چکیده :
هدف از اجرای این آزمایش بدست آوردن آستانة مطلق در حس شنوایی است. برای اجرای این کار از وسایلی از قبیل اودیومتر (شنوایی سنج) استفاده می کنیم. دستگاه اودیومتر شامل «دکمه گردان است که یکی شدت صوت (دسی بل) و دیگری فرکانس صوت را تعیین می کند. آزمایشگر ابتدا شدت صوت را در پایین ترین حد خود (5 به دسی بل) قرار داده و فرکانس را بتدریج افزایش می دهد تا هر وقت که آزمودنی صدای بوق را شنید اعلام کند. سپس آزمایشگر از چند درجه بالاتر بتدریج فرکانس را کاهش میدهد تا هر وقت که آزمودنی صدای بوق را نشنید اعلام کند و مجدداً این نقطه فرکانس ثبت می گردد این کار را برای تمام شدت صوت های موجود بر دستگاه می دهیم ( d.b. 70) این روش برای بدست آوردن آستانه مطلق را روش «حدود» می نامیم.
چکیدة آستانه مطلق حسی لامسه (لامسه سنج سوزنی):
هدف از اجرای این پژوهش بدست آوردن آستانه مطلق حس لامسه آزمودنی است. ابزار آزمایش جعبه لامسه سنج سوزنی می باشد که حاوی سوزنهایی از جرم 01/0 گرم تا 1 گرم است. آزماینده می بایست به گونه ای تصادفی هر کدام از سوزنها را 10 مرتبه به دست آزمودنی بزند که بعد از ثبت نتایج می توان آستانه مطلق لامسه آزمودنی بدست آورد. این روش بدست آوردن آستانه مطلق در روانشناسی به نام «روش ثابت» معروف می باشد.
مقدمه:
برای سازگاری با محیط می بایست از آنچه که در محیط اطرافمان می گذرد مطلع باشیم. یکی از این راه ها استفاده از اطلاعاتی است که حواس پرتی در اختیار ما قرار می دهند. پوست را می توان به صورت یک اندام حسی بزرگ که بدن را پوشانیده است تصور کرد معمولاً 4 حس پوستی تشخیص داده می شوند: گرما، سرما، فشار (لمس) و درد.
یک از اولین مواردی که بررسی کنندگان حواس پرتی یافتند آن بود که پوست حساسیت نقطه ای دارد. به این معنا که نسبت به یک محرک خاص در بعضی از نقطه ها حساس است و در بعضی از نقطه ها نیست. به طور کلی نقطه هایی که بیشترین حساسیت را نسبت به محرک های بساوایی. سردی، گرمی، و درد دارند متفاوتند. به سخن دیگر چهار نقشه جداگانه از نقطه های حساس مطابق با 4 نوع محرکی که ما به کار گرفته ایم وجود دارد!
راه دیگر ارتباط ما با محیط اطرافمان بوسیله حس شنوایی است. شنوایی یک حس ارتعاشی است که می توان گفت محرک شنوایی یک موج صوتی است. هنگامی که امواج صوتی به گوش می رسند پرده گوش را وادار می کنند که متناسب با شیء در نقش به پس و پیش حرکت کند. سایر بخشهای گوش ارتعاش پرده گوش را به الگوهای انرژی عصبی تغییر می دهند که به مغز فرستاده می شوند به گونه ای که ما می توانیم بشنویم.
امواج صوتی دو جنبه مهم دارند «بسامد» (فرکانس) که با زیر یا بم شنیده شدن یک صدا مرتبط است و «شدت صوت» که بلند یا آهسته شنیده شده آن تون صوتی ارتباط دارد. دامنه شنوایی از HZ 20 تا HZ 20000 می باشد. در واقع ، تا اندازة زیادی، اندازه حلزون گوش میزان فراخنای شنوایی را تعیین می کند. هر چه حلزون بزرگتر باشد: در کرانه پایین تر مقیاس شنوایی بهتر می تواند بشنود؛ هر چه حلزون گوش کوچکتر باشد، در کرانه بالاتر مقیاس شنوایی بهتر می تواند بشنود.
ادبیات تحقیق
آستانه: معنای آستانه چیست؟ اگر شما خود را در آستانه یک رویا ببینید هنوز بیدارید اما درست در مبدأ ورود به رویا یا رسیدن به رویا هستید اگر در آستانه یک اتاق ایستاده باشید بدیهی است که در درگاه قرار دارید؛ کاملاً درون اتاق و نه بیرون از اتاق. بلکه اگر کمی جلوتر بودید آماده ورود به اتاق هستید.
پس آستانه نقطه میانی در بین دو مکان یا بین دو وضع بودن است. یک محرک باید به اندازه کافی نیروی فیزیکی داشته باشد تا اندام های گیرنده بدن را، راه اندازی کند. اگر محرک به اندازه کافی نیرومند نباشد (یا مهم) که مراکز پایین مغز آنرا به هیأت مدیره مغز رله کنند بدن از درد حسی آگاه نخواهد شد. زیرا آن به آستانه ادراکی نرسیده است. حتی اگر بدن شما محرکی را ادراک کند ممکن است به آن پاسخ ندهید چون شما آستانه عمل نیز دارید.
آستانه مطلق: برای اینکه تجربه حسی دست دهد باید اندام حسی به میزان حداقل تحریک شود، مثلاً شدت یک لکه نورانی در یک اتاق تاریک باید به حد قابل اندازه گیری برید تا آن لکه از تاریکی قابل تشخیص باشد. حداقل انرژی فیزیکی لازم برای فعال شدن یک دستگاه حسی را آستانه مطلق می نامند. برای تعیین آستانه مطلق می توان محرکی را که شدت معینی دارد به آزمودنی ارائه داد و از او پرسید که آیا محرک را تشخیص می دهد یا نه، در کوشش بعدی محرکی با شدت متفاوتی ارائه می گردد و به همین ترتیب گستره ای از درجات مختلف شدت، آزمایش می شود. اصطلاح آستانه مطلق زیاد مناسب نیست، زیرا پژوهشگر به شدت واحدی دست نمی یابد که محرک در سطوح پایین تر از آن هرگز قابل تشخیص نباشد و یا در سطوح بالاتر از آن همیشه قابل تشخیص باشد. به جای آن معمولاً گستره ای از شدتها دیده می شود که در محدوده آن انرژی فیزیکی به تدریج از بی اثر بودن به مرحله ای می سد که اثر نسبی دارد (گاهی تشخیص داده می شود و گاهی خیر) و بعد به صورت کاملاً موثر در می آید.
به عبارت دیگر آستانه مطلق کمترین مقدار قابل تشخیص از یک محرک است.
..................
12 صفحه قایل Word