فهرست مطالب
فصل اول- کلیات تحقیقمقدمه..................................................... 1
بیان مساله........................................ 2
ضرورت و اهمیت موضوع............................................. 3
اهداف پژوهش............................................... 4
سوال و فرضیات پژوهش......................................................... 5
تعریف واژه های اساسی.......................................................... 6
فصل دوم- مبانی نظری تحقیقمقدمه...................................................... 9
تاریخچه استرس............................................................ 10
استرس............................................................ 13
ماهیت فشار روانی............................................................... 15
نظریه های استرس............................................................ 16
استرس بعنوان پاسخی درونی...................................... 16
عوامل محیطی استرس................................................. 18
استرس بعنوان کنش متقابل......................................... 18
مدل خبرپردازی............................................................ 20
مقابله بعنوان پاسخی درونی........................................ 21
مقابله متکی بر منابع محیط........................................... 22
مقابله از راه کنش متقابل............................................ 22
فیزیولوژی فشار روانی................................................... 23
شخصیت نوع B,A...................................... 26
علائم و نشانه های استرس............................................. 27
عوامل موثر در تشدید یا کاهش فشار روانی................................ 29
علل استرس................................ 30
ده فرمان برای کنترل استرس................................................. 32
استرس شغلی.................................................. 34
تقسیم بندی مشاغل برحسب استرس................................ 36
عنوان صفحهرابطه میان استرس و قابلیت اجرای کار........................... 37
عوامل استرس زای شغلی...................................................... 39
حوزه اجتماعی و فرهنگی........................ 40از خود بیگانگی و بیهنجاری...................................... 40
آب و هوا، رژیم غذایی و عوامل مشابه آن........................... 41
جابجایی مکرر.............................................................. 41
رانندگی.................................................................... 41
زندگی در شهر در مقایسه با زندگی در روستا....................... 41
حوزه خانواده.............................................................. 42 حوزه شغلی................................. 43ویژگیهای نقش........................................................................................................... 44
ویژگیهای شغل..................................................................................................... 46
روابط میان- فردی.................................................. 47
جو و ساختار سازمانی......................................................... 48
روشهای مدیریت منابع انسانی و فن آوری و خصوصیات مادی......................... 49
فن آوری خصیصه های مادی.................................... 51
هزینه های استرس شغلی................................................ 53
استراتژیهای مقابله با استرس در سازمان.......................54
پیشنه تحقیقات................................................................. 56
تحقیقات خارجی.................................................... 56
تحقیقات داخلی....................................................... 59
خلاصه فصل ................................... 62
فصل سوم- روش تحقیقمقدمه.................................................... 64
روش تحقیق............................. 64
جامعه تحقیق........................................... 65
نمونه و روش نمونه گیری..................................... 65
روش و ابزار گردآوری اطلاعات...................................... 67
پرسشنامه................................................ 68
عنوان صفحهتعیین اعتبار و روایی........................................ 69
روشهای آماری تجزیه و تحلیل داده ها........................ 70
فصل چهارم- تجزیه و تحلیل داده های تحقیقمقدمه............................................................... 72
الف- توصیف ویژگیهای جمعیت شناختی........................................... 72
ب- بررسی آماری سوال و فرضیات تحقیق....................................... 83
بررسی آماری سوال اصلی تحقیق................................................. 83
بررسی آماری فرضیات تحقیق.............................................. 84
نتیجه گیری........................................ 90
فصل پنجم- نتیجه گیری و پیشنهاداتمقدمه...................................................................... 91
خلاصه............................................................ 92
نتیجه گیری.................................. 93
پیشنهادات................... 97
پیشنهادات اجرایی........................................................ 97
پیشنهادات پژوهش........................................................ 98
محدودیتهای تحقیق............................................ 99
منابع فارسی................................................................................... 100
منابع لاتین............................................... 104
ضمائم......
فهرست جداول
عنوان صفحهجدول 1-3: حجم آمار و نمونه پنج ناحیه آموزش و پرورش............. 67
جدول 2-3: عوامل استرس زای شغلی و سوالات مربوطه............ 69
جدول 1-4: توزیع فراوانی نمونه پژوهش برحسب جنسیت............ 72
جدول 2-4: توزیع فراوانی نمونه پژوهش برحسب تحصیلات........... 74
جدول 3-4: توزیع فراوانی نمونه پژوهش برحسب رشته تحصیلی........ 76
جدول 4-4: توزیع فراوانی نمونه پژوهش برحسب سنوات مدیریت......... 78
جدول 5-4: شاخص نمرات توصیفی عوامل استرس زا برحسب جنسیت....... 80
جدول 6-4: شاخص نمرات توصیفی عوامل استرس زا برحسب تخصص...... 81
جدول 7-4: شاخص نمرات توصیفی عوامل استرس زا برحسب سنوات مدیریت.... 82
جدول 8-4: بررسی عوامل استرس زای شغلی مدیران.............. 83
جدول 9-4: بررسی میانگینهای رتبه ای عوامل استرس زا به تفکیک جنسیت و
نتایج آزمون U- مان ویتنی........... 85
جدول 10-4: بررسی میانگینهای رتبه ای عوامل استرس زا به تخصص و نتایج آزمون
U- مان ویتنی........ 87
جدول 11-4: بررسی میانگینهای رتبه ای عوامل استرس زا به سنوات خدمت و
نتایج آزمون U- مان ویتنی...... 89
فهرست اشکال
عنوان صفحهنگاره شماره 1-2: استرس بعنوان پاسخ درونی................ 17
نگاره شماره 2-2: مدل تاثیر متقابل................................ 20
نگاره شماره 3-2: فیزیولوژی استرس....................................... 24
نگاره شماره 4-2: رابطه میان استرس و قابلیت اجرای کار.................... 28
نگاره شماره 5-2: عاملهای مادی استرس در محیط کار........................ 52
مقدمه
از آن هنگام که کلمه استرس[1] به عنوان ترجمان « هر نوع فشار روانی یا جسمی ، که درجه آن از نظر قدرت یا تداوم از حد ظرفیت سازشی ارگانیسم فراتر رود و به ناسازگاری یا اختلال منجر شود » پیشنهاد گردیده است؛طبقات مختلف مردم از هر سطح تحصیلی یا اجتماعی ـ به فراوانی و به گونه ای فراگیر از این کلمه برای بیان فشار عصبی یا روانی استفاده می کنند و به گونه ای احساس تنش خویش را با همین عبارت توصیف می کنند.
اما نکته این جاست که اگر چه همه افراد ، کلمه استرس را به سادگی در سخنان روزمره شان به کار می برند ؛ شاید از آثار سوء و جدی آن به اندازه کافی آگاه نباشند و شیوه های ساده و صحیح پیشگیری از آن را به کار نبندند و خود آگاه و ناخود آگاه و خود خواسته به استرس های قابل اجتناب دچار شوند و از اینکه به طور مداوم و فزاینده با آن روبرو هستند ؛در شگفت نیز باشند .از آن جا که پیامدهای استرس ،تهدیدی جدی برای سلامتی به شمار می آید و موجب کاهش لذت و بهره وری فرد از یک زندگی پربار می شود و همچون سدی در برابر پیشرفت ، ایفای نقش می کند ،و از آنجا که بسیاری از استرس های روزمره با ساده ترین شیوه ها ، قابل پیشگیری هستند؛ آشنایی جامعه با پیشگیری از استرس و کنترل و مدارا با آن از ضرورت و اهمیت شایسته ای برخوردار است.
استرس ، پدیده ای امروزی نیست؛ هنگامیکه بشر یک شکارچی یا طعمه شکار بود نیز استرس وجود داشت .به هر حال ، در دنیای امروز، استرس همچون نفس کشیدن و راه رفتن، بخشی از زندگی است. اگر بخواهیم ساده تر بگوییم، استرس یک آتش است. به عبارت دقیقتر آتش زیر خاکستر است.آتش پنهان پایدار .ما می توانیم آن را کنترل نموده و از گرمی آن لذت ببریم ، یا آن را شعله ور نموده به آتش سوزی بزرگی مبدل نمائیم.با نداشتن راه صحیح، بسیاری از ما حالت دوم را انتخاب می کنیم. ( پرومودباترا، 1375، صص 10-5)
تاریخچه استرس
استرس در مفهوم کلی ،پدیده ای نوظهور و منحصر به قرن حاضر نیست ولی تفاوتهای موجود ، از نقطه نظر تنوع ، استمرار و منابع در زمانهای گذشته و حال بسیار فاحش و قابل تعمق است.اجداد ما با استرس کوتاه مدت روبرو بودند، بدین معنی که وقتی با آب و هوای بد ،کمبود مواد غذایی ، رقبا، دشمنان و… روبرو می شدند ، به سرعت و به صورت غریزی واکنش نشان داده و در این راه از تغییرات حاصل در سیستم فیزیولوژیکی و روانی خود یاری می جستند.به عبارت دیگر ،آنها با استرس زندگی نمیکردند بلکه در حواشی آن قرار داشتند. متاسفانه بشر امروزی در محیطی زندگی می کند که به طور مداوم با شرایط، عوامل و موقعیتهای توام با استرس روبرو است. (بوشهری، 1376، ص 35)
اصطلاح استرس یا فشار روانی که از کلمه لاتین STRINGER مشتق شده ،به معنای در آغوش گرفتن ،فشردن و باز فشردن است؛ رفتارهایی که می توانند با احساسات متضاد همراه باشند.برای مثال می توان کسی را در آغوش گرفت اما در همین حال وی را دچار اختناق کرد. (استورا،1377،ص25)
فشار روانی یا استرس که واژه اصلی آن ، چنانچه گفته شد ریشه در زبان لاتین دارد در قرن هفده میلادی بسیار متداول بوده و به معنی سختی و دشواری ، فلاکت و محنت به کار رفته است.
در اواخر قرن هجده معنی آن به نیرو ،فشار ، زور و تلاش بسیار تغییر یافت و منظور از آن در وهله نخست ، نیروهای ذهنی و جسمی فرد یا افراد بود.در سال 1910 سر ویلیام اسلر[2] متوجه ارتباط بین درد سینه و هیجانات زندگی شد و کشف کرد که اضطراب و فشار باعث بیماری می گردد.
در سال 1930 والتر کانن[3] طی مقاله ای ، تعریف نوین و کاملا مختلفی از استرس ارائه داد.کانن اثرات استرس را روی حیوانات و انسانها مورد مطالعه قرار داد ، به خصوص واکنش « جنگ یا گریز » .زیرا انسان همانند حیوانات وقتی در مقابل خطری جدی قرار بگیرد یکی از سه حالت : مقاومت ،مبارزه یا تلاش برای فرار را انتخاب خواهد کرد .کانن دریافت وقتی افراد مورد آزمایش او در مقابل سرما ، کمبود اکسیژن ، و برانگیختگی قرار می گیرند می توان تغییرات فیزیولوژیکی فوری مانند ترشح آدرنالین را در آنها مشاهده کرد. (کوپر، 1370، ص 8)
یکی از اولین تلاشها ی علمی برای تشریح فرایند بیماریهای وابسته به استرس به وسیله پزشک دانشمند هانس سلیه[4] به عمل آمد او در سال 1946 برای فردی که در مقابل حالتهای اضطراب آور قرار می گیرد سه مرحله قائل شد:
واکنش در برابر خطر ، که در آن مرحله پایین آمدن مقاومت درونی به دنبال حالتی مخالف هول و هراس به وجود می آید و در طول آن مکانیسم مقاومت شخص فعال می گردد.مقاومت، مرحله ای که حالت انطباق ،امیدواری ، احساس موفقیت فرد به حالت تعادل خویش برمی گردد .به هر حال اگر عامل اضطراب همچنان ادامه داشته باشد یا مکانیسم دفاعی کار نکند ، مرحله سوم پیش می آید.فرسایش یا عجز، وقتی است که مکانیسم های انطباقی فرو می ریزد. (همان منبع، ص 9)در اوائل دهه 1950 میلادی روان پزشکی به نام توماس هلمز[5] در پژوهشهای خود تنها عامل مشترک در ایجاد هر نوع استرس را لزوم ضرورت و اجبار در ایجاد تغییر و تحول مهم در روند زندگی معمولی فرد دانست و به همراه ریچارد راهه ، با سوالاتی مبنی بر اولویت دادن به اتفافات و حوادث و تغییرات مهم زندگی ، میزان فشار روانی را بر حسب تغییراتی که در زندگی افراد روی می دهد اندازه گیری کردند و مقیاس رتبه ای سازگاری مجدد و اجتماعی را فراهم کردند.
در دهه 1970 روانشناسی به نام ریچارد لازاروس[6] اظهار داشت که واکنش ناشی از اضطراب به چگونگی ارزیابی ( آگاهانه یا نا آگاهانه ) او از میزان صدمه ، تهدید یا به مبارزه طلبیدن آن حادثه مربوط می شود.عقاید لازاروس مخالف با عقاید کسانی است که اضطراب را به طور ساده به عنوان فشار محیطی تلقی می کنند، در عوض می گوید شدت اضطراب تجربه شده از میزان احساس شخص از توانایی خویش در مقابله با تهدیدی معین معلوم می گردد،و اگر شخص از قدرت خویش برای غلبه بر تهدید مطمئن نباشد احتمالا احساس نا امیدی و شکست خواهد کرد.
تام کاکس[7] و همکارانش در سالهای آخر دهه 1970، چنین اظهار داشتند که استرس را به عنوان جزئی از سیستم پیچیده و پویائی تاثیر متقابل انسان و محیط بهتر می توان شناخت .کاکس از عقیده مدل ماشینی استرس انتقاد کرد و گفت: بشر و ارگانیزم او ماشین نیست.استرس به وسیله بشر درک یا تشخیص داده شده ولی یک ماشین توانایی تشخیص یا فشاری را که بر او وارد می آید ندارد. (همان منبع، ص 10)
یکی از متخصصین به نام فرد گودوین[8] 1983 نشان داد که انسانها قدرت زیادی برای تحمل استرس های شدید دارند لیکن هنگامی درمانده می شوند که قدرت تجدید قوا برای مقابله با فشارهای جدید را نداشته باشند .گروهی از صاحبنظران رفتار سازمانی استرس زا را بیماری قرن ما نامگذاری کرده اند.
در مجموع می توان گفت : کار اولیه بر روی استرس بیشتر بر تببین ماهیت استرس متمرکز بود ؛ استرس در ابتدا همچون یک نیروی خارجی پنداشته می شد به تازگی به استرس به مثابه واکنش نسبت به فشار نگاه می شود.استرس در حال تبدیل به پدیده ای جهانی است که بر همه کشورها ، حرفه ها و همه طبقات تاثیر می گذارد. (سراج، 1378، ص26)
استرس
یکی از رایجترین مشکلاتی که همه ما را در سنین متفاوت مورد حمله قرار می دهد ، استرس یا فشار روانی است .تقریبا اکثر مردم تصور می کنند که می دانند استرس چیست . ولی نسبتا عده معدودی درک صحیحی از آن دارند و از اثرات آن در بدن آگاه بوده و می دانند ، چگونه می توان آن را کنترل کرد ، و با آن کنار آمد و حتی از آن به نفع خود استفاده کرد. (کراس، 1371، ص9)
واژه استرس به معنای نیرو ،فشار و اجبار ، واژه ای است انگلیسی و در زبانهای مختلف با همین لفظ به کار می رود.در زبان فارسی واژه « فشار روانی » را به عنوان برابر نهاده استرس به کار برده اند که با مفهوم دقیق استرس سازگار نیست.اگر چه مساله تاثیر عوامل محیطی بر بیماریها از قدیم مورد توجه است و در پزشکی قدیم ایران نیز تحت عنوان « اعراض نفسانی » و تاثیر آنها بر بیماریها سخن گفته شده است.اما فرضیه های مربوط به را بطه میان محرکهای محیطی و بیماری ، از ابتدای قرن حاضر به طور جدی مورد بحث و پژوهش قرار گرفته اند . در حقیقت تحول اساسی در مفهوم استرس و نقش تعین کننده آن در بیماریها مدیون پژوهشهای دوران ساز دکتر هانس سلیه اهل مونترال کاناداست.
سلیه ، محرک را عامل استرس زا ، می نامد و به زعم او باید میان استرس و عامل به وجود آورنده آن تفاوت قائل شد.و اینکه عوامل استرس زا گوناگون اند: همچون سرما ، گرما ، خستگی و غیره. در استرس ،عواملی چون : زمینه ،شرطی شدن ،استرس های پیشین در فرد، زمان و شدت استرس ، نقش مهمی ایفا می کنند.
استرس یک پاسخ غیر اختصاصی است که بدن در مقابل در خواستهایی که با آن مواجه میشود از خود نشان می دهد .( تعریف جدید سلیه). تمام عوامل استرس زا پاسخی را در ارگانیزم بر می انگیزند که خاص خود آنهاست و با یکدیگر متفاوتند؛ یعنی همان پاسخ اختصاصی. ارگانیسم تحریک شده، برای برقراری تعادل مجدد خود در جهت سازگاری ،باید پاسخی مضاعف در مقابل درخواستی مضاعف از خود بروز دهد. یعنی پاسخهای اختصاصی و غیراختصاصی. پاسخ مضاعف در مقابل درخواست مضاعف؛ و این درخواست دوم برای فعالیت غیر اختصاصی ، از نظر سلیه ، اصالت و جوهر استرس به شمار می آید. اینکه عامل یا موقعیت ،خوشایند یا ناخوشایند باشد ، چندان اهمیتی ندارد …..تنها نکته حائز اهمیت ، شدت درخواست برای هماهنگی یا سازگاری است. (پییرلو، 1371، صص25و9)
می توان استرس را به طور کامل و دقیق چنین تعریف کرد: استرس مجموع واکنش های جسمانی ،روانی ، ذهنی و رفتاری است که ارگانیسم انسان (یا جانوران) در برابر محرکها ( عامل ها) ی درونی یا بیرونی بر هم زننده ثبات و تعادل طبیعی و درونی بدن نشان می دهد .مثلا وقتی در گذر از خیابان ناگاه خود را در خطر تصادف با ماشین می بینید و دستخوش ترس و اضطراب می شوید، ممکن است یک سلسله دگرگونی های پنهان و آشکار در شما رخ دهند: اگر از شدت ترس قلبتان به تپش افتد و فشار خونتان بالا رود و موهای بدنتان راست شود ،دستخوش واکنش جسمانی استرس شده اید.اگر برای لحظاتی هر چند کوتاه احساس گیجی و پریشانی یا دستپاچگی کردید ،واکنش ذهنی استرس در شما رخ داده است.اگر خود را در خطر بی احتیاطی فرد دیگری( راننده ماشین ) ببینید و از دست او خشمگین شوید ، دستخوش واکنش روانی ( یا هیجانی ) استرس شده اید.و اگر نتوانید خشم خود را فرو خورید و فریادی بر سر راننده بزنید ، واکنش رفتاری استرس در شما بروز کرده است. (آرراس، 1377، صص12-11)
ماهیت فشار روانی
فشار روانی جزئی از زندگی انسان بوده و هست .همه مردم در اوقات زندگی خود به نوعی با فشار روانی مواجه می باشند .اهمیت و میزان فشار روانی تا حد زیادی بستگی به شخصیت و تیپ افراد دارد .برخی مسائل حتی کوچک ممکن است در نزد بعضی از مردم فشار روانی تلقی شود و در مقابل آن واکنش شدید نشان دهند ، در صورتیکه ممکن است همان مسائل در نزد برخی دیگر مسئله ای عادی تلقی شود و شاید موجب لذت و خشنودی هم باشد .افراد نه تنها در تجارب خود از حوادث زندگی ، بلکه از نظر آسیب پذیری در برابر حوادث نیز با یکدیگر متفاوتند.فشار روانی ناشی از یک موقعیت ویژه به ارزیابی فرد از آن موقعیت و نیروی رویارویی با آن بستگی دارد.
فشار روانی خصیصه بارز و طبیعی و غیر قابل اجتناب زندگی است.در جوامع عقب مانده ، فشارزاها می توانند به بقای جسمی مرتبط باشند .برای مثال غذا یا ماوا برای امنیت و یا همسری برای بقای نسل. فشار روانی ، یک نوع تحریک است.فشار روانی فیزیولوژیک برای آهنگ زیستی و آنچه برنارد[9] ثبات محیط داخلی و کانن[10] تعادل درونی بدن می نامند ، نوعی ضرورت دارد.محروم شدن از محرکها و فقدان فشار روانی به مفهوم مرگ است.تحریک بیش از اندازه نیز خطرناک است و چنانچه از حد قابلیت سازگاری فردتجاوز کند ممکن است بیماری برگشت ناپذیری را موجب گردد و یا موجب مرگ شود.
بنا بر این باید گفت فشار روانی جزء طبیعی زندگی انسان است.فشار روانی و تنها با مرگ افراد اجتناب ناپذیر است. (زارع نژاد، 74-1373، ص 18)
پژوهشهایی که در مورد استرس انجام شده و نظریه های گوناگونی که از این پژوهشها استخراج شده اند ،دیدگاههای گوناگونی را درباره استرس مطرح می کنند:
نظریه های استرس
1) استرس به عنوان پاسخی درونی
هانس سلیه[11] را میتوان نخستین کسی دانست که در 1965 استرس را به عنوان پدیده تازه ای در نوع خود به طور کامل شرح داد .وی معتقد بود که ، خواستهایی که بدن با آنها روبرو می شود ، خواه درونی ، خواه بیرونی ،هرچه باشند، پاسخ فردی که در معرض استرس قرار می گیرد از الگوی عام و یکسانی پیروی می کند ، و این الگوی معین را سندرم سازگاری عمومی نامید.
این الگو دارای سه مرحله است:
مرحله هشدار ـ در این مرحله ،بدن پاسخ اولیه ای در برابر عامل استرس از خود نشان می دهد .تغییراتی در بدن خود رخ می دهد تا آن را برای پاسخی فوری آماده کنند : ضربان قلب تند می شود ، فشار خون بالا می رود ، قند آزاد می شود تا انرژی لازم را برای عمل فراهم کند.مثلا وقتی از خیابان می گذرید و ناگهان متوجه می شوید ماشینی به سوی شما می آید ،در این لحظه ، شما پا به دویدن می گذارید .
مرحله مقاومت ـ در صورتی که عامل استرس زا به قوت خود باقی بماند ، این مرحله از راه می رسد .در این مرحله ، پاسخهای اولیه ای که در مرحله هشدار ظاهر شده بودند جای خود را به پاسخهایی می دهند تا سازگاری طولانی تری را به وجود آورند .مثلا ، فردی که در یک محل پر سرو صدا کار می کند ، پس از چند وقت ، از سرو صدای آنجا ناراحت نمی شود .با این حال باز هم می بینیم ، که چنین فردی گاه به گاه دچار سردرد می شود .یعنی این صداها هنوز استرس زا احساس می شوند .
................ 104 صفحه فایل Wordفهرست مطالب
فصل اول (معیار سازی تست نامیدن اسامی و افعال)
1-1 بیان مسئله ........................................... 1
2-1 کاربردهای عمومی........................................................... 1
3-1 تعریف مفاهیم...................................................... 3
فصل دوم (مباحث نظری)
1-2 مقدمه.......................................................................... 6
2-2 مدل پردازش واژگانی.......................................................... 11
3-2 مکانیسمهای پردازش واژگان ....................................... 13
- سطح بازشناسی..................................................... 13
- پردازش معنایی..................................................... 14
- برونداد واژگان....................................................... 14
4-2 آسیبها............................................................... 15
- سطح بازشناسی............................................................... 15
- درونداد واژگانی.................................................... 18
- پردازش معنایی........................................................ 19
- برونداد واژگانی.......................................................... 22
5-2 کاربردهای کلینیکی مدلواژگانی................................................. 24
- جدول ارزیابی تکالیف واژگانی................................................... 26
فصل سوم (معرفی تست)
1-3 مقدمه............................................................. 27
2-3 موارد کاربردی مجموعه............................................... 29
3-3 ساختار تست................................................................. 31
- انتخاب گزینه............................................................... 31
- طبقهبندی اطلاعات قراردادی................................................... 35
- شکل دستوری افعال در مجموعه........................................... 37
4-3 ساختار لیستهای تطبیق داده شده.................................................. 42
- بسامد.................................................. 42
- سن فراگیری..................................................... 44
- میزان آشنایی.................................................... 46
شاخصهای دیگر.................................................... 47
- قابلیت تصور......................................................... 47
- پیچیدگی بینایی................................................ 49
5-3 زیرگروه لیستها............................................. 50
6-3 اطلاعات بدست آمده از شرکتکنندگان مسن بدون آسیب مغزی...... 51
7-3 نحوه استفاده و اجرای این مجموعه بعنوان یک وسیلة ارزیابی ............... 52
8-3 فرمهای معرفی..................................................... 53
9-3 راهنمائیهایی برای ارزیابی و آزمودن بیماران زبان پریش............... 54
10-3 ارزیابی رفتارهای بیمار زبان پریش......................... 55
فصل 4 (اجرای تست)
1-4 ساختار تست اسامی و افعال............................................ 56
- شماره آیتم مواد آزمون......................................... 56
- هدف............................................ 57
- پاسخ اولیه.................................................. 57
- مدت زمان ارائه پاسخ.............................................................. 57
- یادآوری.................................................................... 57
2-4 شرایط تحصیلی و سنی شرکتکنندگان............................... 59
3-4 جداول ارزیابی..................................................... 60
نامیدن اسامی....................................................... 61
نامیدن افعال........................................................... 68
فصل 5 (بحث و نتیجهگیری)
1-5 تهیه جدول آماری.............................................................. 72
2-5 نتیجهگیری......................................................... 72
3-5 جداول نتایج............................................................
تست نامیدن اسامی.................................................... 74تست نامیدن افعال............................................................ 78واژهنامه.......................................................................... 80 منابع............................................................................................. 80
1-2 مقدمه
در سخن گفتن، بازیابی واژگانی[1] بعنوان یک فرآیند رقابتی[2] عمل میکند و این امر با تعیین میزان تأثیری که بافت معنایی[3] در نامیدن تصویر و واژه بر جای میگذارد، محقق میشود.
در تستها و آزمونهای انجام شده در این زمینه، مشخص شده، زمانیکه طبقات معنایی آیتمها مشابه هستند، مدت زمان نامیدن تصویر به مراتب طولانیتر از زمانی است که مضمون آیتمها از طبقات مختلف هستند[4].
در حالیکه اگر این آیتمها در بافت معنایی نامیده شوند، نتایج معکوسی حاصل میگردد. یعنی در بافتی که آیتمها از طبقات مشابه هستند، نامگذاری این آیتمها در مدت زمان کوتاهتری صورت میگیرد.
بطور کلی این یافتهها، مهر تأییدی بر این ادعا هستند که در فرآیند سخن گفتن، تأثیر مداخلهای بافت معنایی، رقابتی را در فرآیند بازیابی ورودیهای واژگانی نشان میدهد[5]. روانشناسان در پرداختن به سازمانبندی حافظة واژگانی[6]، اغلب به سازمانبندی اسامی موجود در ذهنشان تمایل بیشتری نشان میدهند[7].
اساساً حوزة اسم- شیء به مطالعات حافظة واژگانی مرتبط است و صرفاً بخش دانش واژگانی را بازنمایی میکند. بعبارت دیگر، با هدف بررسی سازمانبندی معنایی، به توسعه تئوریها و ابزارهایی میپردازد که باید به مواردی[8] فراتر از کلمات تعمیم داده شوند.
شباهت معنایی موجود در میان کلمات، بر بسیاری از تکالیف درگیر کنندة تولید گفتار تأثیر میگذارد. به عنوان مثال هنگامیکه کلمهای مخدوش کننده و به لحاظ معنایی مرتبط وجود دارد، گویندگان در نامیدن تصویر نسبت به زمانیکه کلمة موجود فاقد ارتباط است و (کلمة نامرتبط) کندتر عمل میکنند[9] (به عبارت دیگر مدت زمان نامیدن طولانیتر میشود).
زمانیکه گویندگان تصاویر را در یک بافت معنایی مشابه مینامند، تأثیرات مداخلهای این تشابهات نسبت به زمانیکه عمل نامیدن در بافت معنایی متفاوت و مجزائی صورت میگیرد، افزایش مییابد[10].
بطور کلی در این زمینه اتفاق نظر وجود دارد که این تأثیرات، به ویژگیهای فرآیند بازیابی واژگانی اشاره دارند و البته این بازیابی واژگانی به لحاظ ادارکی هدایت شده میباشد. [11] در طول فرآیند بازیابی، بازنمائی واژگانی معنایی کلمة هدف به همراه دیگر بازنماییهای مرتبط معنایی فعال میگردد. تداخل تصویر- کلمه و تأثیرات بافت معنایی به تقابل میان این بازنمائیهای متفاوت اشاره دارد[12].
در حیطة بازیابی واژگانی، دو تئوری در رابطه با کارکردهای نیمکرههای مغزی مطرح میگردد. مطابق با تئوری اول یا تئوری فعال سازی، مسئله اینگونه مطرح میگردد که در حین بازیابی واژگانی، دیگر معانی فرعی یک کلمه نیز بازنمایی میگردد ولی براساس تئوری دوم یا تئوری مهار، این معانی به مرحلة بازنمایی و کدگذاری واجی نرسیده و از تولید معانی فرعی جلوگیری بعمل میآید و فرد فقط معنی اصلی کلمة هدف را بیان میدارد[13].
در اینجا این سئوال مطرح میگردد که چطور پیچیدهترین زمینهها، نامیدن اسامی و افعال میباشند؟ جواب این سئوال را بطور خلاصه میتوان اینگونه عنوان کرد که بدلیل دشوار بودن شناسایی حوزههای مفهومی اولیه در این زمینهها، نامیدن آنها نیز مشکل میباشد.
شماری از تئوریهای متفاوت بازنمایی معنایی، تأثیرات مجزا و متفاوت معنایی را پیشبینی میکنند. بویژه آنهایی که بازنمائیهای معنایی پراکنده و همپوشانی[14] اصلی میان آنها را عنوان میکنند[15]. بعلاوه بازنمائیهای معنایی اشیاء و افعال متفاوت است.
در حوزة اسامی، اعضاء مقوله[16]، تأثیرات قوی و مهمی دارند. بویژه در بیمارانی که بطور انتخابی[17] در مقولهای از شناخت آسیب میبینند و یا آن را مورد غفلت قرار میدهند از قبیل حیوانات[18]، قسمتهای بدن[19]، میوهها و سبزیجات[20].
در این دیدگاه این احتمال وجود دارد که تأثیرات متفاوت معنایی در میان مقولههایی که بطور تدریجی برانگیخته شدهاند، مشاهده نگردد، در اینصورت باید بعنوان گروههای قابل جداسازی عمل شوند زیرا از دیگر زمینههای دانش و آگاهی مستقل میباشند. در مقابل احتمال بروز تأثیرات درجهبندی شده در میان مقولههایی وجود دارد که بطور تدریجی تحریک و برانگیخته نشدهاند. این با طرحهای مطابق با همپوشانی اصلی (بیتوجه به اعضاء مقوله) متفاوت است، طرحهایی که شباهت معنایی میان مقولهها را معین میکنند[21].
در حوزة عمل یا فعل، مرز بین مقولهها بخوبی تعریف و معین نشده است. برای توضیح چنین تفاوتهایی میان اسامی و افعال در سال 1979 پیشنهاد شد که در حوزة اسامی تعیین اعضای مقوله و سازمانبندی سلسله مراتبی مناسب، از مهمترین اصول سازمانبندی میباشند. در حالیکه حوزة عمل به شیوة شبه ماتریکسی سازمانبندی شده است. افعال در این روش با نمونههایی در زمینههای متفاوت شامل ویژگیهای عمومی (مثل قصد و تعمد)، زمینههای معنایی متضاد و بدون سازمانبندی سلسله مراتبی واضح، قرار میگیرند[22].
در اینجا این نکته حائز اهمیت است که تفاوت معنایی با شباهت بینایی مرتبط است (بویژه در تکالیفی که در آنها از تصاویر کمک گرفته میشود)
طبق گزارشی در سال 2001 مشخص شد که تفاوتهای معنایی، بطور چشمگیری احتمال اشتباهات معنایی را پیشبینی میکنند. مثل گفتن دست به جای پا[23].
در زمانیکه شباهت بینایی میان تصاویر، برای پاسخگویی به مدل قبلی در نظر گرفته شده باشد. این شباهتها بطور قابل توجهی شباهت معنایی را نشان دادند. این مسئله، شباهت بینایی که برای افعال در نظر گرفته شده است را شامل نمیشود. بطور کلی از تفاوتهای معنایی میان افعال و اشیاء چنین استنباط میشود که هر دو زمینه، اصول سازمانبندی پایه و مشابهی را تعقیب میکنند ولی اساساً این موضوع به سازمانبندی مشابه در زمینههای افعال و اشیاء نیاز ندارد.
طبق نظریهای در سال 2001، فضای معنایی که از ویژگیهای تولید شده توسط گوینده نتیجه میشود، برای افعال و اشیاء متفاوت است. بویژه در حوزة اسامی، مقولهها و مرزهای مقولهای به خوبی معرفی شدهاند. در مقابل برای افعال، موارد مقولهای بخوبی جمعبندی نشده، به عبارت دیگر دچار از هم گسیختگی است و مرز مقولهها و گروههای متفاوت نیز خوب تعریف نشده است[24].
با این حال این تفاوتها در نتیجة استفاده از ابزارهای متفاوت پدیدار نمیگردد و ماحصل وجود تفاوتهایی در اصول ویژگیهای تولید شده توسط گوینده میباشد. با وجود این تفاوتها، بطور عملی نشان داده شده که مقیاسهای مشتق شده از شباهت معنایی (تولید شده با استفاده از ابزارهای مشابه و یکسان در هر دو زمینه) اهمیت تأثیرات تداخل در یک تکلیف نامیدن را با موفقیت پیشبینی میکند[25].
2-2 مدل پردازش واژگانی
حال در این جا به یکی از مدلهای درک و تولید کلمه یا پردازش واژگانی میپردازیم.
بطور کلی میتوان بین بازیابی واژگانی و نامیدن تمایز قائل شد. دراینصورت، نامیدن مهارتی است که علاوه بر بازیابی واژگان، چندین فرآیند ویژه دیگر را نیز در برمیگیرد. پس آنومی که یکی از عمومیترین علائم آفازی است نیز آسیب نامیدن نمیباشد، بلکه آسیب بازیابی واژه است.
مدل پردازش واژگانی که در شکل 1-2 نشان داده شده براساس مطالعة افراد طبیعی و آسیب دیدة مغزی توسعه یافته است. این مدل شامل سیستم پیچیدهای از بخشهای متصل و پراکنده است که امکان پردازش انواع مختلف اطلاعات واژگانی را فراهم میکند.
............
83 صفحه فایل Word
عوامل تعیین کننده مراحل یادگیری .......................................................................... 2
تکواژهای اولیه دیگر .............................................................................................. 5
افعال معین ......................................................................................................... 5
پسوندهای صفت و اسم ...................................................................................... 6
یادگیری قانون صرفی و جنبههای دیگر زبان ................................................................ 7
تحول شکل جمله .......................................................................................... 10عناصر جمله .......................................................................................................... 11
تحول عبارت اسمی ............................................................................................ 11
تحول عبارت فعلی ............................................................................................. 13
زمان و ارجاع .................................................................... 19
انواع جمله ........................................................................................................... 23
شکل جمله خبری ............................................................................................... 24
شکل جمله پرسشی ............................................................................................ 29
شکل جمله امری ................................................................................................ 35
شکل جمله منفی.................................................................................................. 36
درونهگیری و ربط .......................................................................................... 41درونهگیری عبارتی ................................................................................................. 43
درونهگیری مصدری ............................................................................................ 44
درونه گیری اسم فعل .......................................................................................... 45
درونهگیری بند وابسته ........................................................................................ 46
ربط بندی ............................................................................................................ 51
خلاصه .................................................................. 57
تحول واجشناختی ......................................................................................... 58فرایندهای واجشناختی ............................................................................................ 60
فرایندهای ساختار هجایی .................................................................................... 60
فرایند همگونی ................................................................................................... 63
فرایندهای جانشینی ............................................................................................. 64
فرایندهای چندگانه .............................................................................................. 66
درک و تولید ...................................................................................................... 67
خلاصه .............................................................................................................. 68
نتیجهگیری ...................................................................................................... 69مباحثه ..................................................... 70
خودآزمایی ..................................................................... 71
تحول معناشناختی و کاربرد زبان در افراد مدرسهرو و بزرگسال ............ 73
اهداف فصل ................................................................................................... 74تحول کاربرد شناختی.................................................. 79
داستانها ................................................................................................................ 80
تحول داستانها .................................................................................................... 83
تحول دستور زبان قصه ............................................................................89
تفاوتهای داستان ................................................................................................. 96
تواناییهای محاورهای .............................................................................................. 100
کاربردهای زبان .................................................................................................. 101
شروع و حفظ موضوع ........................................................................................ 105
رابطها و جداکنندهها ........................................................................................... 106
درخواستهای غیر مستقیم ..................................................................................... 107
اصلاح گفتگو ..................................................................................................... 110
اصطلاحات اشارهای ............................................................................................ 111
تفاوتهای جنسیتی ................................................................................................... 112
کاربرد واژهها ..................................................................................................... 113
سبک گفتگو ....................................................................................................... 114
تحول ................................................................................................................ 118
نتیجه ................................................................................................................. 120
خلاصه ................................................................................................................. 122
...........
عوامل تعیین کننده مراحل یادگیری
ارتباط شناختی بین پیچیدگیهای معنایی و نحوی این تکواژهاست که کلید مراحل تحول است، نه بسامد کاربرد آنها در گفتار بزرگسال. پیچیدگیهای نحوی و معنایی زمانی آشکار میشوند که به مراحل یادگیری در زبانهای دیگر توجه کنیم. برای مثال، مفهوم واقعی «جمع» (یک و بیشتر از یک) واقعاً ساده است و کودک آن را به سرعت فرا میگیرد؛ با این وجود، نشانهگذاری جمع در عربی مصری بسیار پیچیده میباشد و استثناهای زیادی در آن وجود دارد. در مقایسه با پیشدبستانیهای انگلیسی زبان، اکثر نوجوانان مصری همچنان در رابطه با «جمع» مشکل دارند.
تفاوت جنسیت نیز میتواند مشکلساز باشد. در زبان انگلیسی، مانند زبان فرانسوی، تنها دو جنسیت، مرد و زن، وجود دارد؛ با این وجود، اکثر واژههای انگلیسی برای جنسیت نشانهگذاری نشدهاند. فولانی ، که یک زبان نیجری- کنگویی است، حدوداً شامل دوازده جنسیت میباشد. به علت پیچیدگی معنایی و نحوی این شکلها، کودکان فولانی زبان، نسبت به کودکان انگلیسی زبان، نشانههای جنسیت را در مدت زمان طولانیتری فرا میگیرند.
تحول صرفی اولیه فعل امکان دارد به جنبههای معنایی زیر ساختی فعل مربوط باشد (بلوم ، لیفتر و هیفتز ، 1980). کودک به تدریج مراحل نخستین افعال عمومی و غیر اختصاصی نظیر make,go,do را فرا میگیرد. با گسترش فراگیری این نوع افعال، نشانههای صرفی به سرعت ظاهر میشوند؛ در نتیجه یادگیری صرفی اولیه، ممکن است به صورت واژه به واژه باشد. در مقابل، احتمال دارد که افعال اختصاصیتر نشانهگذاری نشده باشند.
به نظر میرسد مفهوم واقعی «زمان فعل» عامل مهمی برای نشانهگذاری باشد. برای مثال، زمان «حال استمراری» مربوط به افعالی میباشد که نشانگر واقعهای مستمر هستند، مانند رانندگی کردن در جمله «من دارم رانندگی میکنم»؛ اما در مورد افعالی که نشانگر واقعهای منفصل میباشند، به کار نمیرود، مانند شکستن یا افتادن در جمله «فنجان از دست من افتاد» و در مقابل «زمان گذشته» در مورد افعال اخیر بکار میرود. کاربرد صرفی اولیه محدود است.
یادگیری صرفی مستلزم تفکیک درست واژهها به تکواژها و طبقهبندی معنایی صحیح آنها میباشد. در صورت تفکیک کمتر از حد، واژه یا عبارت به تعداد مناسبی از تکواژها تجزیه نخواهد شد. نتیجه، ابداع جملاتی مانند "He throw-uped at the party" یا "I Linke jump-roping" خواهد بود. مثال خوب دیگر، روش یادگیری الفبا میباشد: "...J,k,Elemeno, p,Q,..." در تفکیک بیش از حد، کودک تکواژهای بسیار زیادی را به کار میبرد، مانند "Daddy, you’re interring-upt me!".
پسرم، تد، به افراد بزرگسال dolts میگفت. او واژه adult را بیش از حد به حرف تعریف "a" و واژهی dolt تفکیک میکرد. به عقیده تعدادی از دوستانم، شاید پسرم تیزبینتر از ما که به او امتیاز حیات دادیم، باشد!
در همه زبانها، کودکان تکواژها را به شیوه مشابهی یاد نمیگیرد. در زبانهای چند تکواژی مانند موهاوک ، زبان بومی کبک جنوبی و نیویورک شمالی، در ابتدا کودکان واژههایی را که شامل تکواژهای زیادی هستند، به جای تکواژ به هجا تقسیم میکنند (میتوم ، 1980). این کودکان احتمال دارد به هجاهای تکیه دار بیشتر از تکواژها توجه کرده و آنها را بیان کنند. به هر حال در انگلیسی تحول صرفی مهمتر است.
قوانین صرفی به نوع و طبقهی واژهها مربوط میباشند. از این رو، -ing فقط با افعال کنشی بکار میرود. در صورت طبقهبندی اشتباه، امکان بروز خطا وجود دارد. احتمال دارد کودک پیشوندها و پسوندهای صرفی نامناسبی را به کار ببرد، مانند نمونهی ذیل:
کاربرد اسم به عنوان فعل I’m jelling my bread
در حالیکه به طور معمول میگوییم "buttering my bread"
کاربرد ضمیر به عنوان اسم I got manys
کاربرد صفت به عنوان قید He runs fastly
اغلب این اشتباهات نشان دهنده محدودیت خزانه واژههای توصیفی کودک میباشند. یکی از موارد جالب به پسرم، جیسون، مربوط میشود که بعد از یک خواب نامنظم گفت "I hate nightmaring".
طبقهبندی کمتر از حد، در صورت به کار بردن قانون طبقهای برای زیر طبقات رخ میدهد، مثل -ed، نشانه گذشته با قاعده، روی افعال بی قاعده. مثالهای دیگری در ذیل آمدهاند:
(کاربرد نادرست s، نشانه جمع، روی یک اسم جنس) I saw too many polices.
(کاربرد نادرست -ing، نشانه حال استمراری، روی فعل حالت) I am hating her.
سرانجام، در طبقهبندی بیش از حد، کودک یک تکواژ محدود را برای واژههای دیگر به کار میبرد، مانند unsad و unbig. اکثر گفتههای خندهدار کودکان ناشی از اشتباه در تفکیک یا طبقهبندی هستند.
تکواژهای اولیه دیگر
تکواژهای دیگر در چارچوب مراحل براون ظاهر و فرا گرفته میشوند، اما براون جزئیات را مطالعه نکرده است؛ در نتیجه آگاهی ما از اکتساب آن مراحل اندک است.
افعال معین
افعال معین، یا کمکی، در انگلیسی را میتوان به صورت اصلی، مثل have,be و do، یا به صورت ثانویه (وجهی، ساختی) مثل may,can,shall, will و must دسته بندی نمود. به طور کلی، افعال کمکی صرفاً برای سئوالی کردن جمله با فاعل جابجا می شود یا شکلهای منفی را ایجاد میکنند. نمونههایی از شکلهای کمکی در ذیل آمدهاند:
(شکل جابجا شده Are you running in the race?
گفته "you are running ..." )
(شکل جابجا شده گفته What have you done?
"you have done ...?")
(شکل منفی) I can’t help you.
(شکل منفی) I may not be able to go.
فعل ربطی (to be) از این قانون مستثناست، چون هم میتواند جابجا شود و هم صورت منفی بسازد، مانند "Is she sick?" یا "This isn’t funny".
علاوه بر این، افعال کمکی برای تاکید و اجتناب از تکرار در پاسخهای کوتاه که در آنها اطلاعات اضافی حذف میشوند، کاربرد دارند. برای مثال، وقتی سئوال میشود که "Who can go with me?" پاسخ دهنده با پاسخ کوتاه "I can" از تکرار اجتناب میکند. به منظور تایید یک گفته نیز گوینده ممکن است بگوید "I do like to dance".
تنوع زیادی در فراگیری افعال کمکی وجود دارد. جدول 5/10 سنینی را نشان میدهد که در آنها 50 درصد کودکان شروع به کاربرد افعال کمکی انتخابی می کنند. اکثر کودکان افعال کمکی have, do و will را تا سن چهل و دو ماهگی بکار میبرند.
................
122 صفحه فایل Word