برخی از اسلایدهای این PowerPoint
سوالات
1) هوشنگ ابتحاج در چه سبک های شعر می گفت؟
2) مجموعه های شعری وی؟
زندگینامه
او در 29 اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. هوشنگ ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانهای شد که در آن ایام سرود. و بعد هم که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد در شعری سرود:
"دیریست، گالیا! / هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست. / هرچیز رنگ آتش و خون دارد این زمان. / هنگامه رهایی لبها و دستهاست / عصیان زندگی است
مجوعههای شعری :
نخستین نغمهها ، ۱۳۲۵
سراب ، ۱۳۳۰
سیاه مشق ، فروردین ۱۳۳۲
شبگیر ، مرداد ۱۳۳۲
زمین ، دی ۱۳۳۴
چند برگ از یلدا ، آبان ۱۳۴۴
یادنامه ، مهر ۱۳۴۸
تا صبح شب یلدا ، مهر ۱۳۶۰
یادگار خون سرو ، بهمن ۱۳۶۰
حافظ به سعی سایه ( دیوان حافظ با تصحیح ابتهاج )
.....................
12 اسلاید فایل PowerPoint
قابل ویرایش
رفتار درمانی و تغییر و اصلاح رفتار
تاریخچه : تاریخچه به کارگیری رویکرد رفتاری را می توان به سه بخش تقسیم کرد. جزء اصلی رویکرد رفتاری شرطی سازی کلاسیک [1]یا شرطی سازی پاسخگو نام دارد که بر پایة کارهای پاولف (1940) و هال ( 1943) مبتنی است (ساعتچی ، 1379) کاربرد اصلی شرطی سازی کلاسیک در روان درمانی اصطلاحاً رفتار درمانی نامیده می شود (شفیع آبادی 1378) و پیگیری جریان رشد رفتار درمانی و یا تاریخچه آن شبیه تعقیب رودخانهای است با انشعابات فراوان که از پایین به طرف سرمنشأ در حرکت است . چون جریانهای زیادی به این رودخانه ملحق می شوند. بعد از مدتی تشخیص اینکه کدام جریان اصلی رودخانه است مشکل می شود ( کورسینی 1973، ترجمة شفیع آبادی 1378).ذیلا به چند مورد از این جریانها اشاره شود.
یکی از این جریانها انزجار درمانی نام دارد. کانترویچ [2] (1929) اغلب بعنوان اولین استفاده کننده از این رویکرد مبتنی بر یافته های آزمایشگاهی معروف است . او با بکارگیری مدل شرطی سازی متقابلی بیمار الکلی را درمان کرد. بدین ترتیب که الکل را با شوک قوی الکتریکی همراه کرد و موجب ایجاد بازتابهای امتناع بدنی و تنفر از الکل شد (کورسینی ، 1973).
دومین جریان بوسیلة کسانی شکل گرفت که تلاش کردند تا سیستم های گسترده نظریة شخصیت و رواندرمانی را در چارچوب نظریة یادگیری بیان کنند. برجسته ترین تلاشها در این حیطه بوسیلة دولارد میلر ( 1950) صورت گرفت (کورسینی ، 1973) آنها که سعی کرده اند نظریة روانکاوی را در قالب واژه های یادگیری به کار گیرند معتقدند که رفتار نوروتیک بریک کشمکش عاطفی ناآگاه مبتنی است که معمولا از دوران کودکی سرچشمه میگیرد . به اعتقاد آنها کشمکشهای روان نژندی به وسیلة والدین و در موقعیتهای تغذیه،آموزش نظافت ، آموزش جنسی و … آموزش داده می شود و کودکان آن را فرا می گیرند ( شفیع آبادی ، 1378).
جریان دیگری که بنظر می رسد بطور مستقیم به توسعه درمان مبتنی بر نظریة یادگیری منجر شده است «نوروز تجربی »[3] نام دارد. این امر اولین بار بوسیلة بارلوف ( 1927) و در آزمایشات انجام شده بوسیلة وی بر روی سگها گزارش شده است که در نتیجة ایجاد مشکل برای تمییز محرکهای شرطی آزار دهنده و خوشایند ، رفتارهای عجیب و غریبی مانند امتناع از ورود به آزمایشگاه یا رفتارهای تهاجمی در سگها بوجود آمد. دیگر روشهایی که موجب بوجود آمدن رفتار آشفته می شود عبارتند از : تاخیر تقویت (گات،1944) ،تغییر سریع محرکهای شرطی منفی و مثبت (لیدل ،1934 ) . محرک آزار دهنده ای که رفتار شرطی شده را متوقف می کند ( دیمینک و دیگران ، 1939) و محرک آزار دهندة که به تنهایی بکار می رود ( ولپی ، 1958) ؛ (مایر ، 1949) (کورسینی ، 1973).
چهارمین جریانی که در تاریخچه رفتار درمانی اهمیت خاصی دارد ( به کار ولپی (1958) بر میگردد که با بکارگیری شیوه های شرطی سازی تقابلی یک رویکرد جدید به درمان ایجاد کرد. براساس شرطی سازی تقابلی ، ولپی سعی کرد پاسخ هایی را در انسان بیابد که بتواند از آنها برای بازداری اضطراب استفاده کند . برهمین اساس استفاده از آرمیدگی عمیق برای جلوگیری از اضطراب مبنای حساسیت زدایی منظم شد ؛ استفاده از پاسخ های جسورانه برای جلوگیری اضطراب اجتماعی مبنای جرات آموزی شد و استفاده از انگیختگی جنسی برای جلوگیری از اضطراب مبنای رویکردهای جدید به درمان جنسی شد ( پروچاسکا و نورکراس 1999، ترجمةسید محمدی ؛ 1381).
دومین جزء رویکرد رفتاری ، شرطی شدن عامل ( کنش گر) نام دارد. این جزء مبتنی بر کارهای اسکینر (1953) است و در مواردی که آن را در عمل بکار می گیریم به آن تغییر و اصلاح رفتار گفته می شود (ساعتچی ، 1379) .اسکینر که کارهایش بیشتر در زمینه قانون اثرثرندایک است . از مهمترین پیشروان رفتارگرایی است . او در سال 1930 پیش فرضیهایی را مطرح کرد که تا چهل سال بعد افکارش را به خود مشغول داشت .اسکنیر اصول شرطی شدن فعال ، یا وسیله ای را که در قالب قانون اثرثرندایک مطرح شده بود توسعه داد و باردیگر براثرات پاسخ تاکید کرد (شفیع آبادی ، 1378) .
سومین و تازه ترین جزء رویکرد رفتاری که پیشینه و رهبری چندان روشنی ندارد ، آن دسته از رفتارگرایانی را معرفی می کند که بسیار مایل هستند برای ایجاد تغییر در رفتار از تبیین ها و فنون شناختی استفاده کنند. این درمانگران که به رفتارگرایان شناختی معروف هستند از روشهای گوناگونی چون توقف فکر ، بازسازی شناختی ، و مسئله گشایی منظم استفاده می کنند. البته مرز مشخصی برای متمایز کردن درمان شناختی – رفتاری از درمان شناختی وجود ندارد و این تمایز در حقیقت نوعی تمایز نظری است ( پروچاسکا و نورکراس ، 1999؛ ترجمة سید محمدی ، 1381).
رفتار درمانی کاربرد و اصول نظریه های یادگیری برای تغییر یا اصلاح رفتار است که در این بحث فقط نظریه های شرطی سازی کلاسیک ( پاولفی ) و شرطی سازی عامل ( اسکینری ) مدنظر خواهد بود.
مفاهیم بنیادی نظریة رفتار درمانی
الف ) نظریة شخصیت
رفتار درمانگران توجه چندانی به ارایه نظریه ای در زمینةشخصیت نداشته اند آنان در درجة اول این فرض را پذیرفته اند که اکثر رفتارهای انسان آموخته شده است و بنابراین می توان با استفاده از اصول یادگیری رفتارها را تعدیل کرد ویا کلا تغییر داد. از این رو می توان گفت که همان اصول و قواعدی که در شیوه های یادگیری انسان مطرح است در تدوین وتکوین شخصیت و یا اضمحلال آن نیز موثر است و پایه و اساس رشد شخصیت به حساب می آید . الگویی که رفتارگرایان برآن اساس شخصیت را توجیه می کنند همان الگوی یادگیری محرک - پاسخ ( و یا الگوی محرک – ارگانیزم – پاسخ ( S-O-R ) است . در الگوی اول فرد را صرفا زادة نوع پاسخهایی می دانند که فرد در قبال محرکهای مختلف محیطی از خود بروز می دهد . در الگوی دوم نوع پاسخهایی میدانند که فرد در قبال محرکهای مختلف محیطی از خود بروز می دهد . در الگوی دوم نوع تعبیر و تفسیر و برداشت فرد از محرکها عامل مهمی در تعیین نوع پاسخها و چگونگی رفتار و شخصیت او به حساب می آید . در قالب نظریة رفتاری محرکها و عوامل محیطی نقش قاطع و تعیین کنندهای در تغییر و تکوین شخصیت دارند و شخصیت افراد تابع محیطی قرار می گیرد که در آن رشد می یابند ( شفیع آبادی ، 1378).
دیدگاه رفتاری در مورد وجود آمادگیهای ذاتی در فرد برای رفتار به شیوه ای خاص اصراری ندارد . به علاوه روان شناسان یادگیری برخلاف تاکید نظریه های روان پویایی و صفات بر ویژگیها یا صفاتی که در موقعیتهای مختلفی به کار می روند. معتقدند که همسانی در رفتار افراد به دلیل شباهتی است که در شرایط محیطی است و موجب برانگیختن این رفتار های شود ( پروین ، 1989؛ ترجمة کدیور،- ).
ب ) ماهیت انسان
در نظر رفتار درمانگران و رفتارگرایان انسان ذاتا نه خوب است و نه بد، بلکه یک ارگانیسم تجربه گر است که استعداد بالقوه ای برای همه نوع رفتار دارد. به اعتقاد این گروه ، انسان در بدو تولد همانند صفحةسفیدی است که هیچ چیزی برآن نوشته نشده است و به منزلة یک موجود واکنشگر به حساب می آید که در قبال محرکهای محیطی پاسخ می دهد . به اعتقاد رفتارگرایان انسان رفتاری قانونمند و پیچیده دارد که به شدت تحت تاثیر محیط قرار دارد و اصولا انسان تا حدود زیادی ماحصل محیطش است (شفیع آبادی ، 1378).
در نظریة اسکینر و پیروان نظریه او که به مهندسان رفتار معروفند به مسئله وجود هدف نهایی و ضروری در زندگی پرداخته نشده است . در نظام آنها هیچگونه اشاره ای به رانده شدن ما برای غلبه براحساس حقارت یاکاهش تعارضها و اضطرابها یا کشیده شدن به وسیله سایقی به سوی بعضی حالتها از قبیل خودشکوفایی نشده است . به نظر آنها افراد به همین طریق رفتار می کنند که ماشینها عمل می کنند. یعنی به شیوه ای قانونمند، نظامدار و از پیش تعیین شده ، و کلیة اندیشه های وجود یک شخص درونی ، یعنی یک خود یا خویشتن خود مختار را که تعیین کنندة مسیرماست می تواند عمل کردن به طور آزادانه و خود به خودی را انتخاب کند قویا رد می کنند ( شولش ، 1990؛ ترجمة گروه مترجمین ، 1377).
برطبق نظر رفتارگرایان عادات ، نگرشها، آمادگیها و استعدادها ذاتی نیستند و از طبیعت انسان نشات نمی گیرند . بلکه در نتیجة تماس انسان با محیط و به خصوص در نتیجة تعامل او بادیگران تحصیل می شوند. همینطور محبتها و نفرتها ، ترجیهات و تعصبات ، ترسها و اضطرابها ، تمایلها و علایق، هدفها و نیازها خویشتن پنداری و طرحهای سازگاری ، خصوصیات شخصیتی و منش ها، رفتارغیراجتماعی و اجتماعی ، رفتارهای نوروتیک و پیسکوتیک و اشکال مطلوب و پسندیدة رفتار انسان همگی پاسخها و واکنشهای یادگرفته شده . هستند و فقط از راه کاربرد اصول و قوانین یادگیری می توان در آنها تغییراتی ایجاد کرد . رفتار درمانگران گرچه نقش وراثت را انکار نمی کنند، ولی چون تغییر محیط را بسیار ساده تر از تغییر وراثت می رانند در درمان برتغییر رفتار از راه دگرگون سازی محیط تاکید می ورزند (شفیع آبادی ،1378).
ج ) مفهوم اضطراب و بیماری روانی
از دیدگاه شرطی سازی عامل آدمی رفتار ناسازگار را برای افزایش تقویت مثبت یا کاهش یک محرک آزاردهنده یاد می گیرد. از نظر اسکینر ( 1953) بیشتر مشکلات عاطفی فرد در نتیجة واکنشهای او نسبت به محیط هایی به وجود می آید که در آن کنترل و تنبیه به حد افراطی می رسد. اضطراب نتیجة شرطی شدن نسبت به محیط ، مثل احساس گناه افسردگی یا خشم است ( ساعتچی، 1379).
از دیدگاه شرطی سازی پاسخگر یادگیری اضطراب در صورتی روی می دهد که پاسخ در مجاورت زمانی با یک محرک معین فرا خوانده شود و در ادامه مشخص شود که این محرک می تواند آن پاسخ را فراخواند ؛ در حالی که قبلا قادر به این کار نبود . بنابراین افراد می توانند یادبگیرند به هرمحرکی ،ازجمله سگ ، آدمها، میل جنسی ، آسانسور و کثافت با اضطراب پاسخ دهند، حتی اگر این محرکها قبلا اضطراب را در آنها فراخوانی نکرده باشند. همچنین محرکهایی که از نظر ظاهری شبیه محرک اصلی هستند از طریق فرآیند تعمیم محرک نخستین می توانند موجب اضطراب شوند ( پروچاسکا و نورکراس 1957؛ ترجمة سیدمحمدی ، 1381).
در رفتار درمانی و تغییر و اصلاح رفتار، درمانگر مستقیما با رفتار ناسازگار خود سروکار دارد و به دلایل زیر بنایی این نوع رفتار کاری ندارد و توجه اصلی درمانگر معطوف تغییر رفتار ناسازگار است و برای او اهمیت ندارد که مراجع نسبت به آن بینش پیدا کند (ساعتچی، 1379) . روی این اصل رفع علایم مرضی معادل با بهبودی است (شفیع آبادی ، 1378).
ماهیت روان درمانی در رفتار درمانی :
رفتار درمانی کاربرد اصول تجربی یادگیری برای تغییر رفتار ناسازگارانه و نامطلوب است . از این رو رفتار درمانگران دقیقا با این مسئله مواجهند که مراجع چگونه یاد گرفته است یا چگونه یاد می گیرد ، چه عواملی یادگیری او را تقویت می کند و تداوم میبخشد و چگونه می توان فرآیند یادگیری او را تغییر داد تا چیزهای بهتری را جایگزین رفتارهای نامطلوب خویش کند ( شفیع آبادی ، 1378).
.............. 37 صفحه قایل Wordانگیزش چیست ؟
فرآیندی که طی آن افراد شدت، جهت ، پافشاری در مورد تلاشهای جهت دستیابی به یک هدف
می توان انگیزش را در قالب و برحسب رفتار عملی تعریف کرد. کسانی که تحریک شوند نسبت به کسانی که تحریک نشوند، تلاش بیشتری مینمایند.
انگیزش [1] تمایل به انجام کار است و در گرو توانایی فرد، تا بدان وسیله نوعی نیاز تأمین گردد. در اصطلاح فنی ما ، نیاز[2] به معنی نوعی کسر و کمبود روانی و فیزیولوژیک است که میتواند دستاورد خاصی را جذب نماید.
هر قدر تنش بیشتر باشد فعالیت بیشتری می کنند تا از آن رهایی یابند.
نخستین نظریه های انگیزش
دهه 1950 یکی از دوره های بسیار پربار، از نظر ارائه مفاهیم انگیزش بود. در این دسه سه نظریه ویژه ارائه شد. از نظریه سلسله مراتب نیازها، نظریه های x و y و نظریه انگیزش – بهداشت.
1) آنها سنگ زیر بنای نظریه هایی هستند که در این سالها ارائه شده اند.
2) در مرحلة عمل و در سازمانها، مدیران برای توجیه انگیزة کارکنان خود از این نظریهها و اصطلاحات فنی مربوط به آن استفاده می کنند.
نظریه سلسله مراتب نیازها[3] (1) که به وسیله آبراهام مزلو ارائه شد از مشهورترین نظریه های انگیزش است.
1- فیزیولوژی که شامل گرسنگی، تشنگی، پناهگاه و سایر نیازهای فیزیکی می شود.
2- ایمنی که شامل امنیت و محفوظ ماندن در برابر خطرات فیزیکی وعاطفی می شود.
3- اجتماعی که شامل عاطفه ، تعلق خاطر و دوستی می شود.
4- احترام که این نیاز به دو بخش تقسیم می شود : درونی و برونی. احترام درونی شامل حرمت نفس، خودمختاری و پیشرفت؛ و احترام برونی شامل پایگاه ، مقام، شهرت و جلب توجه می شود.
5- خودشکوفایی که در این نیاز شخص می کوشد تا همان چیزی شود که استعداد آن را دارد و آن شامل رشد و دستیابی به همان چیزهایی است که فرد بالقوه استعداد رسیدن به آنها را دارد و به اصطلاح خود شکوفا می شود.
مزلو این نیازها را به دو دسته رده بالا و پایین تقسیم کرد. نیازهای فیزیولوژییکی و امنیت را در رده پایین[4] ، و نیازهای اجتماعی، احترام وخودشکوفایی را در ردة بالا [5] قرار داد.
این نظریه با استقبال بسیار زیاد مواجه شد، به ویژه مدیران سازمانها از آن استفاده های زیادی کردند شاید علت اصلی این موفقیت، منطقی باشد که در بطن نظریه قرار دارد و این که به راحتی قابل درک است.
نمودار سلسله مراتب نیازهای مزلو
خودشوفایی
احترام
اجتماعی
امنیتی
فیزیکی
تئوری X و تئوری Y
داگلاس مک گرگور دو دیدگاه متمایز از انسان ارائه کرد : یک دیدگاه اصولاً منفی که آن را تئوری x خواند و یک دیدگاه مثبت که آن را تئوری y نامید (2).
تئوری X براساس مفروضات زیر قرار دا.
1- کارکنان به صورت فطری و طبیعی کار را دوست ندارند و در صورت امکان سعی می کنند از انجام آن اجتناب نمایند.
2- از آنجا که کارکنان کار را دوست ندارند، باید آنان را مجبور کرد و کنترل نمود و یا تهدید کرد تا بتوان به هدفهای مورد نظر دست یافت.
3- کارکنان از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند، لذا باید به صورت رسمی آنها را هدایت و رهبری کرد.
4- بیشتر کارکنان امنیت را بالاتر از عوامل دیگر مربوط به کار قرار می دهند و هیچ نوع جاه طلبی و بلندپروازی ندارند.
تئوری Y براساس مفروضات زیر قرار دارد :
1- کارکنان کار را امری طبیعی و همانند تفریح یا بازی می پندارند.
2- کسی که خود را به هدف یا هدفهایی متعهد نموده است دارای نوعی خودرهبری و خودکنترلی می باشد.
3- بیشتر افراد می توانند مسئولیت بپذیرند و حتی در پی پذیرفتن مسئولیتها برآیند.
4- خلاقیت، یعنی توانایی برای گرفتن تصمیمات خوب و بیشتر افراد جامعه دارای این ویژگی هستند، این امر تنها از ویژگیهای مدیران نیست.
اساس تئوری X براین فرض قرار می گیرد که نیازهای رده پایین حاکم بر فرد هستند. مفروضات تئوری Y براین اساس قرار می گیرد که نیازهای رده بالاتر بر فرد حاکم هستند. مک گرگور براین باور بود که مفروضات تئوری Y ، نسبت به مفروضات تئوری X از اعتماد بیشتری برخوردارند.
مشارکت در تصمیم گیری ، پذیرش مسئولیت و قبول کردن کارهای هماورد طلب و روابط کارگری از جمله راهها یا رهیافتهایی است که میتوان بدان وسیله انگیزش شغلی فرد را به حداکثر رسانید.
تئوری بهداشت – انگیزش
این تئوری به وسیله یک روانشناس به نام فردریک هرزبرگ ارائه شد او بر این باور بود که رابطة فرد با کار یک رابطه اصولی و اساسی است و نگرش فرد نسبت به کار را میتوان براساس میزان موفقیت یا شکست وی تعیین کرد.
هرزبرگ عکس «رضایت»، «نبودن رضایت» است و عکس «نارضایی»، «نبودن نارضایتی» است. در نتیجه هرزبرگ این ویژگیها (سیاست و مدیریت شرکت، سرپرستی، روابط بین افراد، شرایط کاری و حقوق) را عوامل بهداشتی نامید.
تئوری بهداشت – انگیزش کاستی هایی هم دارد انتقادهایی که بر تئوری مزبور وارد آمده از این قرار است:
.................
13صفحه فایل Wordبه گفته روان شناسان موفقیت یک امر درونی و برداشت فردی می باشد که هر کس برداشت خاصی از موفقیت دارد بطور مثال: شاید کسانی باشند که تمام امکانات زندگی برایشان مهیا شده و احتیاجاتشان برطرف ولی احساس خوشبختی نمی کنند.
موفقیت از دید فرد با توجه به سابقه شخصیتی و تیپ خانوادگی آن متفاوت می باشد ممکن است شخصی احساس خاصی راجع به نوعی نگرش داشته باشد( واقعیت مهم نیست بلکه این برداشت از واقعیت است که مهم می نماید.)
موفقیت معنای گسترده تری هم دارد. برای اینکه از خودمان بپرسیم که آیا موفق هستیم یا نه باید دلایلی را برای خود ارزیابی کنیم بدین صورت که موفق بودن یا نبودن ما را اثبات کند. البته موفقیت معنای گسترده تری هم دارد که رضایتمندی و سازگاری از آن جمله اند. همین که انسان بتواند با محیط خود سازگار شود به موفقیت نسبی رسیده است برای آنکه بهتر در جریان امور مربوط به موفقیت قرار بگیریم لحظاتی را به پای صحبتهای استاتید برجستة رشته ارتباطات می نشینیم می خواهیم بدانیم حمید رضا پور دهقان کارشناس پزشک روانشناسی و یکی از موفقیت احساس دائم و پایدار می باشد و اگر ما هدفی را که در نظر گرفتیم به آن رسیده باشیم موفق خواهیم بود چه زمان موفق هستیم؟
و اگر به آن نرسیم خود را موفق احساس نمی کنیم البته در اینجا مدت زمان و اهدافی که فرد برای خودش در نظر می گیرد بسیار مهم است زیرا اگر این اهداف خیلی دشوار باشد ما سعی نمی کنیم به آن برسیم و اگر خیلی آسان باشد برای ما راضی کننده نخواهد بود و اگر هم ما به هدفمان نرسیم دچار ناگامی خواهیم شد.
برای رسیدن به موفقیت چه مولفه هایی را در نظر داشته باشیم؟
عوامل شخصی و فردی:
اگر کسی خود را بشناسد یعنی بداند که در چه جایگاهی قرار دارد و به هویت خود پی برده باشد می توان گام اول در موفق شدن را بردارد بدین صورت که اگر ما خود را بشناسیم برای رسیدن به موفقیت عیب درونی خود را اصلاح می کنیم که این عمل از طریق اطرافیان ما صورت می گیرد که خیلی موارد و ایرادها را به ما گوشزد می کنند
2- شخص درون گرایی نباشیم که فقط به ارتباط با خود بسنده کنیم. بلکه ارتباطات اجتماعی خوبی داشته باشیم.
3- هدفی برای خود تعیین کنیم و برای رسیدن به هدفمان تمام سعی و تلاش خود را بکار گیریم
4- بوجود آمدن انگیزه می باشد که متأسفانه بسیاری از ما تا محدودیتی برایمان بوجود نیاید به سراغ انگیزه نمی رویم.
5- احساس رضایتمندی برای خود فرد وجود داشته باشد نه اینکه فقط دیگران او را انسان موفقی بدانند خود شخص نیز یک احساس را داشته باشد و جو اجتماعی روی ما آنقدر تأثیر گذار نباشد که ما را از رسیدن به هدفمان باز دارد.
6- کم کردن استرس می باشد تا جایی که می توانیم خود را چه از استرس روز مرگی مثل ( درسی که همیشه از آن می ترسیم دیدن هم اتاقی که در دانشگاه باعث آزار میشود) و چه از استرسهای حاد که مسائل کاری ما می باشند و تا جایی ممکن آنها را کاهش دهیم.
چه راههایی برای کاهش استرس وجود دارد؟
تخلیه هیجانی: روشهای درمانی که با استفاده از روان شناسان و روان کاوان انجاماضطراب:
اضطراب یک واکنش طبیعی و انطباقی است بد میزان خیلی کم باید در زندگی هر فردی وجود داشته باشد تا فرد بتواند به عواقب کاری که کرده پی ببرد. یکی از روشهای اضطراب عامل وراثتی می باشد بنابراین ساختار خانواده می تواند بر روی آن تأثیر گذار باشد.
راههای جلوگیری از اضطراب:
داشتن اعتماد به نفس: به این صورت که اعتماد به نفس خود را در هر شرایط و حال حفظ کنیم.عوض کردن دیدگاهمان: درست است که امتحان و قبولی در آن مهم است ولی مهمتر از امتحان هستیم.دوم بودن: چون اول بودن همیشه باعث می شود که شخص ترس و اضطراب از دوم داشته باشد.تکرار نکردن اشتباهات برای خود: مدام اشتباهاتمان را برای خود تکرار نکنیم چون این مسئاله باعث اضطراب می گردد.مراجعه به متخصصان و روانشناسان: اگر ما اضطرابی داریم که عمل کردن بالا از بین نمی رود. می توانیم به سراغ روانشناسان و روانکاوانی برویم که روحیه ما را بصورت غیر داروئی تقویت می کنند.
«به نام خداوند خوب»
( روز مرگ های یک پزشک)
با صدای دزدگیر ماشینی از فاصلة چند ده متری پایین، در خیابان به گوشش می رسید ناگهان چشمانش باز شد، چند ثانیه به سقف خیره ماند و یکرو مثل فنر از جا پرید. سریع به کنار پنجره رفت و سرش را از آن بیرون کرد و به خیابان نگاهی انداخت. هوا گرگ و میش بود و در پائین روبروی آپارتمان به سقف ماشین مشکی رنگی که دیروز از دوستش قرض کرده بود نگاهی کرد و از بودن آن مطمئن شد.
برگشت و به ساعت نگاه کرد، حدود 40/6 دقیقة صبح بود زمان زیادی نداشت اما زیاد دیر نیز نبود. به سرعت به حمام رفت و در اواسط استحمام آب داغ قطع شد. درنگ نکرد و با همان آب سرد همچون بعضی از روزهای گذشته دوش را به پایان رسانید و از حمام بیرون جست و در حالی که به سرایدار پیر ساختمان ناسزا می گفت لباسهایش را می پوشید و به سمت آشپزخانه می رفت و در همان احوال با دیدن ظروف تلنبا شده سرایدار پیر را فراموش و شروع به ناسزا گفتن به زن جوان خود کرد. مستقیم به سمت یخچال رفت و با دیدن قفسه های خالی همسر جوان خود را فراموش و شروع به ناسزا گفتن به وضع بد اقتصادی خود کرد. در یخدان یخچال را باز کرد و نصفه نانی را که قبل از قهر کردن همسرش باقی مانده بود را از زیر بسته های سبزی خرد شده و قالب های یخ به سختی بیرون کشید و آن را روی شعلة مستقیم گاز گرفت تا باز شود.
..........
17 صفحه فایل Word
زمان های انتقال در زمان عبور و گذر کودک در یک فعالیت، فعالیت بالاتر رخ می دهد. ورود به مدرسه و ترک کردن آن زمان گذراست. رفتن به بستر خواب یک زمان گذر است و این گونه از عصر دوچرخه به قرن هنر پای می گذارد. اکثر تحولات در حین گذر از گروه ها رخ می دهد، مثلاً حرکت از یک گروه بزرگ به یک گروه کوچک. اکثر معلمان کودکان را به فعالیت هایی طی روز وادار می کنند. امروزه در اکثر مدارس بچههای جوان کار خود را جهت گذر از یک فعالیت به فعالیت دیگر انجام می دهند و منتظر عبور زمان و دوره های عمر هستند. روش فعلی بهینه از انتظار و برای گذر عمر حمایت نمی کند. این فرصت ها و زمان ها یک فرصتی برای کارآموزی هستند. توصیههای عمومی برای تسهیل و آسان کردن عبور سالم از این مراحل شامل تقسیم بندی کودکان به گروه های کوچک تر، وجود معیارهای مرسوم روزانه و به کارگیری توصیه ها و اجتناب از خطرات دوران مختلف می باشد. دوره گذرJenn Felman بعضی کارهای متفاوت را انجام دهید و بازی های دوران قبل از مدرسهGrace، فعالیت های دوران گذر برای کلاس های قبل از مدرسه شما 2 کتاب است که ایده های متغیری برای بهینه کردن دوران گذار برای شما مهیا می کند، یک آهنگ گوش کنید، محاسبه کنید، دست هایتان را حرکت دهید یا چهره خود را تغییر دهد یا از راه های متفاوتی برای عبور از یک محل به محل دیگر استفاده کنید. تحولات فرصت مناسبی برای کار و بهبود مهارت های زبانی و کلامی ایجاد می کنند. سئولات باز و گسترده ای از کودکان در مورد طرح بازی های آنها، ؟؟ آنها یا هر کار دیگری بپرسید.
تأخیرهای تکاملی:
کودکان دارای تأخیر تکاملی نیاز به زمان طولانی تر و توجه بیشتر و کمک جهت عبور از این زمان های گذر دارند. این کودکان اغلب نیاز به چند دقیقه وقت اضافی تر قبل از انجام کارها دارند یا منتظر بمانند تا کودکان دیگر ابتدا این کار را انجام دهند و یا منتظر پیشنهاد معلم خود هستند. اکثر اوقات شما باید این مسأله را تنها یادآوری مختصری کنید: “مایکل لطفاً به لیزا کمک کن تا این مهره ها را داخل بسته قرار دهد. این نمونه ویژه ای است، کلمات عمومی تو نیزبه کار می رود مانند الآن نوبت تمیز کردن است. اکثر کودکان دارای تأخیر متوسط تا شدید از نظارت مستقیم و الگو برداری معلم خود سود می برند. زمانی که یک کودک با تأخیر تکاملی تازه وارد مدرسه یا کار جدیدی میشود روزها یا حتی هفته های بیشتری برای تطابق با محیط نیاز دارد و باید قبل از اینکه او را جهت فعالیت های عادی و روزمره از کودکان دیگر ؟؟ دانست به وی فرصت بیشتری داد. حتی زمانی که کودک متوجه تأخیر خود می شود گاهی ممکن است رفتاهای نابهنجاری از خود بروز دهد. بعضی روزها کودک احساس بیهودگی می کند چرا که نمی تواند به خوبی و به طور مستقل فعالیت های خود را انجام دهد. در بعضی روزها کودک احساس بیهودگی می کند چرا که نمی تواند به خوبی و به طور مستقل فعالیت های خود را انجام دهد. در بعضی روزها کودک حتی ممکن است10 قدم بزرگ به عقب بردارد. به عنوان مثال کودکی را در نظر بگیرید که قادر است لباس خود را به تنهایی بیرون آورد و ناگهان قادر به انجام این کار نباشد، ممکن است اضطراب و نگرانی کودکان در لباس پوشیدن برای یک عمل خارج از منزل گیج کننده و نگران کننده باشد یا ممکن است بعضی جزئیات در زندگی روزمره آنها تغییر کند و کودک را کاملاً مأیوس و نا امید کند. به ایندلیل کودک احتیاج به مقادیر کمک بیشتری از یک روز به روز دیگر جهت انجام کارهای خود بدون کمک دارد. اصلاحات زیر برای کودکان دچار تأخیر تکاملی در ذهن آنها ذکر می شود، گرچه اغلب برای کودکانPOD، اوتیسم، ADHO و یا اشکالات رفتاری مفید باشد. سعی کنید فعالیت های پوشیدن و بیرون آوردن لباس در زمان مشابهی انجام شود. نظارت بیشتری بر کودک در حین انجام کارهایش داشته باشید. جسیکا ابتدا دستکش هایش را بیرون می آورد. او به خوبی دستکش هایش را بیرون آورد. سپس جسیکا کلاه خود را بیرون می آورد او به خوبی کلاهش را بیرون می آورد. از روش هایی برای کمک استفاده کنید تا او بیرون آوردن و لباس پوشیدن مستقل لباس را بیاموزد. در روش سلسله های پیشین از کودک خواسته می شود تمام مراحل را به جز مرحله آخر به طور کامل انجام دهد. سپس مرحله آخر را با نظارت و کمک بیشتری انجام دهد. زمانی که کودک تواسن تبه طور مستقل مرحله آخر را انجام دهد سپس وارد مرحله بعدی می شود. این روش را تا زمانی که کودک قادر به انجام مستقل تمام مراحل پوشیدن و بیرون آوردن لباس باشد ادامه دهید.
در مورد کودکی که مهارت های کلامی محدود شده ای دارد پوشیدن لباس در خارج از منزل ممکن است مشابه زمان انجام آن در منزل باشد. از عکس هایی استفاده کنید تا کودک معنا و مفهوم دوره گذار را متوجه شود. به عنوان مثال عکسی از اتوبوس مدرسه یا مینی بوس نشانگر زمان رفتن به منزل است در حالی که تصویری از زمین بازی یا تصویری از وسایل بازی نشانگر این است که وقت رفتن به بیرون جهت بازی می باشد. از لباس هایی استفاده کنید که پوشیدن و بیرون آوردن آن ساده باشد، از لباس های انعطاف پذیر و شل استفاده کنید، از شاکت های شل استفاده کنید، از لباس های بدون دکمه استفاده کنید و به طور کلی لباس های بلند و شل و 1 تا2 سایر بزرگتر را کودکان راحت تر می پوشند.
چند روش برای پوشیدن و بیرون آوردن لباس ها وجود دارد یک راه دوختن نوارهای کوتاهی به ژاکت به جای دکمه و چفت ها است، اگر احساس می کنید کودک چگونگی باز کردن دکمه را آموخته است از دکمه های بزرگتر برای سوراخ های لباس استفاده کند. در مورد بچه هایی که ضعف عضلانی یا کاهش توان و قدرت عضلانی دارند از دکمههای کوچک تر و کوتاه تر استفاده کنید تا کودک به سادگی زیپ لباس خود را بالا و پایین کند. چندین راه برای آموزش به کودک برای پوشیدن مستقل یک ژاکت وجود دارد: 1) دکمه های ژاکت را باز کنید و آن را روی میز قرار دهید تا کودک بتواند آن را به اسانی بپوشد، به کودک نشان دهید که چگونه دست هایش را وارد لباس کند و سپس چگونگی وارد کردن دست دیگر را نیز به او یاد دهید. 2) زیپ ژاکت را باز کنید تا کودک به راحتی آن را بپوشد. 3) ژاکت را در کمد از 2 طرف آویزان کنید. سپس به او یاد دهید که به سمت ژاکت رفته و دست ها را وارد آستین لباس کند. سپس به او یاد دهید که لباس ها را بیرون اورد. 4) ژاکت باز را روی صندلی کودک قرار دهید و از وی بخواهید روی صندلی بنشیند. به او کمک کنید تا یک دست خود را وارد استین لباس کند و در مورد دست دیگر نیزا ین کار را تکرار کنید. این کارها را تا جایی که کودک قادر است به عنوان کارهای روزمره او قرار دهید. در هر روز برای کودک ریتم یا آهنگ پخش کنید تا به وسیله آن کودک با شوق بیشتری کارش را انجام دهد.
گاهی اوقات این آهنگ با نیازهای کودک نامتناسب است و کودک نیاز نداد قبل از انجام کارها آن را گوش کند. به عنوان مثال آهنگ کشاورز در دره کوچک “صبح بخیر مایکل. صبح بخیر مایکل. او با این کار از دیدن شما خوشحال می شود و به مدرسه اش میرود. لطفاً وسایل او را آماده کنید. سپس یک وسیله مرکزی پیدا کرده و با او بازی کنید. در صورت امکان هر روز صبح با کودک بازی کرده و عصر آن را به پایان برسانید. انجام مکرر این عمل برای ایجاد حس کنترل و دفاع مناسب است. برای کمک به کودک تا در یک مسیر ثات در زمان حرکت از یک عمل به عمل دیگر قرار داشته باشد نواری با باریکه های رنگ امیزی شده در دو پای وی قرار دهید. یک برنامه تصویری از کارهای روزمره وی را در اتاقش نصب کنید. با این روش کودک فعالیت های روزانه خود را به درستی درک خواهد کرد. نام کودک یا عکس وی را در مرکزی که قرار است در مرحله بعد برود نصب کنید.
تجهیزات و مشکلات ارتوپدی (اختلالات اورتوپدی) :
کودکی که دچار اشکالات اورتوپدی است به طور مکرر جهت حرکت از یک محل به محل دیگر به کمک دیگران محتاج است. این کمک ممکن است کمک فیزیکی از یک فرد بزرگسال یا کودک دیگری باشد که او را داخل صندلی چرخ دار قرار دهد یا در را برایش باز کند تا کودک را روی صندلی چرخ دار حرکت دهد تا جلوی برخورد کودک به وسایل دیگر را بگیرد. یکی از بزرگترین مشکلات این کودکان طی دوره گذار این است که بتواند در مدت زمان مشابهی با کودکان هم سن و سال سالم خود از یک محل به محل دیگری بروند. به طور مکرر معلمان از کودکان می خواهند در مدت زمان بیشتری را نسبت به کودکان سالم هم سن و سال خود برای انجام کارهایش نیاز دارد. بهتر است کودکان دیگر منتظر بمانند تا کودک معلول کارهایش را انجام دهد یا این که بهتر است دیگران به کودک معلول در انجام کارهایش کمک کنند. ما امیدواریم برخی توصیه های ذکر شده در زیر به کودک معلول کمک کند که بتواند کارهای روزانه خود را تا جایی که ممکن است به طور صحیح انجام دهد. اجازه دهید تا کودک قلاب لباس ها را در یک طرف صندلی چرخ دار قرار دهید و این رضایت به کودک اجازه می دهد فضای بیشتری را برای حرکت نسبت به همسالان سالم خود داشته باشد، قلاب لباس ها را در جایی از صندلی چرخ دار در دسترس کودک قرار دهید. این بدان معنی است که قلاب لباس ها به راحتی به سمت بالا و پایین حرکت کند تا جایی که قد کودک به آن برسد. همیشه کودک دست خود را وارد آستین لباس کند و لباس را بپوشد. زمانی که کودک لبا میی پوشد همیشه یک دست را ابتدا داخل باس کند. برخی روش های مناسب لباس پوشیدن در بخش اختلالات ذهنی ذکر شده است که برای کودکان دارای مشکل ارتوپدی مناسب است ولی باید با یک متخصص اورتوپدی برای توصیه های بیشتر مشورت کنید. برخی کودکان که اشکالات اورتوپدی کمتری دارند، ممکن است برای لباس پوشیدن روی کف زمین یا صندلی بچه گانه بنشیند.
.............
21 صفحه فایل Word