای رویدادهای بد، عادت به پاسخ دادن با اسنادهای درونی ، ثابت و فراگیر و برای رویدادهای خوب، اسنادهای بیرونی، موقتی و خاص آن رویداد را دارند.
از بعد نظری بنظر می رسد که اسناد علی مقدم برانتخاب راهکارهای کنار آیی است. در این صورت انتظار می رود تغییر سبک اسنادی باید تغییراتی در شیوة کنار آمدن اثر بگذارد (کانینگهام و همکاران 2002).
بر طبق مدل شی یر[23] و کارور[24] خوش بینی و بدبینی بعنوان انتظار پیامدهای تعمیم یافته مثبت و منفی تعریف می شوند و باور دارند که این دو تعیین کننده های مهم سازگاری اند (شییروکارور، 1985). به عبارتی خوش بینی با پیامدهای روانشناختی مثبت تر و در مقابل بدبینی با پیامدهای روانشناختی منفی تر رابطه دارد.
در رابطه با سبک های کنار آیی نیز شواهد متقاعد کنندهای وجود دارد که نشان میدهد سبک های کنار آیی پیش بینی کننده های مهم روانی هستند. مطالعات روی نوجوانان بطور ثابتی به این نتیجه رسیده که حتی در موقعیت های غیر قابل تغییر ، افسردگی با سبک کنارآیی سازنده یا مسئله مدار رابطه ای معکوس و با سبک کنار آیی اجتنابی یا غیر سازنده رابطه مثبتی دارد (گلای شاو[25] و همکاران 1989، اباتا[26] وموس، 1991، سیفگ و کرنک[27]، 1993، گارمزی[28]، 1993، گانینگهام و واکر[29]، 1999 به نقل از کانینگهام 2002). آنها پیشنهاد کردند که مداخلات پیشگیرانه آینده باید با تمرکز بیشتر بر کاهش راهکارهای کنارایی غیر انطباقی در مقایسه با هدف معمول تر افزایش کنار آیی مسئله مدار باشد.
1-2- ضرورت و اهمیت تحقیق
دوره نوجوانی دوره گذار به بزرگسالی است و نوجوانان علاوه بر استقلال باید با فشارهای روانی ناشی از بلوغ و هورمونهای جنسی، در حوزه تحصیلی با مسائلی همچون تکالیف درسی، انتخاب رشته و درآینده با مسئله شغل وحرفه روبرو شوند.
گزارشات مندرج درادبیات نوجوانان نگرانی هایی را درمورد سطوح بالای دیسترس روانشناختی در جوانان ابراز داشته اند. هر چند بر آوردها تفاوت قابل توجهی را نشان می دهند ، اما احتمال دارد در هر برهه زمانی تقریبا از نوجوانان دچار دشواریهایی درعملکرد روانشناختی باشند تا حدی که با پیشرفت تحصیلی وتحول روانشناختی شان تداخل کند.
با درنظر گرفتن این مسئله، این موضوع حیاتی است که عوامل مرتبط و پیش بینی کنندههای مهم این وضعیت ها را بشناسیم.
علاوه بر آن برنامه های مداخله ای که تنها بر افراد پرخطر تمرکز دارند، نیازهای بسیاری از کودکان ونوجوانانی که ممکن است از چنین برنامه هایی سودببرند، را برآورده نمیسازد. در گزارشی که اخیرا در مجله پزشکی استرالیا به چاپ رسید روزنمن[30] (1998) قویاً به این بحث پرداخت که برنامه های ارتقا سلامتی درکاهش خطر کلی در تمامی جمعیت ها مورد نیاز است.
در اصل مشکلات درعملکرد روانشناختی بازتابی از دشواریهایی در کنار آمدن با نگرانیها و استرس های زندگی روزانه است (فرایدنبرگ، 1997). راهکارهای کنار آیی که مکررا با سبکهای کنار آیی در نظر گرفته می شوند ممکن است انطباقی یا غیر انطباقی باشند. همچنین این سبک ها پیش بینی کننده های مهم فشار روانی اند.
کنار آمدن ذاتا بد یا خوب نیست بلکه میتواند از راهبردهای بارور یا ناباور تشکیل شود، همچنین کنار آمدن میتواند با عنوان ( کارآمد) یا (ناکارآمد) نام گذاری شود. کنار آمدن کار آمد هنگامی اتفاق می افتد که مشکل تعریف و راه حل های جایگزین پیشنهاد و به آنها عمل شود. کنار آمدن ناکار آمد اشاره به مدیریت و تبیین احساساتی است که ممکن است در شکلگیری هدف نقش داشته باشند به ویژه هنگامی که با حوادث خارج از کنترل فرد مقابله میکند همراه باشد (کامپاس[31]، 1992 به نقل از فرایدنبرگ، 1997)
................
2-1- استرس یا فشارروانی
فیزیولوژی یا روان شناختی ناخوشایندی است که در پاسخ به محرک های تنش زا ایجاد میشود (برمنر[1] و داگلاس[2]، 2002) فشار روانی در نتیجه حوادث غیر مترقبه یا چالش انگیز در محیط ایجاد می شود و حوادث تنش زا فرد را وا می دارد تا خود را مجدداً با محیط سازگار کند (کوپر[3] و مارشال[4]، 2001، به نقل از شعاع 82).
بدن انسان به صورت سازمان واحدی عمل می کند هر قسمت از بدن فرد بر عملکرد قسمتهای دیگر تاثیر می گذارد.
اگر فرد تحت تنش زیادی قرار بگیرد و نتواند به طور صحیح با آن برخورد کند، موادی در بدن تولید می شود که موجب عرق کردن کف دست ها، تند شدن ضربان قلب، افزایش ادرار، و اسهال و… می گردد. واضح است که افراد نسبت به تنش واکنش های متفاوتی نشان میدهند، گاهی اوقات چیزهایی که در زمانی استرس زا هستند در زمان دیگر استرس زا نیستند. اگرچه مقداری از تنش برای سازگاری فرد، مثبت و لازم است ولی قرار گرفتن در معرض استرسهای زیاد و شدید موجب ایجاد و تشدید برخی از بیماریهای جسمی و روانی میشود (برمنر و داگلاس، 2002، به نقل از شعاع، 82).
2-2- تعریف استرس
در فرهنگ روان شناسی (رزم آزما، 1370) این اصطلاحات به عنوان حالتی توصیف شده که در آن ارگانیزم در اثر وجود عوامل یا شرایطی که مکانیزم های حیاتی او را تهدید می کنند، دچار عدم تعادل می شود. این حالت می تواند دارای منشاء فیزیکی نظیر ضربه، سرما یا منشاء شیمیایی نظیر سموم، عفونت ها و یا منشاء روانی (هیجانات) باشد. به نظر پورافکاری (1376) مراد از استرس یا فشار روانی «اصطلاحی است که در طب و زیست شناسی به صور گوناگون به کار گرفته شده است. گاه رویدادها یا موقعیت های مضر برای ارگانیسم و گاه تنش روان شناختی ناشی از این رویدادها و موقعیت ها فشار ارگانیسم و گاه تنش روان شناختی ناشی از این رویدادها و موقعیت ها فشار روانی شمرده می شود.» به مفهوم دقیقتر، به هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم اختلال به وجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز کند، استرس گفته می شود (شعاع، 82).
استرس ممکن است به صورت محرکهای فیزیکی، عفونتها، واکنشهای آلرژیک و یا به صورت تغییر کمی در جو روانی- اجتماعی باشد. تفاوت در این است که اولی یک عامل تنش زای فیزیولوژیکی است که تاثیر خود را از طریق هیپوتالاموس، غده فوق کلیوی، سلسله اعصاب سمپاتیک و ترشح هورمونهای مختلف به جا می گذارد و دیگری علاوه بر قدرت تهدیدی که اصولاً در عامل استرس زا نهفته است، با درک شخص از آن عامل نیز ارتباط دارد (برمنر و داگلاس، 2002). فشار روانی اصطلاح مبهمی برای توصیف موقعیت، شی یا شخص فشارزا است که احساسات و پاسخهای فیزیکی را در افراد برمی انگیزاند و پیامدهای رفتاری، شناختی و یا فیزیولوژیک به همراه دارد. برای درک بهتر این مفهوم سه الگوی کلی توسط فورمن[5] مطرح شده که در این جا بیان می شود. این مدلها شامل مدل محرک، مدل پاسخ و مدل تعاملی است.
2-3- مدلهای استرس 2-3-1- مدل محرک
این مدل استرس را واقعه محرکی می داند که نیازهای محیطی را برارگانیسم تحمیل می کند (هولمز و راهه، 1967).
نیازهایی که فورمن (1993) معرفی نمود شامل (1) فجایع که شماری از افراد به آن مبتلا میشوند همچون جنگ یا زلزله (2) رویدادهای عمدهای که گریبانگیر تعداد بسیار کمی از افراد می شود، همچون طلاق یا مرگ یک والد (3) گرفتاریهای روزمره ای همچون عدم موفقیت در یک امتحان، دلتنگی برای دوست صمیمی.
کومپاس[6] (1987) بین محرک حاد و مزمن که بر نوجوان فشار تحمیل می کند و به پاسخی سازگارانه نیاز دارد، تمایز قائل می شود. نیازهای حاد می توانند شامل یک واقعه گذرا زندگی همچون اولین دوست یابی یا رخداد قاعدگی بوده، می توانند یک رویداد غیر معمول چون جنگ یا رویدادی ناشی ازتجمع تجاربی همچون بیماری یا درگیری در مدرسه باشند.
نیازهای مزمن با وقایع تکرار شونده زندگی در ارتباط هستند، وقایعی چون ناتوانی جسمی، بیماری در حال پیشرفت یک والد یا مشکلات مالی هستند. استرس زاهای حاد ممکن است به استرس زاهای مزمن مبدل شوند. محدودیت این تعریف این است که قادر به در نظر گرفتن تفاوتهای فردی در درک استرس و توانایی کنار آمدن با آن نیست. بطور مثال نوجوانی ممکن است به دنبال جدایی والدینش نتواند روی درسهایش تمرکز داشته باشد و رفتار بزهکارانه نشان دهد، در حالی که نوجوان دیگری ممکن است از نظر اجتماعی درون گرا شود اما با تمرکز موثرش به انجام تکالیف مدرسه ادامه دهد.
2-3-2- مدل پاسخ
این مدل استرس را پاسخ بیولوژیکی و روانشناختی از طرف فرد به نیازهای محیطی میداند (سلیه[7]، 1974). استرس به عنوان پاسخ غیر اختصاصی (معمول) از سوی بدن تعریف میشود که ذهن یا جسم را تحت تاثیر قرار می دهد (سلیه، 1991 ص22). بنابراین پاسخ جسمی به نیازهای محیطی است. این تعریف استفاده گسترده ای در درک اثرات مرتبط با سلامتی استرس داشته است. بر طبق این دیدگاه استرس واکنش بدن به رویدادهای روزمره و چگونگی درک ما از این وقایع است. به طور مثال، یک تکلیف درسی ممکن است برای برخی دانش آموزان فرصتی برای ممتاز شدن قلمداد شود اما دیگران آن را به عنوان وظیفه ای کمر شکن ادراک کنند. هر نیاز یا هر استرس زا تعادل یا توازن ارگانیزم زا مختل می کند و این پاسخ تلاشی برای دستیابی به هموستاز[8] است که منجر به بازیابی مجدد این تعادل می شود. سلیه خاطر نشان می کند، نشانگرهای فیزیولوژیکی پاسخ فردی به استرس هستند، که تلاش منحصر به فرد و خواست بدن را برای حفظ زندگی ترتیب می دهند. به طور مثال زمانی که گرم می شویم، نیازمند کاهش دما هستیم تا خنک شویم. بنابراین بدن عرق می کند. زمانی که بدنمان سرد است، بدن می لرزد تا گرمای بیشتری تولید کند. غدد آدرنال واکنش گرهای اولیه بدن نسبت به استرس هستند. این رویکرد با این دیدگاه که استرس تنها در ذهن ماست در تضاد است.
تحقیقات در زمینه استرس از دهه 1920 از زمانی که والترکانن[9] نشانگان جنگ یا گریز[10] را به عنوان پاسخ بدن به نیاز برای حفاظت از خود در برابر تهدید معرفی کرد، گسترش یافته است. بدن انرژی مورد نیاز در موقعیتهای استرس زا را تأمین می کند. در واقع فعالیت غدد معینی همچون غده فوق کلیه به هنگام تهدید یا استرس زایی در محیط بدن همچون یک بیماری، هیجان یا مصرف دارویی آغاز می شود. به طور مثال، آدرنالین میزان ضربان قلب، فشار خون و به طور همزمان قند خون را بالا می برد. هورمون انسولین قند خون را به طور معکوسی کاهش می دهد. عدم تعادل بین نیاز و تأمین این نیاز، لزوم سازگاری مجدد را مطرح می سازد. به عبارتی سلیه دریافت، استرس پاسخی غیر اختصاصی است که بدن بدون توجه به ماهیت عوامل استرس زا، پاسخ مشابهی نشان می دهد. سلیه با طرح سندرم انطباق عمومی نشان داد که چگونه بدن خود را برای مقابله با استرس آماده می کند به نظر او این مقابله در سه مرحله انجام میشود در مرحله اول که هشدار نامیده می شود بدن پیامهای فشاری ساطع میکند (فرایدنبرگ، 1997). در این مرحله موجود زنده برای برخورد با یک تهدید بسیج می شود و فرآیندی است که متوجه غدد آدرنال است، این غده محرک فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک می باشد (میزان تنفس، ضربان قلب و فشار خون افزایش می یابد، خون به سمت عضلات گسیل می شود، هضم غذا کاهش می یابد و غیره). مرحله دوم مقاومت نام دارد، موجود زنده در این مرحله تلاش میکند از طریق رویارویی با تهدید مقابله کند. سومین مرحله خستگی است. چنانچه موجود زنده منابع فیزیولوژیکی اش در فرایند تلاش برای فائق آمدن بر تهدیدی تخلیه شود این مرحله رخ میدهد. بنابراین مواجهه مکرر یا دراز مدت با استرس سبب فرسودگی و از هم گسیختگی بدن می گردد (ورتمن[11] و همکاران، 1998).
هیپوتالاموس نقش عمده ای در مهار تنظیم کننده های بزرگ سیستم عصبی و ایمنی ایفا نموده و دستگاه عصبی را به دستگاه غددی مرتبط می کند. تحریک هیپوتالاموس ترشح هورمونها را از دستگاه غددی افزایش می دهد. هیپوتالاموس موادی تولید می کند که غده هیپوفیز را قاعده مغز به فعالیت وا می دارد. در نتیجه غده هیپوفیز فعال می شود و هورمون فعال کننده آدرنال را به جریان خون می فرستد این هورمون زمانی که به غدد آدرنال میرسد ترشح کورتیکوئیدها را فعال می کند. قدم بعدی در زنجیره رویدادها آزاد شدن آدرنالین توسط ناحیه مرکزی غده فوق کلیوی است. بدن در این مرحله با آنچه که به عنوان واکنش جنگ یا گریز شناخته می شود پاسخ می دهد. این پاسخ با افزایش ضربان قلب، فرستادن خون بیشتر به ارگانهای حیاتی، تنفس عمیق تر، قدرت بینایی بیشتر و خشکی دهان مشخص می شود همه اینها پیش از آزاد شدن این مواد شیمیایی در بدن کل بدن را تحت تاثیر قرار می دهند، اینگونه که به بدن اعلام می کنند یا با استرس دست و پنجه نرم کن یا به هر قیمتی از آن اجتناب کن. زمانی که استرس پابرجا می ماند پیامهایی وجود دارند که به ما می گویند ، تحت فشار هستیم بطور مثال زخمهای معدی پاسخ بدن به سطوح افزایش یافته کورتیکوئیدها در خون هستند . دستگاه عصبی خودکار نیز دراین زمینه نقش ایفا میکند . غدد ، هورمونهایی را تولید میکنند که پاسخهای بدنی حمایت کننده را تحریک میکند . آنها پاسخ بدن را به شیوه ای تنظیم میکنند که جهت ایجاد سازگاری به فرد اعلام می دارد ، از آسیب اجتناب کن ( فرایدنبرگ، 1997 ) .
.......................... 149 صفحه فایل Wordفهرست مطالب
عنوان
صفحهمقدمه................................................................................................. 4
بیان مسأله........................................................................................... 5
اهمیت و ضرورت تحقیق....................................................................... 6
اهداف پژوهش..................................................................................... 7
- هدف کلی....................................................................................... 7
- اهداف جزئی.................................................................................... 7
سؤالات پژوهش................................................................................... 7
فرضیه های پژوهش.............................................................................. 8
تعریف متغیر.............................................................................................................. 8
- تعریف نظری.................................................................................... 8
- تعریف عملیاتی..................................................................................................... 8
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیقمقدمه................................................................................................. 10
بخش اول: سوابق نظری......................................................................... 10
تاریخچه طرح هوش هیجانی................................................................... 10
تعاریف هوش هیجانی........................................................................... 13
خصایصی که هوش عاطفی را می سازند.................................................. 14
گستره هوش هیجانی............................................................................. 15
هوش هیجانی و توانایی شغلی................................................................ 15
هوش هیجانی و موفقیت زناشویی........................................................... 16
هوش هیجانی و اختلال های روانی.......................................................... 16
هوش هیجانی و حافظه............................................................................................ 17
هوش هیجانی و آینده.............................................................................................. 17
آموزش و پرورش و افزایش هوش هیجانی........................................................... 17
نقش مدرسه در پرورش هوش هیجانی................................................................... 19
هوش هیجانی از دیدگاه بار-اُن............................................................................... 20
مشخصات هوش هیجانی بار- اُن............................................................................ 21
حیطه های پرسشنامه هوش عاطفی بار-اُن............................................................. 22
نحوه نمره گذاری پرسشنامه..................................................................................... 23
معرفی سئوالات مربوط به هر مقیاس...................................................................... 24
کلید نمره گذاری آزمون هیجان بهر بار-اُن............................................................ 25
ارزیابی پرسشنامه هوش عاطفی بار-اُن.................................................................. 26
لزوم هنجاریابی پرسشنامه هوش عاطفی بار-اُن..................................................... 26
بخش دوم: سوابق پژوهشی..................................................................................... 27
پژوهش های خارجی............................................................................................... 27
پژوهش های داخلی................................................................................................. 33
فصل سوم: روش شناختی تحقیقمقدمه......................................................................................................................... 40
روش تحقیق.............................................................................................................. 40
جامعه تحقیق............................................................................................................. 40
نمونه تحقیق.............................................................................................................. 40
روش نمونه گیری..................................................................................................... 41
ابزار پژوهش............................................................................................................. 41
روش اجرای تحقیق.................................................................................................. 42
روش های تجزیه و تحلیل داده ها.......................................................................... 42
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده هامقدمه......................................................................................................................... 45
1- ماتریس همبستگی سئوالات آزمون با هم و با نمره کل................................. 46
2- ماتریس همبستگی خرده مقیاس ها قبل از تحلیل............................................ 46
3- محاسبه پایایی کل آزمون.................................................................................. 51
4- تحلیل پایایی درونی مقیاس های پرسشنامه هوش هیجانی............................ 52
5- شاخص های توصیفی خرده مقیاس ها و میانگین کل هوش هیجانی........... 53
6- ماتریس همبستگی کل خرده مقیاس ها با هم و با نمره کل........................... 54
7- تحلیل عوامل به روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس..................... 54
فرضیه های تحقیق.................................................................................................... 55
نتیجه نهایی تحلیل پرسشنامه................................................................................... 57
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیریمقدمه......................................................................................................................... 59
مروری بر تحقیق....................................................................................................... 59
بحث و نتیجه گیری.................................................................................................. 60
پیشنهادات تحقیق..................................................................................................... 61
- پیشنهاد به والدین................................................................................................. 61
- پیشنهاد به دانش آموزان....................................................................................... 62
- پیشنهاد به معلمان................................................................................................. 62
- پیشنهاد به مسئولین آموزش و پرورش............................................................... 62
- پیشنهاد برای تحقیقات آینده............................................................................... 63
محدودیت های تحقیق............................................................................................. 63
- محدودیت های تحت کنترل پژوهشگر.............................................................. 63
- محدودیت های خارج از کنترل پژوهشگر......................................................... 64
منابع و مآخذ............................................................................................................. 65
منابع فارسی.............................................................................................................. 65
منابع انگلیسی........................................................................................................... 70
منابع اینترنتی............................................................................................................. 71
..............
چکیده
در دهه های اخیر ابعاد جدیدی از هوش به عنوان یکی از توانائیهای شناختی انسان شناسایی و مطرح شده است. یکی از مؤلفه های جدید هوش که توجه شایانی را به خود جلب کرده و پژوهشهای مختلفی را رقم زده است “هوش هیجانی” است که براساس سوابق موجود نخستین بار توسط داروین (1837) مطرح شده است. پس از بررسی های مختلف، جهت سنجش و راه اندازی این نوع هوش ، بار – اون (1988) پرسشنامه ای 117 ماده ای با مقیاس لیکرت تهیه کرده و این ابزار در تحقیقات مختلف مورد استفاده واقع شده است. به موازات معرفی این آزمون، مطالعات مختلف اعتباریابی این پرسشنامه در جوامع مختلف انجام شده است که شاخص ترین آن مطالعه اعتباریابی سموعی (1382) بوده که پس از بررسی های مختلف روان سنجی روی مواد پرسشنامه و بررسی روایی سازة آن، تعداد عباراتهای پرسشنامه به 90 سؤال و تحت 15 عامل تقلیل یافت. جهت بررسی ساختار عاملی پرسشنامه در جمعیت دانش آموزی دورة پیش دانشگاهی ناحیه دو یزد، فرم نود سؤالی این پرسشنامه در جمعیت 500 نفری اجرا و مورد بررسی قرار گرفت. پس از حذف پرسشنامه های ناقص، پاسخهای توصیفی یا عزت کرانه ای، حجم نمونه مورد بررسی به 470 نفر تقیلیل یافت. با بررسی های مختلف که در فصل چهارم ارائه گردید، اهم نتایج به دست آمده به شرح زیر است:
ماتریس همبستگی عبارات و نمره کل نشان داد همبستگی پاسخ ها با هم نسبتاً پایین بوده و از این میان عبارتهای 1 ، 3 ، 13 ، 59 ، 65 و 88 دارای ضعیف ترین همبستگی درونی بوده است. در بررسی پایایی کل از توان 85/0 به دست آمده که ضریب بالایی میباشد. در این مرحله عبارتهای 1، 3 ، 65 ، 21 ، 54 و 58 دارای همسانی درونی کمتری با سایر سؤالات بوده و از ادامه تحلیل حذف شدند. نتایج به دست آمده از تحلیل پایایی درونی خرده مقیاسها، ضرایب به دست آمده بین مقادیر 37/0 تا 64/0 متغیر می باشد. درمقایسه با نتایج تحلیل سموعی (1382)، برخی عبارات از مقیاسهای حل مسأله، استقلال، خودشکوفایی، خودآگاهی هیجانی، خوشبینی، مسئولیت پذیری اجتماعی و همدلی حذف شده است. پس از این، همبستگی همه خرده مقیاسها با نمره کل پرسشنامه دارای ضریب معناداری بوده است. در مرحله پایایی اعتباریابی آزمون ، پس از حذف سؤالات شماره های 1 ، 3 ، 13 ، 59 ، 65 ، 88 ، 21 ، 54 و 58 که از مراحل قبلی حذف شده است،جهت بررسی روایی سازه از تحلیل مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس استفاده شد که به دلیل همبستگی درونی ضعیف عبارتها و عدم همگرایی بین آنها جهت قرارگرفتن در عوامل مختلف، حتی پس از چرخش، برنامه SPSS از بارگذاری عبارتها تحت عوامل مختلف ناکام ماند که دلایل روشن شناختی مختلفی برای آن در فصل چهارم ارائه شده است.
فصـل اول
طـرح تحقیـق
مقدمه
سالها تصور میشد که هوش افراد[1]، موفقیت آنان را در زندگی تعیین می کند، مدارس برای ثبت نام دانش آموزان در برنامه های مختلف و همچنین شرکتها و کارفرما پایان برای انتخاب افراد، از آزمون هوش استفاده می کردند. ولی در ده سال اخیر، محققان دریافته اند که هوش بهر، تنها شاخص موفقیت افراد نیست. اکنون هوش هیجانی[2] است که بعنوان شاخص دیگر موفقیت افراد محسوب می شود. (سموعی،1382).
هوش هیجانی، نوع دیگر باهوش بودن است و شامل درک احساسات خود، برای تصمیم گیری مناسب در زندگی است. هوش هیجانی توانایی کنترل حالتهای اضطراب آور و کنترل واکنش هاست. این به معنی پر انگیزه و امیدوار بودن به کار و رسیدن به اهداف است. بطور کلی، هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است، و شامل همکاری با سایر مردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد می باشد. (گلمن،1999)[3].
هم چنین هوش هیجانی، در موفقیت زندگی فردی و اجتماعی انسانها اهمیت دارد. موفقیتهای زندگی حرفه ای 20 درصد به بهره هوشی و 80 درصد به هوش هیجانی بستگی دارد. ( کاظمی، 1385).
لذا یکی از هدفهای عهده هر علم اندازه گیری پدیده های مورد نظر دادن جنبه کمی به آنهاست. وقتی پدیده ای را با اعداد و ارقام نشان میدهم براحتی می توانیم آن را طبقه بندی و قوانینی درباره آن وضع کنیم که در علم روانشناسی اصطلاحاً روان سنجی نامیده می شود. یعنی بهره گیری از آزمونهای روانی برای اندازه گیری تواناییهای ذهنی. (فرجیان1375، گنجی 1370).
به علاوه با ارزیابی هوش هیجانی میتوان میزان موفقیتهای فرد را در زندگی فردی و اجتماعی پیش بینی کرد. (قمرانی و جعفری 1383).
بنابراین با توجه به اهمیت هوش هیجانی در زندگی لزوم دسترسی به ابزار سنجش مناسب در این زمینه وجود دارد که متناسب با فرهنگ و جامعة ایرانی قابل کاربرد باشد. در این زمینه ضمن جستجو در منابع اطلاعاتی پرسشنامه هوش هیجانی بار- اُن[4] به دلیل جامعیت و سادگی انتخاب گردید.
بیان مسألهبا توجه به اینکه هوش هیجانی بر سلامت حافظه و نیروی عقل، ادراک، معنا بخشی تجربه ها، داوری صحیح، تصمیم گیری مناسب و رشد روانی- اجتماعی فرد تأثیر چشمگیر میگذارد، لذا افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند قدرت بیشتری برای سازگاری با مسائل جدید روزانه دارند. هم چنین هوش هیجانی بالا با برون گرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر و با توان بودن، هماهنگ کردن احساسات مختلف، شناسایی این احساسات و تأثیر آنها بر مغز و رفتار همبستگی دارد. در مقابل هوش هیجانی پایین با رفتارهای مسئله ساز درونی، سطح پایین همدلی، ناتوانی در تنظیم خلق و خو، افسرده خویی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، انحرافات جنسی، تخریب دارایی، دزدی و پرخاشگری همراه است. ( قمرانی و جعفری، 1383).
بنابراین هوش هیجانی دارای ابعاد و مؤلفه هایی که ممکن است فرهنگ بسته باشد. به عبارتی تحت تأثیر الگوها و باورهای فردی و جمعی گروههای اجتماعی مختلف، معانی و تعابیر مختلفی از آن استنباط شود. به علاوه هر مشاور و روانشناس بالینی باید با روشهای انتخاب، اجرا، تفسیر نتایج آزمون ها آشنا باشد. اگر آزمون بطور صحیح انتخاب، اجرا و تفسیر شود، می تواند به یافتن راه حلی برای مشکل مراجع، کمک کند. در غیر اینصورت نتیجه ای جز اتلاف وقت و گمراهی مشاور در کمک به مراجع نخواهد داشت. (شفیع آبادی، 1370).
در این مهم باید از ابزارهایی استفاده کرد که قابلیت کاربردی در محیطهای مختلف از حیث فرهنگی را داشته باشد و براساس جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند هنجار شود. لذا با توجه به اینکه اصل پرسشنامه هوش هیجانی بار- اُن متعلق به فرهنگ غربی است، لازم است با جامعه ایرانی و طبقات مختلف آن هنجار شود. به دلیل تنوع فرهنگی در کشور، ما نیازمند هنجار شهری برای این آزمون هستیم. تا به این پاسخ برسیم که آیا پرسشنامه مذکور از لحاظ شاخصهای روان سنجی قابلیت کاربرد در جمعیت دانش آموزی را دارد؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
آشنایی با تئوری هوش هیجانی، دیدگاه جدیدی دربارة پیش بینی عوامل مؤثر بر موفقیت و هم چنین پیشگیری اولیه از اختلالات روانی فراهم می کند، که تکمیل کننده علوم شناختی، علوم اعصاب و رشد کودک است. از هوش هیجانی در زمینه های آسیب شناسی روانی و تعلیم و تربیت، روابط میان فردی، رضایت حرفه ای، هوش و شغل، سلامت جسمی، فعالیتهای اقتصادی و تجاری، بهزیستی روانی می شود صحبت به میان آورد. ( حسینی حسین آبادی 1383، سیاروچی و همکاران2001، مختاری پور 1381).
لذا با توجه به گستردگی حیطه هوش هیجانی و تأثیر آن در زندگی انسانها ضرورت دارد که آزمونی با توجه به فرهنگ و جامعه ایرانی هنجار شود. بنابراین اهمیت پژوهش حاضر، این است که بتوان با هنجار نمودن یک پرسشنامه هوش هیجانی در جامعه مورد نظر کمکی هر چند اندک به دانش آموزانی که در سنین حساس قرار دارند، و اغلب برای انتخاب راه و روش زندگی آینده، به خود شناسی بیشتر نیاز دارند، ارائه کرد. این پرسشنامه میتواند برای روان سنجها، روان شناسان بالینی، مشاوران و روان درمانگران، در تشخیص و درمان کاربرد فراوانی داشته باشد. با هنجار کردن پرسشنامه مزبور مشاوران دبیرستانها و همچنین مراکز مشاوره و بهداشتی و درمانی مستقر در یزد، قادر خواهند بود که تا حدی دانش آموزان و جوانان دارای هوش هیجانی پایین را شناسایی کرده و اقدامات بعدی که میتواند شامل اجرای آزمونهای تخصصی تر، استفاده از روشهای آموزش مناسب، اقدامات مشاورة روانشاختی و مدد کاری لازم و غیره شود را بکار گیرند. همچنین مسئولین مشاوره را بر این موضوع که مشکلات دانش آموزان و جوانان بیشتر حول چه محورهایی قرار دارد واقف سازد. بنابراین رهنمودهایی برای آنان جهت برگزاری دورههایی برای آموزش و تعلیم و درمان و حل مشکلات برای مشاوران فراهم آورد که این امر می تواند مفید و اثر بخش باشد.
..........
62 صفحه فایل Word