امروزه مساله آبشستگی یکی از مسائل مهم در علم مهندسی رودخانه و مهندسی سواحل میباشد به طوریکه اکثر تخریبها در اثر وجود این پدیده به وقوع میپیوندند آبشستگی در واقع نوعی فرسایش در اطراف پایه ها میباشد که در اثر جریانهای پیچیده گردابی رخ داده و به صورت کلی باعث ایجاد یک گودال در اطراف پایه های پل میشود. قرارگیری سازه های مختلف در مسیر جریانات رودخانه ای مستلزم تعبیه پایه هائی در این مناطق بوده که عملاً این پایه ها در معرض پدیده آبشستگی قرار خواهند داشت . پایه پلها از جمله سازههایی هستند که تحت تاثیر پدیده آبشستگی قرار میگیرند .تعیین عمق آبشستگی از این جهت دارای اهمیت میباشد که اولا بیانگر میزان پتانسیل تخریب جریان در اطراف سازه بوده و ثانیا در طراحی ابعاد فونداسیون سازه هایی که در مسیر جریان آب قرار دارند نقش بسیار مهمی را ایفا میکند.
نعیین رابطه میان پارامترهای موثر بر عمق آبشستگی و حداکثر عمق آبشستگی و یافتن تابع حاکم بر آنها از موضوعات مهم در مهندسی هیدرولیک است که در آن سعی میشود رابطه ای ریاضی میان عمق آبشستگی به عنوان متغیر وابسته و پارامترهای موثر بر این پدیده به دست آید . برای این منظور تا به حال از مطالعات آزمایشگاهی که مستلزم صرف وقت و هزینه بسیاری میباشد استفاده شده است. این روشها اگرچه امکان پاسخگوئی به مساله را دارا هستند ولی به دلیل مشکل بودن روند محاسبه تابع معرف از یک سو و استفاده از تجربیات افراد خبره از سوی دیگر امکان اعمال آن در همه مسائل وجود ندارد. با توجه به محدودیتهای موجود در این پایان نامه تلاش می شود تا با استفاده از داده های میدانی نسبت به حل مساله یعنی ارائه رابطه ای منطقی و جامع برای تعیین عمق آبشستگی در محل پایه پل ها اقدام شود.