لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 143
بسمه تعالی
دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد شهرری
رشته شیمی کاربردی فایبرگلاس
محل کارآموزی :
کارخانجات شیمی صنعت حقیقت
استاد راهنما :
آقای مهندس تهرانی
دانشجو:
فاطمه صالحی
تابستان 1383ـ1382
مقدمه
ما درباره ماده ای بحث می کنیم که اصطلاحاً فایبرگلاس نامیده می شود. که عبارتست از پلاستیک مسلح به پشم شیشه و یا پولی استر مسلح به پشم شیشه که در حقیقت اساس بهتری نیز برای این ماده می باشند (GRP).
GRP ماده ای است سبک، با دوام و بسیار سخت که می تواند در تولید فرآوردههای گوناگون بکار رود. این ماده را می توان به اشکال مختلف از قبیل رنگی، کدر و نیمه شفاف، نازک یا ضخیم بکار گرفت.
امروز عملاً حدی برای اندازه محصولات تولیدی از GRP وجود ندارد و برای مثال تا کنون قطعاتی به طول 60 متر برای کشتی ساخته شده است .
GRP ماده ای بی نظیر در میان مواد ساختمانی است که عملاً توسط سازنده آن شکل می گیرد. این شکل گیری می تواند در پوشش بام، مخازن شیمیایی، لوله ها ، سیلوها، ساختمانها و بدنه وسائط نقلیه یا قایق ها مورد استفاده قرار گیرد و در این مسیر سازنده از ترکیبات پیش ساخته استفاده نمی کند بلکه خود مواد را در محل می سازد.
GRP چیست: GRP ترکیبی است از زرین قابل ارتجاع و بادوام با پشم شیشه بسیار سخت زرین تشکیل و پسنده اصلی و معمولاً یک زرین پولی استر است. این زرین بهنگام بکارگیری حالت چسبنده دارد که وقتی به شکل صحیح مورد استفاده قرار گیرد به ماده ای جامه و سخت تبدیل می گردد که در ریخته گری و تولید فرآوردههایی از قبیل دکمه و غیره بکار گرفته می شود. و اما همانطوریکه سیمان را می توان به میلههای آهنی مسلح که در زرینهای پولی استر را نیز می توان به پشم شیشه مسلح نمود تا GRP بدست آید و این درست کاری است که سازنده فایبر گلاس انجام می دهد. و از یک قالب سطحی استفاده کرده و با قراردادن لویههای پشم شیشه و زرین مایع، ضخامت لازم را بدست می آورند و یا اشکال دیگری از قالبگیری را انجام می دهد و بهمین ترتیب پس از جداسازی محصول از قالب میتوان تعداد زیادی در بخشهای مختلف GRP با خانواده پلاستیک مورد بررسی قرار می گیرد و همچنین تکنیک ها و مسائل تولید GRP مورد بحث قرار میگیرد.
بخش اول
پلاستیک مسلح
پشم شیشه
پشم کردن
زرینهای پولی استر
موارد استفاده
بخش دوم
انعقاد و سخت شدن
کاتالیزور و شتابدهنده
زرینهای پیش شتابی
واکنشهای پروراندن
فرمول سازی برای سخت شدن سریع
سیستم دیگر پروراندن سریع
سیستم دیگر پروراندن سرد
عوامل مؤثر در زمان انعقاد
فرمول بندی
مواد رنگی
مواد پرکننده
مواد نرم کننده (پلاستیکها)
مخلوط کردن
کنترل انعقاد
بخش سوم
زرین کرسیتیک غیر مسلح
مواد پر کننده
روکش کردن سطوح
دکمه ریزی
مبانی نظری وپیشینه تحقیق بررسی میزان تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد کارکنان سازمان ثبت اسناد واملاک کشور
بصورت ورد ودر56صفحه
دارای منابع وپیشینه کامل
2-1 مقدمه 1
2-2 بخش اول : مبانی نظری سرمایه های فکری 2
2-2-1 مفهوم وتعارف سرمایه های فکری 2
2-2-2 عناصر سرمایه های فکری5
2-2-3 اندازه گیری ارزش وتاثیرات سرمایه های فکری8
2-3-4 مدلهای مدیریت سرمایه های فکری 12
2-3 بخش دوم :عملکرد کارکنان21
2-3-1 مدیریت عملکرد24
2-3-2 عوامل تاثیر گذار در اجراء وپیاده سازی نظام مدیریت عملکرد25
2-3-3 اصول مدیریت عملکرد 27
2-3-4 فرایند مدیریت عملکرد 29
2-3-5 تدابیر مدیران موفق در سازمانهای ایران برای بهبود عملکرد کارکنان32
2-3-6مزایای مدیریت عملکرد35
2-3-7 معایب مدیریت عملکرد37
2-3-8 مفهوم ارزشیابی عملکرد 39
2-3-9 اهداف ارزشیابی عملکرد42
2-3-10 رویکردها وروشهای ارزشیابی عملکرد45
2-3-11 روشهای ارزشیابی عملکرد 48
2-4 پیشینه تحقیق50
2-4-1 پیشینه خارجی 50
2-4-2 پیشینه داخلی52
منابع 54
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
سرو - Cupressus sempervirens
بهطور کلى از این درخت دو واریته در ایران وجود دارد:
۱- Cupressus sempervirens var. fastigiata که بهعنوان درختان زینتى در باغها و فضاى سبز از آنها استفاده مىشود و در واقع جهت تولید چوب صنعتى بهحساب نمىآیند و به نام سروناز و یا سروشیراز خوانده مىشود (یکى از قدیمىترین سروهاى ایران در منطقه هرزویل و در نزدیکى سد سفیدرود وجود دارد(.
۲- Cupressus sempervirens var. horizontalis که به نام زربین خوانده مىشود. این گونه داراى شاخههاى افقى بوده و بهعنوان یکى از درختان جنگلى ایران محسوب مىگردد. این واریته بسیار روشنائىپسند است و در خاکهاى فقیر، خشک و آهکى بهخوبى زندگى مىکند. این درخت در حال حاضر در منطقهٔ رودبار در گیلان بر روى شیبهاى تند و خاکهاى آهکى وجود دارد و ریشهٔ لخت آنها در زیر آفتاب شدید نمایان است. زربین داراى رویش نسبتاً سریع است و سالیان بسیار طولانى زیست مىکند. درخت زربین در خاکهاى مرغوب و عمیق نهالستانها بسیار سریع رشد مىنماید و در مدت کمتر از ۵ سال به ارتفاع بیش از ۵/۱ متر خواهد رسید ولى در خاکهاى ضعیف و کم عمق سالهاى بسیارطولانى نیاز است تا ارتفاع یک تا دو متر را بهدست آورد.
چوب زربین داراى رنگ متمایل به زرد است و به علّت بوى مخصوصى که از آن پخش مىشود کمتر حشرات به این درخت نزدیک مىشوند. امروزه چوب زربین بهعنوان یکى از چوبهاى با ارزش در صنعت مورد استفاده مىباشد.
سرو خمرهاى - Biota orientalis
پایههاى وحشى این درخت درجنگلهاى گرگان دیده شده است. این درخت سایهپسند است و برخلاف سایر سوزنىبرگها به خوبى جست مىدهد این درخت هم بهعنوان بادشکن و هم بهعنوان درخت زینتى کاشت مىشود. سرو خمرهاى کروى بوده و نوع دیگر سرو که داراى شاخکهاى گسترده است به نام سرو تبرى خوانده مىشود.
سرو خمرهاى
میوه سرو بهطور متوسط داراى ۵/۲ سانتىمتر طول و یک سانتىمتر قطر مىباشد که ابتدا سبز بوده و سپس به رنگ قهوهاى درمىآید. بذر این درخت در اسفند ماه کشت شده (به عمق نیمسانتىمتر) که پس از ۳ تا ۴ هفته سبز مىشود. بهعلّت کندى رشد و نمو درختان سرو و مناسب نبودن ابعاد چوب آن از نظر صنعتى اهمیت چندانى ندارد.
منبع
سایت اطلاع رسانی آفتاب :
www.aftab.ir
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
سرمشق وجامعهشناسى
محمدرضا براتنژاد
مقدمه
پارادایم (paradigm) از جدیدترین مفاهیمى است که وارد حوزه علوم و جامعهشناسى شده است. این مفهوم با نام فیلسوف و مورخ علم، تامس کهن (T.s.kuhn) ، مقارن است و اولین بار توسط وى در کتاب معروف او، ساختار انقلابهاى علمى (The structure of scientific Revolutions) ، به کار گرفته شده است. هدف کهن در این کتاب، اثبات این نظریه است که علىرغم تصور موجود درباره اینکه پیشرفت علوم از راه تراکم و انباشت ( صورت مىگیرد، رشد و توسعه علوم از راه انقلاب (Revolution) به وجود مىآید و در جریان انقلابهاى علمى، پارادایمهاى جدید جاى پارادایمهاى سابق را مىگیرند. در زبان فارسى، براى مفهوم پارادایم معادلهاى متعددى برگزیدهاند; مانند نمونه، الگوى نظرى، سرمشق، نمونه فرد اعلى و امثال آن که این امر حاکى از نوعى ابهام و پیچیدگى در این مفهوم است. کهن، که واضع این مفهوم است، به پیچیده بودن و ابهام آن اذعان دارد. وى در چاپ دوم کتابش، که موجب واکنشهاى انتقادى فراوانى در میان اندیشمندان شد، در پىنوشتى که بر آن افزود، ضمن تلاش براى پاسخگویى به انتقادات، چنین مىگوید: «یک خواننده همفکر، که با من در این باره - که سرمشق ( پارادایم) عناصر فلسفى این کتاب را معرفى مىکند - شریک است، یک فهرست تحلیلى جزئى فراهم آورده و چنین نتیجه گرفته بود که این اصطلاح، دست کم، از 22 راه در این کتاب به کار رفته است.» (1) البته کهن بر این باور است که برداشتهاى متفاوت از مفهوم پارادایم نتیجه ناسازگارىهاى برخاسته از روش نویسندگى است و به آسانى، مىتوان آنها را حذف کرد، ولى در عین حال، به ابهام این مفهوم اعتراف دارد.
تعریف سرمشق
همانگونه که در مقدمه اشاره شد، به دلیل نوعى ابهام در این مفهوم، ارائه تعریفى جامع و مانع از سرمشق مشکل مىنماید. لذا، بسیارى از کسانى که درباره این مفهوم سخن گفتهاند بدون ارائه تعریف، در مقام توضیح آن برآمدهاند. ما ابتدا برخى از این تعاریف را مرور و سپس سعى خواهیم کرد تا تصویرى کلى از این مفهوم نشان دهیم.
کهن مىگوید: «یک سرمشق ( پارادایم) چیزى است که اعضاى یک جامعه علمى در آن با یکدیگر اشتراک دارند و بعکس، یک جامعه عملى از کسانى تشکیل یافته است که در یک سرمشق ( پارادایم) با یکدیگر شریکاند. همه دورها باطل و خبیث نیست، ولى این یکى منبع دشوارىهاى واقعى است. جامعههاى علمى مىتوانند و باید بدون توسل به نمونهها، جدا شوند و این نمونهها پس از آن، با تحقیق و موشکافى در رفتار اعضاى یک جامعه اکتشاف مىشود.» (2)
کهن سپس سعى مىکند براى رفع ابهامهاى موجود و اعتراف به دشوارىهایى که در متن اصلى کتاب وجود دارد از سرمشق دو معناى متفاوت ارائه دهد: «چند نمونه از دشوارىهاى متن اصلى بر گرد مفهوم نمونه تجمع پیدا مىکند. در بیشتر جاهاى کتاب، اصطلاح نمونه به دو معناى متفاوت به کار رفته است; از یک سو، نماینده مجموعه باورها و ارزشها و روشهاى فنى و چیزهاى دیگرى از این قبیل است که اعضاى یک جامعه علمى در آنها با یکدیگر شریکاند و از سوى دیگر، اشاره به گونهاى از اجزاى آن، یعنى معماگشایىهاى شناختهاى است که به عنوان سرمشق یا مثال به کار مىرود و مىتواند همچون شالودهاى براى حل معماهاى باقیمانده علم، جایگزین قواعد صریح حل معما شود.» (3)
به نظر کهن، معناى نخستین، جامعهشناختى و معناى دوم فلسفى مىباشد. ادامه سخن را از زبان ایان باربور نقل مىکنیم: «تامس کهن نشان داده است که حجیت و اعتبار جامعه اهل علم با پیش نهادن نمونههاى عالى بر مجموعهاى از مفروضات و مسلمات مهر تایید مىزند. نمونههاى عالى یا سرمشقها ( پارادایمها) همان نمونههاى معیار کارهاى علمى سابقاند که گروه معینى از دانشمندان در زمان معینى، آنها را پذیرفتهاند. اینها همان نمونههاى فراوانى هستند که کتابهاى درسى آکنده از آنهاست و دانشجویان با آموختن آنها، هم مفاهیم نظرى، هم روشهاى تجربى و هم هنجارهاى رشته علمى خود را همزمان کسب مىکنند. این سرمشقها راهنماى پژوهشهاى گروهى نیز هست; چرا که تلویحا مىگوید چه نوع سؤالهایى وارد و قابل طرح است، چه تکنیکى مفید است، چه نوع راه حلهایى پذیرفتنى است.» (4)
باربور در جاى دیگرى، از زبان تولمین، چنین مىگوید: «تولمین بر آن است که اینگونه سرمشقها یا نمونههاى عالى تبیینى است که تعیین مىکند ما چه چیزى را مساله و چه چیزى را تبیین کافى و چه چیزى را امر واقع تلقى کنیم... . طبق گفته تولمین، این سرمشقها یا نمونههاى عالى و آرمانى تبیینى توسعا تجربى شمرده مىشوند، نه حقیقتا; چرا که نمىتوان آنها را مستقیما با نتایج مشاهدات مقابله کرد. اینها ارزش خود را در طول زمان ثابت مىکنند و دانشمندان در غالب کارهاىشان آنها را به صورت تصدیق بلاتصور به کار مىگیرند.» (5)
آلن راین در کتاب فلسفه علوم اجتماعى، براى پارادایم، این اوصاف را ذکر مىکند: «از اوصاف عمده [و] ویژه سرمشقها ( پارادایمها) این است که عام و گستردهاند و چنان از توصیف محض وقایع فاصله دارند که مدلولات تجربى آنها را فقط مىتوان به مدد فرضیات کمکى عدیدهاى که راه عملى تعیین صدق آنها را نشان مىدهد آشکار نمود.» (6)
جامعهشناس معاصر امریکا، جرج ریتزر، که جامعهشناسى را در قالب سرمشق مورد بحث قرار داده است و در ادامه این مقاله نظرات او را بیان خواهیم کرد، درباره سرمشق، چنین مىگوید: «سرمشق ( پارادایم) یک تصور اساسى درباره قلمرو موضوعى علوم است. الگوى نظرى به تعریف چیزى مىپردازد که چه چیز باید مطالعه شود، چه سؤالاتى باید پرسیده شود، چگونه سؤال شود و چه قوانینى را باید در تفسیر جوابها به کار برد. الگوى نظرى وسیعترین واحد توافق و اجماع در یک علم است و موجب تفاوت یک اجتماع علمى از دیگرى است. الگوى نظرى مقولهبندى مىکند، به تعریف و تفسیر نمونهها مىپردازد، نظریه، شیوهها و ابزار آنها را نیز شامل مىشود.» (7)
به عنوان جمعبندى تعاریف ارائه شده، مىتوان گفت: «پارادایم تعیین مىکند که چه چیزى مسلم، مفروض، امر واقع و مساله است; چه سؤالاتى قابل طرحاند; چه تکنیکى مفید است; چه راه حلهایى پذیرفتنى است; چه نوع از تبیین، جستجو کردنى است; چه تبیینى کامل است; چه مفاهیمى جهاننماست; در کار علمى، چه انتظارى معقول است; در کار علمى، چه زبانى به کاربستنى است. پس پارادایمها فضاى فراگیر دانشمندان، سؤالات، مفاهیم، روشها و زبان مشترک و معیار قضاوت و زیربناى نظریهها و عامتر از مباحثات رایجبین دانشمندان یک رشته مىباشد.» (8)
مثالهایى از چند سرمشق
اکنون که تعاریف گوناگون صاحبنظران را در خصوص سرمشق بیان کردیم، براى روشنتر شدن این مفهوم به چند مثال از علوم طبیعى و علوم دینى توجه کنیم:
1- سرمشق فیزیک ارسطو و گالیله: «در فیزیک ارسطویى، اصل در هر چیز قرارگرفتن در مقر خود بود و به تعبیر دیگر، اصل [بر] سکون بود و حرکت علت مىخواست. لذا، سؤالات قابل طرح، با توجه به این پارادایم شناخته مىشد، ولى در نظر گالیله، حرکت اصل بود و سکون امر[ى] عارضى، تبعى و محتاج به علت.» (9)
به عنوان مثال، اگر ارابهاى را در نظر آوریم که در حال حرکت است هر یک از این سرمشقها آن را بهگونهاى تفسیر خواهند کرد. در فیزیک ارسطویى، چون اصل بر سکون