زی زی فایل

دانلود فایل

زی زی فایل

دانلود فایل

روانشناسی بلوغ 21 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 24

 

روانشناسی بلوغ

روان شناسی بلوغ به بررسی تغییرات و ویژگیهای مربوط به بلوغ در جنبه‌های مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی می‌پردازد و فرآیند بلوغ را به عنوان پدیده مهم در انتقال از کودکی به بزرگسالی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

تاریخچه روان شناسی بلوغ

در مطالعه تغییرات مربوط به بلوغ "ارسطو" تغییرات خاص از بلوغ جنسی را شرح داده و همچنین به تغییرات روانی همزمان با این تغییرات اشاره کرده است. "ژان" "ژاک" "روسو" در قطعه‌ای از خطابه مدیحه سن برنارد به بوسوئه و همچنین در کتاب چهارم امیل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوی نامیده است، بحث می‌نماید. اولین مقاله معتبر و علمی در رابطه با بلوغ توسط برنمایم در سال 1891 منتشر شد و بالاخره با پژوهشهای گسترده استانلی هال به عنوان پدر روان شناسی بلوغ (نوجوانی) این مطالعات وارد حیطه روانشناسی شد.

مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ

مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی

بررسی و تعییم مفهوم بلوغ از طرف روان شناسان بلوغ و صاحب نظران سایر حوزه‌های مورد بررسی قرار گرفته است. اکثریت قریب به اتفاق صاحب نظران در مورد واژه‌های بلوغ و نوجوانی توافق ندارند و معمولا پیدا کران نظریه‌ای مشترک بین آنها کار دشواری است. عمدتا توجه به تغییرات جنسی در اکثریت تعاریف مورد تاکید بوده است و بلوغ را مرحله شروع تغییرات جسمی و جنسی دانسته‌اند که در آغاز نوجوانی اتفاق می‌افتد.

ویژگیهای بلوغ ، مراحل بلوغ ، انواع بلوغ ، سن بلوغ ، معیار بلوغ ، علل بلوغ

از دیگر مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ است که توسط روان شناسان بلوغ مورد بررسی قرار گرفته و نظریاتی ارائه شده است.

عوامل موثر در بلوغ

در این مقوله روان شناسی بلوغ تاثیر عواملی چون عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، زمان ، عوامل عصبی و هورمونی را مورد بررسی قرار می‌دهد. نظریات ارائه شده در این مقوله با انجام پژوهشها و تحقیقات اجتماعی ، زیستی و ... در جوامع مختلف بدست می‌آید.

بررسی آگاهی از تغییرات بلوغ و بازتاب آنها در شخصیت

از مقوله‌های مهم و مورد علاقه روان شناسی بلوغ است. توجه به نگرانیهای ناشی بویژه بلوغ جنسی و هموارسازی طی این مسیر برای نوجوان از دیدگاه روان شناسی نوجوانی حائز اهمیت است.

ارتباط روان شناسی بلوغ با سایر حوزه‌های علمی

از آنجائیکه بلوغ به عنوان یک مفهوم کلی و گسترده جنبه‌های مختلفی از رشد را شامل می‌شود مثل بلوغ جنسی و جسمی ، بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی ، بلوغ اقتصادی و .... روان شناسی بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عمیق خود با سایر حوزه‌های روان شناسی همچون روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی بالینی و مشاوره با دیگر شاخه‌های علمی نیز ارتباط گسترده‌ای دارد.

در بررسی ویژگیهای بلوغ اجتماعی و تغییرات خاص از آن در زندگی نوجوان روان شناسی بلوغ عمدتا از علوم اجتماعی و نظریات و مباحث موجود در این شاخه سلاحی جوید. در پیوند بین روان شناسی بلوغ و علوم اجتماعی پرسشهایی چون یک جامعه چه استنباطی از بلوغ دارد، چه نقشی برای فردی که دوران بلوغ را سپری می‌کند می‌شناسد و شیوه تاثیرگذاری آن بر سهولت بلوغ چگونه است.

بنابراین پیوند تغییرات روانی دوارن بلوغ ، طول بلوغ و ... نشان داده‌اند. پژوهشهای اریمان و همینطور تحقیقات لاندیس بر این تفاوت صحه گذارده‌اند. لاندیس سه نوع ساخت اجتماعی شامل جامعه بدوی ، روستایی و شهری را بر شمارد که بلوغ افراد خود را به شیوه‌های متفاوتی تحت تاثیر قرار می‌دهند.

پژوهشهای مارگرت مید در مورد قبایل جزیره ساموا و گینه نو نیز از آثار به نسبت قدیمی جامعه شناختی و مردم شناختی است که به تاثیر عوامل محیطی در دوارن بلوغ توجه داشت. مید نشان داده است که علائم بلوغ را نباید تنها معلول تغییرات درونی و جسمانی دانست و این عوارض بر حسب شرائط و اجتماعی بسیار متنوع خواهند بود.

از سوی دیگر در مباحث مربوط به بررسی علائم جسمی و ظاهری بلوغ بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی و فیزیولوژیک پیوندی برقرار می‌شود. شناسائی علائم بلوغ در حیطه جسمی و جنسی شامل رشد صفات اولیه و ثانویه جنسی ، رشد قد ، وزن ، اندامهای داخلی مثل قلب ، ششها و ... سوخت و سازها و نیازهای تغذیه‌ای ، تونایی بدنی و عضلانی و شیمی خون ، ارتباط بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی را مستحکمتر می‌سازد.

یافته‌های حاصل از تحقیقات زیستی و فیزیولوژیک مواد خاص برای تحقیقات روان شناسی بلوغ به شمار می‌روند. در کنار بروز تغییرات طبیعی و همه‌گیر بلوغ مواردی در این دوارن ظاهر می‌شود که ریشه به هنجار نداشته و اغلب به عنوان ویژگیهای نابهنجار دوران بلوغ به شمار می‌روند. برخی انحرافات و بزهکاریها و رفتارهای نابهنجار با دوارن بلوغ ارتباط دارند و همچنین شروع برخی اختلافات روانی دوره بلوغ شناسایی شده است. در این حیطه روان شناسی بالینی ، روان شناسی مشاوره و علوم تربیتی با روان شناسی بلوغ وارد عمل می‌شوند

به عنوان مثال آشنایی با یافته‌های روان شناسی بلوغ برای متخصصان علوم تربیتی و بالینی و مشاوره از جهت تشخیص طبیعی بودن یا نابهنجار بودن رفتار ارجاع داده شده بسیار حائز اهمیت است. همچنین در برنامه‌ریزیهای مربوط به آموزش و تربیت ، به عنوان مثال ارائه بینش صحیح به نوجوانان در جهت شناخت بلوغ و ایجاد واقع بینی در آنان مورد توجه فراوان می‌باشد.

روش پژوهش در روانشناسی بلوغ

روش و پژوهش در این حوزه نیز همچون سایر حوزه‌های روانشناسی با روشهای علمی پژوهشی صورت می‌گیرد. به لحاظ ارتباط تنگاتنگ این شاخه با علوم زیستی و اجتماعی و از روشهای آزمایشی و غیر آزمایشی (با سهم بیشتر تحقیقات غیر آزمایشی) رایج است.

 

زندگی نامه ویرجینیا وُلف :



خرید و دانلود  روانشناسی بلوغ 21 ص


تحقیق در مورد درخت سیب 21 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 21 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

سیب «درخت»

چکیده :

سیب از مهمترین محصولات باغی کشور می‌باشد. زردبرگی آهکی (کلروز آهن) از موانع مهم بهره‌برداری مطلوب از باغ‌های سیب موجود و نیز توسعه باغ‌های جدید می‌باشد. برخی از پژوهشگران، کمی غلظت آهن در محلول خاکهای آهکی را عامل این مشکل می‌دانند. برخی دیگر عدم استفاده مطلوب از آهن جذب شده و موجود در بافت‌های گیاه را عامل چنین عارضه‌ای دانسته و در مجموع آن را یک بیماری فیزیولوژیک می‌پندارند. این تحقیق که در سالهای 1376 و 1377 در یکی از باغهای سیب دماوند و مؤسسه تحقیقات خاک و آب انجام گرفت ، شامل سه آزمایش مستقل بود که در آن زردبرگی آهکی درختان سیب با دقت بیشتری بررسی شده و سپس با استفاده از یک روش ویژه به رفع آن اقدام گردید. در آزمایش اول، کود دامی، کود دامی با گوگرد، کود دامی با سولفات آهن و کود دامی با گوگرد و سولفات آهن، با دو روش مختلف به یک خاک آهکی افزوده شد. در روش اول مواد فوق با خاک مخلوط شد (تیمار مخلوط با خاک). در روش دوم این مواد تنها بر سطح خاک (بدون اختلاط با آن) قرار گرفتند (تیمار مصرف موضعی). در تیمار دیگری، کود دامی و گوگرد و سولفات آهن بر سطح خاک قرار گرفته و در طول مدت آزمایش ، مقادیری سولفات آهن تازه، مجددا به سطح آن اضافه گردید. نمونه‌های خاک به مدت 95 روز با افزودن آب مرطوب نگه داشته شدند. اندازه‌گیری آهن قابل عصاره‌گیری با روش دی‌تی‌پی ای، نشان داد که در میان تیمارهای مصرف موضعی، تنها تیمار اخیر توانست غلظت آهن قابل عصاره‌گیری را در خاک زیرین (تا عمق 14 سانتی‌متری) افزایش دهد. بنابراین می‌توان با استفاده از مواد فوق، غلظت آهن قابل جذب را در محل فعالیت ریشه‌های درختان افزایش داده، بدون آنکه نیازی به مخلوط کردن آنها با خاک باشد. این نتیجه از آن جهت مهم است که اختلاط مواد مزبور با خاک مجاور ریشه از طریق عملیات متداول خاک ورزی، هر چند که در افزایش غلظت آهن قابل عصاره‌گیری موثر است ، ولی انجام آن در شکل گسترده صدمات شدیدی به ریشه درختان می‌زند. در آزمایش دوم، کود دامی با آهن رادیواکتیو (Fe59) نشان دار شد. کود نشان‌دار شده با دو روش به خاک آهکی گلدانهایی که از قبل در آنها نهال سیب کشت شده بود، اضافه گردید. در روش اول، کود با خاک سطحی گلدانها مخلوط گردید (تیمار مخلوط با خاک). در روش دوم، کود در یک فضای استوانه‌ای شکل که قبلا خاک آن تخلیه شده بود، جایگذاری شد (تیمار چالکود). اندازه‌گیری‌ها در انتهای فصل رشد نشان داد که رشد ریشه‌ها در منطقه چالکود، سه برابر شاهد بوده است . فعالیت ویژه آهن در برگهای این تیمار نیز بیش از شاهد بود. بنابراین تیمار چالکود تذیه آهن گیاه را بهبود بخشید بود. این تیمار باعث بزرگ شده اندازه برگ ، افزایش کلروفیل و بهبود کارائی فتوشیمیایی فتوسیستم دو گردید. آزمایش سوم، بااستفاده از یافته‌های آزمایش اول و دوم و برای بررسی کارآئی روش چالکود در شرایط واقعی، در یک باغ دچار زردبرگی آهکی بود. در سایه‌انداز درخت ، چاله‌هایی به قطر 50 و عمق 40 سانتی‌متر حفر و درون آن با مخلوطی از کود دامی، گودگرد و سولفات آهن پر شد (تیمار چالکود). در تیمار دیگری همین مواد مطابق عرف باغداران در سایه‌انداز درخت پخش و با خاک مخلوط شد (تیمار پخش سطحی). در تیمار چالکود زردبرگی آهکی به خوبی بهبود یافت . مقایسه آماری تیمار چالکود با تیمار مصرف خاکی Fe-EDDHA نشان داد که بین تاثیر این دو تیمار، تفاوت معنی‌داری در بهبود زردبرگی آهکی وجود نداشت . تیمار پخش سطحی به اندازه تیمار مصرف خاکی Fe-EDDHA موثر نبود. نتایج این تحقیق نشان داد که روش چالکود با تقویت رشد ریشه و نیز افزایش غلظت آهن در محلول خاک می‌تواند زردبرگی آهکی درختان سیب را بر طرف کند.

مقدمه :

سیب ( دقیقا" یک میوه شفتدار) میوه درختی ازطبقه Malus است که عضوی از خانواده گل سرخیان بوده ( روزاسیا) و در طول تاریخ کشت می شده است . بیشتر گروه سیبها به گونه M. domesticaیا پیوندیهای آن تعلق دارند.

اجداد وحشی سیبها احتمالا" درختی به نام Malus sieversii ( که فاقد اسم همگانی است) بود که هنوز هم در قزاقستان یافت می شود.محققان در حال مطالعه روی M. sieversii که در برابر بسیاری از بیماریها و آفات مقاوم است می باشند تا بتوانند یک سیب مقاوم تر در برابرسرما بوجود آورند.

تاریخچـــــه

در کلیه مناطق آب و هوایی خنک ، سیب غذای بسیار مهمی بوده است . نسبت به سایرمیوه های درختی ( احتمالا" بجز مرکبات) سیب را می توان برای ماهها انبار نمود درحالیکه همچنان ارزش غذایی خود را حفظ می کند. سیبهای زمستانی که در اواخر پاییز چیده شده و در دمای بالای انجماد در سردخانه یا اتاق سیب نگهداری می کنند از سال 1800 غذای مهمی در اروپا و آمریکا به شمار می رفته است .



خرید و دانلود تحقیق در مورد درخت سیب 21 ص


شاهنامه فردوسی 21 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 35

 

مقدمه

بارخدایا!

ما را از کسانی قرار ده که به ریسمان قرآن چنگ می‌زندد

و در فهم متشابهاتش به پناهگاه محکم و استوارش پناه می‌برند،

و در سایبان آن آرام می‌گیرند

و به روشنی بامدادش راه می‌یابند و به درخشیدن روشنایی آن اقتدار می‌کنند، از چراغ آن چراغ می‌افروزند

و هدایت و رستگاری را در غیر آن نمی‌طلبد.

«صحیفه سجادیه، دعا 42»

پیشگفتار

ادبیات کهن فارسی حاوی فرهنگ دینی و ملی ما ایرانیان است. بنابراین حفظ و اشاعه آن حفظ و اشعه آن فرهنگ است. ادبیات در هر شکل و قالبی باشد، نمایانگر زندگی و بیان کنندة ارزشها و معیارها و ویژگی‌هایی است که زندگی فردی و جمعی بر محور آنها می‌چرخد نقد و بررسی و ارزیابی آثار ادبی نیز همین گونه است و نمی‌تواند به دور از آن ارزشها باشد و نمی‌تواند بی‌توجه از کنار آن گذشت.

ادبیات از دو گذرگاه ما را با زندگی پیوند می‌دهد:

گذرگاه عاطفی

گذرگاه خردورزی

مطالعه و بررسی آثار باید با بررسی توأم جنبه‌های زمانی، هنری و محتوائی انجام شود.

مجموعة حاضر تحقیقی است پیرامون اوضاع سیاسی و اجتماعی و تاریخی عصر فردوسی و مختصری دربارة زندگی و شرح وقایع مهم دورة زندگی وی و بررسی و نقد شاهنامه از دیدگاههای مختلف، جایگاه شاهنامه در ادب فارسی و ادبیات جهان، مرگ فردوسی و ... می‌باشد که با تحقیق و نگارش پژوهنده در طول ترم جمع‌آوری شده است.

فردوسی

استاد بزرگ بی‌بدیل حکیم‌ابوالقاسم منصوربن حسن فردوسی طوسی، شاعر بزرگ حماسه سرای ایران و یکی از شاعران مشهور عالم و ستارة درخشندة آسمان ادب فارسی و از مفاخر نامدار ملت ایرانست و به سبب همین عظمت مقام و مرتبت سرگذشت او مانند دیگر بزرگان دنیای قدیم با افسانه‌ها و روایات مختلف در آمیخته است. مولد او قریة «باژ» از قراء ناحیه طابران طوس بوده، یعنی همانجا که امروز آرامگاه اوست و او در آن ده حدود سال 329 ـ 330 هجری، در خانواده‌ای از طبقة دهقانان چشم به جهان هستی گشود.

چنانکه می‌دانیم «دهقانان» یک طبقه از مالکان بودند که در دورة ساسانیان در ایران زندگی می‌کرده و یکی از طبقات اجتماعی فاصل میان طبقة کشاورزان و اشراف درجة اول را تشکیل می‌داده و صاحب نوعی از «اشرافیت ارضی» بوده‌اند.

فردوسی از چنین طبقة اجتماعی ایران و به همین روی از تاریخ ایران آگاه بود، به ایران عشق می‌ورزید، به ذکر افتخارات ملی علاقه و از سرگذشت نیاکان خویش آگهی داشت. وی از خاندان صاحب مکنت و ضیاع و عقار بود و به قول نظامی عروضی صاحب چهار مقاله در دیه باژ «شوکتی تمام داشت و به دخل آن ضیاع از امثال خود بی‌نیاز



خرید و دانلود  شاهنامه فردوسی 21 ص


تحقیق در مورد انسان و کرامت او 21 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 21 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

انسان و کرامت او

آفریده ها ، همه کریم هستند ( 1 ) . کرامت هر پدیده به برخاستن از هستی و اتصال به هستی هوشمند است . (2 ) بنا بر این اتصال، هر پدیده ای آزاد است و تا وقتی از ، خدا، از آزادی خویش، غافل نمی شود، کریم است . صفت کریم که انسان جسته است، به ورود در ابتلی (3 ) و به تسلیم حکم زور نشدن است (4 ) ، به همه پدیده های هستی را کریم دانستن و کرامت هر آفریده را رعایت کردن است ( 5 ) . انسان کریم می ماند و اکرم می شود به تقوی (6 ) . و تقوی تحقق پیدا می کند به « آزاد و آزادتر شدن از راه رشد » ( 7) ، به پیشی گرفتن در علم ، در دادگری، در خدمتگزاری ، در دوستی و... و به عمل به همه حقوق انسان (8 ) و افزودن بر کرامت خویش به تکریم همه پدیده ها و بر انگیختن آفریده ها بر افزودن بر کرامت ، تحقق پیدا می کند. از آن رو فرمود « در دین اکراه نیست » که هم دین روش زور و خشونت زدائی است و هم بکار بردن هر اکراهی ، کرامت را با خواری جانشین کردن است. به سخن دیگر، کریم صفت خداوند است و همچون صفات دیگرش، در انسان ، هست ׃ حقوق و استعدادها ذاتی انسانند. اما چنان نیست که اگر آدمی از آنها غافل شد، اگر راه رشد را باز گذاشت و در بیراهه ویرانگری افتاد، استعدادهای او تباه نشوند و زندگی که نه عمل به حقوق شد، ویرانی بر ویرانی نیفزاید و زندگی انسان و محیط زیست او را تباه نگرداند.

کرم خداوند در حق انسان و همه آفریده ها ، آزاد و کریم آفریدن آنها است : او، داستان آفرینش انسان را در قرآن ، این سان آغاز می کند : به فرشتگان می گوید قصد دارد بر روی زمین خلیفه ای قرار دهد . فرشتگان می پرسند آیا می خواهی کسی را قرار بدهی که در آن فساد کند و خونها را بریزد ؟ خداوند به آنها پاسخ می دهد آنچه را من می دانم شما نمی دانید (9) بدین سان انسان با حق خلیفة اللهی آفریده شد و بر زمین قرار گرفت :

خلیفة الله :

تاریخ از دیدگاه قرآن ، یک رشته جانشین شدنها است : هر نوبت قومی از خود بیگانه می شود و به بیراهه تخریب خود و طبیعت می افتد . قومی دیگر به حق خلافت خویش عارف می شود و ، به بعثت، انسان را از بیراهه مرگ و ویرانی . به راه زندگی و رشد در آزادی باز می آورد . بدین قرار ، جریان تاریخ هستی ، جریان رشد است. کرامت انسان به ایفای نقش رهبری در این جریان است. اما، بسا انسانها از فطرت خویش غافل و، در روابط قوا ، از خود بیگانه و آلت قدرت ویرانگر می شوند. با وجود این ، بنا بر فطرتی که انسان را است ، جریان تاریخ گذار از انحطاط به رشد است . چنانکه اگر قومی به بیراهه انحطاط افتاد ، قوم دیگری به انقلاب روی می آورد و راه رشد را بر انسانیت می گشاید . ( 10 ) حتی وقتی تمامت یک قوم به بیراهه ستم می روند ، اندک شماری از آنها که راه هدایت جسته اند و به راه زیستن در آزادی و کرامت افزائی از رهگذر رشد بازآمده اند ، برحق و مقام خلیفة اللهی بر روی زمین ، عارف ( 11 ) و بانی انقلاب می شوند و حیات انسانها در آزادی و رشد ادامه می یابد:

جدا کننده راه زندگی از بیراهه مرگ در ویرانگری چیست ؟ تکرار کنیم که انسان آزاد کریم است. پس کرامت او در گرو تکریم خود و همه پدیده های هستی است . غفلت از کرامت هر پدیده ای غفلت از کرامت خویش است. اما این غفلت فرآورده تسلیم شدن به حکم زور است . وقتی غفلت همگانی می شود، فساد جهان شمول می گردد (12 ) . به سخن دیگر ، قهر و فقر زندگی اکثریت بزرگ انسانها و محیط زیست آفریده ها را تباه می کند. انسانها نه تنها هستی را شئی می گردانند که خود نیز جریان شئی شدن را شتابان به پیش می روند. بارز ترین نشانه آن جانشین کردن کرامت فطری با کرامت صوری است. ضابطه تکریم قدرت مداری است . لذا، هر استکباری با استضعافی و هر بزرگ نمائی با تحقیری همراه می شوند. چون بدون تخریب قدرت نیست ، پس بدون تحقیر ، تکبیر نیست . نه تنها در این معنی که هرکس بزرگی جستن خویش را در گرو خوار کردن دیگری می بیند که، وخامت بارتر ، او در نمی یابد که گم کردن کرامت از بیمقدار شدن در جریان اینهمانی جستن با قدرت و آلت آن گشتن است . او تجسم خواری گشته و می پندارد بزرگی جسته است. رها شدن از خواری همگانی و از قهر و فقر بر خود افزا، موکول به باز شناختن فطرت خویش یا پیروی از قاعده « تغییر کن تا تغییر دهی » است. (13 )

بدین انقلاب ، انسان کرامتی را باز می یابد که ویژه او است : امانت خداوندی به همه آفریده ها پیشنهاد شد و تنها انسان بود که آن را پذیرفت ( 14 ) . این امانت مسئولیت امامت رشد در آزادی است ( 15 ) . نه تنها تصدی رشد خویش که رهبری رشد آفریده ها و عمران طبیعت . بدین قرار، رشد انسان و آفریده ها در آزادی - نه چون رشد قدرت که خشونت بر خشونت و ویرانی بر ویرانی و فقر بر فقر و نابرابری برنابرابری می افزاید - واقعیت پیدا می کند : جریان رشد تمامی پدیده های هستی ، یک جریان است. اگر بخشی غنی شد و بخشی دیگر فقیر گشت ، اگر انسانها گمان بردند ثروت بر ثروت می افزایند اما طبیعت ویران شد، جریان ، جریان رشد نیست، جریان بندگی قدرت را به پیش رفتن است . پس، جدا کننده مشی زندگی در آزادی ، از مشی مرگ در ویرانگری، لااکراه است :

در حقیقت، برای آنکه همه پدیده ها کرامت خویش را از دست ندهند و در جریان رشد، بر آن بیفزایند، بر انسان است که نقش خویش را ، بعنوان خلیفه خدا ، ایفا کند. غفلت از این حق و نقش، انسان را رهبر مشی مرگ در ویرانگری همه پدیده ها می کند. در جهان، خواری بر خواری افزوده می شود . لحظه مرگ، لحظه تهی شدن از کرامت می گردد ׃ انسانها بر فطرت آفریده می شوند و با صفت و حق خلیفة اللهی آفریده می شوند . اما آنکس که توحید را بمثابه اصل راهنما گم می کند و بر این یا آن ثنویت در بیراههِ قدرتمداری می شود ، از فطرت بیرون می رود ، خلیفه اللهی را از دست می دهد و آلت کفر یا باورهایی می شود که ترجمان اصالت زور هستند. او کرامت از دست می دهد و خواری می یابد ( 16 )

" او شما را خلیفه بر روی زمین قرار داد . هر کس کفر می ورزد ، به کفر خویش تباه می شود ...کفر کافران تنها زیانهای آنها را افزون می کند "

بدین قرار، هشدار خداوند صریح است ׃ کفر ورزیدن ، خلیفة اللهی را از یاد بردن ، از آزادی خویش غافل شدن ، صفت کریم را از دست دادن و خوار شدن و زیان دیدن و زیان رساندن است ( 17 )

تاریخ با پیروزی زورپرستان پایان نمی پذیرد :

جریان تاریخ ادامه می یابد . در پی هر انحطاطی ، قیامی به حق و برای حق روی می دهد . سر انجام توحید اصل راهنمای همه انسانها می شود . حق می آید و باطل می رود . و اهل توحید ، خلیفه های خدا بر روی زمین می شوند : ( 18 )

" و خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و عمل صالح می کنند ، وعده کرده است آنها را خلیفه های روی زمین بگرداند . "

این قاعده عمومی تنها ترجمان تجربهِ تاریخ نیست : هر چند قاعده نسبت به گذشته صدق می کند . توضیح اینکه اقوامی از میان رفته اند . اما انسانها ، به یمن بعثت ها ، به حیات خویش ادامه داده اند . حیات ادامه یافته است اما از کجا بدانیم که قاعده نسبت به آینده نیز صدق می کند . به سخن دیگر از کجا آدمیان طبیعت و انسانها بر جا بمانند ، تا مؤمنان نیکوکار خلیفه های خدا بگردند ؟

سرنوشت انسان و مسئولیت امانتی که پذیرفته است ؟ :

انسان از گلی سرشته شد که مجموعه حیات پذیر کاملی بود . روح خدا در او دمیده شد ( 19 ) و فطرتی پیدا کرد که خدائی است ( 20 ) در متناسب ترین اندازه ها ساخت گرفت و زیباترین صورت را یافت ( 21 ) و خدا آفرینش او را به خود تبریک گفت ( 22 ) او را بر فطرت آفرید ، چرا که فطرت توحید است ( 23 ) و حیات بدون توحید در وجود نمی آید . در بهترین اندازه ها آفرید و آفرینش او را بخود تبریک گفت . زیرا تمامی هستی را در وجود کوچک او خلاصه کرد ( 24 ) و خلیفه خود بر روی زمین گرداند و هدایت شدن را در عهده خود او نهاد . او و همه پدیده ها را کریم آفرید و او را به تکریم خویش و همه پدیده ها خواند. انسان خود داوطلب این مسئولیت شد. پدیده های دیگر تن به این مسئولیت ندادند ׃

اما اگر قرار باشد در جریان زمان ، زمین از خلیفه های خدا - کسانی که به حق خلیفة اللهی عارف هستند - خالی نشود ، باید آفریده ها یی مسئولیت این امانت را بپذیرند . خدا امانت را به همه آفریده ها پیشنهاد کرد و انسان بود که آن را پذیرفت :

" همانا امانت را به آسمانها و زمین و کوه ها پیشنهاد کرد . همه بیم کردند و از بر دوش گرفتن آن خود داری کردند . انسان بر دوش گرفت و همانا با نادانی و ستم "

این " امانت " نوعی رهبری ( امامت ) ، به یمن عقل ﺁزاد، است. رهبری بیانگر خلیفة اللهی و تضمین کننده تداوم آن است . از آنجا که انسان عهده دار این رهبری و با تمام اعضای خویش مسئول ﺁن می شود ( 25 ) پس باید صفات خدائی و بعد معنوی داشته باشد . توانائی های خویش را بپرورد و موجودی نسبی و فعال باشد که در پهنه ای گسترده تا بی نهایت ، در صیرورت است . در این پهنه گسترده ، نقش امامت را برای همه پدیده ها بر عهده گرفتن، نیاز به داشتن استعدادها و حقوق دارد. استعدادهای او، صفات ثبوتیه خداوندند :

خدا به انسان اسماء آموخت ( 26 ) بدو آنچه نمی دانست و بیان و کتابت آموخت ( 27 ) استعداد دانش جویی داد . به او هوش و عقل داد و صاحب بصیرت بر خویشتن گرداند و قوه تمیز عمل نیک از عمل زشت داد. نشانه های خود را بر او بنمود تا عقل را بکار اندازد ( 18 ) . او را قوه ابداع و خلاقیت و صنعت و استعدادهای دیگر بخشید . اما از انسان ها، یکی کار پذیر ، دیگری فعال شدند . یکی استعدادها را در رشد بکار برد و دیگری، به ساختن دروغ و زور، استعدادهای خویش را تباه گرداند ( 29 ) . به انسان فطرت عدالت جو داد او را به عدالت و قسط خواند . ( 30 ) بدو، استعداد رهبری داد و او را امام و آزاد و هدف دار آفرید . ( 31 ) راه رشد را از راه سرکشی جدا کرد ( 32 ) و هدایت خویش را به مؤمن و کافر داد . به انسان هشدار داد اگر از راه رشد بیرون برود ، به بیراههِ زیادت طلبی ( 33 ) می افتد و آن را تا مرگ و ویرانی پیش میرود .

با اینهمه این انسان کامل نیست . او می تواند از فطرت خویش بدر رود . انسانی است که ضعیف و بی قرار آفریده شده است ( 34 ) . اگر بر فطرت بماند از ضعف به قوت می رسد و بر کرامت خویش می افزاید . اما اگر، در پندار و گفتار و کردار توحید را با ثنویت جانشین کند، عقل او از ﺁزادی که دارد غافل می شود و با راهنما کردن ثنویت ، قدرتمدار می شود و نیروهای حیاتی را به زور مرگ آور بدل می کند و ستمکار می شود و بیراههِ ضعف را تا مرگ و ویرانی می رود .

قرآن در تشریح چگونگی از خود بیگانه شدن انسان ، واقعیتی را خاطر نشان می کند که انسانها همچنان از آن غفلت می کنند :

حقوق انسان ذاتی او و سلب نکردنی هستند :

هر انسانی خلیفهِ خدا ، امام و آزاد بدنیا می آید . پیش از آنکه به دینی یا مرامی در آید ، صاحب حقوق و مسئول دفاع از حقوق خویش و حقوق هر فرد دیگری با هر دین و مرام و هر نژاد و رنگ و ملت و قوم و قبیله و مسئول کرامت خویش و تمامی پدیده ها است . به سخن دیگر حقوقی که او دارد ، اعطائی نیستند . تابع در آمدن او به این یا آن دین نیستند . بهر دینی در آید ، این حقوق را از دست نمی دهد . چرا که در دین اکراه نیست ( 35 ) و گرویدن به دین ، حقی از حقوق او است . همانطور که در حقوق بشر در قرآن می خوانید ، شرط برخورداری از این حقوق این نیست که مسلمان بشود و نیز نمی گوید اگر اسلام نپذیرفت یا بدان در آمد و سپس آن را ترک گفت ، حقوق خود را از دست می دهد .

اما آن واقعیت که قرآن می آموزد و این آموزش را انسان ها از یاد میبرند ، اینست : تا وقتی انسانها بخواهند آزاد بمانند، هیچ قدرتی پدید نمی آید تا بتواند آزادی و حقوق آنها را سلب کند . زمانی هم که بیشتر انسانها از خود بیگانه می شوند و آزادی و حقوق و بنا بر این کرامت خویش را از یاد می برند و قدرت را پدید می آورند، این قدرت نمی تواند کسانی را از آزادی و حقوق خویش محروم کند که آنها را از یاد نمی برند . کرامت هر انسان را هیچ موجود دیگری، هیچ قدرتی نمی تواند از او بستاند. تنها خود او است که می تواند کرامت خویش را از یاد ببرد و خواری گزیند. انسان خلیفهِ خدا و امام خلق شده است . وقتی از توحید بدر می رود ، خلیفه زور و امامِ شرک می شود و حقوق خویش و انسانهای دیگر را از یاد می برد ׃ خوار می شود و خوار می کند.

بدین قرار هیچ انسانی نمی تواند خود را از مسئولیت رعایت نشدن حقوق خویش مبری کند . و نیز ، به این عذر که تنها است و بر جهان قدرتهای ستمگر حاکمند ، نمی تواند وظیفهِ خویش را در دفاع از حقوق خود و حقوق فرد فرد انسانها و همه پدیده های هستی بر زمین بگذارد .( 36 ) وقتی انسانی به دفاع از حقوق بر می خیزد ، خلیفهِ خدا در روی زمین می شود و چون فطرت انسان را باز می گوید ، بگونه ابراهیم ( 37 ) ، سخنگوی تمامی انسانیت می شود . و چون خلیفهِ خدا است ، تنها نیست ، خدا با اوست و سر انجام پیروز می شود . خدا با او است وقتی او از بیان آزادی غافل نشود و بدین غفلت، بیان آزادی را در بیان قدرت از خود بیگانه نکند و راهبر عقل خود نگرداند و پندار و گفتار و کردار خویش ترجمان قدرت نسازد .

اما چرا آزادی و حقوق ذاتی انسان هستند ؟ زیرا آزادی و حق را جز بر اصل توحید نمی توان در تصور آورد و تعریف کرد . بر اصل ثنویت ، حق و آزادی به لباس باطل در می آیند . برای مثال بر اصل ثنویت می گویند : آزادی هر کس آنجا تمام می شود که، از ﺁنجا، آزادی دیگری شروع می شود . اما آیا دانش هر کس هم آنجا تمام می شود که دانش دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ آیا ابداع و خلاقیت هر کس هم جائی تمام می شود که ابداع و خلاقیت دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ آیا خدمتگزاری ، عدالتخواهی ، دوستی و عشق و ... هر کس هم آنجا تمام می شود که خدمتگزاری ، عدالتخواهی ، دوستی و عشق و ... دیگری، از ﺁنجا، شروع می شود ؟ پس تعریف آزادی باید در برگیرنده زور و بکار بردن آن نیز باشد ، تا بتوان گفت : آزادی هر کس آنجا تمام می شود که آزادی دیگری ، از ﺁنجا، شروع می شود . اما زور نبود آزادی است و با جبر ملازمه دارد . اگر آزادی عبارت شود از بکار بردن زور ، پس هر فرد در زندانی که «آزادی» فردهای دیگر است ، زندانی می شود . رابطه ها ، رابطه قوا می گردند و بدیهی است ، که قوی ترها وارد قلمرو "آزادی " ضعیف ترها می شوند . بر اصل روابط قوا ، آزادی و حقوق انسانی و حیات انسان و طبیعت هستند که قربانی می شوند .

آزادی و حقوق بر اصل توحید تعریف دقیق خویش را پیدا می کنند : آن آزادی که به تعریف نمی آید اما چون نسیم می توان حسش کرد، آزادی است که عقل ، در لحظه خلق، در لحظه اینهمانی جستن به هستی ، می یابد. از این رو، اندیشه و عمل خالی از زور ، صفت آزاد می جویند ( 38 ) . از این رو، آزادی حدگذار نیست ، حد و مرز بردار است : آزای هرکس مرز آزادی دیگری نیست ، فراخنای آزادی دیگر است. بدین قرار ، وقتی هستی بر



خرید و دانلود تحقیق در مورد انسان و کرامت او 21 ص


تست شیمی 2

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

1- در کدام نظریه اتمی زیر هسته اتم مورد قبول نبود؟

الف) رادرفورد ب) بور ج) تامسون د) کوانتومی(شرودینگر

2- ایزوتوپ های یک عنصر در کدامیک از موارد زیر با یکدیگر تشابه دارند؟

1- تعداد پروتون 2- تعداد الکترون 3- تعداد نوترون 4- خواص شیمیایی

الف) فقط گزینه 1 ب) گزینه 1 و 2 ج) گزینه 4 د) گزینه 1و2و4

3- کدامیک از مطالب زیر بدوسیله نظریه اتمی بود بیان نگردید؟

الف) انرژی یونش هیدروژن ب) طیف نشدی خطی اتم های چند الکترونی

ج) طیف نشدی خطی هیدروژن د) ترازهای اصلی اتم هیدروژن

4- کدامیک از موارد زیر جزء نظریه اتمی دالتون نبوده است؟

الف) اتم های عنصرهای گوناگون، جرم های متفاوت دارند.

ب) اتم ها غیر قابل تجزیه اند و از بین نمی روند.

ج) تمام اتم های هر عنصر دارای ظرفیت(والانس) ثابت و معین هستند.

د) عنصرها از ذره های بسیار ریزی تشکیل شده اند که اتم نام دارد.

5- بر طبق نظریه اتمی بور الکنزون:

الف) مرتبا از هسته دور می شود. ب) فقط به روی ترازهای انرژی معینی حرکت می کند.

ج) می تواند هر مقدار انرژی داشته باشد. د) بتدریج به هسته نزدیک می شود تا در آن سقوط کند.

6- کدام مورد نادرست است؟

الف) حالت پایه پایین ترین حالت انرژی یک سیستم کوائتیده است.

ب) حالت برانگیخته وضعیت یک اتم در حالتی بالاتر از حالت پایه است.

ج) طیف نشری خطی هر عنصر، خاص آن عنصر است و با عنصرهای دیگر تفاوت دارد.

د) الکترون تنها می تواند یکی از دو خاصیت موجی یا ذره ای را دارا باشد.

7- برداشت رادرفورد از آزمایش که در مورد ساختار اتم انجام داد چه بود؟

الف) برابر نبودن تعداد پروتون ها و نوترون ها در اتم همه موارد.

ب) تمرکز تمامی بار مثبت اتم در هسته آن.

ج) شرکت داشتن الکترون در ساختار اتم همه موارد.

د) منفی بودن بار الکتریکی هسته اتم.

8- ماهیت الکتریکی ماده به علت وجود ذراتی با بار الکتریکی ........ به نام ....... در اتم می باشد.

الف) منفی- فوتون ب) مثبت- پروتون ج) خنثی- نوترون د) منفی- الکترون

9- کدام ویژگی برای پرتوهای کاتدی صحیح نمی باشد؟

الف) ذره های تشکیل دهنده این پرتو دارای جرم می باشند.

ب) ذره های تشکیل دهنده این پرتو دارای بار الکتریکی منفی می باشند.

ج) انتشار این پرتو در لوله کاتدی همواره از الکترود آند به الکترود کاتد می باشد.

د) انتشار این پرتو همانند نور به خط مستقیم صورت می گیرد.

10- از بین پرتوهای زیر کدامیک بوسیله کاغذ جذب می شود و یا به عبارتی از کاغذ عبور نمی کنند؟

الف) اشعه آلفا ب) اشعه بتا ج) اشعه گاما د) اشعه ایکس

11- جنس پرتو و ورقه نازک فلز مورد استفاده رادرفورد در آزمایش معروف خود جهت ارایه مدل اتمی خود به ترتیب کدام است؟

الف) پرتو گاما- پلاتین ب) پرتو بتا- پلاتین ج) پرتو گاما- طلا د) پرتو آلفا- طلا

12- کدام مدل اتمی به مدل سیاره ای تشبیه شده است؟

الف) مدل اتمی تامسون ب) مدل اتمی رادرفورد ج) مدل اتمی بوهر د) مدل اروین شرودینگز

13- در آزمایش رادرفورد قسمت عمده ذرات آلفا بدون انحراف از ورقه طلا عبور می کند، زیرا:

الف) ورقه طلا بسیار نازک است و مانع عبور ذرات آلفا می شود.

ب) قسمت عمده حجم اتم فضای خالی است که در اختیار الکترونها است.

ج) ذره آلفا مثبت بوده و پس از برخورد با الکترونها خنثی شده و به راحتی عبور می کند.

د) هسته های اتم طلا در جهات مختلف ذره آلفا دفع کرده و مانع انحراف آن می شود.

14- رفتن یک الکترون از سطح انرژی K به L با کدامیک از اتفاقات زیر همراه خواهد بود؟

الف) جذب انرژی ب) نشر یک ذره بتا ج) نشر یک ذره آلفا د) نشر اشعه X

15- عدد اتمی عنصر x یک واحد از عدد اتمی عنصر y بیشتر و عدد جرمی آنها برابر است در این صورت:

الف) x و y ایزوتوپ می باشند. ب) x و y دو عنصر متفاوتند.

ج) بار الکتریکی هسته های x و y برابر است د) x به اندازه جرک تک پروتونی از y سنگین تر است.

16- تالس فیلسوف یونانی.............. را عنصر اصلی سازنده جهان هستی می دانست.

الف) خاک ب) هوا ج) آب د) آتش

17- کدام عبارت نادرست است؟

الف) ارسطو فیلسوف یونانی، آب را عنصر اصلی سازنده جهان هستی می دانست.

ب) رابرت بویل از دانشمندان خواست که به جای مشاهده کردن، اندیشیدن و نتیجه گیری کردن، به پژوهش های عملی اقدام کنند.

ج) براساس نظریه اتمی دالتون، ماده از ذره های تجزیه ناپذیری به نام اتم ساخته شده است.

د) هنوز هم باور رایم که اتم کوچکترین ذره ای است که خواص شیمیایی و فیزیکی یک عنصر به آن وابسته است.

18- کدام عبارت درست است؟

الف) پرتوهای کاتدی بر اثر برخورد با ماده فلوئورسنت(zns) نور آبی ایجاد می کنند.

ب) رابرت میلیکان فیزیک دان آمریکایی موفق شد، نسبت بار به جرم الکترون را بدست آورد.

ج) پرتوهای بتا کمترین قدرت نفوذ را در بین پرتوهای پرانرژی دارند.

د) پرتوهای گاما نافذترین جزء پرتوهای پرانرژی هستند و حتی از ورق آلومینیومی نیز عبور می کنند.

19- کدام عبارت درست است؟

الف) در مقیاس جرم الکترون تقریبا 1 است.

ب) تریتیم همان هیدروژن پرتوزا و دوتریم همان هیدروژن سنگین است.

ج) یونش به معنای جذب الکترون توسط اتم و ایجاد یون منفی است.

د) معمولا به هنگام یونش پایدارترین الکترون از اتم جدا می شوند.

20- در کدام گونه تعداد الکترون ها با بقیه متفاوت می باشد.

الف) 13 AL3+ ب) 8O2- ج) 15 P3- د) 10 Ne

21- در کدام مورد دو گونه داده شده با یکدیگر ایزوتوپ می باشند.

الف) ب)

ج) د)

22- ذره ای دارای بار الکتریکی می باشد، با توجه به تعداد و نوع ذره های زیر اتمی آن تعیین کنید کدام یک از موارد زیر نادرست می باشد؟ 10=e 7=P 7=n

الف) عدد اتمی(z) آن 7 می باشد. ب) عدد جرمی(A) آن 17 می باشد.

ج) این ذره یونی است با سه بار منفی(مانند A3-) د) آرایش الکترونی آن به 2p6 ختم می شود.

23- کدام مورد در خصوص یون درست می باشد.

الف) تعداد الکترون های آن 30 می باشد.

ب) اختلاف نوترون ها و الکترونهای آن 30 می باشد.

ج) اختلاف تعداد پروتون ها و نوترونهای آن 2 می باشد.

د) اختلاف الکترونها با پروتون های آن صفر می باشد.

24- نمونه ای از عنصر منیزیم شامل 99/78% ایزوتوپ و 10% ایزوتوپ و 01/11% ایزوتوپ است. جرم اتمی میانگین منیزیم را محاسبه کنید.

(توجه: جرم اتمی هر یک از ایزوتوپ ها را برحسب amu با عدد جرمی آنها تقریبا برابر در نظر می گیریم)

الف) 9/23 ب) 3/24 ج) 1/25 د) 01/26

25- باروت سیاه مخلوطی از پتاسیم نیترات و گرد زغال و........ می باشد.

الف) نیتروژن ب) فسفر ج) گوگرد د) هر سه مورد.

26- برای ایحاد جرقه های نارنجی رنگ می توان به باروت سیاه براده های.......... را اضافه نمود.

الف) کدوم ب) منیزیم ج) آلومینیم د) آهن

27- در کدام مورد با توجه به عددهای کوانتومی داده شده نوع اوربیتال نادرست نوشته شده است.

الف) (2p) L=1, n=2 ب) (3d) L=2 , n=3

ج) (3d) L=3 , n=3 د) (4S) L=0 , n=4

28- انرژی های یونش متوالی یک عنصر به قرار زیر است. کدام مورد نوشته شده برای آن نادرست می باشد؟

الف) عدد اتمی این عنصر 5 می باشد(z=5)

ب) این عنصر در با جهش بزرگ مواجه می باشد.

ج) این عنصر دارای 2 لایه الکترونی می باشد.

د) در خارجی ترین لایه الکترونی این عنصر 3 الکترون وجود دارد.



خرید و دانلود  تست شیمی 2