لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
آسیبهای اجتماعی به عنوان اموری که نظم عمومی جامعه را به هم می زنند و هنجارهای آن را مورد تعرض قرار می دهند بسیار حایز اهمیت می باشند. چراکه افزایش ناهنجاریها نشانه ای از وجود بحران محسوب می شود و نظم اجتماعی را تهدید می کند.
با توجه به اهمیت آسیب های اجتماعی و روند رو به رشد آن بی شک مداخله در آسیبهای اجتماعی نیاز به تفکری جامع دارد که فعالیت آن در سطوح مختلف پیشگیری مراقبت و حمایت قابل پیشگیری باشد.
آسیب شناسی اجتماعی
آسیب شناسی اجتماعی به بررسی انواع مشکلات می پردازد که در سطح اجتماعی مطرح هستند و سعی می کنند علل مختلف آنها را از جنبه های مختلف فردی، اجتماعی و غیره مورد بررسی قرار دهد.
آسیب شناسی اجتماعی به بررسی انواع مشکلات می پردازد که در سطح اجتماعی مطرح هستند و سعی می کنند علل مختلف آنها را از جنبه های فردی، اجتماعی و غیره مورد بررسی قرار دهد.
هر جامعه متناسب با شرایط خود، فرهنگ، رشد و انحطاط خود با انواعی از انحرافات و مشکلات روبروست که تأثیرات مخربی روی فرآیند ترقی دارد شناخت چنین عواملی می تواند مسیر حرکت جامعه را به سویی ترقی و عامل هموار سازد به طوری که علاوه بر درک عمل آنها و جلوگیری از تداخل با ارائه راه حلهایی به سلامت جامعه کمک نماید.
علل و عوامل پیدایش آسیب های اجتماعی
مطالعه انحرافات و کجروی های اجتماعی و به اصطلاح آسیب شناسی اجتماعی عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی های اجتماعی.
مطالعه انحرافات و کجروی های اجتماعی و به اصطلاح، آسیب شناسی اجتماعی عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه های اجتماعی، در واقع آسیب شناسی اجتماعی مطالعه و ریشه یابی بی نظمی ها، ناهنجاری ها و آسیب هایی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، طلاق و ... همراه با علل و شیوه های پیش گیری و درمان آنها و نیز مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامانی اجتماعی است. به عبارت دیگر خاستگاه اختلال ها، بی نظمی ها و نابسامانی های اجتماعی، آسیب شناسی اجتماعی است زیرا اگر در جامعه ای هنجارها مراعات نشود. رفتارها آسیب می بیند یعنی آسیب زمانی پدید می آید که از هنجارهای مقبول اجتماعی تخلفی صورت پذیرد. عدم پای بندی به رفتارهای اجتماعی موجب پیدایش آسیب اجتماعی است. از سوی دیگر، اگر رفتاری با انتظارات مشترک اعضای جامعه و یا یک گروه یا سازمان اجتماعی سازگار نباشد و بیشتر افراد آن را ناپسند و یا نادرست تصور کنند کجروی اجتماعی تلقی می شود سازمان یا هر جامعه ای از اعضای خود انتظار دارد که از ارزش ها و هنجارهای خود تبعیت کنند.
اما همواره افرادی در جامعه یافت می شوند که از پاره ای از این هنجارها و ارزش ها تبعیت نمی کنند افرادی که همساز و هماهنگ با ارزش ها و جامعه و یا سازمانی باشند همنوا و یا سازگار و اشخاصی که برخلاف هنجارهای اجتماعی رفتار کنند و بدان ها پای بند نباشند افرادی ناسازگار می باشند. در واقع کسانی که رفتار انحرافی و نابهنجاری آنان دائمی باشد و زودگذر و گذرا نباشد کجرو یا منحرف نامیده می شود رفتارها را انحراف اجتماعی یا social devianced و یا کجروی اجتماعی گویند.
چشم انداز آسیب ها و تهدیدات اجتماعی ایران
جوامع در حال گذار جوامعی هستند که به دلیل تغییرات متنوع و متعدد معمولاً یا تضادهای مختلف زیرساخت های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مواجهند. عدم تطابق و رشد ناهماهنگ غیرمادی فرهنگ در این جوامع، موانع و مشکلاتی را در سازگاری اجتماعی به وجود آورده است.
افراد به سختی و به زحمت می توانند خود را با محیط سازگار و با تغییرات و دگرگونی های تازه و هماهنگ نمایند. لذا از این حیث دارای تاخرهای فرهنگی، بی هنجاری و ناهنجاری، کشاکش های مختلف اجتماعی در سطحی وسیع تر، بی سازمانی و از هم گسیختگی اجتماعی هستند این بی نظمی ها عدم تعادل و ثبات اجتماعی در مقاطع مختلف زمانی و افزایش آسیب پذیری ها و تحمیل بحران های شدید شده است که در صورت عدم توجه و برنامه ریزی صحیح می تواند نه تنها امنیت ملی- اجتماعی که هستی شناختی آنها را با تهدیدی جدی مواجه کند.
ایران به عنوان یک کشور د رحال توسعه و گذار از مرحله سنتی به مدرنیسم از این قاعده مستثنی نیست و دگرگونی های سریع و وسیعی در ساختارهای اصلی خود به خصوص ساختار فرهنگی و اجتماعی گذاشته است. در نتیجه این تغییرات شتاب آلود و تاخرساختارهای موجود در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سبب شده است آسیب ها و تهدیدات اجتماعی متنوعی بر جامعه ایران تحمیل شود .
به طوری که طبق آمارهای بهزیستی کشور طی سال های اخیر به طور متوسط هر سال 15 درصد رشد آسیب های اجتماعی داشته ایم. از آنجا که میزان پیشرفت و توسعه هر کشوری در سایه امنیت و ثبات اجتماعی حاصل می شود.
تهدیدات و آسیب پذیری های اجتماعی ایران و بررسی روند و ابعاد مختلف آن چگونگی تحول و اولویت بندی زمان حال و آینده نه تنها راه را برای برنامه ریزی های ملی هموار کرده بلکه موجب می شود تا افدامات به موقع و تصمیم گیری های صحیحی قبل از به وقوع پیوستن هر گونه بحران اتخاذ و تعامل و امنیت اجتماعی تا حد امکان حفظ شود.
نقش خانواده در سلامت روان فرزندان چیست؟
خانواده که مهم ترین عوامل مؤثر در رشد همه جانبه کودک است تأثیر خانواده بر کودک بدون مقدمه با قدرت فراگیری خاصی آغاز و در سراسر زندگی فرد آشکار می شود تأثیر روابط صحیح بین والدین و فرزندان و اهمیت آن بر هیچ کسی پوشیده نیست زیرا کودکان دارای خصوصیت «اخلاق دیگر پیرو» هستند یعنی با چشم بسته رفتار والدین خود را تقلید می کنند و به همین علت علمای تعلیم و تربیت همگی بر این باورند که نقش والدین در شکل گیری شخصیت کودکان غیرقابل انکار و از مهم ترین عوامل در تأمین بهداشت کودکان است.
همچنین بخش اعظمی از رفتارها، جامعه پذیری، احساس مسئولیت، داشتن زندگی سالم و عادی از آلودگی در خانواده شکل می گیرد و اگر نظارت و کنترل والدین در کنار فضای صمیمی به همراه مهر و محبت باشد هرگز شاهد وجود آسیبهای اجتماعی نخواهیم بود.
اهم موضوعاتی که داخل خانواده می توانند در آسیب پذیری فرزندان تأثیر گذار باشند به شرح ذیل می باشند:
الف) ساختار خانواده:
ساختار خانواده را می توان از ابعاد مختلف مورد بررسی داد و از این جنبه می توان خانواده را به چند نوع تقسیم کودک تعدادی از این انواع را می توان به عنوان خانواده بی تفاوت، خانواده گسسته، خانواده پرکار و خانواده اردوگاهی نام گذاری نمود.
هر کدام از ساختارها شیوه های متفاوت تربیتی و انتظارات متفاوتی از فرزندان خود دارند که من جمله می توان به ویژگی خانواده بی تفاوت اشاره نمود:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 27
یادگیری مبتنی بر مغز
اشاره: علوم بنیادی اعصاب (عصب شناسی و رفتارشناسی مغز و سلسله اعصاب)، از جمله دانش های پیچیده ای است که به تدریج و آرام- آرام وارد عرصه های زندگی میشود. امروزه کاربردهای عصب شناسی در علوم تربیتی و آموزش و پرورش، گسترده تر از سایر زمینهها نمود یافته است. آن چه در پی میآید مقاله ای است که از مجله معروف و حرفه ای «رهبری آموزشی» ترجمه شده است که به رغم سنگین بودن برخی از بخش های آن، قابل تعمق و خواندنی است. نکته های خارج شده در این مقاله، میتواند فرضیات بسیاری از پژوهش های تربیتی و رفتاری را شکل دهد. در «علوم اعصاب» مطالب زیادی دارد که میتواند به درک ما از تدریس و یادگیری بیفزاید. اما برای آوردن پژوهش به بیرون از آزمایشگاه و به داخل کلاس درس، باید محتاط باشیم. ما مطالب فراوانی در مورد ارتباطات بین مغز و راهکارهای کلاس درس شنیده ایم. اما در این مورد، واقعاً چه میدانیم؟ مربیانی که حلقه اتصال «علوم مغز» را با تدریس و یادگیری مورد مطالعه و بررسی قرار میدهند، باید در مورد نحوه تفسیر و استفاده از پژوهش، محتاط باشند و سنجیده عمل کنند. کسانی از ما، که در حرفه تعلیم و تربیت، پژوهش های علوم بنیادی اعصاب را مطالعه میکنند، میکوشند آنها را با داده های روان شناسی کاربردی یا «علوم شناختی» سازگار سازند.
هنگامی که به «مطالعات چندگانه» با مثال های خوب و شواهد روشن برمی خوریم، آنها را به دیگر مربیان خاطر نشان میکنیم و هیچ وقت نمی گوییم:«پژوهش های مغزی ثابت میکند که....» زیرا در واقع پژوهش مغزی چیزی در مورد حرفه تعلیم و تربیت ثابت نمی کند؛ بلکه ممکن است فقط مسیر بخصوصی را نشان دهد. نارضایی از یادگیری مبتنی بر مغز دیدگاه های من در مورد نارضایی های اصلی از یادگیری مبتنی بر مغز به این قرار است: برخی افراد، اغلب تصویر غلطی از یافتهها ارائه میدهند. این انتقاد درستی است. بسیاری از مربیان خیرخواه فکر میکنند که یک «مطالعه تک رشته ای»، حتی بدون وجود راهکارها کلاس درس را توجیه میکند. هیچ گونه مدرک و دلیلی که این امر را به اثبات برساند، نیست. مربیانی که از پژوهش استفاده یا آن را نقل میکنند، باید بدانند چه چیزی موجب خوب شدن پژوهش میشود؛ چه کسی بودجه آن را تأمین میکند؛ پژوهشگر تا چه اندازه شهرت دارد؛ پژوهش چگونه طراحی شده است و آثار غیرمستقیم یافتهها و محدودیت های آنها کدامند و امکان دارد داشتن اطلاعات کم خطرناک باشد. بنابراین برای این که مربیان در زمره افراد حرفه ای به شمار آیند، لازم است اطلاعاتشان راجع به یک موضوع معین، بسیار زیاد باشد. امکان ندارد هیچ یک از افراد درگیر در «پژوهش مبتنی بر مغز» همه راهکارهای موجود در تدریس موفقیت آمیز را موجه بدانند.
درواقع، اکثر راهکارهایی که برای تدریس موفقیت آمیز پذیرفته میشوند، مجموعه ای از روانشناسی بنیادی و خردمندی عمومی هستند که با کوشش و خطا اصلاح شده اند. اما به هر حال یافته های جدید، قادر است همه ما را در جهات سازنده تری هدایت کند. مطالعات ارزشمند جدید
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه: روش مثبت محبت و مهرورزی 1
شرایط محبت به کودکان 1
زیان کمبود محبت 3
اثرات سعه صدر مربیان تعلیم و تربیت 4
آثار سوء افراط در محبت 4
شواهدی از محبتهای افراطی 5
آثار زیبای تربیتی که منجر به خداشناسی میشود 6
چگونه محبت و مهرورزی باعث اقدام به شخصیت مردم میشود 8
عوامل زمینهساز عقدة حقارت و نتایج آن 10
اختلالات شخصیت در اثر کمبود محبت 13
اهیت نظام تعلیم و تربیت ونقش آن در روابط انسانی 14
رشد عاطفی و عوامل موثر در ایجاد محبت فرزندان 15
محبتهای دورة نوجوانی 17
پیشنهادات ششمرحلهای ایجاد نظم و ترتیب از طریق محبت به کودکان 26
نتجهگیری 31
منابع و مآخذ 32
از محبت دُردها صافی شود وز محبت دردها شافی شود
مقدمه:
نقش محبت و مهروروزی در فرآیند تعلیم وتربیت
محبت نیاز اساسی و طبیعی انسان بالاخص کودکان است. یکی از عللی که آدمی را از تنهایی گریزان و در جمع سرخوش میسازد این است که در تنهایی محبّتهایی ندارد و تمایلات آدمی در آن برآورده و ارضا نمیشود. محبت مهمترین عامل سلامت روح کودک و عدم آن موجب ناهنجاریهای روانی است. کمبود محبت مشکلاتی را پدید میآورد که نه تنها برای طفل زیانبخش است بلکه زمینه را برای آشفتگیهای اجتماعی فراهم میسازد تعالیم اسلامی برای رشد شخصیت انسان مربیان را امر به محبت و مهربانی نسبت به کلیة اقشار مینماید.
شرایط محبت به کودکان:
1- محبت در کودک باید راستین باشد، زیرا کودکان محبتهای تصنعی و ساختگی را خوب درک میکنند و از آن متنفرند ممکن است کودک حقیقت این مسأله را خوب بفهمد ولی هرگز به زبان نیاورد.
2- محبت باید به گونهای باشد که کودک مزة آن را بچشد و این امر زمانی امکانپذیر است که ما عملاً محبت خود را به او نشان دهیم بدین سان فقط دوست داشتن کودک در دل او علاقمندی قبلی به او کافی نیست او باید نشانههای محبت ما را ببیند و آن چه که در درون ما هست آشکارا حس کند این کار معمولاً از راه تغذیه، مراقبت ما، توجه به او امکانپذیر است. تحسینها، تشویقها، همبازیشدن با او جلوههایی از ابراز محبت به کودک هستند.
3- محبت به کودک نباید بستگی به موقعیت او داشته باشد به عبارت دیگر نباید به او ابراز محبت کرد از آن بابت که او زیباست چشم و موی قشنگی دارد، رشدش خوب است و یا در منزل کارهای خوشایند انجام میدهد و این جنبهها زمینه را برای محبت بیشتر فراهم میآورند ولی نباید به عنوان ملاک محبت در تعلیم وتربیت مورد استفاده قرار گیرد.
4- محبت اولیا ومربیان نسبت به نوجوانان در حضورشان باید یکسان باشد زیرا تبعیض در محبت نسبت به یکی از کودکان باعث رنجش دیگری میشود. پیامبر اسلام میفرماید:«میان فرزندان خود عدالت و مساوات را رعایت نمایید چنانکه دوست میداریم میان شما در احسان و لطف ومحبت رعایت مساوات شود.
همچنین پیامبر اسلام فرمود« هر مؤدب و مربی که متعهد تربیت سه نوجوان از این امّت (ملت اسلام) شود اگر آنها را به طور مساوی و برابر تعلیم نکند یعنی فقیر آنها را با غنی و غنی آنها را با فقیر، در ردیف هم نبیند در روز قیامت با خائنان محشور خواهدشد، طبیعی است.
5- هیچیک از پدر، مادر یا معلمین نباید محبت و مهر و جوان را به تنهایی در انحصار خود درآورند بلکه باید راه را بازگذارند تا کودک بتواند دیگران را نیز دوست بدارد.
6- طبیعی است مادران نسبت به فرزندان کوچکتر محبت بیشتری معمول میدارند این امر نباید موجب بیتوجهی به فرزند بزرگتر شود و او گمان کند که پدر ومادر او را فراموش کردهاند و فرزند جدید را دشمنی برای خود بداند.
7- نوع محبت در سنین مختلف متفاوت است در 6 سال اول زندگی غالباً تکیه کودک بر لذت حسی است ولی در 6 سال دوم توجه به لباس او، پذیرش دوستانش و حفظ شخصیتش در جلوی دیگران بیشتر مطرح است.
8- محبت والدین در سالهای اول زندگی بیشتر از سنین دیگر سازندهاست گو این که در سالهای بلوغ و جوانی هم این مسأله کم اهمیت نیست.
9- محبت اولیاء ومربیان نباید مانعی برای امر و نهی نسبت به کودک گردد آنجا که جای مهر است باید مهربان بود و آنجا که جای امر ونهی است باید همان را انجام داد.
10- کودک در خانواده از محبت سرشار والدین برخوردار است لذا باید بدو ورود به مدرسه و بعد از آن هم در تمام مقاطع تحصیلی و دانشگاهی از محبت فراوان مربیان خود بهرهمند گردد.
زیان کمبود محبت در نظام تعلیم و تربیت:
به نظر بسیاری از دانشمندان منشأ بسیاری از عقدهها عدم ارضای کودک از محبت است زیانهای ناشی از کمبود محبت بسیار است از آن جمله این که عدم ارضای نیاز کودک از محبت زمینه را برای کمروئی او فراهم میسازد. چنین کودکی در سنین بعدی در مواجهه با مشکلات و حل آنها ناتوان و عاجز خواهد بود کودکانی که در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
موضوع: پروین اعتصامی
محقق: امیر هراتی
زیر نظر:آقای روحی
آذر 84
خانواده پروین:
پدر پروین:
اعتصامی میرزا ابراهیم خان مستوفی یکی از نجیب زادگان اشتیان بود. که در جوانی به سمت مستوفی آذربایجان رفت و تا پایان عمر همان جا زیست. یوسف اعتصام الملک ادب عرب وفقه واصول ومنتطق وکلام وحکمت قدیم وزبانهای ترکی وفرانسه را درتبریز
اموخت. ودر لغت عرب احاطه کامل یافت. وهنوز بیست سال از عمرش نگذشته بود. که کتاب قلاعد الاادب فی شرح اطواق الذهب را که رساله ای عربی نوشت.
مادر پروین:
از خاندان فتوحی تبریزی که خانواده های اصیل تبریز بودنسب می گرفت حاصل ازدواج اعتصام الملک با اختر فتوحی چهار پسر و یک دختر بود.
پروین:
رخشنده اعتصامی متخلص به (پروین) در 25 اسفند 1285شمسی در تبریز به دنیا آمد.او یگانه دختر خانواده بودوطبعاً طرف توجه و محّبت مخلص پدرواقع گردید. بدان گونه که درتمام سفرهاییکه پدرش درداخل وخارج ایران بود همراه پدررفت.
پروین در خانواده ای پا به عرصه وجود نهاد که گر چه ثروتمند نبود لکن برای زندگی فرزندان وتعلیم وتربیت صحیح انها هیچدر زحمت و مضیقه نبودند. او مقدمات عربی وبرخی متون فارسی را درخانه نزد پدرفرا می گرفت.خانه پدرش که محفل شاعران وفرزانگان ان زمان بود.در کودکی اسباب تفریح وبازی او غالباَ کتاب بوده است. بعد از اموختن مقدمات ادب عربی وفارسی به مدرسه دخترانه (ایران بتل ) که از سوی امریکا ییان اداره می شد رفت. اودر تمام دوره تحصیل در زمره محصلان ممتاز ان مدرسه جای داشت.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
روانشناسی نوجوانان
استاد عرب پوریان
ترم 1
گردآورنده : پرستوبیگدلی
سیمرا ذوالقدر
عنوان فهرست مطالب صفحه
مقدمه
تعریف
خصوصیات وتغییرات دوران نوجوانی
خصوصیات عاطفی
رشد اعضاء ووضع غدد وهورمونها
ویژگی های اجتماعی
هویت نوجوان
تغییرات جنسی در پسران ودختران
آشکار شدن غریزه جنسی
مشکلات واختلالات دوران نوجوانی
مشکلات فرهنگی
لغزش جنسی
اختلالات عاطفی
راههای مراقبت نوجوانان
مراقبت جسمی
مراقبت عاطفی
توصیه های برای کاهش
مشکلات شخصیتی ـ خانوادگی و مذهبی
مقدمه
نوجوانان وجوانان نقش مهم وتعیین کنندهای درساختن جامعه به عهده دارند لذا شناخت ویژگیهای نوجوانان میتواند کمک شایانی به والدین ‚ مربیان ‚ مسئولان درنحوه برخورد انها بکند. یک بررسی دراواخر دهه 50 واوائل دهه شصت در آمریکا نشان دادکه جوانان والدینشان رامهم ترین عامل مؤثر درزندگی خود میدانند. درکنار آن ده عامل مؤثر دیگر همچون معلم‚مربی ‚و… قراردارند دوران نوجوانی یک مرحله انتقالی برای کودک ووالدین محسوب می شود مادیگر با یک کودک روبه رونیستیم بلکه با یک جوان یا نوجوان مواجهیم بنابراین باید روشهای انطباقی ‚ارتباطی وواکنشی خود را تغییر دهیم . والدین باید از رفتار طبیعی یک نوجوان آگاه باشند نوجوان به اقتضای سن خود دارای رفتارهای طبیعی هستند وآنها که دارای اختلال هستند ‚ مشاور وروانشناس نیاز دارند . رابطه خوب وکنار آمدن با نوجوان راحکم هنر می دانند هنری که لازمهاش طی مسیر هوشمند برای پدرومادران هست ومانند هر هنر دیگری تنها با تمرین وپشتکار میتوان مهارت لازم را بدست آورد . کلید رفتار نوجوان / دکتر فونتل /
فصل اول : تعریف
نوجوانی دورهای است حدفاصل میان کودکی وبزرگسالی حدود وهمچنین طول مدت آن چندان مشخص نیست و بسته به افراد وجوامع گوناگون متغیر است . شروع آن که همراه بلوغ جنسی است . میتوانیم بگوییم دوره نوجوانی از 12 تاتقریباً 18 الی 21 سالگی به درازا میکشد . نوجوانی معلول عوامل وتغییرات درونی است ‚یا زائیده عوامل وشرایط بیرونی . به عبارت روشنتر این دوره از زندگی را که نوجوانی نام دارد باید تغییرات ویژهای بدانیم که ناشی از تغییرات گوناگون ودخالت عوامل گوناگون درتعیین هستی وسازمان یافته فرد هست یاتنها چارچوب مرحله زمانی ساده است که در آن تجربیات فرد برحسب سن ‚ موقعیت ‚شرایط اجتماعیاش شکل می گیرد . تقریباً تاقرن نوزدهم تعریفی بهتر از تعریف ارسطو درمورد نوجوانی دیده نمیشود . ارسطو از صفات وخصوصیاتی نام برد که نوجوانان را از بزرگسالان متمایز میکند این بیشتر ناشی از کمبود تجربه در نوجوانان است تاساختمان بدنی وفیزیولوژیک آنها .
1ـ دکتر حسن احدی . دکتر نیک چهرمحنی /1374 / چاپ پنجم / روانشناسی رشد
نوجوانی دوره انتقال ازکودکی به بزرگسالی است ‚ انتقال از اخلاق دیگر پیرو به اخلاق خود پیرو . دنیای بزرگسالان ازنوجوانان توقعات زیادی دارد که نمی توان با تخیلات و رفتارهای دوره کودکی پاسخگوی آنها بود. این دوره را عدهای تولد دوباره نامیدهاند ‚ زیرا دگرگونیهای عمیقی درشخصیت نوجوان پدیدار میگردد. فرد نه کودک است ونه بزرگسال ‚اما برای مرحله بزرگسالی آماده میشود با تمام توان می خواهد به سمت کمال قدم بگذارد که این حرکت وجهش با اشتباهات ولغزشهای بسیاری همراه است. ازلحاظ بدنی سرعت رشد قد دراین سن افزایش مییابد ‚ دستگاههای تولید مثل کامل می گردد وغدد داخلی بخصوص هیپوفیز ‚تیروئید ‚ غدههای جنسی وغده های فوق کلیوی هورمونهای راترشح میکند .همزمان با این تحولات ‚تحول احساسات وعواطف نیز شکل جهش واقعی به خود میگیرد . ازلحاظ فکری دوره نوجوانی شروع دوره تفکر انتزاعی یا عملیات منطق صوری است . نوجوان در این دوره عملیات ذهین خود راوسعت میبخشد وعلاوه برمنطق عیین ‚براساس فرضیات نیز ‚استدلال واستنتاج مینماید وبه آزمودن جنبههای عملی ایدهآلها و حقیقت فرضیهها درمقابل واقعیت خارجی ونظریه های دیگران میپردازد . مسائل نوجوانان وجوانان
محمد خدایاری فرد
چاپ سوم / 1373/کلینی
مرحله نوجوانی از 12 تا 18سالگی است . که این مرحله ‚مرحله بحرانی است . کودک با بسیاری از احساسها ونگرشها ‚مهارتها ووابستگی ها اوائل زندگیاش وارد مرحله نوجوانی میشود ومعمولاً ازوی انتظار می رود که مانند مردی مسئول ازاین مرحله بگذرد وبه دنیای بزرگی قدم بگذارد . دوره نوجوانی آخرین مرحله رشد فرزندانمان است که طی آن والدین ومربیان می توانند فعالانه آنها را یاری کنند . یکی از مهمترین منابعی که می توان درجریان نوجوان تقویت کرد احساس ارزشمند بودن است . این نیرو ممکن است همیشه در درون نوجوان باشد زمانی که این نیرو در وجود او حضوری قوی داشته باشد و وی مکانیزمهای ایمن نگه داشتن آن را بشناسد می تواند در زندگی به آن تکیه کند.
روشهای تقویت عزت نفس درنوجوان
دکتر هریس کلمز . آمینه کلارک . ترجمه / پروین علیپور / 1380
پس از طی مرحله کودکی که خود شامل مراحل قابل تفکیکی است دوران نوجوانی فرامی رسد . دوره نوجوانی مرحله حذفاصل بین کودکی وجوانی ذکر شده است دورهای بظاهر گناه ولی مهم وحساس . تغییراتی که در بعضی روایات اسلامی نوشته شدهاست حدث است . حدث به معنی تازه ‚نورسیده جدید و جمع آن احداث است وکسی که کم سن است می گویند وگاهی از آن به تعبیر شباب خوانده می شود . سن بلوغ تا سن 30 سالگی را سن شباب خوانده میشود که دوران نشاط وبرافروختگی و آغاز زندگی است والبته بهترین تغییر همانست که روانشناسان ‚ مربیان تربیتی ازآن بهره گرفته اند وآن اصلاح « نوجوانی » است.
دکتر علی قائمی /1373/ص23ـ 24
سنین نوجوانی وجوانی در دیدگاه ها ونظریات مختلف متفاوت است اما معمولاً بین 12 تا 25 سالگی راشامل میشود . این دوره از نظر تربیت دوره نسبتاً دشوار زندگی ویکی از بحرانیترین مراحل آن می باشد وبابلوغ جنسی همراه است . به بیانی دیگر بلوغ جریانی است که زمینهاش از بدو تولد شروع می شود ونوجوانی پایان بسیار طولانی و بسیار پیچیده آن است که ضمن آن نوجوان هویت فردی را جدا از هویت خانوادگیش پایه ریزی میکند .
نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی است . انتقال از اخلاق دیگر پیرو به اخلاق خود پیرو. دنیای بزرگسالان از نوجوانان توقعات بسیاری دارد که نمی توان با رفتارها وتحلیلهای دوره کودکی پاسخگوی آنها بود . این دوره را عدهای تولدی دوباره نامیدهاند .