لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 2
علت بیشتر بودن تخریب لایه اوزون در قطب جنوب
اخیراً دانشمندان علت ایجاد حفره در لایه اوزون را گرداب های سنگین ، که در قطب جنوب جریان دارند می دانند . در زمستان در طول شبهای قطبی، نور خورشید درتمام سطح قطب جنوب در دسترس نیست به همین دلیل در این قطب در لایه استراتوسفر طوفان های سنگینی گسترش می یابند که به آن ها "گرداب قطبی"(polar vortex) می گویند . گرداب قطبی می تواند ذرات سازنده هوا را تجزیه کند .
این گرداب ها باعث ایجاد ابرهای سردی می شوند که بر فراز قطب جنوب جریان می یابند. که به این ابرها "ابر استراتوسفر قطبی" (polar stratosphere cloud) می گویند.اختصار آن psc است. Pscها بسیار سرد هستند و دمای آن ها حدود ۸۰- سیلسیوس است. Psc از نیتریک اسید تری هیدرات (nitric acid trihydrate) تشکیل شده است و با ابرهایی که ما آن ها را در آسمان می بینیم کاملاً متفاوتند. پس این ابرهای اسیدی می توانند لایه اوزون را تخریب کنند.
موارد زیر از عوامل موثر در تخریب لایه اوزون می باشند:
۱) محور زمین به گونه ای می باشد که نور خورشید به قطب شمال بیشتر از قطب جنوب می تابد به همین دلیل ضخامت لایه اوزون در قطب شمال بیشتراز ضخامت آن در قطب جنوب می باشد { زیرا ما گفتیم که پیوند میان مولکول اکسیژن و اتم اکسیژن در مولکول اوزون بسیار ضعیف می باشد و ممکن است با کوچکترین برخورد از هم جدا ویا با دریافت کوچکترین انرژی(مانند انرژی تابشی خورشید ) به حالت اولیه خود برگردند}
۲)از مورد دوم نتیجه می گیریم که هوای قطب جنوب سردتر از هوای قطب شمال می باشد ، بنابراین هوای گرم هنگامی که بر اثر جریان هایی به قطب جنوب می روند ، چون سبک می باشند ،به سمت بالا می روند و موجب نابودی لایه های اوزون برفراز قطب جنوب میشوند.
۳) در زمستان نور خورشید کاملاً در تمام سطح قطب جنوب در دسترس نمی باشد، واین امر باعث کاهش دما و تشکیل ابرهای psc می شود .
۴) ابرهای psc اسیدی هستند و به همین دلیل آن ها به لایه اوزون آسیب می رسانند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
علف های هـرز
مقدمه
امروزه علف های هرز از جمله مسائل و مشکلاتی است که کشاورزان سراسر دنیا با آن دست به گریبان
می باشند. علف های هرز معمولا ازطریق دانه های گیاهی، پرندگان، حیوانات و باد پراکنده شده و تکثیر می شوند.
اکثر علف های هرز خطرناک نیستند و تعدادی از آنها را می توان را بایک زراعت خوب که لازمه تولید اقتصادی محصولات زراعی است قابل کنترل نگهه داشت.
علفهای هرز بعنوان جزء جدایی ناپذیر اکوسیستمهای زراعی و غیر زراعی و یکی از مهمترین عوامل کاهش دهنده محصولات کشاورزی به شمار میروند، به طوریکه مشکلات این گیاهان،میلیونها کشاورز و هزاران محقق را به خود مشغول داشته است. به عقیده برخی از محققین، خسارت علفهای هرز به محصولات زراعی می تواند بین10 تا 100 درصد متغیر باشد و به طوری که اگر این گیاهان بدرستی کنترل یا مدیریت نشوند، زیان آنها به تولیدات کشاورزی می تواند بیش از آفات وبیماریها باشد.
از 250000 گونه گیاهی شناخته شده حدود 250 گونه (1/0 درصد) آن علف هرز می باشند که 76 گونه از آنها جزء مضرترین علفهای هرز دنیا به شمار می روند. این 76 گونه به 30 خانواده گیاهی تعلق دارند که حدود نیمی از آنها متعلق به دو خانواد ه گندمیان(Poaceae) و کاسنی(Asteraceae) میباشند.
مشکل علفهای هرز و کنترل آنها با آنکه در کشور ما سابقه طولانی دارد اما تا دهه های اخیر بعنوان فعالیتی جنبی به حساب می آمد. شناخت بیشتر نقش علفهای هرز در کاهش تولید باعث آن گردیده که در سالهای اخیر توجه به شناخت و کنترل این گیاهان بیشتر شود . به طوری که امروزه تلاش تعدادی از کشاورزان ما درجهت کنترل علفهای هرز، مبتنی بر روشهای علمی است که در کشورهای پیشرفته رایج می باشد. از طرف دیگر مشکلات زیست محیطی ناشی از کاربرد بی رویه علف کشها سبب شده که در رابطه با کنترل علفهای هرز قبل از هر چیز توجه ویژه ای به شناخت بیولوژی و اکولوژی این گیاهان معطوف شود.
برای دست یابی به یک نظر جامع در مورد مسئله علفهای هرز، شناخت دقیق فلور علفهای هرز ضروری است، در حقیقت ماهیت فلور علفهای هرز تا حد زیادی زمان و روش کنترل را تعیین می کند. بنا بر این شناسایی و برآورد جمعیت علفهای هرز هر منطقه به عنوان یک نیاز اولیه برای اتخاذ روشی مؤثر در اجرای برنامه های کنترل مطرح است.
شناسایی فلور علفهای هرز یک منطقه علاوه بر نقشی که در مدیریت این گیاهان دارد، می تواند در زمینه استفاده های دارویی و مرتعی از این گیاهان نیز حائز اهمیت باشد.
تعریف علف هـرز
به طور کلی علف هرز گیاهی است نا خواسته، مضر و خسارت زا که باعث تداخل در عملیات زراعی شده که باعث بالاترین هزینه کارگری و افزایش هزینه تولید می شود و عملکرد محصول زراعی را کاهش
می دهد. این گونه از گیاهان را به عنوان علف می شناسیم.
علف هرز گیاه مخصوص و مشخصی نیست که به طور ذاتی علف هرز باشد بلکه به دلیل غیر قابل استفاده بودن و ضرو زیان حاصل از آنها کاملا ً نا خواسته است، علف هرز نامیده می شود.
کنترل علف های هـرز
آلوده شدن مزارع به علف هرز باعث بروز مشکلات جدی می شود که برای کنترل آن به برنامه ریزی اصولی و طرح ریزی شده در سطح کشور نیاز است. در برنامه کنترل، نوع ترکیب فلور گیاهی علف هرز بسیار مهم است و باید در نظر گرفته شود، اگرچه فلور گیاهی علف هرز در یک منطقه، به صورت ایستا و ثابت باقی نمی ماند و همواره علف های هرزجدید به مناطق تحت کنترل و مبارزه شدید هجوم می آورند. از آن پس فلور علف های هرز یک منطقه شامل گونه هایی خواهد بود که بتوانند برتری خود را نشان دهند و از روش های جدید کنترل نیز بگریزند.
برخی گونه ها که نسبت به روش های کنترل مقاومت نشان داده اند، از طریق مزارع مجاور، کانا لهای آبیاری و سایر موارد مشابه، به مزارع هجوم می آورند. این گیاهان برای حفظ موجودیت و بقای خود لازم است که از مقاوم ترین علف های هرز یک فلور باشد، بنابراین مسأله کنترل علف های هرز تنها به حذف یا محدود کردن جمعیت علف های هرز یک مزرعه مربوط نمی شود، بلکه باید هدف برنامه ریزی طوری باشد که به طور مؤثر، از ورود و استقرار گونه های جدید علف هرز نیز جلوگیری کند. یک برنامه جامع و فراگیر کنترل علف های هرز باید قادر باشد که امکان موارد فوق را به طور همزمان فراهم کند.
برنامه کنترل علف هرز به چهار بخش تقسیم می شود.
1) برآورد
برای دست یافتن به یک نظر جامع در مورد مسأله علف های هرز، برآورد دقیق فلور علف های هرز ضروری است. در حقیقت ماهیت فلورعلف هرزکه تاحد زیادی نوع روش انتخابی برای کنترل را تعیین
می کند، بنابراین برآورد علف های هرز به عنوان یک نیاز اولیه برای اتخاذ روش مؤثر در اجرای برنامه کنترل مطرح است. چون طبیعت همیشه منابع جدیدی از گونه های علف هرز را برای جایگزینی با گونه های حذف شده دارد، لذا انجام برآورد به صورت دوره ای لازم است. در این برآوردها باید علاوه بر فهرست کردن علف های هرز موجود و تعیین دامنه خسارت ناشی از آنها، مسائل و مشکلات آینده علف های هرز نیز به خوبی پیشگویی شوند.
2) آزمایش
از آنجا که گیاهان زراعی و علف های هرز عناصر غذایی، آب و مواد معدنی را از منبع مشترک تامین می کنند و ارزش این مواد برای هردو یکسان است، لذا روش های اتخاذ شده برای حذف علف های هرز ممکن است به گیاهان زراعی نیز صدمه وارد کند، لذا استفاده از هر روش کنترل علف های هرز، نیازمند تحقیق جامع و کامل قبل از به کارگیری عمل آن روش است.
بخش آزمایش برنامه، خود به چهار مرحله تقسیم می شود:
الف ـ ا نتخاب مواد آزمایشی: همه ساله تعداد زیادی از علفکش های شیمیایی در دسترس قرار می گیرند. انتخاب یک علفکش مفید بر مبنای آزمایش های مزرعه ای باعث صرف هزینه و زمان خواهد شد. مقایسه و انتخاب مقدماتی این مواد شیمیایی ترجیحا ً باید در گلخانه و داخل گلدان و در شرایط کاملا ً کنترل شده و بر اساس روش های استاندارد آزمایش انجام گیرد. آزمایش ها شامل بررسی اثر نوع و غلظت علفکش برروی علف های هرز رایج، سطح بروز مسمومیت برای گیاه زراعی و اثر ماده شیمیایی بر روی خاک، هم از نظر استفاده و هم از نظر واکنش گیاه زراعی، علف هرز و میکروفلور خاک، به پس مانده سم خواهد بود.
این آزمایش ها باید برای انواع مختلف خاک و درجات متفاوت دما و رطوبت تکرارشود. برای جلوگیری از اثرات تصادفی ناشی از روش نادرست مصرفی علفکش، استاندارد کردن این آزمایش ها ضروری است.
ب ـ آزمایش در مزارع تحقیقاتی: مواد شیمیایی انتخاب شده باید در مقایس وسیع و در سطح مزرعه مورد آزمایش و مقایسه آماری واقع شوند. در طی این مرحله، علاوه بر نوع مواد شیمیایی، روش های کنترل شیمیایی و زراعی مورد مقایسه قرار می گیرد. زمانی که علیه علف های هرز مهاجم استقرار یافته به صورت طبیعی، از روش های کنترل شیمیایی یا زراعی استفاده شود، میزان دقیق فعالیت علفکشی معلوم می شود. لازم است این آزمایش ها در سطح قطعه زمین های مختلف انجام گیرد تا مسأله علف های هرز اصلی را در تمام قطعات مورد آزمایش قرار دهد.
آزمایش های مزرعه ای شامل دو دسته است: در دسته اول، هر تیمار کنترل شیمیایی یا زراعی، به تنهایی مورد آزمایش قرار می گیرد. و در دسته دوم، ترکیبات مناسبی از کنترل شیمیایی و زراعی آزمایش
دانلود نتیجه مصاحبه و دانشگاه پذیرش شده رتبه 16 رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری سال 1393
امتیاز مسب شده در هر دانشگاه
دانشگاه های قبول شده
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
علت و معلول
کهنترین مسأله فلسفه ، مسأله علت و معلول است . در هر سیستم فلسفی نام علت و معلول برده میشود ، بر خلاف اصالت وجود یا وجود ذهنی که در برخی سیستمهای فلسفی جایگاه بلندی دارد و برخی از سیستمهای فلسفی دیگر کوچکترین آگاهی از آن ندارند و یا بحث قوه و فعل که در فلسفه ارسطو نقش مهمی ایفا میکند و یا بحث ثابت و متغیر که در فلسفه صدرالمتألهین مقام شایستهای یافته است . " علیت " نوعی رابطه است میان دو شیء که یکی را علت و دیگری را معلول میخوانیم ، اما عمیقترین رابطهها . رابطه علت و معلول این است که علت ، وجود دهنده معلول است . آنچه معلول از علت دریافت میکند تمام هستی و واقعیت خویش است . لهذا اگر علت نبود معلول نبود . ما چنین رابطهای در جای دیگر سراغ نداریم که اگر یکی از دو طرف رابطه نبود دیگری هم نباشد . علیهذا نیاز معلول به علت ، شدیدترین نیازها است ، نیاز در اصل هستی . بنابراین اگر بخواهیم علت را تعریف کنیم باید بگوییم : "
آن چیزی است که معلول در کیان و هستی خود به او نیازمند است ". از جمله مسائلی که در باب علت و معلول هست این است که هر پدیدهای معلول است و هر معلولی نیازمند به علت است پس هر پدیدهای نیازمند به علت است . یعنی اگر چیزی در ذات خود عین هستی نیست و هستی ، او را عارض شده و پدید آمده است ناچار در اثر دخالت عاملی بوده است که آن را علت مینامیم . پس هیچ پدیدهای بدون علت نیست . فرضیه مقابل این نظریه این است که فرض شود پدیدهای بدون علت پدید آید . این فرضیه به نام " صدفه " یا " اتفاق " نامیده میشود . فلسفه ، اصل علیت را میپذیرد و به شدت نظریه " صدفه " و " اتفاق ) را رد میکند . این که هر پدیدهای معلول و نیازمند به علت است مورد اتفاق فلاسفه و متکلمین است ولی متکلمین چنین پدیدهای را به " حادث " تعبیر میکنند و فلاسفه به " ممکن " . یعنی متکلمین میگویند هر " حادث " معلول و نیازمند به علت است و فلاسفه میگویند هر " ممکن " معلول و نیازمند به علت است . و این دو تعبیر مختلف نتیجههای مختلف میدهند که در بحث حادث و قدیم به آن اشاره کردیم . مسأله دیگر در باب علت و معلول این است که هر علتی فقط معلول خاص ایجاد میکند نه هر معلولی را ، و هر معلولی تنها از علت خاص صادر میشود نه از هر علتی . به عبارت دیگر میان موجودات جهان وابستگیهای خاصی هست پس هر چیزی منشأ هر چیزی نمیتواند بشود و هر چیزی ناشی از هر چیزی نمیتواند باشد . ما در تجربیات عادی خود به این حقیقت جزم داریم که مثلا غذا خوردن علت سیر شدن است و آب نوشیدن علت سیراب شدن و درس خواندن علت باسواد شدن لهذا اگر بخواهیم به هر یک از معلولات نامبرده دست بیابیم به علت خاص خودش متوسل میشویم . هیچگاه برای سیر شدن به آب نوشیدن یا درس خواندن متوسل نمیگردیم و برای باسواد شدن غذا خوردن را کافی نمیدانیم . فلسفه ثابت میکند که در میان تمام جریانات عالم چنین رابطه مسلمی وجود دارد و این مطلب را به این تعبیر بیان میکند : " میان هر علت با معلول خودش سنخیت و مناسبت خاصی حکمفرماست که میان یک علت و معلول دیگر نیست " . این اصل مهمترین اصلی است که به فکر ما انتظام میبخشد و جهان را در اندیشه ما ، نه به صورت مجموعهای هرج و مرج که در آن هیچ چیزی شرط هیچ چیزی نیست ، بلکه به صورت دستگاهی منظم و مرتب در میآورد که هر جزء آن جایگاه مخصوص دارد و هیچ جزئی ممکن نیست در جای جزء دیگر قرار گیرد . مسأله دیگر در باب علت و معلول این است که در فلسفه ارسطو علت چهار قسم است : علت فاعلی ، علت غائی ، علت مادی ، علت صوری . در مصنوعات بشری این چهار علت به خوبی صادق است . مثلا اگر خانهای بسازیم ، بنا و عمله علت فاعلی است و سکونت در آن خانه ، علت غائی است ، و مصالح آن خانهعلت مادی است ، و شکل ساختمان که متناسب با مسکن است نه مثلا با انبار یا حمام یا مسجد ، علت صوری است . از نظر ارسطو هر پدیده طبیعی ، مثلا یک سنگ ، یک گیاه ، یک انسان هم عینا دارای چهار علت مزبور هست . از جمله مسائل علت و معلول این است که علت در اصطلاح علماء طبیعی یعنی در اصطلاح طبیعیات ، با علت در اصطلاح الهیات و علماء علم الهی اندکی متفاوت است : از نظر علم الهی که اکنون آن را به نام " فلسفه " میخوانیم علت عبارت است از وجود دهنده ، یعنی فلاسفه چیزی را علت چیز دیگر میخوانند که آن چیز وجود دهنده چیز دیگر بوده باشد وگرنه آنرا علت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 35 صفحه
قسمتی از متن .doc :
خلاصهی درس 12 (گروه اسمی):
گروه اسمی: یک اسم به عنوان یک هسته تشکیل میشود ومیتواند یک یا چند وابسته( داشته باشد.
وابسته میتواند قبل یا بعد هسته بیاید. که که به ترتیب وابستههای پیشین و پسین نامیده میشود.
وجود هسته در جمله اجباری است، ولی وجود وابسته الزامی نیست. اگر هسته از جمله حذف شود جمله معنی کامل ندارد، اما اگر وابسته حذف شود ایرادی ندارد.
تمامی کلماتی که در گروه اسمی همراه هسته بیاید، وابسته نامیده میشوند.
گروه اسمی میتواند در جمله، نهاد، مفعول، متمم، مستندو.... واقع شود.
شناسههای هسته:
اسم، هسته هر گروه اسمی است و میتواند پیش یا پس خود یک یا چند وابسته داشته باشد.
ما میتوانیم با شناسایی وابستهها در جمله هسته را شناسایی کنیم و اگر هیچ یک از وابستهها در جمله نبود، اولین کلمه کسره دارد درجمله هسته است و اگر کلمه کسرهدار در جمله نبود و اسم را از جمله حذف کنیم و معنی جمله عوض شد یا معنی ناتمام ماند، آن را به عنوان هسته بر میگزینیم.
روش شناسایی اسم در جمله یا گروه اسمی:
اسمها نشانه ویژهای با خود ندارند، ا ما با یکی ا ز راههای زیر میتوا ن آنها را شناخت.
1- میتوان آنها را جمع بست: کتاب در کتابخانه بود –کتابها در کتابخانه بودند.
2- میتوان به دنبال آن «ی» نکره آ ورد: شیر به باغبان حمله کرد: شیری به باغبانی حمله کرد.
3- میتوان واژههای این و آن را پیش از آن به کار برد: « ا ین» مطلب را قبلاً از«آن» استاد شنیده بودم.
4- میتوان آن را به جای نهاد، مفعول، متمم و ... در جمله به کار برد: آن ماهیان از دیدن صیاد از آبگیر گریختند.
ویژگی های اسم:
1- شما ر: اسم مفرد است یا جمع یا اسم جمع
مفرد: به یک چیز دلالت میکند : گل- درخت- همسایه
جمع: با یکی از علامتهای جمع فارسی (ها وا ن ) یا علامت جمع عربی (ات- ین- ون)
اسم جمع: بدون دا شتن علامت جمع بر جمع دلا لت
2 – معر فه (شناس) نکره (نا شناس ) اسم جنس :
معرفه:
با علا مت مفعولی که (را)است بیا ید :گل را اب دادیم .
(این، آن، همین، همان) قبل از اسم بیاید :این گل را
مضا ف ا لیه ان اسم خاص میباشد: کتابِ علی .
نکره = پیش شنونده معلوم ومشخص نبا شد، علامتهای آنها عبارتند از:
«ی» بعد از اسم: مردی
( یک یا یکی ) قبل از اسم: «یکی» به خانه آمد
( یک یا یکی ) قبل و«ی» بعد از اسم:
« یکی» روبهی دید بی دست و پای.
جنس: هیچکدام از حالتهای معرفه و نکره را نداشته باشد: کتاب خوب است .
3- عام و خاص :
عام: تمام اسم انسانها و مکانها عام هستند. اگر اسمی علامت جمع یا «ی» نکره قبول کند اسم عام است.
مثا ل: هوای پاک محیط
خاص: اسم چیزهایی که خاص یک نفر باشد. ا سم خاص نه نکره میشود و نه جمع بسته می شود.
مثال: سیمرغ، رخش
4- ساخت:
ساختمان اسم ا ز نظر: ساده، مشتق و مرکب یا مشتق مرکب هست.
ساخت:
ساده: برخی اسمها فقط یک جزء دارند و تقسیم ناپذیرند و فقط یک تک واژه معنی دار.(گوسفند).
مشتق: از دو یا چند تک واژه معنیدار ساخته شده با شد .(یوزپلنگ)
مرکب: از یک تک واژه معنیدار و یک جزء بی معنی سا خته شده باشد.(با غبان)
تمامی صفات،مشتقاند. برخی از مشتق( سازها: بان، گاه، دان، ه، زار، ار، -ِ ش
مشتق مرکب: برخی از اسمها ویژگیهای مشتق مرکب را با هم دارند (دا نش آموز)