لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
آسیب شناسی هویت دانشجویی
یک هویت دانشجوییهویت عبارت است از مجموعه ویژگیهایی که تعلق فرد را به یک مکان محکم می کند و نظام ارزشهای او را مشروعیت می بخشد، زیرا سلامت شخصیت در گرو سازگاری آدمی با محیط اجتماعی پیرامونش و تفسیری متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزشهاست و هنگامی که در این فرایند خللی پدیدار شود، پیامدهای ویرانگری را می آفریند که می توان آن را "بحران هویت" نامید.هنگامی که یک جوان دچار بحران هویت می شود، احساس پوچی، از خود بیگانگی، تنهایی و غربت می کند و حتی گاهی به دنبال هویت منفی می گردد؛ هویتی درست برخلاف آنچه والدین و جامعه برای او در نظر گرفته اند. اما این مقوله در بین قشر جوان دانشجو چه نمودی دارد؟دکتر سید حسین سید موسوی، استاد دانشگاه و مدیر فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به اینکه هویت جوانان دانشجو، یک هویت دانشجویی است؛ یعنی ممکن است با آنچه عامه مردم می پسندند متفاوت باشد، می گوید: می توان گفت که دانشجو یک هویت جدید دارد، ولی ما پس از مقایسه هویت او با عامه مردم تصور می کنیم که وی دچار بی هویتی شده است، در حالی که من شخصاً معتقدم، هیچ دانشجویی بدون هویت نیست. البته، ممکن است با ورود به فضای جدید دانشگاه بسیاری از معیارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی او تغییر کرده و اطلاعات جدیدی درباره نظراتی مخالف با آنچه تاکنون به آنها اعتقاد داشته کسب کند و حتی ممکن است گاهی این عوامل او را در ارزشهایش متزلزل کند. وی می افزاید: بعضی از دانشجویان برای اینکه در جامعه به عنوان یک دانشجو هویتی مستقل کسب کنند، در ظاهر و رفتار خود تغییراتی ایجاد می کنند.به عنوان مثال، به زعم خود کارهایی روشنفکر مآبانه انجام می دهند.وی اضافه می کند: این اعمال که بخشی از آنها نیز ممکن است صحیح باشد، شاید از زاویه دید افراد جامعه نشانه بی هویتی باشد، اما بیشتر این مسایل موقتی است و نمی توان آنها را نشانه بی هویتی این قبیل از دانشجویان دانست.مدیر فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد در پاسخ به این سؤال که دلیل ناامیدی و کم شدن انگیزه که در بسیاری از دانشجویان وجود دارد، چیست؟ اظهار می دارد: من این مسأله را انکار نمی کنم، ولی این ناامیدی به محیط دانشگاه ارتباطی ندارد بلکه به فرهنگ غلطی بر می گردد که متأسفانه در جامعه ما جا افتاده است. منظورم توقع بی جای افراد از دانشگاه است که این محل را با مرکز کارآفرینی اشتباه گرفته اند و توقع دارند دانشجو بلافاصله پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه صاحب شغل شود، در حالی که دانشگاه فقط نیروهای متخصص را تربیت می کند و کارآفرینی به خود فرد و جامعه بستگی دارد.وی می افزاید: از آنجا که بسیاری از جوانان نمی توانند پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه شغل مناسبی بیابند، نسبت به تحصیل بی انگیزه می شوند.دکتر سید موسوی با بیان اینکه نمی توان جوانان را مجبور به انجام کاری کرد، می گوید: ما تصمیم گرفته ایم به زودی در محیط دانشگاه طرحی را پیاده کنیم به این نحو که رابطه صمیمانه ای بین استادان و دانشجویان ایجاد نماییم و امیدواریم که ببیشتر مشکلات فرهنگی دانشجویان با راهنمایی های دلسوزانه استادان مجرب دانشگاه برطرف شود.دکتر سید مهدی قمصری، معاون فرهنگی دانشگاه تهران نیز با بیان اینکه دانشگاه محل تربیت بخش مهمی از نیروی انسانی متخصص جامعه است و از این رو توجه به وضعیت فرهنگی دانشگاه اهمیت بالایی دارد، اظهار می دارد: من با این نظر که دانشجویان ما دچار بحران هویت شده اند موافق نیستم، زیرا اکثر دانشجویان دانشگاههای ما به اعتقادات و ارزشهای ملی و مذهبی خود پایبندند و این مسأله را در عرصه های مختلف ثابت کرده اند. البته نباید انکار کرد که تعداد اندکی از دانشجویان ما در اجزای هویتی خود دچار گسست و شکاف شده اند که این مسأله نیز به مسایل تربیتی و پایه اعتقادی آنها در مراحل قبلی تکامل اجتماعی (یعنی خانواده و مدرسه) بر می گردد. وی اضافه می کند: اگر دانشجویان در محیطی که غنای فرهنگی کافی نداشته، رشد کرده باشند؛ بویژه افرادی که برای ادامه تحصیل از شهرهای کوچک به دانشگاههایی در شهرهای بزرگ نقل مکان می کنند، ممکن است با قرار گرفتن در محیط باز دانشگاه، در سلایق خود بویژه از نظر ظاهری تغییراتی ایجاد کنند که این مسأله به پیشینه اعتقادی آنها بر می گردد. دکتر قمصری ادامه می دهد: اگر می خواهیم دانشجویان ما دچار بحران هویت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
آسیب شناسی هویت دانشجویی
یک هویت دانشجوییهویت عبارت است از مجموعه ویژگیهایی که تعلق فرد را به یک مکان محکم می کند و نظام ارزشهای او را مشروعیت می بخشد، زیرا سلامت شخصیت در گرو سازگاری آدمی با محیط اجتماعی پیرامونش و تفسیری متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزشهاست و هنگامی که در این فرایند خللی پدیدار شود، پیامدهای ویرانگری را می آفریند که می توان آن را "بحران هویت" نامید.هنگامی که یک جوان دچار بحران هویت می شود، احساس پوچی، از خود بیگانگی، تنهایی و غربت می کند و حتی گاهی به دنبال هویت منفی می گردد؛ هویتی درست برخلاف آنچه والدین و جامعه برای او در نظر گرفته اند. اما این مقوله در بین قشر جوان دانشجو چه نمودی دارد؟دکتر سید حسین سید موسوی، استاد دانشگاه و مدیر فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به اینکه هویت جوانان دانشجو، یک هویت دانشجویی است؛ یعنی ممکن است با آنچه عامه مردم می پسندند متفاوت باشد، می گوید: می توان گفت که دانشجو یک هویت جدید دارد، ولی ما پس از مقایسه هویت او با عامه مردم تصور می کنیم که وی دچار بی هویتی شده است، در حالی که من شخصاً معتقدم، هیچ دانشجویی بدون هویت نیست. البته، ممکن است با ورود به فضای جدید دانشگاه بسیاری از معیارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی او تغییر کرده و اطلاعات جدیدی درباره نظراتی مخالف با آنچه تاکنون به آنها اعتقاد داشته کسب کند و حتی ممکن است گاهی این عوامل او را در ارزشهایش متزلزل کند. وی می افزاید: بعضی از دانشجویان برای اینکه در جامعه به عنوان یک دانشجو هویتی مستقل کسب کنند، در ظاهر و رفتار خود تغییراتی ایجاد می کنند.به عنوان مثال، به زعم خود کارهایی روشنفکر مآبانه انجام می دهند.وی اضافه می کند: این اعمال که بخشی از آنها نیز ممکن است صحیح باشد، شاید از زاویه دید افراد جامعه نشانه بی هویتی باشد، اما بیشتر این مسایل موقتی است و نمی توان آنها را نشانه بی هویتی این قبیل از دانشجویان دانست.مدیر فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد در پاسخ به این سؤال که دلیل ناامیدی و کم شدن انگیزه که در بسیاری از دانشجویان وجود دارد، چیست؟ اظهار می دارد: من این مسأله را انکار نمی کنم، ولی این ناامیدی به محیط دانشگاه ارتباطی ندارد بلکه به فرهنگ غلطی بر می گردد که متأسفانه در جامعه ما جا افتاده است. منظورم توقع بی جای افراد از دانشگاه است که این محل را با مرکز کارآفرینی اشتباه گرفته اند و توقع دارند دانشجو بلافاصله پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه صاحب شغل شود، در حالی که دانشگاه فقط نیروهای متخصص را تربیت می کند و کارآفرینی به خود فرد و جامعه بستگی دارد.وی می افزاید: از آنجا که بسیاری از جوانان نمی توانند پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه شغل مناسبی بیابند، نسبت به تحصیل بی انگیزه می شوند.دکتر سید موسوی با بیان اینکه نمی توان جوانان را مجبور به انجام کاری کرد، می گوید: ما تصمیم گرفته ایم به زودی در محیط دانشگاه طرحی را پیاده کنیم به این نحو که رابطه صمیمانه ای بین استادان و دانشجویان ایجاد نماییم و امیدواریم که ببیشتر مشکلات فرهنگی دانشجویان با راهنمایی های دلسوزانه استادان مجرب دانشگاه برطرف شود.دکتر سید مهدی قمصری، معاون فرهنگی دانشگاه تهران نیز با بیان اینکه دانشگاه محل تربیت بخش مهمی از نیروی انسانی متخصص جامعه است و از این رو توجه به وضعیت فرهنگی دانشگاه اهمیت بالایی دارد، اظهار می دارد: من با این نظر که دانشجویان ما دچار بحران هویت شده اند موافق نیستم، زیرا اکثر دانشجویان دانشگاههای ما به اعتقادات و ارزشهای ملی و مذهبی خود پایبندند و این مسأله را در عرصه های مختلف ثابت کرده اند. البته نباید انکار کرد که تعداد اندکی از دانشجویان ما در اجزای هویتی خود دچار گسست و شکاف شده اند که این مسأله نیز به مسایل تربیتی و پایه اعتقادی آنها در مراحل قبلی تکامل اجتماعی (یعنی خانواده و مدرسه) بر می گردد. وی اضافه می کند: اگر دانشجویان در محیطی که غنای فرهنگی کافی نداشته، رشد کرده باشند؛ بویژه افرادی که برای ادامه تحصیل از شهرهای کوچک به دانشگاههایی در شهرهای بزرگ نقل مکان می کنند، ممکن است با قرار گرفتن در محیط باز دانشگاه، در سلایق خود بویژه از نظر ظاهری تغییراتی ایجاد کنند که این مسأله به پیشینه اعتقادی آنها بر می گردد. دکتر قمصری ادامه می دهد: اگر می خواهیم دانشجویان ما دچار بحران هویت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 39
آفات انفعال در جنبش دانشجویی
آسیب شناسی انفعال در جنبش دانشجویی و راهکارهای برون رفت از آن
دانشجویان، به دلیل آرمان گرایی، آشنایی با متون مدرن و برخورداری از سطح بالای آگاهی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، همواره در مبارزات ملت ها جایگاه رفیعی را به خود اختصاص داده اند.
این قشر به دلیل آنکه از درک فوق العاده ای برای فهم مقولات سیاسی - فرهنگی کلان کشورها برخوردار می باشند و یا اینکه ممکن است در آینده ای نزدیک مصدر مشاغل حساس و تاثیر گذار دولتی (در دانشگاهها، مدارس و یا کارخانجات و...) باشند، همواره مورد توجه طیف ها و جریان های سیاسی فرهنگی بوده و از آن جهت که حلقه واسط میان روشنفکران، بویژه اساتید دانشگاه از یکسو و مردم عادی از سوی دیگر محسوب می شدند، در فرآیند حرکتهای ملی کشورها، از جانب نخبگان این گونه حرکتها، نقش تاثیر گذاری بر عهده آنها گذارده شده است.
جنبش های دانشجویی در سراسر جهان، با تکیه به مواردی که در بالا عنوان نمودیم، آرام آرام شکل یافت و به قدرت سترگی در کشورهای در حال توسعه تبدیل شد.
به هر حال این جنبش ها (جنبش های دانشجویی) در سراسر دنیا، از اثرگذارترین و با سابقه ترین نهادهای مدنی بوده و تا کنون نیز توانسته اند گام های بلندی را در جهت تحقق عدالت، آزادی، و استقلال کشورها برداشته و تامین کننده بزرگ نیروهای انسانی (لجستیک) لازم برای حرکت های سیاسی-فرهنگی احزاب و سازمان های غیردولتی در کشورهای مختلف جهان باشند.
جنبش دانشجویی به روایت ایرانی اش نیز از این امر مستثنی نبوده و این جنبش، سرشار از تجاربی است که در طی بیش از نیم قرن تکاپوی سیاسی – فرهنگی خود و عبور از مراحل بسیار ویژه تاریخ ایران از جمله جنبش ملی شدن صنعت نفت به رهبری آزادمرد تاریخ ایران دکتر مصدق، نفوذ و حضور گسترده ای را در بدنه جبهه ملی، نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق ایران، انقلاب اسلامی ایران، تصرف سفارت آمریکا، جبهه های دفاع مقدس و در نهایت جنبش اصلاحات ایران و جبهه دوم خرداد داشته است.
شایان ذکر است، عده ای برآنند که جنبش دانشجویی ایران، به لحاظ ذاتی متعلق به نگرش های چپ گرایانه مبتنی بر عدالت اجتماعی بوده و با سپری شدن پارادایم عدالت اجتماعی، نقش و جایگاه و ضرورت وجودی خود را از کف خواهد داد و به ورطه فراموشی خواهد افتاد.
به زعم ایشان، این فترت و انفعالی که هم اکنون گریبان گیر جنبش دانشجویی ایران شده به دلیل تغییر در همین پارادایم های غالب می باشد.
آنها برای اثبات مدعای خود، جنبش دانشجویی کره جنوبی را مثال می آورند که پس از فروپاشی اتحاد جماهیری شوروی سابق، تغییر ماهیت سیاسی ایدئولوژیک در بلوک شرق و لیبرالیزه و مدرنیزه شدن آن کشور، آفتاب بخت حرکت های دانشجویی در آن رو به افول نهاده و این جنبش که زمانی چالش های شگفت انگیزی برای دولت های حاکم بر کره ایجاد نموده بود کم کم در قالب نهاد های مدنی غیردولتی حل شد.
اینکه این دیدگاه تا چه حدی ممکن است صحیح باشد، امری است که به امید حق تعالی در آینده ای نزدیک به آن خواهم پرداخت اما باید توجه نمود که امروزه کشور ما شرایط ویژه ای را در پیش رو دارد و این امر ضرورت حضور جنبش دانشجویی در عرصه سیاسی کشور را اجتناب ناپذیر کرده است.
چرا که با ناامیدی مردم و حتی بسیاری از نخبگان سیاسی کشورمان از توفیق حرکت های اصلاح طلبانه در کشور، هزینه اصلاحات در ایران بالا رفته و جنبش اصلاحات، با خطر برخوردهای شدید، (همانند برخوردی که با دکتر سید هاشم آقاجری شد) آن هم با تمسک به قانون مواجه شده است.
به خاطر دارم، مدتی پیش که دادگاه انقلاب، حکم ناعادلانه و نامشروع اعدام را برای دکتر سید هاشم آقاجری استاد دانشگاه به جرم توهین به مقدسات صادر نمود و در این امر از توصیه های روحانیون عالیرتبه کشور نیز بهره مند شد، این حکم موجب بروز موجی از شادی و خوشحالی بی سابقه و زایدالوصفی در اردوگاه استبداد شده و سران، تکیه گاه ها و بیرق های انحصار طلبی و معتقدان به اسلام طالبانی در ایران را به وجد آورد، به گونه ای که نتوانستند این شوق و ذوق را در درون خود پنهان دارند و به گونه های مختلف از جمله در سخنرانی ها و مصاحبه هایشان از آن استقبال نموده و به دفاع از آن پرداختند.
اما غافل از اینکه با استقامت جنبش دانشجویی ایران، شیرینی و حلاوت این پیروزی جای خود را به شرنگ تلخ شکست خواهد داد و دانشجویان، با خیزش عمومی خود به فزون خواهی انحصار طلبان پاسخی شایسته و درخور خواهند داد.
آری، ایستادگی، حضور و جنبش دانشجویی ایران، در حمایت از دکتر سید هاشم آقاجری به آزادی وی و عقب نشینی انحصار طلبان انجامید و به برکت آن حرکتهای عظیم و تاثیر گذار دانشجویی، اینک این فاضل ارجمند در میان ماست.
تجربه آزادی دکتر سید هاشم آقاجری درسی بزرگ برای ماست که بدانیم تا جنبش دانشجویی ایران زنده، بیدار، فعال و شاداب و در جنب و جوش و شتاب قرار دارد، انحصار طلبان جرات اقدامات تندروانه نخواهند داشت و در صورت تکرار اشتباهی چون جلب و محاکمه دکتر آقاجری با پشیمانی و سرشکستگی فراوان عقب خواهد نشست. اما زمانی که این حرکت، در حالت انفعالی قرار داشته باشد، زمینه برای پیشروی انحصار طلبان برای سرکوبی نیروهای اصلاح طلب، به ویژه بی دفاع ترین نیروهای جنبش اصلاحات مانند روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان مهیا خواهد شد.
چندی است که بسیاری از فعالان سیاسی، قربانی همین انفعال در جنبش دانشجویی ایران شده اند و بی شک در صورت ادامه این انفعال دیگرانی نیز به تعداد محکومین با حبس های طولانی مدت افزوده خواهد شد.
حداقل کاری که در این زمینه می توان انجام داد آن است که نخبگان جنبش اصلاحات را مجاب کنیم تا پس از این در سخنرانی ها و مقالاتشان جنبش دانشجویی ایران را بیش از پیش هدف قرار نداده و بدان آسیب وارد نسازند
دلایل رادیکال شدن جنبش دانشجویی
::« رادیکال شدن فعالیتهای جنبش دانشجویی، به دلیل نبود تجربه و تمرین است، باید در نظر داشته باشیم اگر جایی نتوانیم آزادیمان را تجربه کنیم، همین محرومیت، خود زمینهساز رادیکالیزه شدن و خشونت میشود. بنابراین برای اینکه بتوانید حدود و آزادی را مدیریت کنید باید امکان تجربه را بدهید تا فرد بتواند بداند که کیست و به عنوان یک شهروند خود را تجربه کند.» «دانشجو همانطور که می گوید من معترضم، پس هستم؛ در عین حال باید به خود بگوید من خواهان آگاهی ام پس هستم .» دکتر سوسن شریعتی،استاد دانشگاه، در گفتوگویی که به مناسبت روز دانشجو با خبرنگار سرویس تاریخ خبرگاری دانشجویان ایران (ایسنا)، انجام داد با بیان این مطلب کارکردهای جنبش دانشجویی در مقاطع مختلف زمانی و مکانی را در ایران و کشورهای اروپایی مورد بازبینی قرار داد و تصریح کرد
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
اساساً جنبش دانشجویی، پدیده ای خاص در جوامع امروزی است و با کوشش جمعی از سوی گروهی جوان برای پیشبرد نوعی دگرگونی در جامعه تعریف می شود. بنابراین، این جنبش یک حرکت و جنبش اجتماعی به حساب می آید. هانا آرنت در کتاب «خشونت» می نویسد: «طغیان دانشجویان پدیده ای جهانی است و تجلیات آن در کشورهای گوناگون و دانشگاه های مختلف صورت های متفاوتی داشته است.» پیدا کردن وجه مشترک اجتماعی برای این نهضت، امکان پذیر نیست، لکن باید اذغان نمود که آنچه افراد نسل جوان را همه جا از لحاظ روانی ممتاز می کند، شجاعت محض، اراده شگفت انگیز برای عمل و نیز اطمینانی به همان اندازه شگفت آور بر امکان دگرگون سازی است. دو ویژگی اساسی جنبش دانشجویی را از دیگر جنبش های اجتماعی عمومی و نظیر جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی خاص (نظیر جنبش ضد برده داری و حمایت از حقوق زنان و ...) تفکیک می کند:الف- ویژگی پرسش گری و روحیه چون و چرا کردن در قبال هر قضیه ای که منافع کوتاه مدت یا بلند مدتی را برای جامعه داشته باشد یا چنین منافعی را به خطر اندازد.ب- ویژگی آرمان خواهی، اصول گرایی و کمال پرستی در ضمن نفی مناسبات تبعیض آمیز.
از سال ۱۳۱۳ (تأسیس دانشگاه تهران) تا کنون، هفتاد سال از عمر دانشگاه و جنبش دانشجویی در ایران می گذرد و در طول این مدت، جنبش دانشجویی فراز و نشیب های فراوانی را گذرانیده است. تأسیس شاخه دانشجویی حزب توده (۱۳۲۲)، سرکوب دانشجویان در ۱۶ آذر ،۱۳۳۲ تسخیر سفارت آمریکا در تهران از سوی دانشجویان پیرو خط امام (۱۳۵۸)، انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها (۱۳۵۹)، دوم خرداد ۷۶ حادثه کوی دانشگاه (۱۳۷۸) و ده ها حادثه تاریخی دیگر، نشانگر اهمیت نقش دانشگاه در تحولات جامعه ایران است و شاید اگر کمی در تاریخ جنبش دانشجویی در ایران تأمل کنیم، ویژگی های بارزی را مشاهده کنیم. تنوع گروه ها و گرایشات سیاسی و عقیدتی در دانشگاه ها و تأثیرپذیری و ارتباط مستقیم دانشجویان با فعالیت سیاسی و مبارزاتی موجود در جامعه مهمترین شاخصه جنبش دانشجویی در ایران است.
البته غلبه رادیکالیسم سیاسی و ضدیت و مخالفت بنیادین با استعمار و استبداد را هم می توان از نشانه های این جنبش نام برد.
اما با نگرشی کوتاه در جنبش دانشجویی کنونی در دانشگاه ها در می یابیم که هیچ یک از ویژگی های تاریخی جنبش دانشجویی وجود خارجی و عینی ندارد، چرا که تمام شاخصه های جنبش دانشجویی بستگی به «سیاست» دارد و امروزه دیگر عنصر «سیاست» در دانشگاه ضعیف است.
عملکرد رادیکال و انحصارطلبانه برخی از گروه های دانشجویی، عاملی مؤثر در سیاست گریزی دانشجویان است. بسیاری از دانشجویان به دلیل تبعات و هزینه هایی که اقدامات رادیکال این گروه ها در پی داشته، حاضر به فعالیت نیستند. به عنوان نمونه، تغییر نام و مرام دفتر تحکیم وحدت به تحکیم دموکراسی و یا نامه نگاری های افراطی این گروه به مقامات خارجی از عوامل مؤثر در ایجاد این فضا بوده است.دلیل دیگر، غلبه «احساسات» بر «عقلانیت» در فعالیت های سیاسی و اجتماعی دانشجویان است. نتیجه این جایگزینی بروز رفتارهای غیر عقلایی وعصبی وتند می باشد.
اما مهم ترین دلیل سیاست گریزی دانشجویان، تبدیل دانشگاه به باشگاه احزاب بوده است. پس از دوم خرداد ۷۶ برخی جریانات سیاسی در جهت چانه زنی های سیاسی شان، نیازمند فشار از پایین بودند و به دلیل عدم پایگاه اجتماعی _ مردمی این جریانات، دانشگاه محل تاخت و تاز جریانات سیاسی گشت.
در کشور ما راهبرد تبدیل دانشگاه به کلوپ احزاب به شدت از سوی برخی جریانات سیاسی دنبال می شد، هر چند که این راهبرد نتیجه ای جز رکود علمی و خمودگی سیاسی دانشگاه ها نداشت و جریاناتی که روزی دانشجویان را پیاده نظام، لشگر خود می دانستند، امروزه ویرانه ای علمی و حتی سیاسی با نام دانشگاه را به یادگار گذاشته اند!
جنبش دانشجویی، یک جنبش اجتماعی است و پویایی و پیشرفت هر جنبش اجتماعی منوط به رشد همگانی پنج گزاره است:
الف- انگیزش اجتماعی: در این مرحله جنبش نیازمند مطرح نمودن مطالب و دغدغه های عمده اجتماعی است که مقدمه و زمینه انتقاد، اصلاح و انقلاب را فراهم می آورد. هر گاه این اوضاع با احساس بی عدالتی اجتماعی توأم گردد، انگیزش های تشکیل یک جنبش اجتماعی، شدت بیشتری می یابد.ب- احساس عمومی: برای تبدیل یک کنش به احساسی پیوسته و مشترک، جنبش ناگزیر از تشکیل واحدهای کوچک، غیرمتمرکز و مبتنی بر روابط غیررسمی است تا بتواند توده های پراکنده را که عمدتاً در حد رفتار عامه عمل می کنند، به صورت گروه هایی به هم پیوسته و متحد درآورد تا در برابر مسائل نیز از طریق عادی، مسئولیت عاطفی احساس کند.
ج- تعهد و وحدت: در این حالت لازم است جنبش اجتماعی نوعی از گرایشات اعتقادات مذهبی و مکتبی را در جهت معتقد کردن افراد به جنبش در خود، رشد دهد، تا بتواند در برابر خطرات و ناملایمات خود را همچنان متحد نگه دارد.د- ایدئولوژی: هر جنبشی باید قادر باشد تا گرایشات متحد کننده و مکتبی را در قالب باورها و ارزش های مذهبی که بر کلیه اقشار مردم، قدرت نفوذ داشته باشد، به یک ایدئولوژی راهبر و جهت بخش تبدیل نماید، تا قوت روانی و توجیه فلسفی هرگونه نقش اجتماعی و حساسیت اجتماعی در میان توده ها ایجاد گردد. از همین جا می توان به لزوم تحکیم پایه تئوریک و تدوین چهارچوب های منظم نظری برای جنبش دانشجویی، حکم نمود.
هـ- تاکتیک های عملیاتی: یک نظریه ایدئولوژیک زمانی پیروز خواهد شد که راه های عملی خاصی، جهت رسیدن به اهداف در برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت مشخص شود. در این مدت یک جنبش در مسیر نهادینه شدن گام برخواهد داشت.جنبش دانشجویی علاوه بر تمام ویژگی های عمومی جنبش های اجتماعی، دو شاخصه پرسشگری و آرمان گرایی را نیز داراست.
اکنون با توجه به هست ها و بایدها جنبش دانشجویی در ایران، می توان با قاطعیت گفت که تنها یک «جنبش دانشجویی عدالت خواه» می تواند پاسخ گوی « چراها و چگونگی» پویایی یک جنبش دانشجویی باشد.
جنبش دانشجویی به عنوان یک پارامتر تأثیرگذار بر روند تحولات اجتماعی و سیاسی از زمان بسط و فراگیری نظام آموزشی عالی مدرن در جوامع غربی و اروپایی مطرح گردیده و سیر بسط و تطوری نیز داشته است که شاید بتوان تحرکات دانشجویی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
اساساً جنبش دانشجویی، پدیده ای خاص در جوامع امروزی است و با کوشش جمعی از سوی گروهی جوان برای پیشبرد نوعی دگرگونی در جامعه تعریف می شود. بنابراین، این جنبش یک حرکت و جنبش اجتماعی به حساب می آید. هانا آرنت در کتاب «خشونت» می نویسد: «طغیان دانشجویان پدیده ای جهانی است و تجلیات آن در کشورهای گوناگون و دانشگاه های مختلف صورت های متفاوتی داشته است.» پیدا کردن وجه مشترک اجتماعی برای این نهضت، امکان پذیر نیست، لکن باید اذغان نمود که آنچه افراد نسل جوان را همه جا از لحاظ روانی ممتاز می کند، شجاعت محض، اراده شگفت انگیز برای عمل و نیز اطمینانی به همان اندازه شگفت آور بر امکان دگرگون سازی است. دو ویژگی اساسی جنبش دانشجویی را از دیگر جنبش های اجتماعی عمومی و نظیر جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی خاص (نظیر جنبش ضد برده داری و حمایت از حقوق زنان و ...) تفکیک می کند:الف- ویژگی پرسش گری و روحیه چون و چرا کردن در قبال هر قضیه ای که منافع کوتاه مدت یا بلند مدتی را برای جامعه داشته باشد یا چنین منافعی را به خطر اندازد.ب- ویژگی آرمان خواهی، اصول گرایی و کمال پرستی در ضمن نفی مناسبات تبعیض آمیز.
از سال ۱۳۱۳ (تأسیس دانشگاه تهران) تا کنون، هفتاد سال از عمر دانشگاه و جنبش دانشجویی در ایران می گذرد و در طول این مدت، جنبش دانشجویی فراز و نشیب های فراوانی را گذرانیده است. تأسیس شاخه دانشجویی حزب توده (۱۳۲۲)، سرکوب دانشجویان در ۱۶ آذر ،۱۳۳۲ تسخیر سفارت آمریکا در تهران از سوی دانشجویان پیرو خط امام (۱۳۵۸)، انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها (۱۳۵۹)، دوم خرداد ۷۶ حادثه کوی دانشگاه (۱۳۷۸) و ده ها حادثه تاریخی دیگر، نشانگر اهمیت نقش دانشگاه در تحولات جامعه ایران است و شاید اگر کمی در تاریخ جنبش دانشجویی در ایران تأمل کنیم، ویژگی های بارزی را مشاهده کنیم. تنوع گروه ها و گرایشات سیاسی و عقیدتی در دانشگاه ها و تأثیرپذیری و ارتباط مستقیم دانشجویان با فعالیت سیاسی و مبارزاتی موجود در جامعه مهمترین شاخصه جنبش دانشجویی در ایران است.
البته غلبه رادیکالیسم سیاسی و ضدیت و مخالفت بنیادین با استعمار و استبداد را هم می توان از نشانه های این جنبش نام برد.
اما با نگرشی کوتاه در جنبش دانشجویی کنونی در دانشگاه ها در می یابیم که هیچ یک از ویژگی های تاریخی جنبش دانشجویی وجود خارجی و عینی ندارد، چرا که تمام شاخصه های جنبش دانشجویی بستگی به «سیاست» دارد و امروزه دیگر عنصر «سیاست» در دانشگاه ضعیف است.
عملکرد رادیکال و انحصارطلبانه برخی از گروه های دانشجویی، عاملی مؤثر در سیاست گریزی دانشجویان است. بسیاری از دانشجویان به دلیل تبعات و هزینه هایی که اقدامات رادیکال این گروه ها در پی داشته، حاضر به فعالیت نیستند. به عنوان نمونه، تغییر نام و مرام دفتر تحکیم وحدت به تحکیم دموکراسی و یا نامه نگاری های افراطی این گروه به مقامات خارجی از عوامل مؤثر در ایجاد این فضا بوده است.دلیل دیگر، غلبه «احساسات» بر «عقلانیت» در فعالیت های سیاسی و اجتماعی دانشجویان است. نتیجه این جایگزینی بروز رفتارهای غیر عقلایی وعصبی وتند می باشد.
اما مهم ترین دلیل سیاست گریزی دانشجویان، تبدیل دانشگاه به باشگاه احزاب بوده است. پس از دوم خرداد ۷۶ برخی جریانات سیاسی در جهت چانه زنی های سیاسی شان، نیازمند فشار از پایین بودند و به دلیل عدم پایگاه اجتماعی _ مردمی این جریانات، دانشگاه محل تاخت و تاز جریانات سیاسی گشت.
در کشور ما راهبرد تبدیل دانشگاه به کلوپ احزاب به شدت از سوی برخی جریانات سیاسی دنبال می شد، هر چند که این راهبرد نتیجه ای جز رکود علمی و خمودگی سیاسی دانشگاه ها نداشت و جریاناتی که روزی دانشجویان را پیاده نظام، لشگر خود می دانستند، امروزه ویرانه ای علمی و حتی سیاسی با نام دانشگاه را به یادگار گذاشته اند!
جنبش دانشجویی، یک جنبش اجتماعی است و پویایی و پیشرفت هر جنبش اجتماعی منوط به رشد همگانی پنج گزاره است:
الف- انگیزش اجتماعی: در این مرحله جنبش نیازمند مطرح نمودن مطالب و دغدغه های عمده اجتماعی است که مقدمه و زمینه انتقاد، اصلاح و انقلاب را فراهم می آورد. هر گاه این اوضاع با احساس بی عدالتی اجتماعی توأم گردد، انگیزش های تشکیل یک جنبش اجتماعی، شدت بیشتری می یابد.ب- احساس عمومی: برای تبدیل یک کنش به احساسی پیوسته و مشترک، جنبش ناگزیر از تشکیل واحدهای کوچک، غیرمتمرکز و مبتنی بر روابط غیررسمی است تا بتواند توده های پراکنده را که عمدتاً در حد رفتار عامه عمل می کنند، به صورت گروه هایی به هم پیوسته و متحد درآورد تا در برابر مسائل نیز از طریق عادی، مسئولیت عاطفی احساس کند.
ج- تعهد و وحدت: در این حالت لازم است جنبش اجتماعی نوعی از گرایشات اعتقادات مذهبی و مکتبی را در جهت معتقد کردن افراد به جنبش در خود، رشد دهد، تا بتواند در برابر خطرات و ناملایمات خود را همچنان متحد نگه دارد.د- ایدئولوژی: هر جنبشی باید قادر باشد تا گرایشات متحد کننده و مکتبی را در قالب باورها و ارزش های مذهبی که بر کلیه اقشار مردم، قدرت نفوذ داشته باشد، به یک ایدئولوژی راهبر و جهت بخش تبدیل نماید، تا قوت روانی و توجیه فلسفی هرگونه نقش اجتماعی و حساسیت اجتماعی در میان توده ها ایجاد گردد. از همین جا می توان به لزوم تحکیم پایه تئوریک و تدوین چهارچوب های منظم نظری برای جنبش دانشجویی، حکم نمود.
هـ- تاکتیک های عملیاتی: یک نظریه ایدئولوژیک زمانی پیروز خواهد شد که راه های عملی خاصی، جهت رسیدن به اهداف در برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت مشخص شود. در این مدت یک جنبش در مسیر نهادینه شدن گام برخواهد داشت.جنبش دانشجویی علاوه بر تمام ویژگی های عمومی جنبش های اجتماعی، دو شاخصه پرسشگری و آرمان گرایی را نیز داراست.
اکنون با توجه به هست ها و بایدها جنبش دانشجویی در ایران، می توان با قاطعیت گفت که تنها یک «جنبش دانشجویی عدالت خواه» می تواند پاسخ گوی « چراها و چگونگی» پویایی یک جنبش دانشجویی باشد.
جنبش دانشجویی به عنوان یک پارامتر تأثیرگذار بر روند تحولات اجتماعی و سیاسی از زمان بسط و فراگیری نظام آموزشی عالی مدرن در جوامع غربی و اروپایی مطرح گردیده و سیر بسط و تطوری نیز داشته است که شاید بتوان تحرکات دانشجویی