لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
ارتش و سیاست یکى از موضوعات جامعه شناسى سیاسى و جامعه شناسى نظامى میباشد و پیشینه تحقیقات و پژوهش این موضوع به دهه 1960 میلادى برمیگردد . جامعه شناسى نظامى از جمله شاخه هاى جامعه شناسى است که بیش از چهار دهه از عمر آن میگذرد . موضوع اصلى مورد بررسى جامعه شناسى نظامى سازمان ارتش بعنوان یک سازمان اجتماعى است که مسؤولیت دفاع از استقلال و حاکمیت کشور را برعهده دارد . علت افزایش اعتبار جامعه شناسى نظامى ، به مسابقه تسلیحاتى بین ابر قدرتها و درگیریهاى منطقه اى و جنگهاى داخلى در کشورهاى جهان سوم برمیگردد .
از اوایل دهه 50 میلادى با شروع درگیریهاى قدرتهاى بزرگ در جنگ کره همکارى بین مؤسسات نظامى و پژوهشى وارد مرحله جدیدى شد . از اوایل دهه 60 میلادى تحقیقات جامعه شناسى در امریکا ، آلمان و فرانسه مورد توجه قرار گرفت و جامعه شناسى نظامى بصورت رشته اى کاملا مستقل درآمد و محققان در مورد ساختار سازمانى ، ساختار اجتماعى و نقش و عملکرد نظامیان در فرآیند تصمیم گیرى سیاسى به بحث و بررسى پرداختند .
از نظر جامعه شناسى سیاسى نیز بررسى رابطه ارتش با جامعه ، گروهها و نیروهاى اجتماعى از یک سو و با دستگاه قدرت حاکمه از سوى دیگر حائز اهمیت میباشد . جامعه شناسى سیاسى دخالت نظامیان در سیاست در نظامهاى سیاسى مختلف را مورد توجه قرار میدهد . در بعضى از نظامها مثل دولتهاى دمکراتیک ارتش نقش مستقیم و ظاهرى در سیاست ندارد بلکه ارتشها بعنوان گروههاى ذی نفوذ در سیاست عمل میکنند بعنوان مثال در امریکا میان افسران ارتش و برخى صنایع همواره روابط ویژه اى وجود داشته و دارد .
دخالت مستقیم ارتش در سیاست در کشورهاى در حال توسعه بسیار آشکارتر میباشد ؛ و یکى از دلایل دخالت ، این است که اغلب آنها در مبارزات ضد استعمارى نقش بسیار برجسته اى را ایفا نموده اند لذا از همان آغاز استقلال ، ارتش خواهان استقلال و حفظ هویت ملى بوده است . بهرحال مسأله مهم از نظر جامعه شناسى سیاسى فقط صرف دخالت ارتش در سیاست نیست ؛ بلکه این است که وقتى ارتش در سیاست دخالت میکند از منابع چه گروههایى حمایت بعمل مى آورد .
تاریخچه
نخستین اشکال ارتش در جوامع کشاورزى اولیه پیدا شد که با جوامع پیرامون خود درگیر میشدند . همه امپراطوریهاى عصر باستان داراى سازمانهاى نظامى قوى بودند . در آن دوران ارتشها وابسته به اشراف زمیندار بودند . در قرون وسطى یکى از پایه هاى تشکیل طبقه فئودال ، نظامیان بودند و اشرافیت زمیندار در اروپا ، ریشه نظامى داشت . در اواخر قرون وسطى با پیرایش دولتهاى مطلقه ، ارتش شکل و قوت تازه اى یافت . استاندارد کردن لباس و تجهیزات و نظم از همان دوران آغاز شد و سلسله مراتب و انتصابات و درجات و نشانه هاى خاص بوجود آمد . ارتشهاى دولتهاى مطلقه نخستین ارتشهاى حرفه اى مدرن بشمار میروند .
در سال 1973 با وضع قانون وظیفه عمومى نطفه ارتش در اروپا تکمیل شد و این اصل توانست ارتباط میان ارتش و ملت را تقویت نماید . مسابقه تسلیحاتى در دوران صلح مسلح در سالهاى 1870 و 1914 میان دولتهاى مختلف اروپایى بر اهمیت و وزن ارتش افزود و ارتش به معنى جدید قوام یافت . در طى قرن بیستم است که کشورهاى غیر اروپایى نسبت به وظیفه عمومى و ارتش ملى توجه نشان دادند .
حال به بررسى مفاهیم وابسته به دخالت ارتش در سیاست میپردازیم :
1 - میلیتاریسم ( militarism)
از لحاظ پیشینه تاریخى میلیتاریسم به سنت ارتش پروس و گرایش نظامى دولت آلمان برمیگردد . بیسمارک یکى از رهبران آلمان معتقد بود که تاریخ از طریق خون و شمشیر حرکت میکند . اندیشه بیسمارک تلفیقى بود از میلیتاریسم ، ناسیونالیسم و محافظه کارى . شروع جنگهاى جهانى بوسیله آلمان ، گرایش میلیتاریستى در این کشور را تحریک نمود . در زمان ناپلئون بناپارت در فرانسه تین بناپارتیسم که مظهرى از میلیتاریسم بود شکل گرفت و در زمان او ارتش نقش بسیار زیادى در تحولات سیاسى - اجتماعى پیدا کرد .
گسترش میلیتاریسم در اروپا یکى از زمینه هاى پیدایش فاشیسم بود که جنبشهاى فاشیستى از رسوم نظامى اقتباس کردند و سنتهاى نظامى را مورد ستایش قرار دادند .
میلیتاریسم بعنوان یک مفهوم و شعار در مشاجرات حزبى و سیاسى کاربرد بسیار زیادى دارد . اصولا میلیتاریسم به دو معنى بکار میرود :
الف - نفوذ فرهنگ ارتشى در جامعه :
منظور از میلیتاریسم در اینجا نفوذ ارتش یا شیوه زندگى و فرهنگ ارتشى در زندگى سیاسى و اجتماعى است . معمولا در شیوه زندگى و فرهنگ ارتشى نظم و سلسله مراتب و رابطه سلطه و اطاعت و نگرشهاى جنگ طلبانه مورد تمجید قرار میگیرد . از اینرو میلیتاریسم اغلب به معنى عارضه و بیمارى سیاسى - اجتماعى بکار برده میشود و منظور آن است که ارتش از حدود وظایف مشروع خود فراتر رفته است . ( حال به هر دلیلى مثل :1 - نوسازى ارتش ، 2 - رقابتهاى تسلیحاتى ، 3 - افزایش شمار نظامیان ، 4 - افزایش هزینه هاى تسلیحاتى ) ب - دخالت ارتش در سیاست :
کاربرد فزاینده تکنولوژى در زمینه تسلیحات باعث تشکیل ارتشهاى مدرن و منظمى شده است؛ که موجب دخالتهاى غیر مستقیم ارتش در سیاست میگردد بطوریکه گسترش تکنولوژى مدرن ، بوجود آمدن مجتمعهاى نظامى و فرهنگ تسلیحاتى ، موجب گسترش میلیتاریسم نوین گشته است .
2 - پراتوریانیسم ( praetorianism )
یکى دیگر از مفاهیم مورد توجه و وابسته به دخالت ارتش در سیاست ، پراتوریانیسم میباشد که به معنى دخالت نظامیان در امور اجرایى و قضایى است .
این کلمه از پراتور در یونان باستان گرفته شده است که در امور اجرایى ، قضایى و نظامى دخالت مینمود و از سوى هانتینگتون در مورد دخالت نظامیان بویژه در کشورهاى امریکاى لاتین بکار رفته است .
پراتوریانیسم به معنى محدود آن به دخالت نظامیان در سیاست برمیگردد . هانتینگتون معتقد است دخالتهاى نظامیان در سیاست تنها یکى از جلوه هاى گسترده تر در جوامع توسعه نیافته بوجود مى آورد و آن عبارت است از سیاست زدگى همه نیروها و نهادهاى اجتماعى .
در چنین جامعه اى نه تنها نظامیان بلکه ما بقى نیروهاى اجتماعى نیز در سیاست دخالت دارند و علت اصلى این دخالت نیز فقدان نهادهاى سیاسى در یک جامعه پراتورى میباشد . ضعف نهادهاى سیاسى به این معنى است که اقتدار و سمت سیاسى به آسانى به دست مى آید و از دست میرود .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
انسان و کرامت او
آفریده ها ، همه کریم هستند ( 1 ) . کرامت هر پدیده به برخاستن از هستی و اتصال به هستی هوشمند است . (2 ) بنا بر این اتصال، هر پدیده ای آزاد است و تا وقتی از ، خدا، از آزادی خویش، غافل نمی شود، کریم است . صفت کریم که انسان جسته است، به ورود در ابتلی (3 ) و به تسلیم حکم زور نشدن است (4 ) ، به همه پدیده های هستی را کریم دانستن و کرامت هر آفریده را رعایت کردن است ( 5 ) . انسان کریم می ماند و اکرم می شود به تقوی (6 ) . و تقوی تحقق پیدا می کند به « آزاد و آزادتر شدن از راه رشد » ( 7) ، به پیشی گرفتن در علم ، در دادگری، در خدمتگزاری ، در دوستی و... و به عمل به همه حقوق انسان (8 ) و افزودن بر کرامت خویش به تکریم همه پدیده ها و بر انگیختن آفریده ها بر افزودن بر کرامت ، تحقق پیدا می کند. از آن رو فرمود « در دین اکراه نیست » که هم دین روش زور و خشونت زدائی است و هم بکار بردن هر اکراهی ، کرامت را با خواری جانشین کردن است. به سخن دیگر، کریم صفت خداوند است و همچون صفات دیگرش، در انسان ، هست ׃ حقوق و استعدادها ذاتی انسانند. اما چنان نیست که اگر آدمی از آنها غافل شد، اگر راه رشد را باز گذاشت و در بیراهه ویرانگری افتاد، استعدادهای او تباه نشوند و زندگی که نه عمل به حقوق شد، ویرانی بر ویرانی نیفزاید و زندگی انسان و محیط زیست او را تباه نگرداند.
کرم خداوند در حق انسان و همه آفریده ها ، آزاد و کریم آفریدن آنها است : او، داستان آفرینش انسان را در قرآن ، این سان آغاز می کند : به فرشتگان می گوید قصد دارد بر روی زمین خلیفه ای قرار دهد . فرشتگان می پرسند آیا می خواهی کسی را قرار بدهی که در آن فساد کند و خونها را بریزد ؟ خداوند به آنها پاسخ می دهد آنچه را من می دانم شما نمی دانید (9) بدین سان انسان با حق خلیفة اللهی آفریده شد و بر زمین قرار گرفت :
خلیفة الله :
تاریخ از دیدگاه قرآن ، یک رشته جانشین شدنها است : هر نوبت قومی از خود بیگانه می شود و به بیراهه تخریب خود و طبیعت می افتد . قومی دیگر به حق خلافت خویش عارف می شود و ، به بعثت، انسان را از بیراهه مرگ و ویرانی . به راه زندگی و رشد در آزادی باز می آورد . بدین قرار ، جریان تاریخ هستی ، جریان رشد است. کرامت انسان به ایفای نقش رهبری در این جریان است. اما، بسا انسانها از فطرت خویش غافل و، در روابط قوا ، از خود بیگانه و آلت قدرت ویرانگر می شوند. با وجود این ، بنا بر فطرتی که انسان را است ، جریان تاریخ گذار از انحطاط به رشد است . چنانکه اگر قومی به بیراهه انحطاط افتاد ، قوم دیگری به انقلاب روی می آورد و راه رشد را بر انسانیت می گشاید . ( 10 ) حتی وقتی تمامت یک قوم به بیراهه ستم می روند ، اندک شماری از آنها که راه هدایت جسته اند و به راه زیستن در آزادی و کرامت افزائی از رهگذر رشد بازآمده اند ، برحق و مقام خلیفة اللهی بر روی زمین ، عارف ( 11 ) و بانی انقلاب می شوند و حیات انسانها در آزادی و رشد ادامه می یابد:
جدا کننده راه زندگی از بیراهه مرگ در ویرانگری چیست ؟ تکرار کنیم که انسان آزاد کریم است. پس کرامت او در گرو تکریم خود و همه پدیده های هستی است . غفلت از کرامت هر پدیده ای غفلت از کرامت خویش است. اما این غفلت فرآورده تسلیم شدن به حکم زور است . وقتی غفلت همگانی می شود، فساد جهان شمول می گردد (12 ) . به سخن دیگر ، قهر و فقر زندگی اکثریت بزرگ انسانها و محیط زیست آفریده ها را تباه می کند. انسانها نه تنها هستی را شئی می گردانند که خود نیز جریان شئی شدن را شتابان به پیش می روند. بارز ترین نشانه آن جانشین کردن کرامت فطری با کرامت صوری است. ضابطه تکریم قدرت مداری است . لذا، هر استکباری با استضعافی و هر بزرگ نمائی با تحقیری همراه می شوند. چون بدون تخریب قدرت نیست ، پس بدون تحقیر ، تکبیر نیست . نه تنها در این معنی که هرکس بزرگی جستن خویش را در گرو خوار کردن دیگری می بیند که، وخامت بارتر ، او در نمی یابد که گم کردن کرامت از بیمقدار شدن در جریان اینهمانی جستن با قدرت و آلت آن گشتن است . او تجسم خواری گشته و می پندارد بزرگی جسته است. رها شدن از خواری همگانی و از قهر و فقر بر خود افزا، موکول به باز شناختن فطرت خویش یا پیروی از قاعده « تغییر کن تا تغییر دهی » است. (13 )
بدین انقلاب ، انسان کرامتی را باز می یابد که ویژه او است : امانت خداوندی به همه آفریده ها پیشنهاد شد و تنها انسان بود که آن را پذیرفت ( 14 ) . این امانت مسئولیت امامت رشد در آزادی است ( 15 ) . نه تنها تصدی رشد خویش که رهبری رشد آفریده ها و عمران طبیعت . بدین قرار، رشد انسان و آفریده ها در آزادی - نه چون رشد قدرت که خشونت بر خشونت و ویرانی بر ویرانی و فقر بر فقر و نابرابری برنابرابری می افزاید - واقعیت پیدا می کند : جریان رشد تمامی پدیده های هستی ، یک جریان است. اگر بخشی غنی شد و بخشی دیگر فقیر گشت ، اگر انسانها گمان بردند ثروت بر ثروت می افزایند اما طبیعت ویران شد، جریان ، جریان رشد نیست، جریان بندگی قدرت را به پیش رفتن است . پس، جدا کننده مشی زندگی در آزادی ، از مشی مرگ در ویرانگری، لااکراه است :
در حقیقت، برای آنکه همه پدیده ها کرامت خویش را از دست ندهند و در جریان رشد، بر آن بیفزایند، بر انسان است که نقش خویش را ، بعنوان خلیفه خدا ، ایفا کند. غفلت از این حق و نقش، انسان را رهبر مشی مرگ در ویرانگری همه پدیده ها می کند. در جهان، خواری بر خواری افزوده می شود . لحظه مرگ، لحظه تهی شدن از کرامت می گردد ׃ انسانها بر فطرت آفریده می شوند و با صفت و حق خلیفة اللهی آفریده می شوند . اما آنکس که توحید را بمثابه اصل راهنما گم می کند و بر این یا آن ثنویت در بیراههِ قدرتمداری می شود ، از فطرت بیرون می رود ، خلیفه اللهی را از دست می دهد و آلت کفر یا باورهایی می شود که ترجمان اصالت زور هستند. او کرامت از دست می دهد و خواری می یابد ( 16 )
" او شما را خلیفه بر روی زمین قرار داد . هر کس کفر می ورزد ، به کفر خویش تباه می شود ...کفر کافران تنها زیانهای آنها را افزون می کند "
بدین قرار، هشدار خداوند صریح است ׃ کفر ورزیدن ، خلیفة اللهی را از یاد بردن ، از آزادی خویش غافل شدن ، صفت کریم را از دست دادن و خوار شدن و زیان دیدن و زیان رساندن است ( 17 )
تاریخ با پیروزی زورپرستان پایان نمی پذیرد :
جریان تاریخ ادامه می یابد . در پی هر انحطاطی ، قیامی به حق و برای حق روی می دهد . سر انجام توحید اصل راهنمای همه انسانها می شود . حق می آید و باطل می رود . و اهل توحید ، خلیفه های خدا بر روی زمین می شوند : ( 18 )
" و خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و عمل صالح می کنند ، وعده کرده است آنها را خلیفه های روی زمین بگرداند . "
این قاعده عمومی تنها ترجمان تجربهِ تاریخ نیست : هر چند قاعده نسبت به گذشته صدق می کند . توضیح اینکه اقوامی از میان رفته اند . اما انسانها ، به یمن بعثت ها ، به حیات خویش ادامه داده اند . حیات ادامه یافته است اما از کجا بدانیم که قاعده نسبت به آینده نیز صدق می کند . به سخن دیگر از کجا آدمیان طبیعت و انسانها بر جا بمانند ، تا مؤمنان نیکوکار خلیفه های خدا بگردند ؟
سرنوشت انسان و مسئولیت امانتی که پذیرفته است ؟ :
انسان از گلی سرشته شد که مجموعه حیات پذیر کاملی بود . روح خدا در او دمیده شد ( 19 ) و فطرتی پیدا کرد که خدائی است ( 20 ) در متناسب ترین اندازه ها ساخت گرفت و زیباترین صورت را یافت ( 21 ) و خدا آفرینش او را به خود تبریک گفت ( 22 ) او را بر فطرت آفرید ، چرا که فطرت توحید است ( 23 ) و حیات بدون توحید در وجود نمی آید . در بهترین اندازه ها آفرید و آفرینش او را بخود تبریک گفت . زیرا تمامی هستی را در وجود کوچک او خلاصه کرد ( 24 ) و خلیفه خود بر روی زمین گرداند و هدایت شدن را در عهده خود او نهاد . او و همه پدیده ها را کریم آفرید و او را به تکریم خویش و همه پدیده ها خواند. انسان خود داوطلب این مسئولیت شد. پدیده های دیگر تن به این مسئولیت ندادند ׃
اما اگر قرار باشد در جریان زمان ، زمین از خلیفه های خدا - کسانی که به حق خلیفة اللهی عارف هستند - خالی نشود ، باید آفریده ها یی مسئولیت این امانت را بپذیرند . خدا امانت را به همه آفریده ها پیشنهاد کرد و انسان بود که آن را پذیرفت :
" همانا امانت را به آسمانها و زمین و کوه ها پیشنهاد کرد . همه بیم کردند و از بر دوش گرفتن آن خود داری کردند . انسان بر دوش گرفت و همانا با نادانی و ستم "
این " امانت " نوعی رهبری ( امامت ) ، به یمن عقل ﺁزاد، است. رهبری بیانگر خلیفة اللهی و تضمین کننده تداوم آن است . از آنجا که انسان عهده دار این رهبری و با تمام اعضای خویش مسئول ﺁن می شود ( 25 ) پس باید صفات خدائی و بعد معنوی داشته باشد . توانائی های خویش را بپرورد و موجودی نسبی و فعال باشد که در پهنه ای گسترده تا بی نهایت ، در صیرورت است . در این پهنه گسترده ، نقش امامت را برای همه پدیده ها بر عهده گرفتن، نیاز به داشتن استعدادها و حقوق دارد. استعدادهای او، صفات ثبوتیه خداوندند :
خدا به انسان اسماء آموخت ( 26 ) بدو آنچه نمی دانست و بیان و کتابت آموخت ( 27 ) استعداد دانش جویی داد . به او هوش و عقل داد و صاحب بصیرت بر خویشتن گرداند و قوه تمیز عمل نیک از عمل زشت داد. نشانه های خود را بر او بنمود تا عقل را بکار اندازد ( 18 ) . او را قوه ابداع و خلاقیت و صنعت و استعدادهای دیگر بخشید . اما از انسان ها، یکی کار پذیر ، دیگری فعال شدند . یکی استعدادها را در رشد بکار برد و دیگری، به ساختن دروغ و زور، استعدادهای خویش را تباه گرداند ( 29 ) . به انسان فطرت عدالت جو داد او را به عدالت و قسط خواند . ( 30 ) بدو، استعداد رهبری داد و او را امام و آزاد و هدف دار آفرید . ( 31 ) راه رشد را از راه سرکشی جدا کرد ( 32 ) و هدایت خویش را به مؤمن و کافر داد . به انسان هشدار داد اگر از راه رشد بیرون برود ، به بیراههِ زیادت طلبی ( 33 ) می افتد و آن را تا مرگ و ویرانی پیش میرود .
با اینهمه این انسان کامل نیست . او می تواند از فطرت خویش بدر رود . انسانی است که ضعیف و بی قرار آفریده شده است ( 34 ) . اگر بر فطرت بماند از ضعف به قوت می رسد و بر کرامت خویش می افزاید . اما اگر، در پندار و گفتار و کردار توحید را با ثنویت جانشین کند، عقل او از ﺁزادی که دارد غافل می شود و با راهنما کردن ثنویت ، قدرتمدار می شود و نیروهای حیاتی را به زور مرگ آور بدل می کند و ستمکار می شود و بیراههِ ضعف را تا مرگ و ویرانی می رود .
قرآن در تشریح چگونگی از خود بیگانه شدن انسان ، واقعیتی را خاطر نشان می کند که انسانها همچنان از آن غفلت می کنند :
حقوق انسان ذاتی او و سلب نکردنی هستند :
هر انسانی خلیفهِ خدا ، امام و آزاد بدنیا می آید . پیش از آنکه به دینی یا مرامی در آید ، صاحب حقوق و مسئول دفاع از حقوق خویش و حقوق هر فرد دیگری با هر دین و مرام و هر نژاد و رنگ و ملت و قوم و قبیله و مسئول کرامت خویش و تمامی پدیده ها است . به سخن دیگر حقوقی که او دارد ، اعطائی نیستند . تابع در آمدن او به این یا آن دین نیستند . بهر دینی در آید ، این حقوق را از دست نمی دهد . چرا که در دین اکراه نیست ( 35 ) و گرویدن به دین ، حقی از حقوق او است . همانطور که در حقوق بشر در قرآن می خوانید ، شرط برخورداری از این حقوق این نیست که مسلمان بشود و نیز نمی گوید اگر اسلام نپذیرفت یا بدان در آمد و سپس آن را ترک گفت ، حقوق خود را از دست می دهد .
اما آن واقعیت که قرآن می آموزد و این آموزش را انسان ها از یاد میبرند ، اینست : تا وقتی انسانها بخواهند آزاد بمانند، هیچ قدرتی پدید نمی آید تا بتواند آزادی و حقوق آنها را سلب کند . زمانی هم که بیشتر انسانها از خود بیگانه می شوند و آزادی و حقوق و بنا بر این کرامت خویش را از یاد می برند و قدرت را پدید می آورند، این قدرت نمی تواند کسانی را از آزادی و حقوق خویش محروم کند که آنها را از یاد نمی برند . کرامت هر انسان را هیچ موجود دیگری، هیچ قدرتی نمی تواند از او بستاند. تنها خود او است که می تواند کرامت خویش را از یاد ببرد و خواری گزیند. انسان خلیفهِ خدا و امام خلق شده است . وقتی از توحید بدر می رود ، خلیفه زور و امامِ شرک می شود و حقوق خویش و انسانهای دیگر را از یاد می برد ׃ خوار می شود و خوار می کند.
بدین قرار هیچ انسانی نمی تواند خود را از مسئولیت رعایت نشدن حقوق خویش مبری کند . و نیز ، به این عذر که تنها است و بر جهان قدرتهای ستمگر حاکمند ، نمی تواند وظیفهِ خویش را در دفاع از حقوق خود و حقوق فرد فرد انسانها و همه پدیده های هستی بر زمین بگذارد .( 36 ) وقتی انسانی به دفاع از حقوق بر می خیزد ، خلیفهِ خدا در روی زمین می شود و چون فطرت انسان را باز می گوید ، بگونه ابراهیم ( 37 ) ، سخنگوی تمامی انسانیت می شود . و چون خلیفهِ خدا است ، تنها نیست ، خدا با اوست و سر انجام پیروز می شود . خدا با او است وقتی او از بیان آزادی غافل نشود و بدین غفلت، بیان آزادی را در بیان قدرت از خود بیگانه نکند و راهبر عقل خود نگرداند و پندار و گفتار و کردار خویش ترجمان قدرت نسازد .
اما چرا آزادی و حقوق ذاتی انسان هستند ؟ زیرا آزادی و حق را جز بر اصل توحید نمی توان در تصور آورد و تعریف کرد . بر اصل ثنویت ، حق و آزادی به لباس باطل در می آیند . برای مثال بر اصل ثنویت می گویند : آزادی هر کس آنجا تمام می شود که، از ﺁنجا، آزادی دیگری شروع می شود . اما آیا دانش هر کس هم آنجا تمام می شود که دانش دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ آیا ابداع و خلاقیت هر کس هم جائی تمام می شود که ابداع و خلاقیت دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ آیا خدمتگزاری ، عدالتخواهی ، دوستی و عشق و ... هر کس هم آنجا تمام می شود که خدمتگزاری ، عدالتخواهی ، دوستی و عشق و ... دیگری، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ پس تعریف آزادی باید در برگیرنده زور و بکار بردن آن نیز باشد ، تا بتوان گفت : آزادی هر کس آنجا تمام می شود که آزادی دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود . اما زور نبود آزادی است و با جبر ملازمه دارد . اگر آزادی عبارت شود از بکار بردن زور ، پس هر فرد در زندانی که «آزادی» فردهای دیگر است ، زندانی می شود . رابطه ها ، رابطه قوا می گردند و بدیهی است ، که قوی ترها وارد قلمرو "آزادی " ضعیف ترها می شوند . بر اصل روابط قوا ، آزادی و حقوق انسانی و حیات انسان و طبیعت هستند که قربانی می شوند .
آزادی و حقوق بر اصل توحید تعریف دقیق خویش را پیدا می کنند : آن آزادی که به تعریف نمی آید اما چون نسیم می توان حسش کرد، آزادی است که عقل ، در لحظه خلق، در لحظه اینهمانی جستن به هستی ، می یابد. از این رو، اندیشه و عمل خالی از زور ، صفت آزاد می جویند ( 38 ) . از این رو، آزادی حدگذار نیست ، حد و مرز بردار است : آزای هرکس مرز آزادی دیگری نیست ، فراخنای آزادی دیگر است. بدین قرار ، وقتی هستی بر
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
*مقدمه:
صنعت هتل و هتلداری، یکی از مهمترین منابع درامد زا برای هر کشوری می باشد. هتل ها بخش اعظم درامد خود را از طریق فروش اتاق ها بدست می اورند که لازمه تحقق این امر ارائه خدمات به بهترین صورت ممکن می باشد.
فرانت افیس یا پذیرش هتل ( Front Office ) یکی از عمده ترین واحدهای هتل است که قبل از ورود میهمان در زمینه ارتباطات و چگونگی ورود و خروج میهمان نقش دارد. قلب و اعصاب هتل در ان نهفته است. اولین تماس میهمان به شرطی که مرحله رزرو اتاق به نحو شایسته ای صورت گرفته باشد، با پذیرشگر این واحد است. طبیعی است که جلب رضایت میهمانان از طریق ارائه خدمات با کیفیت خوب و کیفیت بالا امکان پذیر بوده و بالطبع این امر خود موجب کسب درامد بیشتری خواهد شد.
*مراحل اداری کارورزی:
من و گروه عملی کارورزی که شامل سرکار خانم مریم محمدپور و اقایان محمد سرکاری و علی جعفری در تاریخ 28/7/87 به واحد اداری هتل استقلال، نزد اقای گرشاسبی مراجعه کردیم. معرفی نامه مرکز اموزش را تقدیم کردیم. سپس با پیوست نامه ای ما را به بخش حراست هتل راهنمایی کردند ابتدا با ما اشنا شدند و قوانین معمول هتل استقلال را شرح داده و موارد تخلف را متذکر شدند سپس یک عدد فتوکپی شناسنامه ، یک قطعه عکس به اضافه مشخصات اولیه که شامل: نام، نام خانوادگی، شماره شناسنامه، ادرس منزل،تلفن ثابت و موبایل و امضاء. سپس به دبیر خانه مراجعه کردیم تا برای قسمت فرانت افیس نامه ای زده و ما را به انها معرفی کنند. بعد از ان برای ما کارت شناسایی و کارت ساعت زنی ساخته شد. سپس به سرپرست فرانت افیس (اقای افراسیابی) معرفی شدیم و با ایشان روزهای کارورزی که در هفته اول و دوم از روز دوشنبه الی پنجشنبه و هفته سوم از روز شنبه الی سه شنبه از ساعت 7 صبح الی 5 بعد از ظهر مقرر وتایید شد.
*توضیح محیطی و مقدماتی فرانت افیس:
در ابتدا من به توضیح محیط این قسمت می کنم. اتاق فرانت افیس با یک راهرو کوچک به اتاق وصل است. خود اتاق به دو بخش تقسیم می شود. قسمت انتهایی اتاق به وسیله پارتیشن جدا شده که در ان قسمت رئیس یا سرپرست قسمت حضور دارد. که دارای یک میز با تمام تشکیلات است. و در ان پارتیشن به صورت مبله، دارای تلویزیون، کولر، بخاری، گلدان های تزئینی و یک میز مذاکره در ان موجود می باشد که برای رفع مشکلات میهمانان و بستن قراردادهای حضوری وجود ان لازم و ضروری است در قسمت اولیه اتاق، پشت پارتیشن قسمت رزرواسیون است. در مورد شیفت بندی این هتل به عرض می رسانم که هفته به هفته از طرف سرپرست اعلام می شود. و ممکن است یک نفر در طول هفته بچرخد.
در قسمتی لیست میهمانان در کامپیوتر دوباره چک می شود که درست انجام شده باشد و نیز لیست میهمانان به اداره اماکن و اداره میراث فرهنگی و جهانگردی هر روزه ارسال می شود. در اتاق تعدادی ساعت های شهرهای توریستی هتل نصب شده که عبارتند از : لس انجلس، لندن، توکیو، هنگ کنگ، سیدنی
در بخش رزرواسیون سه نفر کار می کنند رزرو به دو صورت گرفته می شود: الف) تلفن ب) فاکس
در فرم رزرو به این عناوین می رسیم: نام ونام خانوادگی، نام سفارش دهنده، تلفن، ادرس، کد رزرو، ورود و خروج میهمان، نوع اتاق، نام سفارش گیرنده، تاریخ، ثبت در رایانه، امضاء.
دیگر فرمی که موجود است فرم ابطال و Change است. در این بخش حتما دستگاه فتوکپی باید موجود باشد در این بخش اتاق کوچکی وجود دارد. که به دفتر بایگانی مشهور است که در ان قفسه های مختلفی وجود دارد که هر کدام ان برای بایگانی کردن هر ماه است. هتل استقلال دارای دو ساختمان غربی و شرقی است که ساختمان شرقی شامل بیست طبقه و ساختمان غربی هیجده طبقه است.
در قسمت پذیرش تمامی فرم ها مثل تمام هتل هاست و برنامه نرم افزار هر هتل مختص به خودش است. فرم های ثبت نام دو برگی هستند و از مدارک شناسائی اسکن گرفته می شود و اصل ان در یک پاکت قرار می گیرد هر میهمان دارای یک شماره خاص است. در برنامه نرم افزاری پذیرش بخش های مختلفی در ان وجود دارد که عبارتند از: ثبت و تکمیل فرم ثبت نام، تنظیم نرخ، ثبت نام گروهها، کد گروهها، تمدید اقامت، تغییر اتاق، وضعیت تلفن، بیداری، صبحانه، چمدان ها
گزارش خانه داری:
دارای چند اصطلاح است که ما به بخشی از ان اشاره می کنیم.
Block : اتاق اماده است و ما منتظر میهمان هستیم.
Empty : اتاق تمیز شده و اماده فروش است.
Check Out : میهمان رفته است و باید اتاق تمیز شود.
انواع اتاق ها : هتل استقلال دارای چند نوع اتاق های مختلف است مثل هتل های دیگر که عبارتند از: تک، دوبل، سوئیت کوچک، سوئیت بزرگ، اتاق اضافی. این نکته در اینجا ضروری است که هتل استقلال روی هر کدام از این اتاق ها عوارضی بین 15% تا 20% دریافت می کند.
اتاق های رزرو شده برای میهمان به صورت کاغذ و پرینت شده روی میز فرانت قرار گرفته است.
*روز اول ( دوشنبه 29/7/87 ):
در ابتدای روز نخست اقای افراسیابی جلسه ای با کارکنان برقرار کرد و منذکر شد که ما یک تیم هستیم و ما خودمان مشکلات خودمان را حل میکنیم و نباید بین ما جدایی بیفتد تا دیگران از فرصت استفاده کرده و به ما ضربه بزنند. و هرکس کارهای خود را انجام داده و در تغییر شیفت نکات قابل توجه را به شیفت بعد اطلاع دهد تا شیفت بعدی دچار مشکل نشود تا چیزی گم یا در چیزی اختلاف پیش نیاید و هرکس مسئول کار خویش است و باید جوابگو باشد و متذکر شد اگر برای کسی اتاق می بندید کلید انرا همان موقع درست کنید تا هم مشکل پیش نیاید و مسئول ان هم مشخص باشد. اولین کاری که به ما محول شد گذاشتن کاربن بین دو برگ ریجیستدر کارت بود و اشنایی مقدماتی با محیط و قسمت های فرانت وبک افیس بود. از نکات قابل توجه روز اول کارورزی ترافیک مهمان در هتل بود ان هم نه به خاطر برنامه ریزی غلط بلکه به خاطر یک هیات بلند پایه دولتی که بدون برنامه ریزی یک روز اضافه تر از حد معمول در هتل باقی مانده بودند و چون هتل دولتی بود نمی توانستند انها را بیرون کنند و سرپرست فرانت افیس باید راهکاری پیدا می کرد تا این مسئله ختم به خیر شود به هر حال نفراتی که رزرو کرده بودند دچار مشکل شدند و هتل علیرغم میل باطنی باید مسافران را رد می کرد که این مسئله برای هتل خوشایند نبود چون هم مشتریان خود را از دست می دادند و هم ابروی خودشان می رفت و از جهتی دیگر چون هتل به عنوان نماینده ای از کشور مطبوع است از نظر بین المللی جلوه خوبی ندارد. یکی از راه حل ها و نوع بازاریابی که از سرپرست فرانت افیس دیده شد یک گروه که از مشتریان دائم هتل بودند سرپرست انها به هتل امدند و سرپرست فرانت افیس با خوش رویی و عرض پوزش برای مسئله پیش امده و پذیرایی مختصر از انها خواهش کرد که روز برگزاری همایش و اقامت هتل را تغییر دهند تا بتواند انها را پذیرش کند و هم مشتریان هتل را از دست ندهد و باعث شرمساری، جلوی انها نشود و اعتبار انها در جلوی مشتری حفظ شود و قول داد که، دفعه دیگر جبران کند. بعضی از رزروهای شخصی فدای رزروهای گروهی و مشتریان دائمی هتل شد به علت اولویت بندی مشتری ها بعضی از مهمان ها را هم با تعامل با هتل های دیگر برای یک شب، مشتریان را به ان هتل ها ارجاع داده شد ودر پایان روز یک مهمان هندی درخواست دیدن سرپرست فرانت افیس را داشت و وارد بک افیس شد و به خاطر رفتار خوب و عملکرد پذیرایی در دوره قبل که اینجا امده بود که حدود 10 سال پیش مک شد برای تشکر به دیدن سرپرست امده بود و هدیه ای به او تقدیم کرد و این مسئله باز نشان داد ک یک عملکرد خوب و حرفه ای می تواند مشتری را حتی بعد از 10 سال جذب، و افزون بران داشت که هدیه ای برای او بگیرد و به خاطر او به هتل بیاید چون برای او خاطره ای به یادماندنی در ذهن او ترسیم شده است.
*روز دوم ( سه شنبه 30/7/87 ):
روز دوم تحت تاثیر شب گذشته بود و سرپرست فرانت افیس مجبور شد روز قبل سه شیفت سر کار باشد در این بین یکی از مشتریان که برای بستن قرارداد تجاری به ایران امده بود به خاطر بی برنامگی که پیش امده بود و باعث شده بود ایشان را به یک هتل دیگر ارجاع دهند از دست هتل عصبانی شده و پیرو ان با ان شرکت داخلی، قرارداد نبست و ایران را ترک کرد ان شرکت داخلی با تماس با هتل ابراز شکایت کرد و اعلام کرد به خاطر عدم تعهد هتل، ما یک قرارداد خوب را از دست دادیم و به اضافه ان اعتبار و ابروی کشور زیر سوال رفت چون برای مهمان خارجی هتل نقش نماینده کشور مطبوع را دارد و در ذهن او تصویری بد از ایران حک می شود و باعث تبلیغ
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 23
اکوتوریسم در زبان فارسی معادل واژه هایی چون گردشگری زیست محیطی، طبیعت گردی و به عبارتی جهانگردی در عرصه های طبیعی تعریف شده و صنعت اکوتوریسم با ظرفیت های بسیار بالا حوزه هایی همچون محیط زیست، حمل و نقل، تجارت، آموزش و پرورش، آموزش عالی، و امور اجتماعی و ... را تحت تأثیر قرار می دهد.
لازمه ایجاد و توسعه این صنعت در یک کشور داشتن جاذبه های طبیعی است و خوشبختانه از این لحاظ سازمان جهانی جهانگردی اعلام کرده که هیچ کشوری همانند ایران دارای تنوع اقلیمی نیست و از جنبه جاذبه های اکوتوریستی فقط ایالات متحده امریکا، به ایران می رسد که آن هم وقتی ابنیه و آثار تاریخی تمدن هفت هزار ساله ایران را به عنوان بخش توریستی صنعت جهانگردی در کنار و به عبارتی متمم جاذبه های اکوتوریستی قرار دهیم متوجه می شویم که در مجموع هیچ کشوری از لحاظ داشتن ظرفیت های بالقوه گردشگری به ایران نمی رسد بر همین اساس این سازمان بین المللی اعلام کرده که درآمد سالیانه ایران از طریق اکوتوریسم می تواند به 12 میلیارد دلار برسد. همچنین یونشکو نیز در سال 2000 میلادی اعلام کرد که اگرچه ایران روی کمربند خشک جهان قرار دارد ولی دارای مقام هفتم ذخیره گاه های زیست کره زمین است و دارای تنوع زیستی منحصر به فردی می باشد. اما با این اوصاف، جای تاسف است که ایران در بین 60 کشور توریست پذیر دنیا جایی ندارد و فقط حدود 100 هزار نفر گردشگر واقعی در سال به ایران سفر می کنند که از این تعداد شاید حدود 2 درصد آنها اکوتوریست هستند. همچنین، جای تاسف است وقتی مشاهده می کنیم در کشورهای دیگر، سازمان های دولتی و غیر دولتی(مردم نهاد) به شدت پیگیر حفظ، احیا و توسعه زیستگاه ها و محافظت از گونه های گیاهی و جانوریدر وهله اول و بستر سازی بهره برداری اقتصادی از موقعیت های یست محیطی در وهله دوم می باشند ولی در همین حین اعلام می شود که گونه شیر و ببر ایرانی منقرض شده اند و یا در حالی که کشورهای در حال توسعه ترکیه و تایلند از سواحل خود حداکثر بهره برداری را در زمینه جذب گردشگری به عمل می آورند ولی سواحل شمالی اغلب در انحصار افراد و بنگاه های خصوصی قرار گرفته و بدتر از آن اعلام می شود که ممکن است تا سه دهه دیگر جنگل های شمال از بین بروند و جنگل های زاگرسی که همچون نواری سبز رنگ ا پهنه استان فارس عبور و به شهرستان خاتم در جنوب استان یزد می رسند در حال تخریب هستند.
در این میان، وضعیت استان یزد متفاوت است زیرا ضمن این که مرکز استان به عنوان دومین شهر تاریخی جهان محسوب و ابنیه تاریخی متعددی در سطح استان پراکنده است ا مجموع 5 زیستگاه کوهستانی، جنگلی زاگرسی، بیشه زارها و جنگل های گرمسیری، بلوچی و استپی حداقل دارای چهار تای آنها بوده و از تنوع زیستی قابل توجهی برخوردار و به خاطر برنامه ریزی های صورت گرفته و احترام مردم به حریم طبیعت، گونه های نادر گیاهی و جانوری توانسته اند همچنان در عرصه های طبیعی این استان ادامه حیات دهند. با این وجود، شدت ناهمواریها، حساس بودن اکوسیستم های طبیعی و شرایط سخت و دشوار احیا عرصه های طبیعی باعث می شود که وضعیت اکوسیستم های طبیعی استان ناپایدار و شکننده باشد و به همین جهت حفظ و احیای این اکوسیستم ها سعی و مراقبت دائمی را می طلبد و هزینه زیادی را در بر دارند اما در بین نقاط مختلف استان، شهرستان خاتم دارای وضعیت متفاوتی است زیرا علاوه بر این که دارای تنوع زیستی قابل توجهی است اکوسیستم های آن نسبتاً پایدار بوده و علاوه بر این مجموعه ای از انواع زیستگاه ها را در خود جای داده که در ذیل به برخی از توانمندی های شهرستان جهت مطرح شدن به عنوان قطب ویژه اکوتوریستیاستان یزد می پردازیم:
1- کویر هرات و مروست که با پوشش گیاهی عمدتاً تاغ، اشنان، گز و … زیبایی خاص خود را داشته و قابلیت مناسبی جهت برگزاری تورهای بیابانگردی، شتر سواری، آسمان کویر و … دارد.
2- وجود 64000 هکتار جنگل زاگرسی منحصر به فرد شامل جنگل های باغ شادی، باغ معدن و چاه منج بوده و جمعیت قابل توجه و متنوعی از پرندگان، خزندگان و حشرات را در خود جای داده و خوشبختانه احیا و زادآوری جنگل به خوبی در این منطقه مشاهده و قابلیت مناسبی جهت ایجاد مرکز تحقیقات گونه های جنگلی کشور و همچنین ایجاد شکارگاه مصنوعی جهت جذب محققین، گردشگران و شکارچیان مجاز را دارد.
3- وجود استوادن(استخوان دادن) و غارهای طبیعی شگفت انگیز مانند غار خانه خدا و شگفت بابا زاهد.
4- مناطق جذاب و دیدنی کر، تیه، لای تاریک و لای روغنی در کرخنگان که به علاوه چنارهای 2000 ساله که مجموعه اکوتوریستی جامع و قابل توجهی را فراهم نموده است.
5- پناهگاه حیات وحش بوروایه با مساحت تقریبی 100 هزار هکتار که با دارا بودن تنوع گیاهی از جمله گیاهان دارویی مثل آویشن، کاکوتی، انقوزه، آلاله کوهی، و ... و تنوع جانوری قابل توجه و منحصر به فرد کشور است.
6- منطقه پیشنهادی شکار ممنوع قره تپه هرات با وسعت 80 هزار هکتار که علاوه بر انواع آهو و جبیر دارای جمعیت قابل توجهی از هوبره بومی بوده و وجود همین پرنده نادر و با شکوه تنها مرکز تحقیقاتی هوبره کشور در شهرستان خاتم راه اندازی و کار تکثیر در آزمایشگاه را به خوبی انجام دهد. ضمناً زاغ بور تنها پرنده ای است که در ایران وجود دارد و زیستگاه بومی آن همین منطقه قره تپه می باشد.
7- منطقه جنگلی حفاظت شده باغ شادی با وسعت حدود 9 هزار هکتار که از نوع جنگل های زاگرس با پوشش گیاهی بنه، بادام کوهی، کیکم، ارزن آلوچه وحشی، درمنه، گون، شقایق وحشی و ... است و اخیراً پذیرای چند راس گوزن زرد ایران از دشت ناساری بوده است. رودک عسل خوار نیز در این منطقه علاوه بر گونه های جانوری دیگر مشاهده شده است.
8- آبگیر های فصلی شهرستان مثل کفه مروست، سد مروست، چشمه شور، حوالی چاه آرتزین و ... که پذیرای پرندگان مهاجر مثل درنا، مرغابی کله سبز، کنگر، آنقوت و ... در فصل مستان هستند.
9- سرچشمه نهر مسیح و پارک جنگلی آن که در فاصله 5 کیلومتری هرات واقع و نهر مسیح با دبی 320 لیتر در ثانیه از آن سرچشمه و از قلب شهر هرات مرکز شهرستان خاتم عبور می کند. علیرغم این که این پارک جنگلی هنوز ساماندهی نشده ولی پذیرای تعداد قابل توجهی از مردم محلی و اهالی شهرستان های مجاور است.
10 – چشمه سارهای متعدد و قنوات مختلف که از آن جمله می توان به قنات تاج آباد (محمد کریم خان) با دبی 200 لیتر در ثانیه و طول 3 کیلومتر و قنات نفس القریه با دبی 250 لیتر در ثانیه و طول 17 کیلومتر اشاره کرد. البته در کنار قابلیت های اکوتوریستی فوق الذکر و آثار طبیعی متعدد دیگر باید به این نکته نیز اشاره کرد که از جنبه جاذبه های تاریخی و باستانی هم شهرستان خاتم دارای بافت قدیم، بقعه و قلعه معروف در مروست و قلاع و کاروانسراهای متعدد در هرات و دارای سایت باستانی چاهک و هرابرجان است و بد نیست بدانید که تا حدود 50 سال پیش به هرات (سرزمین قلعه ها) می گفتند. بنا بر این جا دارد که شهرستان خاتم به عنوان قطب گردشگری استان یزد
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 23
اصفهان، مجموعه ی ملک
بازار بزرگ، بازار مخلص
مجموعه ی ملک در جناح غربی بازار اصفهان واقع است. کتیبه ی نمای داخلی سردر مجموعه از احداث آن در عصر مظفرالدین شاه قاجار، به سال 1322، خبر می دهد.
این مجموعه ترکیبی است از سه قسمت اصلی، تیمچه و سرا و بهاربند، و حجره هایی در پیرامون آنها. این سه قسمت در امتداد محوری شرقی- غربی در پی هم نشسته اند؛ و این محور، که محور تقارن هر سه قسمت نیز هست، بر مسیر راسته بازار عمود است. فضای مرکزی هر قسمت کانون تجمع حجره هاست. با آنکه عبور بازارچه ای از حدّ فاصل سرا و بهاربند اتصال آنها را قدری سست کرده است، ظرافت طرّاحی بازارچه به حدی است که ادراک پیوستگی سه قسمت مجموعه را ممکن می سازد.
تیمچه اولین و مهم ترین قسمت مجموعه است. در مسیر ورود از راسته بازار به تیمچه، جلوخانی با نمای گچ بری شده و سپس راهروی کوتاه و کم ارتفاع و متفاوت با بازار زمینه ی لازم را برای ورود به فضایی جدید فراهم می کند و در پی این راهرو، با گشادگی ناگهانی تیمچه رو به رو می شویم. قاعده ی کشکولی شکل فضا، که محور طولی آن عمود بر محور دالان ورودی است، حوضی که بر سر راه در وسط تیمچه قرار دارد، کیفیت و مصالح دیوارها، شکل و تزیینات و نورگیرهای سقف، کیفیت نورپردازی فضا – همه در خدمت این سخن نهایی، یعنی فضای میانه ی تیمچه، است؛ و کمتر کسی است که بتواند بدون مکث از این فضا بگذرد. پله های پای حجره ها نیز صورت سکو یافته اند و بیننده را به نشستن و تامل می خوانند.
فضای میانی تیمچه ارتفاعی معادل دو طبقه دارد و طاق گنبدین بر این ارتفاع افزوده است. این طاق سه قسمت دارد و هر قسمت رسمی بندی ظریفی دارد که به شمسه و روزن میان آن منتهی می گردد. اندازه روزن طاق میانی اندکی بزرگ تر و رسمی بندی آن مفصل تر است. در زیر این روزن، حوضی واقع شده که شکل آن از شکل قاعده ی فضا تبعیت می کند؛ و بدین ترتیب، فضا واجد مرکز شده است. رسمی بندیها، که از پایه های معدودی نشئت می گیرد و رفته رفته تکثر می یابد، در میانه ی راه در سطح طاق گسترده می شود و سپس به شمسه و روزن ختم می گردد؛ و این گونه، شبکه ای سه بعدی طاق و روزن و دیوار و کف را به هم می پیوندد. در بالای قوس حجره های میانه ی طاقها، با توجه به محل استقرارشان، مدوّر و بدون جهت است؛ و به همین سبب، شکل روزنهای مشبک جوانب طاق جهت دار و جناغی است. با این تدابیر، نور و مجاری آن را نیز به خدمت هندسه ی فضا درآورده اند. تزیینات فضا ترکیبی از آجر و کاشی است؛ ولی آنچه بیش از همه در بدو ورود جلب نظر می کند نمای چوبی پرکار حجره ها و کاربندی سقف است. تیمچه از طریق راهرو کوتاهی در مقابل دالان ورودی به صحن سرا مرتبط می شود.
سرا صحنی کوچک با قاعده ی مستطیل دارد که دیوارهای آن با تعبیه ی رواقی دو طبقه مجوّف شده است. بدین ترتیب، علاوه بر سبک کردن بصری حجم و بزرگ جلوه دادن صحن، راه مناسبی به حجره های فوقانی سرا و تیمچه و سایبانی در پیرامون صحن در هر دو طبقه فراهم کرده اند. مجموع این فضای مرکزی و حجره های پیرامون در مستطیل کاملی محاط می شود. بر خلاف معمول، زمین طرح شکلی منظم دارد و حجره ها تک لایه و کم عمق است. راه بیشتر حجره های طبقه پایین از فضای میانی است؛ و ورود به حجره هایی که در جناح غربی واقع شده اند و یک روی در سرا دارند از دو سو ممکن است. در طبقه فوقانی، رواقی دسترس به حجره های جناحهای شمالی و جنوبی و غربی را میسر ساخته و برای حجره های جناح شرقی، پلکانی مستقل، واقع در دالان ورودی، تعبیه شده است.
برای تحکیم هندسه ی حجم در این طرح، تدبیری نو اندیشیده اند: سقف رواق فوقانی در میانه ی هر ضلع صحن حذف گردیده و رواق فوقانی در محل محورهای تقارن نما به شکل هشت تهی شده است. با این تدبیر، بی آنکه در تقسیمات رواق و فضاها تغییر فاحشی پدید آید، از لحاظ بصری تغییر چشم گیری رخ نموده است. این تغییر به اختتام نما و حجم نیز کمک کرده است.
سقف چوبین و مسطح رواقها بر ستونهای استوانه ای سنگی نشسته است. در نمای رواقهای طبقه ی پایین، در بین هر دو ستون، قوسهایی کمانی هست. پنجره بندی نیز در طبقه ی پایین درشت تر و در طبقه ی بالا خردتر است. مصالح نما در طبقه ی پایین رواق آجر و کاشی و گچ با پنجره های چوبی و، در طبقه فوقانی، آجر و کاشی و گچ با پنجره های چوبی است. در وسط صحن، که بدون باغچه است، حوضی بیضی شکل و هماهنگ با شکل کشیده ی صحن قرار دارد.
سرا از طریق دالانی در ضلع غربی صحن به بازارچه ای مرتبط می شود. رو به روی سرا، در آن سوی بازارچه، بهاربند تیمچه ی ملک واقع است، با صحنی مستطیل شکل و باغچه ای در وسط، که حجره هایی در یک طبقه در پیرامون آن نشسته اند. گذشته از دالان پرکار ورودی، بهاربند کیفیت طرّاحی درخور توجهی ندارد و آثار دخل و تصرف بسیار در آن هویداست. صحن در یک گوشه (جنوب غربی) پخی دارد که در پس آن، حجره ای بزرگ با ارتفاعی بیش از دیگر حجره ها و با طاقی مدوّر واقع شده است؛ و حجم بیرونی این طاق در صحن بیش از هر چیز حلب توجه می کند.
اصفهان، مجموعه ی ساروتقی
بازار بزرگ، دروازه ی اشرف، کوچه ی بارو اشرف (گل بهار)
مجموعه ی ساروتقی در بازاری به همین نام قرار گرفته که امروزه به سبب انقطاع از مجموعه ی بازار اصفهان، از رونق گذشته افتاده است؛ اما نام و کیفیت بناها از اعتبار آن در عصر صفویان حکایت می کند. شاخص ترین نقطه ی بر جای مانده از این بازار چارسویی زیبا و اصیل، معروف به ((چارسوی ساروتقی))، است که قاعده ی آن از قاعده ی بازار گشاده تر و طاق آن بلندتر و کاربندی شده است. در شمال آن، درِ مجموعه مورد بحث واقع است و در جنوبش، نیم طاق سردر مانندی با مقرنس زیبای آجری. در کنج این نیم طاق، درِ کوتاه مسجد بسیار کوچکِ مجموعه قرار دارد. این طاق کتیبه ای کاشی به خط ثلث محمد رضا امامی دارد که از احداث بنا در سال 1056، در عهد شاه عباس دوم صفوی، حکایت می کند. بر کتیبه های نستعلیق طرفین در مجموعه نیز، همین تاریخ دیده می شود. میرزا تقی خان اعتمادالدوله، معروف به ((ساروتقی))، از رجال اصلاح طلب عهد شاه عباس اوّل و شاه صفی و شاه عباس دوم و آخرین سمت او وزارت اعظم بود که در همین سمت به قتل رسید. تاریخ کتیبه ی بنا با ایام صدارت او مطابقت می کند و از نام بنا معلوم می شود که مجموعه به امر و حمایت او احداث شده است. حتی با صرف نظر از این شواهد و تواریخ، رنگ و بوی بنا و کمال آن در کل جزء بهترین شاهد بر تعلق آن به عهد صفویان است. این کمال و پختگی، از انتظام کلی طرح و ترکیب و