لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
چکیده
امر تربیت، با همه ی آسانی، کار دشواری است. بدان خاطراست که انسان موجودی پیچیده، دارای ابعاد و اجزایی متعدد و در هر شرایط و مقتضایی به یک گونه است. او زنده است، متحرک و پویا است، دارای عقل و اراده است، توان انطباق با شرایط گوناگون حیات را دارد، می تواند موضوع عوض کند، تغییر حالت دهد، دیگران را متوجه خود سازد.... از این رو برای به راه انداختن وی و ایجاد دگرگونی و تحول مثبت در او باید خود را به آگاهیهای مجهز کرد.
تربیت صحیح کودک از یک طرف مستلزم داشتن هرفهای تربیتی توسط والدین است و از طرف دیگر باید به تناسب سن وجنس و محدویت ها و توانایی های کودکان روش مناسب را برای رشد و تربیت قوای جسمی و روانی، آنان برگزینیم اگر نیازهای بدنی در خانواده در شرایطی مناسب پاسخ گویی شود می تواند سایر ابعاد شخصیتی انسان از جمله بُعد اجتماعی، فردی، عقلی و قلبی را فعال و شکوفا کند. شکوفایی این ابعاد به نوبه ی خود موجب اعتلال روانی خواهد شد و انسان را از افراط و تفریط های مضر دور خواهد داشت.
بزرگترین رسالت والدین، پرورش عقل و خرد فرزندان است که ناشی از تربیت صحیح و آموزش درست فرزندان می باشد.
والدین وظیفه دارند که با اهداف جهانی آموزش و پرورش آشنا شوند و از طریق تمرکز بر فرایندهای جهانی تعلیم و تربیت فرزندانشان را به اعضای قابل و شایسته ی جهانی بدل سازند.
«انشاء ا...»
پروردگارا: از جفتمان، فرزندانی مرحمت فرما که خلف صالح و مایه ی روشنی چشم ما باشند و ما را امام و پیشوای تقوی پیشگان قرار بده.(سوره فرقان، آیه ی74)
مقدمه
اسلام را در موضعگیریهای خاص آن نسبت به مسائل گوناگون به عناوین مختلف نامیده اند آن را دین علم، دین اخلاق، دین تربیت، دین نجات دختران از زنده بگور شدن، دین توجه به کودک، دین احیای بشریت و... نامیده اند.
ما مکتب و مذهبی را نمی شناسیم که به اندازه اسلام درباره کودک و تربیت او سخن گفته باشد. حقوق کودکان در اسلام حقوقی پر دامنه، شامل و بسیار غنی است. امر تربیت طفل از همان دوران تکون او مطرح و مورد نظر بوده و تا 21 سال از زندگی او را در بر می گیرد. «مادران تا 2 سال فرزندان خود را شیر می دهند» و پس از آن نیز والدین تا 21 سال به ادامه مراقبت او می پردازند.(امام صادق).
اصولا دید اسلام نسبت به کودک دیدی مثبت است و امام سجاد فرمود فرزند خوب چیزی است اگر بماند دعای پس از مرگ والدین است و اگر پیش تر بمیرد شفاعتگری است برای آنان.
تربیت در فرهنگ اسلامی، علاوه بر مفهوم «پرورش» شامل تزکیه و پرورش معنوی نیز می شود. اگر تربیت را به معنی: اتمام، اصلاح، رشد بخشی و نمودادن مرحله به مرحله ی متربی تا حد نهایی آن در نظر بگیریم، لفظ تربیت خاص و هم چنین ویژه حیات انسان مد نظر خواهد بود.
اما نباید فراموش کرد که«پرورش» ویژه رشد، در مفهوم عام است. لذا«پرورش» جهت ندارد، اما تربیت رو به سوی ملکوت دارد. بدین ترتیب اجزای«پرورش» را «آموزش» تشکیل می دهد. اما اجزای«تربیت» را«تعلیم». «تعلیم» به ادراک رساندن است، به شعور رساندن است.«تعلیم» نشان دادن حقایق به دانش آموز و متربی. «تربیت» به تعبیری ساده تر، مثل ساختمانی است که«تعلیم» آجرها و مصالح آن را تشکیل می دهد.
ضرورت تربیت کودک
طفل باید تربیت شود و این تربیت باید در خانواده صورت گیرد. زیرا به گفتهی بزرگی تبسم های حرفه ای و مصلحتی پرستاران شیر خوارگاه ها نمی تواند جانشین خنده های بی شایبه ی والدین شود و در این تربیت شامل با دیدی وسیع مورد عنایت قرار گرفته و تربیت جسمانی، قوای ذهنی و عقلانی و جنبه های عاطفی است.
والدین موظفند به مراقبت دائم از رشد طفل بپردازند. به آنها قرآن بیاموزند، قرائت و کتابت یاد دهند، با فنون سواری، تیراندازی و شنا آشنایش کنند، به پیراستن و پاک کردن اندیشه ها و عادات و بالا بردن مقام و رقبت او بپردازند...(حضرت معصومین ع) و بالاخره والدین بدانند که فرزندشان از پاره پیکرشان و زاده آنهاست و آنان در سرپرستی او مشمولند و موظفند و باید نیکو ادبش کنند، به سوی خدا راهنمائیش نمایند و به طاعت خدایش وادارند.(امام سجاد ع)
چنین تربیتی بیش از اینکه صورت آموزش تئوریک داشته باشد دارای جنبه عملی است. طفل در سایه معاشرت در می یابد چگونه باید کار و عمل کند و با حضور در سر سفره ها و برخورداری از نعمت سرپرستی والدین درس زندگی می آموزد. بر این اساس تکیه گاه تربیتی کودک معاشرت است و والدین و مربیان باید به این امر توجه کنند.
از بهترین جلوه ها و در مصداق های این نیکی توجه به تربیت آنها انتخاب نام نیکو، آموزش قرآن، قرار دادن او در موضعی شایسته و آموختن دانشی است که او را سودی رساند و از انحراف بازدارد. هم چنین روایاتی دیگر مساله تصدق و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
بررسی دلایل ازدواج زودرس در میان جوانان
ازدواج اجباری و زودرس
فاجعه ازدواج دختران پیش از بلوغایسنا: ازدواجهای اجباری و زودرس هنوز هم واقعهای تلخ در جهان است که خاموش و بیصدا در دنیای دختران فقر و تسلیم رخ میدهد و آنها را وادار به پذیرش خواستهای تحمیلی ناخاسته از دل خویش میکند تا بیش از عقل و منطق، تنها به سنت اجدادیشان عمل کنند یا از سر بیچارگی تن به بایدها دهند. به اعتقاد بسیاری از آسیبشناسان اجتماعی این پدیده از نظر جغرافیایی مرز نمیشناسد و در تمام کشورهای آسیایی و حتی در اروپا هم مشاهده میشود؛ اما معمولا در جوامع روستایی، شهرهای کوچک و مناطقی که هنوز در آنها قبیله جایگاهی فراتر از قانون دارد و بیشتر برای دختران کم سن که هنوز تحت سلطه مطلق خانواده هستند، رخ میدهد. از دیگر سو، ناتوانی مالی والدین در امرار معاش فرزندان، علت مهمی است که بروز ازدواجهای اجباری در سنین پایین یعنی در دورهای که پدر و مادر احاطه کاملی بر فرزند خود داشته و او نمیتواند مخالفتی در این زمینه داشته باشد را رقم میزند. فریده ماشینی، کارشناس مطالعات زنان، با بیان این که ازدواجهای اجباری هنوز در برخی از مناطق محروم کشور دیده میشود به ایسنا میگوید: در تعدادی از این مناطق، دختران در سنین پایین مجبور به ازدواجهایی با عناوین ازدواجهای خونبست، حل مشکلات مالی و .... میشوند. وی با اشاره به وجود مشکل قانونی در این زمینه میافزاید: طبق قانون و در سالهای گذشته ازدواج دختر کمتر از 9 سال، ممنوع و ازدواج کمتر از این سن باید با اجازه ولی قهری دختر و در صورت تشخیص صلاح دختر امکانپذیر بود، اما طی سالهای اخیر این سن با تصویب مجلس شورای اسلامی به 13 سال افزایش یافته است. به گفته وی دختر 13 ساله نیز یک بچه است، اما نکته مهم در این است که ازدواج دختر در کمتر از این سن با اجازه پدر دختر و تشخیص وی مبنی بر این که ازدواج به صلاح دختر است میتواند صورت گیرد و ما در این زمینه هیچ منع قانونی نداریم. به گزارش ایسنا با طرح این مساله سؤالی که پیش رو قرار میگیرد این است که آیا با اصلاح سن قانونی ازدواج دختران، ازدواج اجباری که برخاسته از مشکلات اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه بیتوجهی به تاکیدات شرع مقدس اسلام است، ریشهکن میشود و اتفاق مثبتی ناظر بر نفع دختران رخ میدهد؟! فریبا بشیری، از فعالان امور زنان و مشاور سابق استاندار آذربایجان غربی در امور بانوان ضمن اظهار تأسف از وجود ازدواجهای اجباری در این استان به ویژه در نقاط جنوبی آن به خبرگزاری دانشجویان ایران میگوید: متاسفانه ما شاهد ازدواج دخترانی هستیم که هنوز مراحل بلوغشان کامل نشده است. به گفته وی آنچه اتفاق میافتد مانند همان مطالب قصههاست که عروس و داماد همدیگر را در لحظه عقدشان میبینند؛ چرا که دختران به خاطر مسائلی مانند توافق بین خانوادهها وجهالمصالحه قرار گرفته و با فردی که هیچ شناختی از او ندارند ازدواج میکنند. مشاور سابق استاندار آذربایجان غربی مسائل مالی و اقتصادی، اختلافات خانوادگی، مشکلات معیشتی خانوادهها، فقر مالی و فرهنگی و این که خانوادهها میخواهند سربار خود را کم کنند را از دلایل عمده ازدواجهای اجباری میداند. فریده ماشینی، کارشناس امور زنان با اشاره به وجود برخی باورهای فرهنگی در ازدواجهای زودرس بیان میکند: این باورها ازدواج دختران در سنین پایین را به نفع آنها میدانند و از این رو به زمینههای ازدواج زودرس دختران دامن میزند. فریبا بشیری نیز حقوق انسانی را اولین سؤال ایجاد شده در بحث ازدواجهای اجباری میداند و اظهار میکند: در این ازدواجها یک انسان بدون این که اطلاعی داشته باشد محیط زندگیاش عوض میشود و مسؤولیتهای اضافی بر دوشش قرار میگیرد؛ بی آن که نقشی در این تصمیمگیری و تغییر سرنوشت خود داشته باشد. وی با بیان این که بسیاری از این دختران، الفبای ازدواج و زندگی مشترک را هم نمیدانند، ادامه میدهد: این دختران چون نمیتوانند از خود مراقبت داشته باشند، بلافاصله پس از ازدواج باردار شده و بدون این که آشنایی با موارد کنترل جمعیت داشته باشند، بعضا فرزندانی نارس و دارای مشکل یا دچار بیماریهای جسمی و روانی به دنیا میآورند. فریده ماشینی نیز ازدواج زودرس و اجباری را موجب کوتاه شدن دوره کودکی میداند و میافزاید: خانواده دخترانی که تن به ازدواج اجباری میدهند چنین تشخیص میدهند که حال که دختر دوره دبستان را تمام کرده و دیگر بزرگ شده، عیب است که در بزرگی به مدرسه رفته و پشت میز و نیمکت بنشیند؛ بنابراین دوره مدرسه این دختران خیلی زود تمام میشود. وی ادامه میدهد: در این مواقع مادران این دختران میگویند: مهم آن است که دختر سیاه و سفید را از هم تشخیص بدهد و نیازی به درس ندارد، زیرا میخواهد بچهداری کند؛ پس درس را میخواهد چه کند؟ از این رو دختر خیلی زود از درس و مدرسه فاصله گرفته و خارج شدن از تحصیل برای آنها یعنی خروج از دوران کودکی و ورود به دنیای بزرگسالی. کارشناس مطالعات زنان، یکی از دلایل افزایش سن ازدواج دختران را طولانی شدن مدت زمان تحصیل آنها میداند و اظهار میکند: در مناطقی که این مرحله به 5 سال اول دوره ابتدایی ختم میشود شرایط برای ازدواج سریعتر ایجاد میشود و این دختران زودتر از سایر دختران از چرخه آموزش و پرورش و حتی بهداشت و دایره عاطفی خانواده خارج میشوند. به گفته وی این دختر خود به عنوان آدم بزرگی است که باید هنوز عروسک بازی کند؛ ولی از سوی دیگر باید وارد دنیای آدم بزرگها هم بشود. ماشینی با اشاره به وجود برخی آداب و رسوم قومی و قبیلهای در مناطقی از کشور میگوید: بر این اساس سنت ازدواج اجباری نه تنها برای دختران کوچک بلکه برای دختران بزرگتر هم اتفاق میافتد . مثلا وجود باورهایی مثل «عقد دختر عمو و پسرعمو در آسمانها بسته شده» باعث میشود که دختری با تحصیلات دانشگاهی به ناچار با پسرعمویی که بی سواد و یا کم سواد است ازدواج کند. ازدواج اجباری در حالی به عنوان پدیده تاسفبار اجتماعی قابل مشاهده در برخی مناطق است که اجبار دختر به زندگی با مردی که هیچ علاقهای به او ندارد، در موارد زیادی، پیامدهایی چون خودکشی، شوهرکشی، فرار از خانه، تنفروشی و آسیبهای اجتماعی دیگر را به همراه خواهد داشت.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 23
کامپیوتر ها با دیدگاههای سنتی فضا مقابله می کنند
در مقابل من یک صفحه مستطیل شکل نوشته قرار دارد که من می توانم بر روی آن حروفی را یادداشت کنم همان گونه که نویسندگان برای هزاران سال این کار را انجام داده اند.این صفحه بر روی یک میز کوچک قرار دارد که حاوی مدارک و فایل پرونده هایی است.یکی دو وسیله ارتباطی من را با دنیای خارج مرتبط می سازد و در نزدیکی من یک سطل زیاله است که من می توانم طرح های دور ریختنی خود را در آن بیاندازم.همانطور که ممکن است شما حدس زده باشید این اداره از چوب آهن و شیشه ساخته نشده است بلکه بر روی صفحه کامپیوتر کتابی من که بر روی زانوهایم قرار دارد به نمایش در آمده است.
راستش من در یک هواپیما هستم و جایی در حومه دیترویت هزاران فوت بالاتر از بلندترین پشت بام ها قرار دارم.
سال آینده وسیله الکترونیکی کامپیوتر کتابی من از یک برنامه ریز سریعتر حافظه بیشتر و گرافیکی بهتر بر خوردار خواهد بود و در سالی دیگر فن آوری کامپیوتر همچنان بهتر خواهد شد.به زودی اداره مجازی که من با خود حمل می نمایم سه بعدی خواهد بود و با جزییاتی بسیار دقیق و واقعی و پرسپکتیوی تمام رنگی ارایه خواهد گردید.من در زمان واقعی به طرف آن حرکت خواهم کرد همان طور که در مورد اداره واقعی خودم این کار را می نمایم.من حتی قادر خواهم بود که از راه دور و از طریق کنفرانس ویدیوئی ملاقاتی صورت به صورت را در کامپیوتر کتابی خود فراهم نمایم.
اگر من قدرت کافی کامپیوتری و برخی نرم افزارهای مناسب را در اختیار داشته باشم و اگر نوعی کلاه مشابه با گوشی های پخش استریو را بپوشم میتوانم به جای نگریستن به اداره مجازی خودم خویش را در آن شناور سازم.با یک وسیله دستکش مانند حساس من می توانم اشیا موجود در آنجا را به دست بگیرم و حتی شاید بتوانم نیرویی که آن ها را سخت و پایدار می سازد تجربه نمایم.گوشی ها در گوشم می توانند صدای استریوی هماهنگی را برای من ایجاد نمایند تا که احساس تجربه آکوستیکی بودن در آنجا برای من شبیه سازی شود.اکنون دیگر معماری مجازی چیزی نیست که صرفا به آن نگاه شود مثل یک صحنه تئاتری که از جلو به آن نگریسته شود.معماری مجازی بین من و محیط فیزیکی پیرامونم واقع می شود و تقریبا به تمامی معماری واقعی پشت سر من را می پوشاند و پنهان می کند.فضای شهری اینک مورد حجوم نابود کنندگان معماری واقع شده است.هوش های بیگانه(سیلیکون و نرم افزار)در حال جانشین ساختن چیزی هستند که خیلی زیاد به آن فرم های گذشته و قدیمی که برای ما آشتاست شبیه هستند.
غیر مادی بودن که در ذات این فن آوری نهفته است آرزوهای معماران مدرنیست گذشته را بسیار جلوتر از هر آن چه که می توانست به وسیله اسکلت های ظریف و بیشترین سطح دیوار های شیشه ای فراهم گردد محقق می سازد.سر انجام ممکن شده است که یک معماری را از هیچ خلق کرد.معماریی که تنها فضا و نور است.یک معماری که از آن وزن و جنسیت مادی به کلی حذف شده است.علاوه بر این ها کامپیوتر قوی ترین وسیله تولید انبوهی است که جهان تا کنون به خود دیده است.آن اداره کوچک موجود در روی صفحه کامپیوتر کتابی من یک محیط کاری کاملا استاندارد است یک نسخه عینی از یک ادراه معمولی با تمام جزییات آن و مثل صدها و هزارها اداره دیگری است که می تواند تواما در صفحات کامپیوتر دیگران شکل گرفته باشد.هر بار که فردی یک نرم افزار را به کا می گیرد یک نمونه جدید دیگر از این نوع معماری اتوماتیک وار به وجود می آید.مکانیکی شدن خیلی بیشتر از همیشه بر زندگی مسلط شده است و حکم می راند.
فرانک گری : « من ساختن اشکالی را شروع کردم که طراحی آن ها مشکل بودو این منجر به استفاده ما از کامپیوتر و نرم افزار Catia شد که استفاده از آن ها مرا به این باور رساند که ارزش امکانات و میزان دقت و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
امام صادق (ع) و پزشکی
دانش پزشکى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی
بدون تردید، علوم حضرات معصومین علیهم السلام اکتسابى نیست و آنچه از ذهن شفاف و نورانى آن بزرگواران انعکاس مىیابد، اشعههایى از انوار الهى است که از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم چهاردهم امام زمان(عج) نسلى بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهرهمند ساخته است. اگر غیر از این بود، مىبایست علوم آنها مقطعى و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، کاربردى آن هم در همه زمینهها، بدون کمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیتهاى علمى هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.
جستجوى مفصل این نکته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را که به علم پزشکى امام صادق علیه السلام اشاره دارد. نقل به مضمون مىکنیم.
روزى امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقى وارد شد. طبیب هندى کنار خلیفه نشسته بود. او کتابهایى که در موضوع «علم طب» نگاشته شده بود را براى خلیفه مىخواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.
امام صادق علیه السلام در گوشهى مجلس نشست. بارانى از هیبت و ابهت از چهره حضرت مىبارید. مدتى گذشت. هنگامى که طبیب از خواندن کتابها فارغ شد، نگاهاش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتى مشغول تماشاى سیماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاهاش را به سوى خلیفه برگرداند و با این سؤال سکوت را شکست:
- این مرد کیست؟
- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
- آیا میل دارد از اندوختههاى علمى من بهرهمند گردد؟
- نگاه خلیفه روى امام قرار گرفت. قبل از این که چیزى بگوید،امام لب به سخن گشود:
- نه!
- طبیب که از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید:
- چرا؟
- چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختیار دارم.
- چه چیز در اختیار دارى؟
- گرمى را با سردى معالجه مىکنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشکى درمان مىکنم و خشکى را با رطوبت و آنچه را که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به کار مىبندم و نتیجه کار را به خداوند وامىگذارم.
سپس به سخن جدش رسول الله اشاره کرده، افزود: «معده خانه هر بیمارى و پرهیز، سر هر درمان است.»
طبیب هندى براى این که سخنان امام را سبک جلوه دهد، پرسید:
- مگر طب غیر از اینها است که گفتى؟!
- امام فرمود:
- گمان مىکنى من مثل تو اینها را از کتابهاى طبى آموختهام؟!
- حتما، غیر از این، راهى براى فراگیرى علم طب وجود ندارد.
- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگرى نیاموختهام. اکنون بگو کدام یک از من و تو در علم طب داناتریم؟
- کار من طبابت است و حتما در طب از شما عالمترم.
- پس لطفا به سوالهایم پاسخ گویید.
- بپرسید.
- چرا سر آدمى یک پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده است؟
- نمىدانم.
- چرا پیشانى مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟
- نمىدانم.
- چرا بر روى پیشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟
- نمىدانم.
- چرا ابروها در بالاى دیدگان انسان قرار گرفته است؟
- نمىدانم.
- چرا چشمهاى انسان به شکل لوزى ساخته شده است؟
- نمىدانم.
- چرا بینى میان دو چشم قرار گرفته است؟
- نمىدانم.
- چرا سوراخهاى بینى در زیر آن خلق شده است؟
- نمىدانم.
- چرا لب فوقانى و سبیل در قسمت بالاى دهان آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا دندانهاى جلو، تیز و دندانهاى آسیاب، پهن و دندانهاى انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا کف دست و پا، مو ندارد؟
- نمىدانم.
- چرا مرد ریش دارد ولى زن فاقد ریش است؟
- نمىدانم.
- چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟
- نمىدانم.
- چرا قلب، صنوبرى شکل آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جاى خود متحرک است؟
- نمىدانم.
- چرا کلیهها مانند لوبیا خلق شدهاند؟
- نمىدانم.
- چرا کاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟
- نمىدانم.
- چرا میان کف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟
- نمىدانم.
- اى طبیب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حکمت و پاسخ این سوالها آگاهام.
طبیب که چارهاى جز تسلیم شدن نداشت، گفت:
- پاسخها را بگویید تا بهرهمند گردم.
آنگاه امام به ترتیب به یکایک سوالهاى مطرح شده، چنین پاسخ گفتند:
- به این جهت سر از قطعات مختلف تشکیل شده و شکافهایى برایش قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.
- خداوند مو را بالاى سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششى براى سرما و گرما باشد. ولى در پیشانى مو نیافریده تا چشمها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگیرند.
- ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه کافى به چشمها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیرى کند. چون زیادى نور، چشم را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم مىسازد.
- چشمها به شکل لوزى آفریده شده تا داروهایى که با سرمه استعمال مىشود، به آسانى وارد چشم شده، چرک و مرض به آسانى از آن به وسیله اشک خارج شود.
- به این جهت بینى را میان دو چشم قرار داده است که بینى نور را به دو قسمت مساوى تقسیم مىکند تا نور به طور اعتدال به چشمها برسد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
امداد رسانی و کمکهای اولیه تاریخچهHenry Dunant در 24 ژوین 1984 نام شهر کوچکی به اسم Solferino در استان Mantoue واقع در شمال ایتالیا در تاریخ برای همیشه ثبت شد. این در زمانی بود که ارتش franco-pemontaise به سرکردگی ناپلیون سوم اطریشیان را شکست داد. این جنگ خونین هزاران مجروح داشت که معالجه نکردن انان منجر به مرگشان شد.یک سویسی به نام Henry Dunant که شاهد این تراژدی بود به کمک افراد محلی در صدد کمک به مجروهان برامد. او بدون تعصب و تبعیض به یاری مجروهان هر دو سپاه شتافت. اولین داوطلبین این کمک به مجروهین جنگی فریاد میزدند Tutti fratelli یعنی ما همگی برادریم.Henry Dunant در بازگشت اولین خبر جنگی خود را به نام خاطره ای از سولفرینو نوشت و در ان نفرت انگیز بودن جنگ را خاطر نشان کرد.از ان زمان به بعد هزارن فرد سرباز یا غیر سرباز و زندانیان حق این را یافتند تا برای اینکه لحظات ازمایشهای سخت و دردها کمتر ظالمانه باشند از این حرکت برادرانه یا کمک برخوردار شوند.ایده Henry Dunant منجر به تشکیل کمیته ای 5 نفره در سویس برای بررسی امکانات اجرای عملیات کمک رسانی به مجروحین جنگی شد.یک کنفرانس بین امللی در ژنو انجام شد و 16 کشور که یکی از انها کشور فرانسه بود در این کنفرانس حضور یافتند. انان تصمصم گرفتند که در هر کشور کمیته های کمک رسانی تشکیل دهند و یک نشان و علامت نیز برای این کمیته ها انتخاب کردند : صلیبی سرخ بر زمینه ای سفید.این دولتها همچنین قوانینی بین المللی در مورد اسرای جنگی که در جنگ شرکت نمی کنند وضع کردند که تحت عنوان کنوانسیون ژنو که اولین انها در 22 اوت 1864وضع شد معروفند.جایزه صلح نیز توسط کارخانه دار سویدی (1833-1896) Alfred Bernhard Nobel ایجاد شد و در قوانین ان قید شده بود که این جایزه میبایست هر سال به افرادی که در برادری بین ملت ها سهم بسزایی داشته و تلاش کرده اند اهدا شود.تنها جایزه صلح نوبل در زمان جنگ جهانی اول در سال 1917 به کمیته بین المللی صلیب سرخ اهدا شد و همچنین در سال 1944 این کمیته به خاطر تلاش بی وقفه در طول جنگ جهانی دوم باری دیگر جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.در سال 1963 یا صدمین سال تاسیس صلیب سرخ جایزه صلح نوبل به کمیته بین المللی صلیب سرخ و مجمع متحد صلیب سرخ و هلال احمر که امروزه فدراسیون بین المللی مجتمع صلیب سرخ و هلال احمر میباشد تعلق گرفت.
دربرخورد با فرد سرمازده
.
یک متخصص طب اورژانس، از سرمازدگی به عنوان یکی از اورژانسهای پزشکی یاد کرد و افزود: علائم سرمازدگی (عضو سرمازده) مشابه سوختگی است. دکتر حمیدرضا حاتم آبادی، از انگشتان دست و پا، گوش و بینی به عنوان اندامهای در معرض خطر سرمازدگی یاد کرد و افزود: فاکتورهای خطری چون بی پناهی، زندگی در ارتفاعات، بی تحرکی، پوست مرطوب و سوء تغذیه از عوامل خطر برای ابتلا به سرمازدگی است. وی، با بیان این که وزش باد در کاهش میزان درجه حرارت محیطی موثر است، یادآور شد: به عنوان مثال در این صورت، درجه حرارت محیطی با ۱/۱- درجه سانتی گراد و وزش بادی با سرعت ۲۴ کیلومتر در ساعت به ۸/۸- میرسد. دکتر حاتم آبادی، پوشش مناسب دستکش، جوراب، لباس چند لایه و نچسب و پرهیز از مصرف الکل و استعمال دخانیات را در جلوگیری از بروز سرمازدگی موثر عنوان کرد و یادآور شد: علایم سرمازدگی نظیر سوختگی به درجات IV, III , I , II قابل تقسیم است. در درجه I سرمازدگی پوست اندکی متورم و قرمز، در درجه II سرمازدگی سطح پوست تاول زده، ادماتو و کبود میشود، در درجه III تاولهای سیاه رنگ تظاهر و در نهایت اسکار بروز مییابد و بالاخره در درجه IV سرمازدگی به استخوان، تاندون و عروق نفوذ کرده و سبب نکروتیک شدن اندام میشود. این متخصص طب اورژانس، نخستین اقدام در برخورد با فرد سرمازده را باز کردن راههایی هوایی برقراری تنفس و جریان خون عنوان کرد و افزود: در ابتدا باید لباسهای خیس فرد تعویض و به محیط گرم منتقل شود و از ماساژ با برف به عضو سرمازده جدا خودداری شود. وی، مالش عضو یخزده را عاملی برای تخریب بافت عنوان کرد و یادآور شد: دوباره گرم کردن عضو سرمازده هم خطرناک است. دکتر حاتم آبادی، با بیان این که مبتلایان به سرمازدگی به درد دچار میشوند در ادامه بر ضرورت تجویز مسکن مناسب (استامینوفن) تاکید کرد و افزود: عضو یخ زده را میتوان در آب گرمی با درجه حرارت ۴۳ درجه سانتی گراد غوطه ور کرد. متخصص طب اورژانس، با تاکید بر پرهیز از قرار دادن عضو یخ زده در برابر آتش و گرمای خشک گفت: باید مایعات گرم به مصدوم خورانده شود و با مراجعه به مرکز درمانی مناسب، مصدوم از سایر خدمات درمانی از قبیل دریافت آنتی بیوتیک، واکسن کزاز و تتابولین بهرهمند شود.
انچه که صلیب سرخ به هنگام بروز حادثه توصیه میکند :بخش اول1- به هنگام بروز حادثهپیشگیری از بروز حادثه ای جدید در محل از کارهای مهم میباشد.به هنگام بروز حادثه در خیابان یا جاده محل حادثه را همانند تصویر زیر با گذاشتن بالیز محدود کنید. اگر حادثه برق گرفتگی میباشد بلافاصله برق را قطع کنید.حادثه را به پلیس و یا اتش نشانی و پزشک اطلاع دهید. همیشه شماره تلفن ارگانیزمهای اینچنین و سرویس اورژانس بیمارستانها و یا امبولانس را در نزدیکی تلفن و یا در کیف خود داشته باشید. به انان ادرس دقیق محل وقوع حادثه و تعداد نفرات و وضعیت انان و کمکهای اولیه ای را که انجام داده اید را اطلاع داده و فراموش نکنید که شماره تلفن خود را نیز بدهید.2 - امداد و کمکهای اولیه :در صورت بروز خونریزی فرد را به حالت خوابیده نگاهداشته و با قدرت هر چه تمامتر با کف دست به روی محل خونریزی تا رسیدن کمک فشار دهید. فراموش نکنید که برای اینکار از دستکش پلاستیکی یا کیسه پلاستیکی در صورت نداشتن دستکش و یانظایر ان استفاده کنید . این برای پیشگری از سرایت احتمالی بعضی بیماریها توسط خون مبتلا به ان بیماری میباشد. دراز کردن فرد برای جلوگیری از بیهوشی و اغما به دلیل از دست دادن زیاد خون میباشد.سه چیز را همیشه به خاطر داشته باشید :-هرگز مصدوم را ایستاده نگاه ندارید -هرگز سعی نکنید تا جسمی خارجی را که در داخل جراحت میباشد خارج کنید-هرگز ولو مصدوم از شما تقاضا کرد به او اب و غذا ندهید
بخش دومنارسایی و ناراحتی قلبیچگونه متوجه ناراحتی قلبی بشویم؟