چکیده:
آزمایش در مورد خطای ادراکی «مولر-لایر» است ولی خواهیم خطای ادراکی آزمودنی را بسنجیم. این آزمایش با یک آزمون خطای مولر-لایر انجام می شود که دارای دو صفحه ثابت و متحرک است. آزمایشگر در 20 مرحله متحرک را به آزمودنی نشان می دهد به طوری که یکبار آن را بلندتر از خط معیار و یکبار کوتاهتر از خط معیار آنرا به آزمودنی نشان می دهد و آزمودنی نیز باید بر اساس ادراک خودش آنها را با هم برابر کند.
آزمایش از نوع مطالعه موردی است که نمونه یک آزمودنی پسر با سن 24 سال می باشد. پس از بررسی نتایج و با توجه به نمرات بدست آمده، نتیجه می شود چون خطای وضعیت 02 /0 شده است . پس هنگامی که آزماینده خط متحرک کوتاهتر را به آزمودنی ارائه داده است، آزمودنی آن را بر اساس ادراک خودش کوچکتر ارزیابی کرده است.
مقدمه:
هر چند اطلاعات جزء خود به حواس ما می رسد، با این حال ما آدمیان جهان را به صورت بخش های جدا از هم ادراک نمی کنیم بلکه با جهانی پر از اشیاء و آدمی و سیلی از کل های یکپارچه مواجه هستیم. تنها در شرایط استثنایی و یا زمانی که سرگرم طراحی و نقاشی هستیم از وجود اجزاء و ویژگی های جدا از هم محرک ها آگاهی می یابیم. وگرنه بیشتر اوقات اشیاء را سه بعدی می بینیم و صداها را در قالب کلمات و موسیقی می شنویم.
در مبحث ادراک می خواهیم بدانیم که آدمی چگونه احساس هایش را یکپارچه می کند و به صورت دریافت های ادراکی (Percepts) در می آورد و سپس این دریافت های ادراکی را برای شناخت جهان به کار می برد (دریافت ادراکی نتیجه فرآیند ادراکی است). امروزه پژوهشگران ، در بررسی ادراک، بیشتر در پی پاسخ این سوال هستند که دستگاه ادراکی برای حل چه مسایلی ساخته شده است. در این چشم انداز همواره دو مسئلة کلی مطرح است دستگاه ادراکی باید معین کند که (الف) این شی «چیست» (سیب، یا گربه، یا میز، یا …)، و «ب» این شی در «کجا» قرار دارد ( به فاصله یک متر در سمت چپ صدها متر جلوتر و …)، این دو مسئله در ادراک شنوایی نیز مطرح است و همچنین در مورد سایر دستگاه های حسی.
در بینائی فرآیند تعیین ماهیت اشیاء را باز شناختی طرح « Pattern recognition» یا به اختصار بازشناسی می نامند. بازشناسی برای ادامه زندگی آدمی بسیار مهم است، زیرا غالباً برای پی بردن به برخی از ویژگی های اساسی هوشی ابتدا باید بدانیم آن شیء چیست.
تعیین محل اشیاء را مکان یابی فضایی (Spatial localization) یا به اختصار مکان یابی گویند مکان یابی نیز برای ادامه حیات ضروری است با مکان یابی است که راه خود را در محیط می یابیم . اگر این توانایی را نداشتیم، دایماً با اشیاء تصادم می کردیم، نمیتوانستیم چیزهایی را که دستمان را به سویشان دراز می کنیم بگیریم، و یا به سمت اشیاء و جانوران خطرناک می رفتیم.
هدف دیگر دستگاه ادراکی، علاوه بر مکانیابی و بازشناسی اشیاء، ثابت نگه داشتن شکل ظاهری اشیاء به رغم تغییر دایمی تأثیر و تصویر آنها بر شبکیه است . این ثبات ادراکی یکی دیگر از موضوع های مورد توجه ماست.
ادبیات پژوهش:
تجارب ساده ای که ما در زندگی با آنها روبرو هستیم این مطلب را بر ما ثابت کرده است که ادراک ما هرگز با واقع مطابقت ندارد. بنابراین در هر زمینه ای از حواس دچار خطای ادراکی می شویم از زمانی که ویلیام جیمز اولین آزمایشگاه روانشناسی را در شهر کوچک لایپزیک آلمان تأسیس کرد کار آن متوجه فرآیندهای ادراکی بود و همواره این سوال برای روانشناسها مطرح بوده است که چه چیز موجب خطای ادراکی می گردد؟
ادراک رابطة نزدیکی با احساس دارد. احساس به فرآیند تعیین و تبدیل اطلاعات حسی اشاره دارد. اما ادراک به فرآیند انتخاب ، سازماندهی، و تفسیر داده های حسی به بازنمایی های ذهنی سفید از دنیای اطراف مربوط است. در شرایط طبیعی ادراک ها با احساس های ما هماهنگ هستند، ولی مواقعی نیز پیش خواهد آمد که این هماهنگی وجود ندارد و چنین وضعی به خطای اداراکی میانجامد.
خطاهای ادراکی برداشتهای نادرستی از دنیای فیزیکی هستند که میتوانند به تحریفهای فیزیکی واقعی منجر شوند، مثل سراب صحرا.
اما خطاهای ادراکی آنچنان معمول و نامحسوس به نظر می رسند که کمتر کسی به وضوح متوجه خطاهای خود می شود و آنرا می پذیرد.
سنجش ادراک حسی: بسیاری از آزمایش های احساس و ادراک در گذشته بر روی آستانه های حواس متمرکز بوده است و امروزه دربارة تحول و تشکیل ادراک در کودکان، خطاهای ادراک و عوامل موثر روانی اجتماعی در سازمان یابی ادراک انجام می گیرد به هر حال آنچه در آزمایشگاه روان شناسی مورد مطالعه است پاسخ ادراکی آزمودنی است که با وسایل ساده و پیچیده مورد آزمایش قرار می گیرد.
تشخیص محرک: در آزمایشگاه روانشناسی ادراک تشخیص محرک را در چهارچوب آستانه های مطلق حواس مورد آزمایش قرار می دهند آستانه حسی مفهومی اساسی در سایکوفیزیک است.
منظور از آستانه حسی کمترین شدت محرک است که موجب پاسخ ادراکی موجود زنده می شوند، این آسنانه را با توجه به حس مورد نظر مانند بینایی، شنوایی،…. با ابزار دقیق و با روش های متفاوت می توانیم بسنجیم. متداولترین این روش ها، روش متغیرهای مزاحم، روش حدود و روش ثابت است. معمولاً به جهت کنترل تأثیر متغیرهای مزاحم در آستانه از روش ثابت استفاده می کنیم. در این روش مجموعه ای از 7 تا 8 متحرک که در حدود آستانه حس مورد نظر است به طور تصادفی به دفعات به آزمودنی ارائه می شود و پاسخ او را به یکی از سه پاسخ (احساس می کنم، احساس نمی کنم، و شک دارم) است در جدول مخصوص درج می کنیم پس از محاسبه درصد پاسخ ها، آستانه حسی آزمودنی را روی منحنی نشان می دهیم.
با روش های دیگری نیز می توان به سنجش آستانه های حواس پرداخت به طور کلی این روش ها را به دو دستة روش های «غیرمستقیم» و «مستقیم» تقسیم می کنند. در روش های غیرمستقیم از آزمودنی می خواهند که دو محرک را مقایسه کرده و بگوید کدامیک از این دو محرک به نظر او شدیدتر است مثل ، روش اختلالی مختصر و روش مقایسه زوج محرک های ترستون، از روش های مستقیم نیز می توان از روش حد فاصلههای ظاهر برابر ترستون و استیونس نام برد (ایروانی و خداپناهی «1371»)
شناسایی محرک ها: یک نحوه دیگر سنجش پاسخ های ادراکی شناسایی یا بازشناسی برخی محرک ها از میان مجموعه ای از محرک های مشابه یا مبهم است. مثلاً دسته بندی کارتهای رنگی، شماره دار، تصویر های متفاوت، و یا اینکه از آزمودنی بخواهیم که در یک طرح پر پیچ و خم یا اشکال هندسی در هم یک طرح ساده هندسی را هر چه سریعتر تشخیص دهد و آن را اعلام دارد (طرح معروف گشتالت). و در مورد حیوانات که باید در برابر یک پاداش یک شکل مربع را از اشکال دیگر هندسی تشخیص دهد.
.....................
10 ضفحه فایل Word