لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
سبک سازی ساختمان هامهندسین و معماران سازنده ساختمان در دنیا با استفاده از بتن سبک در قسمت های مختلف بنا با سبک کردن وزن ساختمان به طور مستقیم ( به لحاظ سبکی ویژه این نوع بتن ) و صرفه جویی در مصرف انرژی بطور غیر مستقیم ( به لحاظ عایق بودن این نوع بتن در مقابل سرما و گرما و در نتیجه کاهش میزان مواد سوختی ) , از لحاظ اقتصادی امروزه گام های بلند و مهمی برداشته اند .فوم بتن مصالحی است جدید که برای مصارف مختلف در ساختمان بکار می رود.باید اشاره کرد خواص فیزیکی منحصر به فرد این محصول ، آن را بتنی سبک و عایق با مقاومت لازم و کیفیت مطلوب می نماید . این محصول از ترکیب سیمان , ماسه بادی (ماسه نرم ) , آب و فوم ( ماده شیمیائی تولید کننده کف ) تشکیل می شود . ماده کف زا در ضمن اختلاط با آب در دستگاه مخصوص , با سرعت زیادی , حباب های هوا را تولید و تثبیت نموده و کف حاصل که کاملا پایدار می باشد در ضمن اختلاط با ملات سیمان و ماسه بادی در دستگاه مخلوط کن ویژه , خمیری روان تشگیل می دهد که به صورت درجا با در قالب های فلزی یا پلاستیکی قابل استفاده می باشد .لازم به ذکر است این خمیر پس از خشک شدن با توجه به درصد سیمان و ماسه بادی دارای وزن فضایی از 300 الی 1600 کیلو گرم در متر مربع خواهد بود .گفتنی است ویژگی های عمده فوم بتن را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد::۱-عامل اقتصادی : سبکی وزن با مقاومت مطلوب فوم بتن یا توجه به نوع کاربرد آن , بطور کلی به لحاظ اقتصادی مخارج ساختمان را میزان قابل ملاحظه ای کاهش می دهد ۲- سهولت در حمل و نقل و نصب قطعات پیش ساخته : حمل و نقل قطعات پیش ساخته : حمل و نقل قطعات پیش ساخته با فوم بتن هزینه کمتری را نسبت به قطعات بتنی دربرداشته و نصب قطعات بعلت سبکی آنها . بسیار آسان می باشد۳- خواص فوق العاده عایق بودن در مقابل گرما , سرما و صدا : فوم بتن به علت پائین بودن وزن مخصوص آن یک عایق موثر در مقابل گرما , سرما و صداست . ضریب انتقال حرارتی فوم بتن بین65 0/0 تا (435/0 k cal / m2 hc می باشد ( ضریب هدایت حرارتی یتن معمولی بین 3/1 تا 7/1 واحد ۴- خصوصیات عالی در مقابل یخ زدگی و فرسایش ناشی از آن و مقاومت در برابر نفوذ رطوبت و آب : نظر به اینکه فوم بتن در قشرهای سطحی دارای تخلخل فراوان می باشد در نتیجه شکاف های موئین و و درزهای کمتری در سطح ایجاد می شود و اگر پوشش فوم بتن با ضخامت کافی مورد استفاده قرار گیرد در مقابل خطر نفوذ باران و رطوبت مقاومت مطلوبی خواهد داشت .۵- مقاومت فوق العاده در مقابل آتش : مقاومت فوم بتن در مقابل آتش فوق العاده می باشد .۶- قابل برش بودن : به دلیل قابل برش بودن با اره نجاری و میخ پذیر بودن آن . کارهای سیم کشی و نصب لوازمبرقی و تاسیسات خیلی سریع و به راحتی قابل عمل خواهد بود .شایان ذکر است از کاربرد فوم بتن در ساختمان می توا د به موارئد زیر اشاره کرد:۱- شیب بندی پشت بام۲- کف بندی طبقات۳- بلوک های غیر بار بر سبک۴- پانل های جدا کننده یکپارچه و نرده های حصاری جهت محوطه و کاربری در موارد خاص
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
چکیده:
نوشتار حاضر از ضرورت زندگى اجتماعى و طرح مساله ساماندهى و سازماندهى مناسب، که وجود نهادهاى اجتماعى و سیاسى را مىطلبد، آغاز مىگردد و پس از آن به تعریف تحلیلى سیاست پرداخته، به نوعى چشم انداز سیاست دینى نزدیک مىشود . سپس نقش زنان و مردان را در هرم سه وجهى قدرت سیاسى مورد بحث قرار داده، آنگاه به دیدگاههاى مختلف تاریخى، علمى و فرهنگى در مورد زنان و روبرداشتى سیاسى از آن و به حقوق زنان از دیدگاه اسلام و قرآن مىپردازد . پس از آن خود را به آیات مربوط به زنان، در ارتباط با فعالیتسیاسى نزدیک کرده، بعد از تفاسیر و نظریات، مساله راس هرم قدرت و قاعده آن را در آیات باز شناخته و شواهدى تاریخى را ارائه مىکند; همچون اشاره قرآن به داستان ملکه سبا، بیعت زنان با پیامبر و هجرت و جهاد زنان . در پایان پس از بررسى نهایى نتیجهگیرى را به بخش نخستبحث کشانده و تردید خود را در مورد ابهام تاریخى - فرهنگى مربوط به زنان، تصریح مىکند .
کلیدواژهها:
قرآن، سیاست، زن، حقوق زنان
نوع انسان را که اشرف موجودات عالم استبه معنویت دیگر انواع و معاونت نوع خود حاجت است; هم در بقاى شخص و هم در بقاى نوع . . . و چون وجود نوع، بى معاونت صورت نمىبندد و معاونتبى اجتماع محال است، پس
نوع انسان بالطبع محتاج بود به اجتماع .
زندگى، پویش هماره در فرآیند تاثیرگذارى و تاثیرپذیرى بر جهان پیرامون، و عمل مدام بر آنها و در یک عبارت حساسیتبه رویدادهاى دنیاى پیرامونى، چه خاص و چه عام، مىباشد . این امر در جهان حیوانى تحت تاثیر "پیش ساختگى" است و برنامهریزى کنونى کمتر در آن مداخله دارد و در دنیاى انسانى، نسبتبه دنیاى حیوانى، برنامهریزى از پیش تعیین شده، محدودتر یا جزیىتر است . اجتماعى بودن انسان علاوه بر اینکه اساس زیستى دارد، نیازى آگاهانه است . حقیقت این است که آدمى براى رفع نیازهاى خود - حتى نیازهاى جسمى - نیازمند نوعى برنامهریزى است . گرچه قصد آن نداریم که به کوچکترین واحد اجتماعى یعنى خانواده از دیدگاه جامعهشناسى بپردازیم، ولى تاملى کوتاه در آن نمایانگر نیاز به برنامهریزى و کوشش سازمان یافته براى بقا، تحول و امنیتخانواده است . انسان براى رفع نیازهاى خود، ایجاد امنیت و مقابله با پرخاشگرى طبیعت غیرحیوانى و حیوانى، و پرخاشگرى انسانى، نیازمند ابزارهایى است . اگرچه این ابزارها توانست انسانهاى اولیه را از برخى پرخاشگریها در حد بسیار محدود، محافظت نماید، اما ناکارامدى آن و نیاز به پناه جستن در یک شرایط خاص، اجتماع انسانى را بوجود آورده است .
اسپریگنز (1370) معتقد است که هیچ یک از نیازهاى انسانى، به صرف آرزو برآورده نمىشوند . بشر در بهشت عدن زندگى نمىکند که طبیعت تمام خواستههایش را برآورده کند [ بلکه حتى با پرخاشگرى همیشگى او نیز روبروست] ; بقا و پیشرفتبشر به کار و کوشش او بستگى دارد [ . این است ] که انسانها باید به یارى مغزها و دستهاى خویش نهادهایى بنا کنند که در رفع نیازهاى متعدد فیزیولوژیک و روانشناختى، به آنها یارى رسانند .
بنابراین نهادهاى اجتماعى و نظام اجتماعى بوجود آمد; نهادهایى که در واقع، بنیان یک "جامعه سیاسى" را رقم زدهاند . یک جامعه سیاسى چارچوبى استبراى روابط نظام یافته که در آن افراد با هم روزگار مىگذارنند و خواستهها و نیازهاى اجتماعىشان را برآورده مىکنند . بطور خلاصه جامعه سیاسى یک تکاپوى انسانى پرمعناست و تنها یک رویداد نیست . جامعه سیاسى مخلوق تعمدى بشر است که به منظور به انجام رساندن اهداف مهم و عملى، تشکیل شده، و اداره مىشود .
بشر براى سامان دادن به زندگى به نهادهاى پیچیده سیاسى نیاز دارد . در واقع در یک نظام اجتماعى از افراد محافظت و امنیت آنها تامین مىشود و فرد ثمره تلاش خود را بدست مىآورد .
از طرفى وجود نهادهاى اقتصادى، آموزشى و . . . نیز در جامعهها ضرورت یافته است . تشکیل و تنظیم چنین نهادهایى از وظایف سیاسى است .
با تکیه بر گستره عمومى سخنانى که ذکر شد، درمىیابیم که حیوانات نیز نیازمند نوعى سیاست هستند; گرچه این امر از پیش تعیین شده باشد . هرچه از سطح زندگى سادهتر به زندگى پیچیدهتر در حیوانات متکاملتر قدم مىگذاریم، به نوعى زندگى سیاسى، یا نیمه سیاسى نزدیک مىشویم .
سیاستبخش مهمى از زندگى انسان را تشکیل مىدهد . و از طرفى آدمى، نه به شکل از پیش تعیین شده، که بر اساس آگاهى، با محیط خود رابطه برقرار ساخته است و این امر مىرساند که تا چه حد نیاز به ساختارهاى عمدى در نظام اجتماعى انسان ملحوظ است . این ساختار معلول اندیشه و ضرورت زندگى اجتماعى است .
سیاست چیست؟
در واژهشناسى، سیاست، معناى حکمراندن بر رعیت و اداره کشور، حکومت و ریاست کردن، داورى، جزاء و تنبیه، صیانتحدود و ملک، اداره امور داخلى و خارجى کشور است .
اما براى شناخت دقیقتر سیاستبجاستبه علمى که بررسى سیاست موضوع آنست، رجوع نماییم . بخش عمده مطالعه علم سیاست مساله قدرت و نفوذ است . دوورژه (1358) نیز در مورد جامعهشناسى سیاسى معتقد است که از میان دو مفهوم دولت و قدرت، مفهوم دوم از اولى مشهورتر و اجرایىتر است .گرچه نمىتوان گفت که سیاست تنها در مبارزه براى کسب قدرت خلاصه مىشود و به نوعى تصمیمگیرى سیاسى در اجتماع نیز باز مىگردد .
عدهاى معتقدند که محور بررسى علم سیاست، دولتیا حکومت و یا ترکیبى از این دو است . اما امروزه این تعریف را سنتى مىدانند . به عنوان نمونه هارولد لاسول در عین تاکید بر پویایى سیاست، معتقد است که قدرت، مفهوم اساسى سیاست است . بهنظر عالم (1373)، سیاست، رهبرى صلحآمیز یا غیر صلحآمیز روابط میان افراد، گروهها و احزاب (نیروهاى اجتماعى) و کارهاى حکومتى در داخل یک کشور، و روابط میان یک دولتبا دولتهاى دیگر در عرصه جهانى است .
بطور کلى سیاستبه هر نوعتدبیر، فعالیت، تعمق، تفکر و اقدام فردى و جمعى در جهت کسب قدرت، و به عهده گرفتن اداره امور کشور به نحوى که جامعه و افراد آن در مسیر تحقق آمال و خواستههاى خویش قرار گیرند، اطلاق مىشود . این تعریف، عناصر متعددى را مشخص مىسازد:
1- تلاش، تعمق وتعقل در سیاست
بیانگر یک نوع فعال بودن همراه با اندیشه و دور نگرى است . اما آیا براستى همیشه سیاست چنین ویژگیهایى دارد؟ یعنى یا باید بپذیریم که هیچ سیاستى که با تدبیر، تعمق و تفکر همراه نباشد وجود ندارد یا اینکه اگر باشد نمىتوان نام سیاستبر آن نهاد; پس این بعد تعریف تا حدى مىباید با دقت و تردید نگریسته شود .
2- لزوم اجتماع:
زیرا بدون اجتماع، فعالیتسیاسى بى معناست و سیاست نیازمند قلمرو است .
3- در جهت احراز حاکمیت:
فعالیتسیاسى در جهتبدست گرفتن حاکمیت و قدرت اداره امور کشور مىباشد .
به عبارت دیگر سیاست توام با راهیابى به زمامدارى است . هیچ جامعهاى بدون قدرت برتر قابلیت عنوان کشور را ندارد; بنابراین هر تدبیر و اندیشهاى و عملى سیاسى نیست، مگر وقتى که در جهت دستیابى به قدرت برتر باشد . تعلیم و تعلم بدون هدف دستیابى به قدرت، فعالیتى صرفا آموزشى است; اما همین فعالیت آموزشى اگر با قصد دستیابى به قدرت و مشارکت در حاکمیت انجام بگیرد فعالیتسیاسى است; بنابراین در مشخصات سیاست انگیزه دستیابى به قدرت نهفته است . بهعقیده مورگانتا انگیزه داشتن براى قدرت در سه جهت و عنوان یا در سه نمونه و الگو خلاصه مىشود:
الف) حفظ قدرت
ب) افزایش قدرت
ج) نمایش قدرت
بر حسب این سه نوع جهتبراى قدرت یکى از سه نوع سیاستبروز مىنماید: سیاستحفظ وضع موجود، سیاست امپریالیستى، سیاست کسب اعتبار .
4- بهرهگیرى از قدرت:
علم سیاست تنها کسب قدرت در اجتماع و حفظ آن نیست . بلکه بهرهگیرى از قدرت هم جزء اصلى تعریف این علم است حاکمان وزمامداران قدرت را بدست مىگیرند تا جامعه را در خیر و صلاح رهبرى کنند.اما آیا براستى همواره رهبران، قدرت را در جهتخیر و صلاح جامعه بدست مىگیرند؟
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن .doc :
علم زراعت فعالیتهایی از انسان را در بر می گیرد که به منظور تامین نیازهای بعضی از گیاهان و در نتیجه بهره گیری از حداکثر قدر ت تولیدی آنها انجام می شود . این فعالیتها علاوه بر کاشتن ، داشتن محصول و حفاظت آن در مقابل آفات ، امراض و علفهای هرز می تواند عموما شامل تغییر در عوامل محیطی باشد . عوامل موثر بر رشد گیاهان عبارتند از : هوا ، حرارت ، باد ، آب ، نور ، خاک و مواد غذایی . انسان قادر است بعضی از این عوامل را مستقیما تغییر د هد ولی غالبا مجبور است شرایط را برای بهره وری بیشتر و بهتر مناسب سازد . استفاده صحیح و دراز مدت از عوامل محیطی می بایست به عنوان دو هدف اصلی زراعت مورد توجه قرار گیرد .ثبات تولید در کشاورزی یکی از جنبه های مهم کشاورزی پایدار است . گرچه مفاهیم پایداری تولید در کشاورزی دیدگاههای همه جانبه ای را در بر می گیرد و جنبه های مختلفی را شامل می شود اما اقلیم و خاک از مهمرین عوامل تولید می باشند و بهره برداری از زمین عمدتا“ بر اساس کیفیت این دو عامل استوار است .
پراکنش و توزیع گیاهان در عرضهای جغرافیایی مختلف و همچنین در ارتفاعات متفاوت در ر ابطه با عوامل محیطی و به خصوص بارندگی و درجه حرارت و در مرحله بعد شرایط فیزیکی و شیمیایی خاک می باشد . ای موضوع در ارتباط با گیاهان زراعی نیز صادق است . بدین ترتیب شناخت عوامل مختلف محیطی و انتخاب گیاهان مناسب برای شرایط متفاوت از مهمترین عوامل موثر در تولید است .بدین ترتیب به منظور بهره گیری هر بیشتر از منابع محیطی و کاهش خسارت وارده به محیط از طریق به کار گیری اصول صحیح اکولوژیکی در اکوسیستم های زراعی و نیز کاربرد روشهای منطقی تولید ، بحث اکولوژیکی گیاهان زراعی مطرح می شود .
با پیشرفت دانش هواشناسی ، دانشمندان بر حسب نوع و هد ف مطالعات خود ، یک یا دو یا چند عامل اقلیمی را مبنای تقسیم قرار داده و به این ترتیب سیستم های مختلف طبقه بندی اقلیم ها را به وجود آورده اند . بطور کلی می توان این مناطق را اینگونه تقسیم بندی نمود :
مناطق بسیار مرطوب جنگلی
مناطق جنگلی نسبتا مرطوب
استپ های جنگلی یا مناطقی که رطوبت آنها متوسط است .
مناطقی که رطوبت آنها کافی نیست ( استپ ها )
مناطقی که رطوبت آنها کم است ( بیابانها ).
مناطقی که رطوبت آنها بسیار کم است ( صحراها ) .
با توجه به تقسیم بندی فوق : کشور ایران با توجه به عرض جغرافیایی فیزیوگر افی اقلیم و خاک به 7 منطقه اکولوژیکی زراعی قابل تقسیم است . هر منطقه بر حسب فیزیوگرافی اقلیم و خاک تعریف شده و بر این اساس استفاده مناسب از اراضی و محصولات زراعی ، سیستم کاشت مربوط به خود ر ا دارد که در این تحقبق به شناخت این مناطق و نوع محصولات کشاورزی در این نواحی می پردازیم .
تقسیم بندی اقلیمی ایران
فیزیو گرافی ایران :
کشور ایران فلاتی کوهستانی است و در حدود 78 درصد از مناطق آن دارای ارتفاعی بیش از 500 متر می باشد . در زیر توزیع مناطق بر حسب ارتفاع آنها آورده شده است :
مناطق دارای ارتفاع بیش از 2000 متر از سطح دریا 7/15 درصد
مناطق دارای ارتفاع 2000-1000 متر از سطح دریا 3/25 در صد
مناطق دارای ارتفاع 1000- 500 متر از سطح دریا 3/9 در صد
مناطق دارای ارتفاع 500 - 28 متر از سطح دریا 1/20 درصد
مناطق دارای ارتفاع کمتر از 28 متر از سطح دریا 6/1 درصد
منطقه کوهستانی : این ناحیه شامل رشته کوههای البرز در شمال و ر شته کوههای زاگرس درجنوب غربی است . این دو رشته کوه در شمال غربی به یکدیگر می پیوندند . رشته کوه البرز دیواری را در شمال کشور تشکیل می دهد که از شرق تا غرب امتداد دارد . مر تفع ترین قله آن 5866 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . رشته کوه زاگرس از مرز ترکیه در شمال غربی تا خوزستان در جنوب شر قی کشیده شده است . این رشته کوه 1000 کیلومتر طول و حدود 200 کیلومتر عرض داردو قله مرتفع آن 4500 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این رشته کوه در جنوب کرمان به دو شاخه تقسیم می شود.آتشفشان تفتان بخشی از شاخه شمالی را تشکیل می دهد و شاخه جنوبی در امتداد دریای عمان به طرف مرز پاکستان امتداد دارد .
ناحیه فلات : منطه فلات بین رشته کوههای زاگرس و البرز واقع شده و مثلثی را در مرکز ایران تشکیل میدهد . ارتفاع این ناحیه بین 500 تا 2500 متر متغیر می باشد . مرتفع ترین نقاط در شمال شرقی و شرق واقع بوده و با حرکت به سمت غرب از ارتفاع آن کاهش می یابد .کوههای این ناحیه شیب تند و لخت دارند و تنها دردامنه های آنها خاکـهای آبرفتـی که معمولا دارای سنگ و قلوه سنگ مـی باشد ، وجــود دارد . رودخانه های این نواحی کم عمق بوده و تنها بعد از بارندگی مدتی دارای آب هستند .
دشت خوزستان و نواحی سواحل جنوبی : این ناحیه شامل بیابان وسیع خوزستان در جنوب غربی ایران و بیابانهای پست واقع در امتداد سواحل خلیج فارس و دریای عمان می باشد . این منطقه دارای تپه های کم ارتفاع و بیابان هایی است که بخشی از آنها شور می باشد . خوزستان بیابان وسیعی است که حدود 30000 کیلومتر مربع وسعت دارد .
ناحیه سواحل شمالی : این نواحی نوار باریکی با عرض 50 کیلومتر می باشد و رود خانه های متعددی که از کوههای البرز منشاء گرفته اند در آن جریان دارند . شیب عمومی این ناحیه از جنوب به شمال است و رودخانه های اصلی آن ، گرگان ، دشت مغان و سفید رود می باشند .
اقلیم شناسی
قسمت عمده کشور ایران دارای اقلیم خشک و نیمه خشک است ولی بسته به اختلافات درجه حرارت و میزان تاثیر بارندگی بر حسب ارتفاع از سطح دریا تغییرات اقلیمی مشاهده میشود . بنابراین ارتفاع عامل مهمی است که بر تغییرات اقلیمی تاثیر گذار می باشد .
اقلیم های ایران از نظر بارندگی
مناطق خشک : این ناحیه شامل دشت کویر و دشت لوط است که بین 500 تا 1000 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . باران در این ناحیه کمتر از 100 میلی متر در سال بوده و در حدود 13 درصد اراضی ایران را در بر می گیرد .
مناطق نیمه خشک :باران سالانه در این مناطق بین 250 تا 100 میلی متر است و شامل مناطق واقع در امتداد خلیج فارس و دریای عمان ، خراسان ، آذربایجان و بخشی از ایران
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 23
مقدمه
چنار اساسا درختی زیبا و نسبتا بلند است. ساقه آن پوست صاف دارد و هر ساله پوست قدیمی آن به صورت قطعاتی بزرگ و کوچک از تنه جدا میشود و جای آن به صورت لکههای سفید تا مدتها بر سطح پوست تازه باقی میماند. گیاهان تیره چنار (platanaceae) درختانی با برگهای منفرد ، گوشوارکدار ، با گل آذینهای کپهای کروی شکل و تکجنس هستند. گل در این درختان دارای چرخههای متغیر و برچههای مستقل محتوی 1 یا تخمک راست است. میوه به صورت فندقههایی محتوی دانههای آلبومندار است.
گیاهان تیره چنار
تیره چنار منحصر به جنس چنار (platanus) با 4 تا 7 گونه است که یک گونه آن به صورت خودرو در جنوب اروپا و سواحل مدیترانه میروید و در برخی از کشورهای اروپایی ، مانند فرانسه ، فراوان کاشته میشود و به چنار معمولی (پلاتانوس ولگاریس) موسوم است. گونهای از آن که در بیشتر کشورهای اروپایی کاشته میشود دارای خاستگاه غرب آمریکای شمالی است و به چنار غربی (پلاتانوس اوکسیدانتالیس) معروف است. از گونههای بسیار مشهور این تیره چنار شرقی (پلاتانوس اوریانتالیس) است که خاستگاه اصلی آن آسیای صغیر است و در ایران نیز از پایههای خودروی آن در نواحی غربی نامبردهاند. به هر حال ، تیره چنار در نیمکره شمالی انتشاردارد.
مشخصات رویشی و زایشی
برگها دارای پهنک بزرگ پنجهای ، دمبرگ نسبتا بلند و گوشوارک بزرگ ولی بیدوام و زود افت هستند. درختی است یکپایه ، دارای گلهای تکجنس ، با گلپوش بسیار تحلیل رفته ، سه پر یا پنج پر ، واقع در 2 چرخه ، به صورت پولکهای پوشیده از کرک ، مجتمع در گل آذینهای کروی فشرده و نامشخص بودن گلپوش ، باعث شده است که برخی از مولفان و گیاه شناسان این تیره را در ردیف بیگلبرگان قرار دهند. گلهای نر دارای 3 تا 6 پرچماند که هر یک در کنار یک پولک ، که شاید همان کاسبرگ باشد ، قرار دارند. گاهی نیز هر یک از پرچمها خود یک مستقل به شمار میآید.
بساکها بوسیله سرپوش جانبی باز میشوند و دانههای گرده فراوانی از درون آن بیرون میریزند. گلهای ماده دارای گلپوش تحلیل رفته با 3 تا 6 برچه مستقلاند که هر یک منتهی به یک خامه دراز و محتوی یک تخمک راست و آویخته است. میوه مجموعهای از فندقههایی است که هر منتهی به خامهای بلند در بالا و انبوهی از کرکهای بلند و تار مانند در قاعده است و مجموع آنها به صورت گویچههایی کوچک و آویخته از شاخههای چنار دیده میشوند. دانه دارای جنین راست با آلبومن روغنی و تحلیل رفته است.
موقعیت این تیره در سیستماتیک
سیر قهقرایی این گیاهان به صورت تحلیل رفتن گلپوش ، استقلال برچهها ، راست بودن تخمک و تکجنس بودن گل که همگی از صفات ابتدایی و بسیار کهناند از نظر تکاملی ارزشهای نابرابری هستند که موقعیت و جایگاه تیره چنار را در رده بندی نامطمئن و مشکوک میسازند. موقعیت فعلی این تیره در ردهبندی که آنرا در مجاورت ساکسیفراگاسه قرار میدهد با موقعیت قبلی آن که در کنار تیره گزنه جای داشته کاملا مغایر است.
تیره چنار در ایران
این تیره ، گونهای به نام پلاتانوس اوریانتالیس دارد که در سراسر ایران به نام چنار مشهور است و تقریبا در همه جا کاشته میشود. از پایههای خودروی چنار در کوههای بختیاری ، لرسان ، آذربایجان ، خراسان و بلوچستان نام بردهاند. پهنک برگ چنار ، که در پایین تقریبا قلبی و در حاشیه پنجهای و دارای 3 تا 5 بخش نیزهای و دندانهدار است، در آغاز رشد از کرکهای انبوه پوشیده شده است که به تدریج همه کرکها میریزند و برگ فاقد کرک میشود. دمبرگ کم وبیش دراز است و پایین برگ ، به علت وجود نیام مخروطی شکل پوشاننده جوانه کناری ، متورم به نظر میرسد.گیاهان این تیره چوبی دارای برگهای سبز تیره ، چرمی و پایا ، گلهایی تک جنس هستند، گلها دارای کاسه ای آزاد با پر آذین پره ای ، فاقد دیسک و جام اند. در گلهای نر ، پرچم ها در وسط گل قرار دارند و در گلهای ماده تخمدان آزاد دارای 2 یا سه خانه و در هر خانه محتوی 1 یا 2 تخمک واژگون است. میوه سته مانند یا کپسول و در حالت اخیر میوه رسیده میان برچه گشاست (لوکولیسید) . دانه آلبومن دارای دارای جنین راست و ریشه چه زیرین است. گیاهان این تیره از لحاظ دارا بودن تخمک واژگون و آویخته و همچنین رافه بیرونی (تخمک اپوتروپ) با تیره فرفیون که رافه تخمک آنها درونی است و در زیر تخمک واژگون و آویخته قرار میگیرد (تخمک اپی تروپ) تفاوت دارند و از نظر خویشاوندی از آنها دور می شوند. گیاهان تیره شمشاد درختچه هایی واجد برگهای کامل، پایا چند ساله با گلهایی تک جنس هستند گرچه به علت داشتن گلهای تک جنس و بدون جام و مادگی سه برچه ای در راسته سه قا به ها (دارای غوره سه تابه) قرار می گیرند ولی به نحوی آشکار با تیره فرفیون بویژه از لحاظ میوه که معمولاً کپسول لوکولیسید است و بر اثر شکافتن وسط برچه ها باز می شود (میان برچه گشا) و همچنین از نظر قرار گرفتن تخمکها بین رافه و جدار تخمدان تفاوت دارند. جنسهای مهم این تیره عبارتند از : Notobuxus ) گونه2( Sarcococca )گونه4( Styloceras ) گونه4( Buxus ) گونه40( در ایران buxus فقط یک گونه بنام Buxus sempervirens در برخی نواحی بویژه در نواحی شمال ایران و کناره دریای خزر دارد که به نامهای محلی شمشاد ، کیش، شهر شمشاد اناری موسوم است. شمشاد دارای شاخه های فراوان و برگهای تخم مرغی شکل پهن دراز است. گلها بدون دمگل اند و به طور دسته ای طوری مجتمع می شوند که در هر دسته گلهای نر (که متراکم ترند) در طرفین گلهای ماده در وسط و انتها قرار می گیرند از چوب سخت این درخت در شمال ایران برای صنایع دستی و زینتی استفاده می شود.
شمشاد ایرانی Euonymus
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
دانشگاه آزاد واحدبجنورد
عنوان تحقیق :
حسد و جنبه های اخلاقی آن
استاد ارجمند :
سرکارخانم موسوی طلب
دانشجو :
زهرا ربانی
پائیز 85
حسد
حسد، آرزوى زوال نعمت از برادر مسلمان است از نعمتهائى که صلاح او باشد.اما اگر زوال نعمت را از او نخواهد بلکه مثل آن را براى خود بخواهد «غبطه و منافسه» است.و اگر زوال چیزى را از کسى بخواهد که صلاح او نیست آن را «غیرت» خوانند.
بیان تفصیلى آن این است که اگر انگیزه حسد صرفا حرص بر این باشد که آن نعمتبه تو برسد، این از پستى و زبونى قوه شهویه است، و اگر انگیزه آن تنها رسیدن مکروهى به محسود باشد از رذائل قوه غضب است، و از نتایج کینه - توزى است که آن هم از نتایجخشم است، و اگر باعث آن ترکیبى است از هر دو، این از پستى و زبونى هر دو قوه است.و ضد حسد، نصیحت و خیرخواهى استیعنى خواستن دوام نعمتخداوند بر برادر مسلمانت، که صلاح او در آن است.
و شکى نیست که حکم قطعى به اینکه این نعمت صلاح استیا فساد ممکن نیست.چه بسا که چیزى در آغاز و در نظر اول عمتشمرده شود و سرانجام بر صاحب خود و بال و فساد باشد.پس ملاک و مناط در این امر ظن و گمان غالب است، و بنابراین اگر ظن غالب این است که به صلاح اوست، خواستن زوال آن حسد است و خواستن دوام و بقاء آن خیرخواهى است، و آنچه گمان رود که موجب فساد باشد، خواستن زوال آن غیرت است.اما آنچه صلاح و فساد آن بر تو مشتبه است زوال و بقاء نعمت را براى برادرت مخواه مگر اینکه آن را به شرط صلاح مقید کنى تا از حکم حسد رهایى یابى و حکم خیرخواهى برایتحاصل شود.و معیار در نصیحت و خیرخواهى این است که آنچه را براى خود مىخواهى براى برادر خود نیز بخواهى و آنچه را براى خود نمىخواهى و نمىپسندى براى او نیز نخواهى و نپسندى.و معیار در حسد این است که آنچه را براى خود نمىخواهى براى او بخواهى، و آنچه را براى خود مىخواهى براى او نخواهى.
فصل 1: مذمتحسد
حسد سختترین و دشوارترین بیماریهاى روانى و بدترین و پلیدترین رذایل است، و صاحب خود را به عقوبت دنیا و عذاب آخرت گرفتار مىسازد.زیرا در دنیا لحظهاى از حزن و الم خالى نیست و به هر نعمتى که در دست دیگران مىبیند رنج مىبرد، و نعمتهاى خداى تعالى نامتناهى است و هرگز از بندگان بریده و منقطع نمىشود، پس حسود پیوسته در اندوه و رنج است.و وبال و سرانجام بد آن گریبانگیر خود او خواهد شد و اصلا به محسود ضررى نمىرساند، بلکه موجب ازدیاد حسنات و بالا رفتن درجات او مىشود از این رو که حسود بر او عیب مىگیرد، و آنچه در شرع جایز نیست درباره او مىگوید، پس نسبتبه او ظالم است و قستى از وزر و وبال محسود را بر دوش خود مىگیرد، و اعمال شایسته خود را به دفتر اعمال او منتقل مىسازد، بنابراین حسد وى براى محسود جز خیر و نفع اثرى ندارد.و با وجود این در مقام عناد و ضدیتبا آفریدگار و پروردگار بندگان است، زیرا اوست که نعمتها و خیرات را بر بندگان چنانکه اراده فرموده به مقتضاى حکمت و مصلحتخود ارزانى داشته است، پس حکمتحق و کامل او چنین اقتضا کرده که آن نعمتبر آن بنده حاصل و باقى باشد، و حسود بیچاره زوال آن را مىخواهد.و آیا این چیزى جز ناخشنودى از قضاء الهى در برترى دادن بعضى بندگان بر بعضى دیگر است؟ و این نیست مگر آرزوى قطع فیوضات الهى که بر حسب حکمتبالغه مقدر و صادر شده و خواستن خلاف آنچه خداوند به مقتضاى مصلحت اراده فرموده است! بلکه حسود طالب نقص بر خداى سبحان است و نمىخواهد خدا را متصف به صفات کمالیه بداند.زیرا افاضه نعمتها از سوى خداوند در وقتشایسته و در جاى مستعد از صفات کمالیه خداى تعالى است که عدم آنها نقص استبر او، و گرنه از او صادر نمىشد، و حسود ثبوت این نقص را مىخواهد.از سوى دیگر حسود چون زوال نعمتهاى الهى را که وجوداتند مىخواهد و بازگشتشرور و بدیها به عدم است پس وى طالب شر و دوستدار آن است.و حکما تصریح کردهاند که هر که به شر، اگر چه براى دشمن، راضى و خشنود باشد در واقع شریر است.پس حسد بدترین رذائل و حسود شریرترین مردم است.و چه خباثت و معصیتى بالاتر از این که کسى از راحت مسلمانى بدون آنکه براى وى ضررى داشته باشد ناراحت و متالم شود؟ و از این رو در آیات و اخبار از این صفت مذمتشدید شده است. خداى سبحان در ناشایسته شمردن آن مىفرماید:
«ام یحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله» (نساء 53) .
«یا به مردم نسبتبه آنچه خدا از فضل و کرم خویش به آنان داده حسد مىبرند؟» .و مىفرماید:
«ود کثیر من اهل الکتاب ان یردونکم من بعد ایمانکم کفارا حسدا من عند انفسهم» (بقره 109) .
«بسیارى از اهل کتاب از حسدى که در دلشان است دوست دارند که شما را پس از ایمان آوردنتان به کفر باز گردانند» .
و مىفرماید:
«ان تمسسکم حسنة تسؤهم و ان تصبکم سیئة یفرحوا بها» .
(آل عمران 120)
«اگر نیکیى به شما رسد بد حال و ناراحت مىشوند و اگر بدیى به شما رسد از آن شادمان مىگردند» .
و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «الحسد یاکل الحسنات کما تاکل النار الحطب» .
«حسد کارهاى نیک را مىخورد همچنانکه آتش هیزم را مىخورد» .
و نیز فرمود: «قال الله عز و جل لموسى بن عمران: یابن عمران لا تحسدن الناس على ما آتیتهم من فضلى و لا تمدن عینیک الى ذلک و لا تتبعه نفسک، فان الحاسد ساخط لنعمى، صاد لقسمى الذى قسمتبین عبادى.و من یک کذلک فلست منه و لیس منى» .
«خداى عز و جل به موسى بن عمران وحى فرمود که به مردم بر آنچه از فضل خود به آنها دادهام حسد مبر، و چشمهاى خود را بر آن مدوز، و دلت را دنبال آن مکن، که حسود نسبتبه نعمتهاى من خشمگین است، و از تقسیمى که میان بندگان خود کردهام جلوگیر است.و هر که چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست» .
و فرمود: «لا تحاسدوا و لا تقاطعوا و لا تدابروا و لا تباغضوا، و کونوا عباد الله اخوانا» .
«حسد مورزید و از هم مگسلید و به یکدیگر پشت مکنید (راه مخالفت مپوئید) و دشمنى منمائید، بندگان خدا! با هم برادر باشید» .
و فرمود: «دب الیکم داء الامم قبلکم: الحسد و البغضاء هى الحالقة، لا اقول حالقة الشعر، و لکن حالقة الدین.و الذى نفس محمد بیده! لا تدخلون الجنة حتى تؤمنوا، و لن تؤمنوا حتى تحابوا.
الا انبئکم بما یثبت ذلک لکم؟ افشوا السلام بینکم» «بیمارى امتهاى پیش در شما راه یافته: حسد و دشمنى که سترنده است، نه سترنده موى بلکه سترنده دین.به خدائى که جان محمد به دست اوست، به بهشت نمىروید تا ایمان آورید، و ایمان نخواهید آورد تا یکدیگر را دوستبدارید.
آیا مىخواهید شما را به چیزى خبر دهم که مهربانى و دوستى را میان شما برقرار کند؟ به همدیگر سلام کنید!» .
و فرمود: «کاد الفقر ان یکون کفرا، و کاد الحسد ان یغلب القدر» . «فقر نزدیک است که به کفر انجامد، و حسد نزدیک است که بر قدر غلبه کند (1) » .
و فرمود: «به زودى به امت من بیمارى امتها خواهد رسید.پرسیدند:
بیمارى امتها چیست؟ فرمود: «خود پسندى و ستیزندگى، و سرکشى، و زیاده جوئى، و همچشمى در دنیا، و دورى نمودن و حسد ورزیدن، تا آنکه ستم و تعدى و سپس آشوب و فتنه پدید آید» .
و فرمود: «ترسناکتر چیزى که بر امتم مىترسم این است که مالشان زیاد شود پس با یکدیگر حسد ورزند و یکدیگر را به قتل رسانند» .
و فرمود: «براى نعمتهاى خدا دشمنانى هست.پرسیدند: آنها کیانند؟
فرمود: کسانى که به مردم بر آنچه خدا از فضل خود به ایشان داده حسد مىبرند» .
و در یکى از احادیث قدسى وارد شده است که: «خداوند فرمود: حسود دشمن نعمت من است و از قضاء من خشمگین است و به قسمتى که در میان بندگانم کردهام راضى و خشنود نیست» .
امام باقر علیه السلام فرمود: «ان الرجل لیاتى باى بادرة فیکفر.و ان الحسد لیاکل الایمان کما تاکل النار الحطب» .
«گاهى مرد شتابزدگى و تندى مىکند و کافر مىشود.و حسد ایمان را مىخورد همچنانکه آتش هیزم را مىخورد» .
و حضرت صادق علیه السلام فرمود: «آفة الدین: الحسد و العجب و الفخر» «آفت دین حسد و خودبینى و فخر فروشى است» .
و فرمود: «ان المؤمن یغبط و لا یحسد، و المنافق یحسد و لا یغبط (2) » .
«مؤمن غبطه مىبرد و حسد نمىورزد، ولى منافق حسد مىورزد و غبطه نمىبرد» .
و فرمود: «حسود پیش از آنکه ضررى به محسود برساند به خود زیان مىزند، چنانکه ابلیس به سبب حسد براى خود لعنتبه ارث برد، و براى آدم برگزیدگى و هدایت و بالا رفتن به مقام حقایق عهد و اصطفاء الهى را حاصل کرد.
پس محسود باش و حسود مباش، که ترازوى حسود همیشه سبک استبه واسطه سنگینى ترازوى محسود (3) ، و روزى قسمتشده است، پس حسد چه نفعى به حسود و چه ضررى به محسود مىرساند.و ریشه حسد از کورى دل و انکار فضل و کرم خداى تعالى است، و اینها دو بالند براى کفر.و به واسطه حسد فرزند آدم در حسرت جاوید افتاد، و به دره هلاکتى سقوط کرد که هرگز نجاتى براى او نیست.و حسود را توبه نیست، زیرا بر آن مصر و به آن معتقد است و حسد سرشت اوست که بدون معارض و بىسبب ظاهر مىشود، و سرشت از ریشه تغییر نمىپذیرد، هر چند که معالجه شود (4) » .
یکى از حکما گفته است: «حسد زخمى استبهبود ناپذیر» .
و یکى از خردمندان گفته است: «ظالمى شبیهتر به مظلوم از حسود ندیدم، که نعمت ترا نقمتخود مىداند» .
و یکى از بزرگان گوید: «حسود از مجالس و مجامع جز مذمت و ذلتبهرهاى نمىبرد، و از ملائکه جز لعنت و دشمنى به او نمىرسد، و از خلق جز غم و اندوه عایدش نمىشود، و در وقت مردن جز سختى و هراس نصیبى ندارد، و در قیامت جز رسوائى و عذاب به او نمىرسد» .
اخبار و روایات در نکوهش حسد بیرون از حد شمار است، و آنچه یاد شد براى حق جو کافى است.و نیز باید دانست که ناپسند داشتن نعمت و حب زوال آن نسبتبه کافر و فاجر که دستاویز فتنه و آزار خلق و افساد بین مردم مىشود مانعى ندارد، از این رو که وسیله فساد است نه از آن جهت که نعمت است.
فصل 2: منافسه (5) و غبطه (6)
منافسه یعنى آرزو نمودن نعمتى که براى دیگرى هستبىآنکه زوال آن را از او بخواهد، و این مذموم نیست، بلکه در واجب واجب است و در مستحب مستحب و در مباح مباح.