لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 46
ضرورتهای محیطی خصوصی سازی
مقدمه
خصوصی سازی فرایندی اجرایی، مالی و حقوقی است که دولتها در بسیاری از کشورهای جهان برای انجام اصلاحات در اقتصاد و نظام اداری کشور به اجرا درمی آورند. واژه خصوصی سازی حاکی از تغییر در تعادل بین حکومت و بــازار و به نفع بازار است. خصوصی سازی وسیله ای برای افزایش کارایی (مالی و اجتماعی) عملیات یک موسسه اقتصادی است. زیرا چنین به نظر می رسد که مکانیسم عرضه و تقاضا و بازار در شرایط رقابتی باعث بکارگیری بیشتر عوامل تولید، افزایش کارایی عوامل و درنتیجه تولید بیشتر و متنوع تر کالاها و خدمات و کاهش قیمتها خواهد گردید. این پیش بینی به جهت مبانی تئوریک و علمی در سطح اقتصاد خرد و همچنین تجربه سایر کشورها امری پذیرفته شده است و در این صورت چرایی مسئله قابل پاسخ و اثبات است اما نکته غامض و پیچیده چگونگی انجام آن و در پیچیده ترین مسئله آن یعنی انتقال مالکیت و نیز شکل گیری بخش خصوصی در جامعه است. به طور خلاصه برای آنکه خصوصی سازی هرچه بهتر صورت پذیرد باید اقدامات زیر به طور «همزمان» به عمل آیند:
الف - تقویت حقوق مالکیت خصوصی، تغییر ساختار شرکتها، آزادسازی و مقررات زدایی، اصلاح مقررات، اصلاح ساختار مالی (بویژه بازار سرمایه) و بازار نیروی کار؛ ب - تشویق و هدایت درجهت توسعه بخش خصوصی به منظور تحریک رقابت و ورود تولیدکنندگان به بازار؛
ج - واگذاری موسسات عمومی دولتی به بخش خصوصی (تغییر مالکیت).
نیازمندیهای «محیطی»
خصوصی سازی در سطح ملی باید با اتکا بر اهداف استراتژیک خاص آغاز شود چرا که بسیاری از طرحها به علت نبود اهداف استراتژیک مشخص، قابل پیگیری و قابل ارزیابی، یا از حرکت می ایستند و یا از مسیر اصلی خود خارج می شوند. اهداف تبیین شده می بایستی بدون تعارض، تداخل منفی و در کوششی هماهنگ و اولویت بندی شده تعریف گردنــد. اهداف استراتژیک خصوصی سازی می توانند درجهت توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی منطقه و کشور، حذف انحصار و گسترش رقابت، اشتغالزایی، توسعه فعالیت، کاهش هزینه های جاری شرکتها، کوچک شدن اندازه دولت و... باشند. پس از تبیین اهداف باید به دو اصل مهم افزایش سودآوری و تقویت مالکیت خصوصی توجه گردد. مطالعه تاریخی فرایند خصوصی سازی در کشورهایی مانند آلمان، انگلیس، فرانسه و... و کشورهایی نظیر روسیه، کره جنوبی، لهستان،جمهوری چک، اسلواکی و... (که به لحاظ ساختار اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و رفتاری دارای تفاوتهای اساسی هستند) نشان می دهد در مرحله گذر از اقتصاد دولتی به اقتصاد بازار و شکل گیری نظام بازار به این دو اصل توجه شده است و به فراخور زمان، مکان و شرایط، زمینه های زیر را فراهم و به وجود آورده اند:
اول) اقدامات «درونی» بنگاه درجهت افزایش بهره وری و سودآوری - توسط مدیـــران بنگاه - : در این زمینه می توان به اقداماتی مانند تقویت فرهنگ عمومی کارکنان و مدیران بنگاه، توسعه منابع انسانی، مدیریت سرمایه و افزایش بهره وری سرمایه، تجدید ساختار و مهندسی مجدد به منظور کاهش سطوح مدیریتی و سلسله مراتب اداری و نیز ادغام فعالیتهای متجانس و حذف فعالیتهای موازی، توسعه امور بین الملل درجهت جذب سرمایه و فناوری، بازنگری در قراردادها به منظور شفاف سازی و همچنین تعریف و ارائه استانداردها و شرایط خصوصی پیمان و... اشاره کرد.
دوم) ایجاد شرایط و بستر «محیطی» به عنوان «موتور» خصوصی سازی - توسط دولت - : نوشته حاضر به عنوان یک حلقه و زیرمجموعه فراموش شده درخصوصی سازی کشور تاکید بر این موارد دارد. بررسی قوانین و برنامه های توسعه و اقدامات خصوصی سازی و مکمل آن در کشــور مؤید آن است که دولت فاقد مجموعه ای جامع، همــاهنگ و مکمل و جهت دار (بویژه مابین نهادها و سازمانها) با اهداف و استراتژی های کلان خصوصی سازی کشور است. به طور خلاصه درجهت بهبود شرایط و زمینه های تخصصی «محیطی» خصوصی سازی، حتی قبل از شروع اقدامات اجرایی در مرکز حکومت، ارائه دو بستر زیر ضروری می کند:
ارائه بستر مناسب قانونگذاری: نهادهای قانونگذار(تصمیم ساز و تصمیم گیر) با تعیین اولویتها باید از یک طرف قوانین و مقررات لازم را برای ایجاد یک اقتصاد کارآمد مبتنی بر بازار و کوچک شدن اندازه دولت تدوین کنند.
بازنگری قوانین، ارزیابی اثربخشی آنها در اجرا، تدوین و پیشنهاد قوانین جدید ازجمله وظایف این نهادها خواهدبود. در این مرحله مهمترین بحث چگونگی تغییر مالکیت و گذر از بنگاهها و شرکتهای دولتی به شرکتهایی با مالکیت مشترک و یا خصوصی و تقویت حقوق مالکیت خصوصی است. در این زمینه به تدوین قوانینی در موارد زیر اشاره می شود:
گسترش رقابت (قانون ضدانحصار)؛
قوانین روابط بین الملل و داخلی؛ - نحوه بازگرداندن سود و چگونگی خارج کردن آن از کشور؛ - مالکیت خارجی سرمایه و زمین؛ - محدودیتهای تبدیل ارز؛ - محدودیتهای درمورد استخدام و اخراج کارگران.
و ازطرف دیگر، قوانین و مقررات لازم را به منظور نظارت بر فعالیت بنگاه خصوصی - و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه
قسمتی از متن .doc :
فرق وبر و جامعه شناسان دیگر در تحلیل جامعه غرب:
ماکس وبر جامعه شناسی را علم فراگیر کنش اجتماعی می دانست. او به خاطر تأکید تحلیلی بر کنشگران فردی، از بسیاری از پیشینیان متفاوت بود، زیرا که تحلیل جامعه شناختی آن ها بیشتر بر صورت های ساختاری- اجتماعی مبتنی بود. اسپنسر بیشتر به قضیه تکامل هیئت اجتماعی در مقایسه با ارگانیسم فردی پرداخته بود. علاقه اصلی دورکیم معطوف به تنظیم های اجتماعی ای بود که انسجام ساختارهای اجتماعی را حفظ می کنند. مارکس در تحلیل های اجتماعی اش، بیشتر به کشمکش های طبقات اجتماعی در چهارچوب ساختارهای اجتماعی و روابط تولیدی می پرداخت. اما وبر بر خلاف همه این ها، تاکید اصلی اش متوجه معانی ذهنی ای است که انسان ها کنشگر به کنش های شان نسبت می دهند و جهت گیری های متقابل این کنش ها را در چهارچوب زمینه های تاریخی-اجتماعی، مورد بررسی قرار میدهد. وبر می گفت که رفتاری که از یک چنین معنایی بویی نبرده باشد در خارج از پهنه جامعه شناسی جای می گیرد.
نظریه پردازان پیش از وبر می کوشیدند که گرایش های تاریخی یا تکاملی عمده جامعه غربی را بر حسب ساختارهای اجتماعی در نظر گیرند؛ برای مثال، مفهوم مورد نظر تونیس، مستلزم تغییر جهت از اجتماع به تجمع غایتمند بود. مفهوم این تغییر از جامعه مبتنی بر منزلت به جامعه مبتنی بر قرارداد را پیش کشیده بود و برداشت امیل دورکیم، مبتنی بر حرکت از همبستگی مکانیکی به همبستگی ارگانیک بود. اما وبر در همین مورد پیشنهاد کرده بود که نشانه های بارز و اساسی انسان نوین غربی را باید بر حسب دگرگونی های چشمگیر در موقعیت تاریخی و اجتماعی. وبر که نمی خواست خود را به هرگونه تفسیر « مادی اندیشانه» یا « ایدآلیستی» تاریخ پایبند سازد، واحد نهایی تحلیل خود را همان شخص کنشگر عینی می دانست.
جامعه شناسی تفسیری، فرد و کنش او را به عنوان واحد اساسی و اتم خود در نظر می گیرد… فرد بالاترین حد و تنها حامل رفتار معنی دار است…….. مفاهیمی چون دولت، « تجمع، فئودالیسم و نظایر آن، مقولات خاصی از کنش متقابل انسانی را مشخص می سازند. از همین روی، وظیفه جامعه شناسی، تقلیل این مفاهیم به کنش « قابل فهم» است که بدون استثناء در مورد کنش های یکایک افراد بشر صادق است.
تأکید وبر بر جهتگیری های متقابل کنشگران اجتماعی و انگیزه های « قابل فهم» کنش های آن ها، از ملاحظات روش شناختی ای مایه می گیرد که رهیافت او را از آن دیگران متمایز می سازند.
انواع کنش اجتماعی
در جامعه شناسی وبر چهار نوع کنش اجتماعی باز شناخته شده اند. انسان ها می توانند به یک کنش غایتمندانه یا هدفداری دست یازند؛ کنش معقولانه آن ها می تواند معطوف به ارزش باشد؛ آن ها ممکن است به انگیزش های عاطفی یا احساسی عمل کنند و سرانجام این که انسان ها ممکن است دست به یک کنش سنتی زنند.
معقولیت غایتمندانه که هم هدف و هم وسایل آن معقولانه برگزیده می شوند، در کار آن مهندسی نمودار است که با کاراترین فن ارتباط وسایل به اهداف، پلی را می سازد.
معقولیت معطوف به ارزش، در تلاش برای تحقق یک هدف ذاتی نمایان می شود، هدفی که به خودی خود معقول نیست- مانند دستیابی به رستگاری- اما می تواند با وسایل معقول پیگیری شود- مانند رفتار کسانی که در خدمت مذهبی یک فرقه بنیادگرا کار می کنند.
سرانجام این که کنش سنتی به راهنمایی عادات مرسوم فکری و با اتکاء بر « گذشته ازلی» انجام می گیرد؛ نمونه این رفتار در هر یک از مجامع کلیمیان درست آیین دیده می شود.
این طبقه بندی از انوع کنش ها از دو جهت به کار وبر می خورد، زیرا که از یک سوی به وبر اجازه می دهد که به تمایزهای سنخ شناختی خویش دست یابد مانند تمایز انواع اقتدار، و از سوی دیگر مبنایی را برای او فراهم می سازد تا مسیر تحول تاریخی غرب را بر آن مبنا مورد بررسی قرار دهد.
ریمون آرون حق دارد که کار وبر را بسان « نمونه یک نوع جامعه شناسی هم تاریخی و هم دستگاهمند» می انگارد.
کنش اجتماعی در جامعه نوین غرب:
وبر بیشتر به جامعه نوین غرب پرداخته بود، یعنی همان جامعه ای که به نظر او، رفتار افراد آن هر چه بیشتر تحت سلطه معقولیت هدفدار در آمده است، حال آنکه در دوران پیش از این، رفتار انسان ها برانگیخته سنت، محبت یا معقولیت معطوف به ارزش بود. بررسی هایی که وبر از جوامع غیر غربی کرده بود، بیشتر برای روشن تر ساختن این تحول شاخص غرب طراحی شده بودند.کارل مانهایم این قضیه را به خوبی مطرح می سازد، زمانی که می گوید « کل کار ماکس وبر بر محور این پرسش دور می زند که کدامیک از عوامل اجتماعی، معقولیت تمدن غرب را پدید آورده اند». وبر استدلال می کرد که در جامعه نوین، چه در پهنه سیاست یا اقتصاد و چه در قلمرو قانون و حتی در روابط متقابل شخصی، روش کارای کاربرد وسایل متناسب با اهداف، مسلط شده و جانشین محرک های دیگر کنش اجتماعی گشته است.
مبانی نظری وپیشینه تحقیق پیش بینی واردات برنج با روش¬های ARIMA و هالت وینترز
بصورت ورد ودر40صفحه
دارای منابع وپیشینه کامل
2-1 مقدمه 1
2-2 پیش بینی واردات برنج 2
2-3 مدل سازی اقتصادسنجی یا رگرسیونی 4
2-4 خصوصیات یک مدل خوب 8
2-5 اشکال تبعی مدل های رگرسیونی 9
2-6 ماهیت تحلیل رگرسیونی 12
2-7 ماهیت داده ها برای تحلیل رگرسیونی 14
2-8 روش شناسی رگرسیونی 17
2-9 اقتصادسنجی سری های زمانی 17
2-9-1 فرآیند تصادفی ساکن (ایستا 18
2-9-2 آزمون ریشه واحد (آزمون باری ایستا بودن 18
2-10 معادلات همزمان 21
2-11 پیش بینی 21
روش های پیش بینی رگرسیونی 22
روش های پیش بینی غیر رگرسیونی 24
2-12 ارزیابی عملکردروشهای پیش بینی وانتخاب بهترین مدل29
2-13 آزمون والد ولفویتز 30
2-14 پیشینه پژوهش 31
2-15 نتیجه گیری از ادبیات پژوهش 36
منابع 37
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 45 صفحه
قسمتی از متن .doc :
موضوع:
فتح مکه
نام استاد:
جناب آقای افتخاری
نام درس:
تاریخ تحلیلی صدر اسلام
گردآورنده:
سیدجلال میرمعصومی
فتح مکه
مقدمه:
در میان قبائلی که اطراف مکه سکونت داشتند دو قبیله بودند بنامهای بنی بکر و خزاعة که مابین آنها از زمانهای قدیم عداوت و دشمنی برقرار بود. و سبب آن این بود که مردی از بنی حضرمی بنام مالک بن عباد – که هم پیمان با اسودبن رزن و قبیله بنی بکر بود برای نجات به مسافرت رفت و در راه گذارش به زمینهای قبیله خزاعة افتاد، و قبیله مذکور این مرد را کشتند و اموالش را بردند بنی بکر نیز تلافی کرده مردی از خزاعة را کشتند خزاعة نیز سه نفر از بزرگان بنی کنانة را بنامهای: سلمی و کلثوم و ذؤیب در نزدیکی انصال حرم( علامت هائی که برای حرم ( علامت هائی که برای حرم در مکه نصب کرده اند) به قتل رساندند.
اسلام که آمد موقتاً انتقامجویی را از میان این دو قبیله برداشت و افراد سرگرم تازه مسلمانان شدند، در جریان صلح حدیبیه( چنانچه پیش از این گفتیم) جزء مواد صلحنامه یکی این بود که هر قبیله ای بخواهند با قریش و یا با محمد(ص) پیمان بندند در عقد پیمان آزاد باشند، و روی این قرارداد خزاعة در پیمان رسول خدا(ص) وارد شدند و بنی بکر نیز با قریش هم عهد شدند.
پس از اینکه قراداد صلح فیمابین برقرار شد تیره ای از بنی بکر بنام بنی اسود بن رزن در صدد برآمدند انتقام آن سه نفری که بدست خزاعة کشته شده بودند از ایشان بگیرند ، و صلح را نقض کنند. از این رو مردی از ایشان بنام نوفل بن معاویة با جمعی از بنی بکر و گروهی از قریش به خانه خزاعة حمله بردند و در سرآبی بنام« وتیر» بر آنها شبیخون زده و مردی از آنها را بنام منبه کشتند.
خزاعة که چنان دیدند به سوی مکه عقب نشینی کرده خود را بحرم رساندند ولی در آنجا هم بنی بکر دست بردار نبود، و هنگامی که به نوفل گفتند: از خدا بترس اینجا حرم است و ما د اخل حرم شده ایم؟نوفل گفت: امروزه خدائی در کار نیست، شما در حرمی دست به دزدی و سرقت می زنید چگونه از انتقامجویی و خونخواهی کشتگانتان صرفنظر می کنید.
و سبب قتل منبه هم این بود که او مردی کم دل بود ودر آنشب با یکی از خزاعة به ن تمیم بیرون رفت و چون متوجه حمله بنی بکر شد رو به تمیم کرد و گفت: رفیق، خود او را نجات بده ولی من خواهم مرد چه مرا بکشند و چه رهایم کنند، زیزا این منظره که من دیدم قلبم را از هم شکافت ودیگر زنده نخواهم ماند از اینرو تعمیم فرار کرد. و منبه ایستاد تا بنی بکر به او رسید و او را کشتند و تمیم برای فرار خود اشعاری سروده و عذر خود را در آن اشعار خواستند.
خزاعة خود را به شهر مکه رسانده بخانه بدیل بن ورقاء و مرد دیگری بنام رافع که با آنها دوست بود وارد شدند.
و درباره حمله مزبور که از طرف بنی بکرو کنانة نسبت به خزاعة صورت گرفت اخرز بن لعط تشعاری گفت که بدیل بن عبدمناة نیز پاسخ آنها را داده و حسان بن ثابت نیر در اینباره اشعاری سرود.
عمروبن سالم خزاعی در محضر رسولخدا(ص):
پس از این واقعه و نقض صحلنامه از طرف قریش و بنی بکر عمرو بن سالم یکی از افراد خزاعة بمدینه آمدو جریان حمله قریش و بنوبکر را به قبیله خزاعة در ضمن اشعاری باطلاع آنحضرت رسانید و از او استمداد کرد.
رسول خدا(ص) فرمود: آی عمرو تو یاری خواهی شد، سپس ابری در آسمان ظاهر شد رسول خدا(ص) فرمو: این بار برای یاری بن کعب( که تیره از خزاعة بودند) اشک می ریزد.
بدنبال عمروبن سالم بدیل بن ورقاء نیز با عده ای از قبیله خزاعة به مدینه آمدند و نقض صلح را از یک طرف قریش و بنی بکر باطلاع رسولخدا(ص) ر ساندند و سپس به مکه مراجعت کردند.
بدیل و همراهان که بسو ی مکه برگشتند رسولخدا(ص) فرمود: ابوسفیان را می نگرم که به نزد شما آمده تا پیمان صلح را محکم کند و مدت آنرا زیادتر کند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
ضرب المثلها از دیدگاه مردم
مسئله تعریف ضرب المثل به نظر می رسد که به قدمت علاقه انسان به آنها باشد . مردمی که آگاهانه از آنها استفاده می کردند یا شروع به جمع آوری آنها در دوران باستان می کردند واضح است که نیاز داشتند که بین ضرب المثل ها وسایر صنایع مرموز کلامی مانند شعارها، عبارات و کلمات قصار و…….. تفاوت قائل شوند.
نه تنهاچنان مغزها ی متفکربزرگی مانند ارستیل 2 و پلاتو3 بلکه دانشمندان یونان نیز با این سئوال که در ضرب المثل از چی تشکیل شده است ؟ کلنجار می رفتند .
جان فردریک4 بعضی از این تعریفهای اخیر را در مقاله جذابش تحت عنوان « مفهوم یونانی ضرب المثل ها» را بررسی کرد.
بعد از فردریک بارتل 5 جرویتینگ نیز هزاران تعریف از ضرب المثل را که از دوران باستان تاعصر جدید گردآوری کرده بود ،در مقاله ای قابل توجه به نام « ماهیّت ضرب المثلها» گردآوری کرد.
در پنجاه سال اخیر از زمان مطالعات دقیق و ویتینگ مقاله های علمی برجسته ، رساله ها وحتی کتابهایی که همه سعی می کردند که به اصطلاحاتی باتعریف کلی ضرب المثل برسند، تأیید شدند .
دانشمندان درسراسر جهان به جستجوی تعاریف کاربردی از ضرب المثلها ادامه می دهند . از آن جمله بعضی از تازه ترین نمونه ها به زبان انگلیسی توسط : شرئی آرورا 6، نیگل بارلی 7، اتو سیتل 8 و…..انجام شد .
اما بر خلاف تعریف های مهم وعالمانه ای که بر اساس دیدگاههای زبان شناسی بود ، همه تا حدودی با عقاید دانشمند قدیمی ضرب المثل ( آرچر تایلر9) موافق بودند که معتقد بود « یک ویژگی غیر قابل توصیف به ما می گوید که یک جمله ضرب المثل هست و دیگری نیست .
تعریفهای جدید تر ممکن است در حقیقت متناسب باشند با جمله هایی که ما تا کنون آنها را ضرب المثل می دانستیم اما دوباره در سخنان تایلر خردمند: «در هیچ تعریفی نمی تواند برای ، بطور قطعی مشخص کند که یک جمله ضرب المثل است » یک تعریف نمی تواند نکات رایج ومرسومی برای تشخیص صحیح ضرب المثل داشته باشد.
اما بگذارید دنیای بحث ها ی فلسفی وجدی را رها کنیم وبه شعار تایلر درباره ویژگی غیر قابل توصیفی که به طور فرضی به ما می گویدکه ضرب المثل چیست توجه کنیم.
1. WOIFGANG MIEDER 2. Anstol 3. Plato 4 jan fredri 5. Brtlett jenwhitlay
6Shirley Arora 7. Mgel Barley 8. Otto Blehr 9. Archer Taylcr
نظریه های غیر تخصصی در مورد ضرب المثل چه می گویند؟
افراد غیر کارشناس چگونه یک جمله را به عنوان ضرب المثل می شناسند.؟
امروزه دیدگاه عمومی در موردضرب المثل چه می گوید؟
برای جواب دادن به این سؤالات بگذارید به 55 نمونه تعریف ضرب المثل که من از دانش آموزان ،؟دوستان و آشنایان در حدود سال گذشته جمع آوری کرده ام ،نگاه کنیم .
از نظر من هیچ کس نمی تواند نظرمن را در مورد پذیرفتن این تحقیق عوض کند و حتی با وجود این که این نمونه تحقیق برای من مثال بسیار کوچکی است ، می تواندنظریه خوبی در ارائه دیدگاه عمومی مردم در مورد ضرب المثل باشد .
برای این منظور من بررسی را از تعدادی مقاله های مشهور را در مورد ضرب المثل در روزنامه ها ومجلات که متخصصین ضرب المثل به آنها توجه نکرده اند ،اضافه خواهم کرد .
فعالیتهایی در غالب مقاله ای که از سال 1877 تا 1984 میلادی در نشریه هایی مثل Newday,Time. Atlantic Mcnrhy, Saturday,Review,New york Times بوجود آمدند ،مطمئناً به دستیابی تعریفی از ضرب المثل از دیدگاه عموم ( ونه دیدگاه علمی ) کمک خواهندکرد .
قبل از شروع بحث ،بهتری آن است که چند نمونه از این ضرب المثلهای انگلیسی را ذکر کنیم :
« یک ضرب المثل خوب هیچ گاه دیرتر از موعد به کار نمی رود» « ضرب المثلها نتیجه تجربه هستند» « هیچ چیز نمی تواند بر ضرب المثل غلبه کند » « اگر ضرب المثل قدیمی کمتر مورد توجه باشد ،ولی درستی آن کمتر نیست » « گفته قدیمی نمی تواند بی نظیر باشد»
« دانش ضرب المثل نمی تواند ممتاز باشد » ،« ضرب المثل های رایج به ندرت دروغ می گویند» « درگفته قدیمی که مدت طولانی به عنوان حقیقت ثابت شده ، نمی تواند رد شود» « در ضرب المثل های قدیمی حقیقت را می گویند» « هر ضرب المثل حقیقت است » « در ضرب المثلهای قدیمی نتیجه حقیقت هستند» « آنچه که همه می گویند ، حقیقت است »
از نظر استفاده کنندگان ضرب المثل ،در تمام مراحل زندگی ،ضرب المثل عقل سلیم تجربه ،خرد و بالاتر از همه حقیقت را در بر می گیرد .
آیا چنین تعریفی هنوز حقیقت را حفظ می کند یا افراد مدرن در یک جامعه تکنولژیکی (فنی )ضرب المثل ها را از جنبه انتقادی بیشتری می بینند؟ آیا ضرب المثل ها هنوز به عنوان هسته ناب دانش و حقیقت در نظر گرفته می شوند، یا به عنوان قسمتهای منسوخ تعلیم اخلاقی به استهزا گرفته می شوند؟
55 نمونه تعریف اخیر از ضرب المثل ممکن است باعث تعجب کسانی شود که متوجه می شوند این توصیفها از ضرب المثل از افراد یک جامعه بافرهنگ و تحصیلکرده بر آمده است.
در حقیقت نحوه جمع آوری این تعریفها به این صورت بود که از مردم خواسته شد نظرشان را در مورد این سؤال کلیشه ای بدون آمادگی قبلی روی کاغذ بنویسد .
آن سؤال این بود:شما ضرب المثل را چگونه تعریف می کنید؟
جوابهای این سؤال به ترتیب حروف الفبا در زیر ذکر شده است:
ضرب المثل شامل یک جمله کوتاهی است که دانش عمومی رادر برگرفته است .
ضرب المثل شامل دانشی است که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود.
ضرب المثل ها موقعیت های را توصیف می کنند که قبلاً اتفاق افتاده اندو بارها وبارها تکرار می شوند.