لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 30
در این مقاله در مورد تکنولوژی کیبرد ها و چگونگی طرح بندی آنها توضیح داده می شود
انواع صفحه کلید و تاریخچه طرح بندی آنها :
وسایل زیادی برای وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر موجود است. مثل:موس ، صفحه های لمسی(finger touch) ، کاراکتر خوان ها ، وسایل گیرنده صوت ، صفحه کلید(کیبرد) و....
کیبردها انواع مختلفی دارند:
صفحه کلید الفبایی-عددی (Alphanumeric): صفحه کلیدهای معمولی امروزی که معمولاً شامل حروف الفبا ، اعداد ، یک سری علامات و دستورات هستند.
صفحه کلید کردد(Chorded): وسیله ای برای وارد کردن کاراکتر و دستورکه با فشردن چند کلید بوجود می آیند
2) Chorded Keyboard 1) Alphanumeric Keyboard
وغیره.
اولین کاربرد صفحه کلیدبه عنوان وسیله ورودی کامپیوترهاست. با صفحه کلید کارهایی چون: تایپ یک سند ، ایجاد کلیدهای شرت کات ، دسترسی به منوها ، بازی وغیره انجام می شود.
طرح بندی صفحه کلیدهای امروزی (در کیبرد های مدرن انگلیسی) ، QWERTY نام گرفته که بر حسب مشهورترین صفحه کلیدهای ماشین تحریر طراحی شده است. البته طرحبندی های دیگری چون: Dvorak، ABCDE، XPeRT و...نیز وجود دارد که بیشتر در اروپا کاربرد دارند.
طرح بندی QWERTY کم کم گسترش یافت و به طرح بندی استاندارد صفحه کلیدهای 104 کلیدی کامپیوترهای شخصی تبدیل شد که با اضافه شدن کلیدهای مکان نما ، اعدادی به سبک ماشین حساب ، دو گروه از کلیدهای عملیات خاص(F1-F12) کلیدویندوز (در IBM) وغیره همراه بود.
بعضی از سازندگان کامپیوتر بعضی کلیدهای خاص مربوط به پست الکترونیکی( e-mail ) واینترنت را نیز اضافه کرده اند اما این کلیدها جزء استاندارد نشده اند.
نحوه عملکرد کیبرد :
اکثر صفحه کلیدها درعمل ازیک تکنولوژی استفاده می کنند. آنها از سویچ هاومدارهایی برای ترجمه کلیدهای فشارداده شده توسط انسان به سیگنالهایی قابل فهم برای کامپیوتر استفاده می کنند.
یک کیبرد خیلی شبیه یک کامپیوتر کوچک است. که پردازنده مخصوص خود و مداری که اطلاعات را به پردازشگر و برعکس انتقال می دهد دارد. بخش بزرگی از این مدارجایگاه کلیدها را تشکیل می دهد.
جایگاه کلیدها یک شبکه از مدارها زیر کلیدها است.
در همه صفحه کلیدها ( به جز مدل های خازنی که در این مقاله به آنها پرداخته نمی شود) هر مدار در یک نقطه زیر هر کلید قطع شده است.
ماتریس کلید ها
وقتی ما یک کلید را فشار می دهیم آن کلید یک سویچ را فشار می دهد که باعث کامل شدن مدار و جاری شدن مقداری جریان درآن مدار می شود. این کار سویچ (وصل کردن مدار) باعث مقداری لرزش می شودکه به آن جست( bounce )می گویند این لرزش را پردازنده می فهمد. اگر ما کلیدی را فشار داده و نگه داریم پردازنده آن را به عنوان فشار دادن چند بار آن کلید می شناسد.
وقتی پردازنده یک مدار بسته را می یابد. جایگاه آن مدار در ماتریس کلیدها را با نقشه کاراکتری( character map )درون حافظه فقط خواندنی( ROM )خود مقایسه می کند و طبق این نقشه کاراکتر مورد نظر را چاپ می نماید. نقشه کاراکتری در اصل یک جدول مقایسه است.این نقشه موقعیت هر کلید را در ماتریس کلیدها و این که
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
فرهنگ چیست ؟
نگاهی از بام تیره و هوس آلود سده بیست به روزگاران گذشته ،جهان را پهنه دگرگونیهای بیشمار نشان می دهد . دگرگونیهایی که گاه نابودی و نامرادی ، و زمانی امید و کامروایی به ارمغان آورده اند ،و پرونده زندگی انسان را از لحظه های زشت و زیبا آکنده اند . بررسی مجموعه فراز و نشیبهای تاریخ ،بشر را بدین حقیقت رهنمون می کند که : پدیده های خوب و بد جوامع انسانی چیزی جز بازتاب روشن فرهنگها نیست به عبارت دیگر فرهنگ ، خاستگاه همه پیشرفتها ،نوآوریها و منشأ همه عقب ماندگی به شمار می آید .
فرهنگ
هر چه وسیع و جامع بودن مفهوم فرهنگ ،شناخت و شناساندن همه جانبه آن را دشوار ساخته است اما از دیرباز هر یک از اندیشمندان ،به فراخور آگاهیهای خویش ، در این حقیقت نگریسته و تعاریفی از آن را ارائه داده اند . اما مع الوصف هر یک از این تعاریف پیرایه هایی از کاستی را نیز به همراه داشته و به تنهایی نمی تواند تعریف کاملی از فرهنگ به شمار آید .
به عنوان مثال ( تایلر ) – دانشور آمریکایی – می گوید :
(( در روزگار ما این کلمه ( فرهنگ ) بر همه ابزارهایی که در اختیار ماست دلالت دارد . و همچنین بر همه رسمها و باورها ،دانشها ،هنرها ، نهادها ،و سازمانها ی جامعه . انسان از گذرگاه فرهنگ جامعه خود و به برکت آن ،موجود اجتماعی می شود . و با مردم پیرامون خود از صدها جهت ، همرنگی و همنوایی می یابد ، و از مردم جوامع دیگر متمایز می شود . ))
(( نیم کوف )) جامعه شناس برجسته غرب در این باره می نویسد :
(( فرهنگ عصاره زندگی اجتماعی است . و در تمام افکار ،امیال ،الفاظ و تکاپوهای ما منعکس می شود و حتی در اطوار و حرکات خفیف چهره ما راه دارد .))
بر این اساس ،(( فرهنگ مجموعه پیچیده أی است – متضمن معلومات ،معتقدات ،هنرها ،اخلاق قوانین ،آداب و رسوم و تمامی تمابلات ،قابلیتها و عادات مکتسبه – که آدمی در حالت عضویت در یک جامعه حاصل می نماید . ))
انواع فرهنگ
در یک نگاه کلی می توان همه فرهنگهای موجود را به دو مادی و الهی تقسیم کرد و مورد بازنگری قرار داد :
فرهنگ مادی
این فرهنگ بر پوچ انگاری ارزشهای الهی و انسانی بنا نهاده شده است . جنبه انسانی به فراموشی سپرده شده و تنها به عنوان ((موجودی مادی )) مورد ارزیابی قرار می گیرد . چنین فرهنگی افراد پیرو خویش را پیرامون رفاه فزونتر ، آزادی و بهره وری بیشتر از غرایز و سودپرستی به جنبش در می آورد .
در فرهنگ مادی ،هدف وسیله را توجیه می کند .بنابراین ، پیروان چنین فرهنگی برای رسیدن به اهداف مادی و بهرمندی هر چه بیشتر از مزایای زندگی به هر وسیله أی دست میازند و از هر شیوه ممکن سود می جویند . بدین ترتیب در سایه چنین فرهنگی ، بنیادهای اخلاقی جامعه فرو می ریزد ، ارزشهاس انسانی کم رنگ می شود ، آمار بزهکاریها فزونی میابد و بشر در گرداب بی پناهی و تنهایی گرفتار آمده اضطراب و تشویش بر سراسر زندگی وی حاکم می شود . در این باره نمونه أی از اظهارات جامعه شناس معروف (( سوروکین )) را به عنوان شاهد می آوریم که چنین گفت :
<< هر یک از جنبه های مهم زندگی ، سازمان و تمدن جامعه غربی دستخوش بحرانی غیر عادی شده است …کالبد و روح این تمدن هر دو به شدت بیمار است به سختی نقطه أی که مجروح نباشد در پیکر تمدن غرب و یا عصبی که به درستی انجام وظیفه کند در سلسله اعصاب آن می توان یافت ما آشکارا در برزخ میان دو عصر بسر می بریم در پایان عصر محتضر فرهنگی مادی دیروز پر شکوه وطلوع تمدن معنوی فردائی زایا ، ما در حال زندگی اندیشه و عمل در واپسین دقائق روز طولانی تمدن مادی بسر می بریم که مدت شش قرن می درخشیده است هنوز پر تو های لرزان و کم فروغ خورشید شامگاهی بر شکوه عصری وداع گر می تابد ، لیکن این روشنایی دیگر درخشانی نیست فروغش امید بخش و تابان نیست در پرتو غروب در سایه های مه پیوسته ژرفی تیرگی شان فزونی می یابد، در جهت یابلی و تشخیص سالکان راه بمراتب دشوار می گردد، شب یلدای برزخ مدنی با همه کابوسها با همه اشباح و سایه های دلهره انگیزش با همه هراسها و دهشت های دل آزار و جان کاهش در برابر ماه چهره می نماید .>>
فرهنگ الهی
فرهنگ الهی ، انسان را آمیزه أی از پیکر خاکی و روان آسمانی می داند که فرهنگ اسلامی تبلور تمام و کمال آن است ، هدفش دستیابی به کمالی است که در تابش آفتاب (( وحی )) حاصل می شود و معیارهای برتری افراد را نیز پرهیزکاری و پایبندی به اصول ثابت اخلاقی می داند .
قرآن در این رابطه می فرماید : هر آینه گرامی ترین شما نزد خدا ، پرهیزکار ترین شماست .
اصولاً برای شناخت اصالت و میزان برخورداری یک فرهنگ از روح و حیات نیاز به مطالعه و شناخت ، عناصر برجسته ، جهت و حرکت ، آهنگ رشد و انگیزه های حاکم بر آن فرهنگ می باشد . تا مشخص شود که آیا دارای شخصیت مستقلی می باشد ؟ و یا اینکه التفاطی بوده و دنباله رو فرهنگهای دیگر است .
فرهنگ اسلامی بر خلاف فرهنگ مادی که ساخته و پرداخته دست بشر است ، به این ویژگی منحصر به فرد ،آراسته گشته و به حیات خود ادامه می دهد .
متفکر بزرگ اسلامی ، استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می فرماید :
<< فرهنگ اسلامی مانند یک سلول زنده رشد کرد و فرهنگهایی را از یونان و هندی و ایرانی و غیره در خود جذب کرد و به صورت موجود جدید با چهره و سیمای مخصوص به خود ظهور کرد و به اعتراف محققان تاریخ فرهنگ و تمدن ، تمدن اسلامی در ردیف بزرگترین فرهنگها و تمدنهای بشری است . >>
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن .doc :
ضرب المثلهای فارسی
تهیه کننده :
سید هاشم موسوی
IT 6
پاییز 87
سا لیکه نیکو ست ،از بهارش پیداست. خوب وبد از آغازش هویداست. ماستی که ترش است از تغارش پیداست.
به باغ خود گرفتن وبه تاک خود بستن. مجازات بر اساس واقیعت و شهود با ید صورت گیرد.
خائن خائف است . خائن همیشه در خوف وترس قراردارد.
آنکس را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است. آدم صادق و درسستکار بی هراس است.
مار از پودینه بدش. می آید، پودینه دم غارش میروید. از چیزیکه کسی بدش بیاید، ولی به آن روبرو شود.
بعد از مرگ سهراب نیشدارو ادویه طبیعی و طبی چه سود. بعد از عمل انجام و مدوا سود ندارد.
کلوخی ندارد تاکلاغی بنشیند. کنایه از فقر و ناداری.
دیگ به هرکاره گوید روی تو سیاه. خود ندیده دیگری را نقد کردن.
پنج انگشت با هم برادر اند، اما نه برابر. تفاوت واختلاف در موارد متعدد.
زبان موی کشیدن. حرف ومطلبی به کرات گوشزد شدن.
ازماست که برماست. هر چه میبینید ،از خود واطرافیان میبینید.
به یک گل بهار نمیشود. کمبودی و انگشت شماری.
دو تربوز در یک دست گرفته نمیشود. ناممکن بودن چند کار در یک زمان.
قدر زر را زرگر میداند. آگاهی و شناخت وارزشیابی.
کس نگوید ماست من ترش است. هیچ چیزی را از خود کم بها ندادن.
تف هرکس به دهان خودش شیرین است. هرکس هر چیز خود را با ارزش میداند.
از زمستان هر چه بگوئید. بوی سردی میآید. از حرف بد جز سردی و تنفر چیزی حاصل نیست.
از دم نودان زیر شرشره نشستن. از یک حالت بد به حالت بد تر قرار گرفتن.
مربی داری ،مربا بخور. پشتوانه، وسیله و واسطه داشتن و از آن استفاده کردن.
آدم نیک معامله شریک مال مردم است. صداقت و درستکاری در داد و ستد.
سرکه هر چند که ترش است به طلبیدن می ارزد. کم بها ندادن و توقع بیش از حد نداشتن.
مشک آنست که خود بوید، نه که عطارگوید. کیفیت وتبارز کیفیت از خود.
خر از همه گنده تر؛ ولی آب خوردنش از همه بالاتر. کم مایه ولی کلانکار بودن.
آدم حسود به مقصد نمیرسد. تنگ نظر وحسود به خواسته هایش نمیرسد.
شف شف نگو، شفتالو بگو. روشن و بی پرده صحبت کردن.
نمک خوردن و نمکدان شکستن. پاس و ارزشها را زیر پا گذاشتن.
از خود گویم، به کی گویم. گله مندی خودمانی.
زبان سرخ میدهد سر سبز برباد. بد زبانی و پیآمد آن.
قطره قطره جمع شود، عاقبت شود دریا. هر چیز از کم آغاز و توسعه پیدا میکند.
در گوش خر یاسین خواندن سود ندارد. کم شنوی حرف و بی اثر بودن آن.
سیلی نقد به از سودای نسیه. مشکلات در بازیافت حق وحساب.
دنیا فقط دو روزه. تشویق و ترغیب به بهتر و عاری از تشویش زیستن.
پیش همه پنج ، پیش صاحب پنج هم پنج. رندی وچالکی که طرف بهتر آنرا میداند.
از شخص نو کیسه قرض بگیر؛ اما مصرف مکن. گنجایش و ظرفیت مادی در شخص.
صد بار بیندیش، یکبار بینداز. دقت هنگام صحبت کردن.
دشمن دانا؛ به از نادان دوست. ارزش و اهمیت فهم و دانائی میان انسانها.
داشگر همیشه به کوزه شکسته آب میخورد. از امکانات خود استفاده نکردن.
نان در آستین خوردن. سخت و گرسنه صفت بودن.
چشم از چشم حیا میکند. فرق رویا روئی تا غیاب گوئی.
هر که تنها پیش قاضی رود، سرخروی برمیگردد. خود و با خود بودن.
لِک به ترِک خوردن. به بند بهانه بودن.
آدم بیکار یا که غر است،یا که بیمار. ضرر بیکاری بر روح و تن.
سر از پختگی نمیشکند. کار و فکر سنجیده و درست زیانبار نیست.
گنج در ویرانه است. ارزشها در مکان از نظر افتیده.
نخود در دهانش نم نمیکشد. راز دار نبودن.
دوستی به زور نمیشود و میهمانی به تقلید. بی مدعائی در روابط و ارتباطات.
آنچه بر خود نمی پسندید،بر دیگران مپسند. هر چه به خود مناسب نمیدانید ،بدیگران مناسب ندان.
گوش خود را به گوشواره دیگران پیوند زدن. دنبال حرف دیگران بدون فکر و اندیشه رفتن.
عکه رفت رفتار کبک کند، رفتار خود را هم گم کرد. تقلید بیمورد از دیگران کردن.
سر بیگناه پیش دار میرود، بالای دار نه. درستکاری و درست اندیشی فرجام بد ندارد.
دروغگوی حافظه ندارد. دروغ ساخت ذهنی بوده نه واقعی چند لحظه بیش در ذهن گوینده باقی نیس.
تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد. سخن مُعرف شخصیت هر انسان است.است.
نمد کهنه شود؛ اما پیتوه پای بند نه. ظرفیت و درونمایه گی در شخص.
مشک را به اندازه دوغش زدن. هر کار را به اندازه ارزش آن انجام دادن.
آب از بالا خِط گِل آلود است. عیب و نقص از بالا و مقتدران است.
هر جا سنگی است ، به پای لنگی است. مصیبت و مشکلات بیشتر متوجه ناتوانان است.
تنور گرما گرم نان میگیرد. انجام هر کار به وقت و زمان لازم آن.
از آتش خاکستر به عمل می آید. عدم شباهت به اصل خویش.
پای بیشتر از گلیم دراز کردن. از حد تجاوز کردن.
کور خود ، بینای مردم. عیب خود ندیدن و بدیگران ایراد گرفتن.
هرکه لافید ،نه بافید. لاف زن آدم کاره نیست.
نیم نان ، راحت جان. کم داشتن ؛ ولی راحت زیستن.
نه به بیابان خواب شو، نه خواب پریشان ببین. کاری انجام مده تا هراسان شوید.
از این نمد بما کلاهی نیست. از امتیاز و امکانی برخوردار نشدن.
آش مردان دیر پخته میشود. اشخاص جوانمرد صبر بثشتر دارند، تاکه عکس العمل نشان میدهند.
کل اگر طبیب میبود ، سر خودش را تداوی میکرد. شخص قادر و توانا مشکل خود را خود حل میکند.
زمستان میرود، روی سیاهی به ذغال میماند. کسیکه در زمانش کوتاهی میکند.
هر چه به دیگ باشد،به چمچه بالا میآید. بالاخره آنچه باشد ،برملا خواهد شد.
آفتاب به دو انگشت پنهان نمی شود. حقیقت پنهان نمیماند.
به سیلی روی خود را سرخ نگاه داشتن. تبارز دادن نه بر اصل واقعی آن.
پیش جانانه ی من کشمیش و پندانه یکیست. تفریق نداشتن، ارزش نگذاشتن.
ترک عادت ، موجب مرض است. به آنچه عادت شود، ترکش مشکل است.
مرغ هر چه خاک پاله دهد ، بر سر خود پاله میدهد. هر کس هر چه کند، بر خود میکند.
بُز به پاچه خود ،میش به پاچه خود. هر کسی مسوُل عمل خود است، نه از دیگری.
در مُلک غیر نهال بنشانی ، صدای تبر میآید. نا امیدی از غربت و دوری از وطن.
صدای دُهل شنیدن از دور خوش است. میان شنیدن و دیدن فاصله هاست.
شنیدن کی بود مانند دیدن. بر دریافت واقعیت باید دقت کرد.
از دیوار ما ته تر، پایانتر ندیدن. کسی را ضعیف وناتوان یافتن.
هر کسی دستی سیاه کند ، بر روی خود میکشد. کسی بد کند ، بر خود میکند.
پشت خر مرده گشتن ، تا نعلش را کندن. پشت سود رایگان گشتن.
از گرسنگی آسیابانی کردن و از کلانکاری مزد نگرفتن. با داشتن مشکل ،کلانکاری کردن.
زورش به خر نمیرسد، ده به پالانش میکند. به زور آور زور نارس و به کمزور تاختن.
سود سر مایه را خوردن. زمانی هم سود خواستن سرمایه را به خطر می اندازد.
شهر، شهر خربوزه است. ابراز نا پرسانی و بی عدالتی.
یک بام و دو هوا. تفاوت در عملکرد ها.
با گرگ دنبه خوردن وبا میش نوحه کردن. سازگاری منفی وپنهانی.
دزد زور آور و صاحب مال کمزور. غاصب زورمند.
به حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود. آرزو و هوس چیزی دیگر است تا رسیدن به آن.
دستش به آلو نمیرسد ،میگوید آلو ترش است. به چیزی دسترسی نداشتن و آنرا مزمت کردن.
آب نا دیده موزه را کشیدن. قبل از وقت کاری کردن.
پیش از مرگ وا ویلا گفتن. پیش از مشکلی داد و فریاد سردادن.
آدم سیل بین عقل چهل وزیر را دارد. آدم نظاره گر فقط منتقد است و خوب فکر میکند تا کارکردن.
دود از کنده پوده میخیزد. متانت و پختگی نظر به سن وسال.
هرکه بامش بیش، برفش بیش. حیطه و سلطه بیشتر،مسُوولیت بیشتر.
نو آمد به بازار، کهنه شد دل آزار. با آمدن چیزی یا کسی ، دیگری از نظر افتیدن.
ترب ها به ته جوال است. هنوز همه عیان نشده.
کارد به استخوان رسیدن. شدت و فشار آزار دهنده که حوصله را از میان برده است.
یکبار بجی بگریزی ملخک، دو بار بجی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 20 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقاومت و الکتریسیته ساکن
همانطوریکه در قبل دیدیم، بعضی از اتم ها دارای الکترونهای ناپیوسته هسـتند. الکترونها را می توان به آسانی از یک اتم به اتم دیگر منتقل کرد. زمانی که این الکترونها در بین اتمها حرکت می کنند، جریان الکتریسیته یا برق تولید می شود.
یک قطعه سیم را بردارید. الکترونها از یک اتم به اتم دیگر عبور کرده و باعث ایجاد جریان برق از یک سمت به سمت دیگر می شود. الکترونها بسیار کوچک هستند. یک سکة مسی بیش از 1022´ 1 الکترون دارد . میزان عبور جریان الکتریسیته در مواد مختلف فرق دارد. اندازه گیری میزان هدایت الکتریکی یک ماده، مقاومت آن نامیده می شود.
میزان مقاومت درون یک سیم بستگی به ضخامت ، طول و جنس آن دارد. ضخامت سیم را قطر آن می گویند.
هرچه قطر سیم کوچکتر باشد، طول سیم بیشتر است. بیشترین قطر سیمهای معمولی برابر یک است. سیمها از فلزات مختلفی ساخته شده اند ، که به عنوان مثال می توان از سیم مسی ، آلومینیومی و حتی فولادی نام برد . هریک از این فلزات دارای مقاومت مختلفی می باشند. هرقدر که مقاومت سیم کمتر باشد ، هدایت الکتریکی آن بهتر خواهد بود.
سیم مسی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا مقاومت آن کمتر از سایر فلزات است. معمولاًٌ سیمهای درون دیوار ، لامپها و سایر جاها از جنس مسی است.
یک قطعه فلز می تواند به صورت یک بخاری عمل کند. زمانیکه جریان الکتریکی برقرار می شود ، مقاومت باعث اصطکاک و اصطکاک باعث گرما می شود. هرقدر که مقاومت بیشتر باشد ، گرمای ایجاد شده بیشتر خواهد بود. بنابراین یک سیم پیچ، مثل مو خشک کن (سشوار)، دارای مقاومت بالایی بوده و درنتیجه حرارت زیادی تولید می کند.
اما برخی از مواد دارای هدایت الکتریکی بسیار ضعیفی هستند. به این دسته از مواد عایق می گویند. لاستیک عایق خوبی است و به همین دلیل از آن به عنوان روکش سیمهای برق استفاده می شود. شیشه نیز عایق خوبی است. اگر به خطوط انتقال برق توجه کنید، مشاهده خواهید نمود که انتهای آن به یک شئ برآمده وصل شده است. اینها عایقهایی از جنس شیشه هستند. این عایق ها از تماس فلز درون سیمها با فلز برجها جلوگیری می کنند.
تعریف جریان الکتریکی :
جریان الکتریکی فرایند حرکت بارها در جسم است. وقتی که بین قسمت های آن جسم اختلاف پتاسیل وجود دارد. یعنی از حرکت حاملین بار جریان الکتریکی تشکیل می شود. البته منشا حاملین بار که سازندگان جریانند، می تواند به کلی متفاوت باشد.
پدیده های بارز جریان الکتریکی :
اگر یک لامپ رشته ای را به یک باتری وصل نماییم، پدیده های زیر مشاهده می شوند :رشته لامپ بر افروخته می شود و شروع به تابش می کند. این به آن معناست که جریان ، رسانایی را که از آن می گذرد، گرم می کند. یعنی جریان الکتریکی اثر گرمایی یا حرارتی ایجاد می کند. باید توجه داشت که نه فقط رشته لامپ بلکه تمام رساناهای دیگر نیز گرم می شوند. ولی گرمای آنها کمتر محسوس است. از این قابلیت جهت تولید اتو ، سماور برقی ، انواع چراغ های هیتر و سایر وسایلی که در آنها از مکانیزم تبدیل انرژی الکتریکی به حرارتی استفاده شده باشد ، استفاده می شود.
یک مدار ساده ای بسته و یک کلید کنترل به آن اضافه می کنیم و یک عقربه مغناطیسی را در داخل مدار بدون اتصال به مدار می گذاریم. پدیده زیر مشاهده می شود : تا وقتی که کلید بسته است عقربه مغناطیسی از محل اولیه اش منحرف می شود و وضعیت جدیدی به خود می گیرد . یعنی جریان الکتریکی اثر مغناطیسی ایجاد می کند . ایجاد جریان در سیم پیچ ها به توسط جریان متغیر و تولید جریان الکتریکی القایی از نتایج این اثر می باشد . از این قابلیت کابردهای وسیعی شده است از آن جمله : آهنربای الکتریکی ، ترانسفورماتورها ، بلندگوها و سایر وسایلی که در آنها میدان مغناطیسی و جریان الکتریکی با هم حضور پیدا می کنند.
تجزیه مولکول آب به وسیله جریان الکتریکی ( عمل الکترولیز آب ) که آنرا به اتمهای تشکیل دهنده اش هیدرون و اکسیژن تجزیه می کند، نشان می دهد که :جریان الکتریکی اثر شیمیایی ایجاد نمی کند، آزمایش نشان می دهد که اثر شیمیایی جریان در تمام رساناها دیده نمی شود. از طرفی در محلول های اسید سولفوریک ، نمک معمولی ، شوره و بسیاری از اجسام دیگر ، جریان الکتریکی باعث تجزیه جسم به اجزایش می شود . از این رو رساناهای الکتریکی به دو دسته تقسیم می شوند :
o نوع اول رساناهایی هستند که در آنها جریان الکتریکی باعث اثر شیمیایی نمی شود (مانند فلزات و ذغال).
o نوع دوم رساناهایی هستند که با جریان الکتریکی به اجزای تشکیل دهنده تجزیه می شوند. الکترولیت اصطلاح دیگر رساناهای نوع دوم است. و پدیده تجزیه جسم به وسیله جریان الکترولیز نامیده می شود.
اثر های ویژه جریان الکتریکی :
رسانایی که جریان از آن عبور می کند بسته به خواصش ممکن است به میزان کمتر یا بیشتری گرم شود. مثلا" رشته لامپ به شدت گرم می شود ( بالای 1500 درجه سانتیگراد ). در حالی که سایر سیم ها در همان مدار به مقدار ناچیزی گرم می شوند . بعضی فلزات نظیر سرب می توانند به حالتی تغییر شکل دهند که در آن حالت عملا" با عبور جریان گرم نمی شوند. پس اثر گرمایی جریان الکتریکی به خواص رسانا بستگی دارد. از طرفی دیگر اثر مغناطیسی جریان الکتریکی در همه موارد مشاهده می شود و به خواص رسانا بستگی ندارد. عقربه مغناطیسی که موازی رسانای حامل جریان قرار گرفته باشد همیشه بدون توجه به خواص رسانا منحرف می شود. کاربرد این پدیده در ساخت لامپ جیوه است که در پزشکی مورد استفاده قرار می گیرد. البته با قرار دادن لامپ جیوه در لوله شیشه ای ناظران را از اثر زیانبار تابش فرابنفش دور می کنند. بنابر این اثر مغناطیسی جریان الکتریکی را باید شاخصترین اثر جریان در نظر گرفت. در این موارد فارادی نوشته است که : "اثر دیگری وجود ندارد که شاخصتر از اثر مغناطیسی جریان الکتریکی باشد
مقاومت و الکتریسیته ساکن
همانطوریکه در قبل دیدیم، بعضی از اتم ها دارای الکترونهای ناپیوسته هسـتند. الکترونها را می توان به آسانی از یک اتم به اتم دیگر منتقل کرد. زمانی که این الکترونها در بین اتمها حرکت می کنند، جریان الکتریسیته یا برق تولید می شود.
یک قطعه سیم را بردارید. الکترونها از یک اتم به اتم دیگر عبور کرده و باعث ایجاد جریان برق از یک سمت به سمت دیگر می شود. الکترونها بسیار کوچک هستند. یک سکة مسی بیش از 1022´ 1 الکترون دارد . میزان عبور جریان الکتریسیته در مواد مختلف فرق دارد. اندازه گیری میزان هدایت الکتریکی یک ماده، مقاومت آن نامیده می شود.
میزان مقاومت درون یک سیم بستگی به ضخامت ، طول و جنس آن دارد. ضخامت سیم را قطر آن می گویند.
هرچه قطر سیم کوچکتر باشد، طول سیم بیشتر است. بیشترین قطر سیمهای معمولی برابر یک است. سیمها از فلزات مختلفی ساخته شده اند ، که به عنوان مثال می توان از سیم مسی ، آلومینیومی و حتی فولادی نام برد . هریک از این فلزات دارای مقاومت مختلفی می باشند. هرقدر که مقاومت سیم کمتر باشد ، هدایت الکتریکی آن بهتر خواهد بود.
سیم مسی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا مقاومت آن کمتر از سایر فلزات است. معمولاًٌ سیمهای درون دیوار ، لامپها و سایر جاها از جنس مسی است.
یک قطعه فلز می تواند به صورت یک بخاری عمل کند. زمانیکه جریان الکتریکی برقرار می شود ، مقاومت باعث اصطکاک و اصطکاک باعث گرما می شود. هرقدر که مقاومت بیشتر باشد ، گرمای ایجاد شده بیشتر خواهد بود. بنابراین یک سیم پیچ، مثل مو خشک کن (سشوار)، دارای مقاومت بالایی بوده و درنتیجه حرارت زیادی تولید می کند.
اما برخی از مواد دارای هدایت الکتریکی بسیار ضعیفی هستند. به این دسته از مواد عایق می گویند. لاستیک عایق خوبی است و به همین دلیل از آن به عنوان روکش سیمهای برق استفاده می شود. شیشه نیز عایق خوبی است. اگر به خطوط انتقال برق توجه کنید، مشاهده خواهید نمود که انتهای آن به یک شئ برآمده وصل شده است. اینها عایقهایی از جنس شیشه هستند. این عایق ها از تماس فلز درون سیمها با فلز برجها جلوگیری می کنند.
الکتریسیته ساکن
الکتریسیتة ساکن نوع دیگر از انرژی الکتریکی است. برخلاف الکتریسیتة جاری که حرکت می کند، الکتریسیتة ساکن در یک محل باقی می ماند.
آزمایش زیر را انجام دهید:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 32
I2C Protocol ویژگی ها و کاربرهای آن در صنعت
چکیده:
در دنیای صنعتی امروز ، انتقال دیتا به عنوان یکی از مهمترین بخشهای پروسه های کنترلی شناخته شده است و طراحان در تلاش برای بوجود آمدن پروتکل های جدیدی با ایمنی ، صحت و سرعت بالا در انتقال دیتا هستند. در این مقاله ، در ابتدا به معرفی تبادل دیتا (Data Communication) پرداخته و برخی از مباحث کلیدی آن از جمله ارتباط سریال و موازی ، فزستنده و گیرنده ، اتصالات و تبادل شفاف ، ساختار Master-Slave ، سرعت انتقال ، مدوله سازی ، Handshaking را مختصراً توضیح می دهیم. سپس به قسمت اصلی مقاله ، معرفی پروتکل I2C می پردازیم . این پروتکل توسط شرکت فیلیپس در دهه 1980 جهت ارتباط دستگاههای TV با پردازشگر ابداع شده است. که بدلیل سادگی و سرعت مناسب آن مورد توجه دیگر سازندگان قطعات الکترونیک قرار گرفت و هم اکنون به عنوان یکی از پروتکل های کاربردی در صنعت شناخته شده است. در این مقاله به جزئیات فنی این پروتکل و کاربردهای آن در بخشهای مختلف پرداخته ایم.
کلمات کلیدی :
I2C ، میکروکنترلر، همزمان سازی، SDA ، SCL ، Handshaking ، Baud rate ، DTE ، DCE ، Master ، Slave ، OSI ، Wired-AND ، open-collector ، open-drain ، current-source ، Arbitration ، Acknowledge ، RS-232 ، SERVO ، Hub ، Repeater ، Extender ، GPIO ، Multiplexer ، LED
چگونه تبادل دیتا انجام می پذیرد؟
هدف از تبادل دیتا ، انتقال دیت بین 2 یا تعداد بیشتری واحد می باشد. به عنوان یک اصل ، آنها می توانند کاراکتر، دستورات باشند که نیاز به نمایش دارند.ساده ترین سطح زبان کامپیوتر ، کاراکترهای باینری است که شامل 7 یا 8 ، عدد صفر یا یک می باشد. اکثر کامپیوترها با این سطح کار می کنند.
تبادل دیتا اساساً با صفر و یک صورت می گیرد.
یکی از استانداردهای معمول در کامپیوترها ، استاندارد ASCII می باشد که شامل 128 کاراکتر است که هر کدام از آنها از 7 بیت تشکیل شده است. باید توجه داشت که ارتباطات در داخل کامپیوتر با سرعت زیادی انجام می شود و برای ارتباط با محیط خارج باید ارتباطات همزمان شوند و همچنین باید صحت تبادل دیتا ، کنترل شود.
استانداردهای مختلفی از ASCII وجود دارد. به عنوان مثال Extended ASCII که از هشتمین بیت نیز برای انتقال data استفاده می کند.
یک بیت در هر زمان یا یک بایت بطور کامل
دو روش برای انتقال دیتا وجود دارد :
1- سریال
2- موازی
در انتقال موازی ، برای هر بیت یک مسیر در نظر گرفته شده است. بنابراین کاراکترها می توانند بطور همزمان ارسال شوند. با توجه به این مزیت، که سرعت بالای انتقال است این روش در سیستمهای ارتباطی کوتاه مورد استفاده قرار می گیرد.
در مقابل ، در روش سریال هر بیت در هر لحظه فرستاده می شود. بنابراین پروتکل ارتباطی ، باید بتواند برای مقصد ، ابتدا و انتها را مشخص کند. علاوه بر این، سرعت انتقال نیز با واحد bit/s معرفی می شود.
یک کاراکتر در یک زمان یا یک جمله کامل
ما دو روش برای انتقال سریال داریم :
انتقال غیر همزمان (Asynchronous)
انتقال همزمان (synchronous)
در انتقال غیر همزمان ، ترانسمیتر، کاراکترها را در یک لحظه با بیت start و stop می فرستد. و گیرنده هر بیت start را که دریافت می کند، بقیه بیتها را به عنوان کاراکتر تفسیر می کند. و بیت stop گیرنده را ریست می کند. در حدود 90 تا 95 درصد از انتقال نوع سریال data بصورت غیر همزمان است.
در انتقال همزمان همه پیام ها در یک لحظه فرستاده می شود. سرعت انتقال توسط خط clock بر روی یک سیم جداگانه یا بصورت مدوله شده بر روی سیگنال دیتا ، تعیین می شود. عیب روش غیر همزمان در مقابل روش همزمان این است که حدود 20 الی 25 درصد پیغام شامل بیتهای پریتی می باشد.
فرستنده و گیرنده
در مبحث تبادل دیتا ، سخت افزارهایی با نام فرستنده و گیرنده وجود دارد. مانند PC و ربات که می توانند هم به عنوان گیرنده و هم به صورت فرستنده در یک زمان عمل کنند.
این انتقال به سه روش می تواند انجام شود:
simplex : انتقال دیتا تنها یک طرفه است و از جانب فرستنده به گیرنده ، روی یک line می باشد.
Half duplex : انتقال دیتا ، به صورت دو طرفه می باشد ولی نه بصورت همزمان بلکه روی دو line جداگانه انجام می پذیرد.
Full duplex : انتقال دیتا ، به صورت دو طرفه ، همزمان روی یک line انجام می پذیرد.(مانند انتقال دیتا در مکالمات تلفنی)
اتصال صحیح :
DTE(data terminal equipment) و DCE(data communication equipment) از جمله اصطلاحاتی است که در تبادل دیتا وجود دارد. کامپیوترها و ترمینالها معمولاً DTE هستند، مودم و سخت افزارهای ارتباطی معمولاً DCE هستند در حالی که تجهیزات دیگری تظیر مولتی پلکسرها و پرینترها می توانند هم DTE و هم و هم DCE باشند. در DTE پینهای استفاده شده برای انتقال و دریافت دیتا متفاوت با پینهای کانکتور DCE می باشند. بدین ترتیب می توان DTE را مستقیماً به DCE متصل کرد. در صورتی که دو DCE را به هم متصل کنیم مجبوریم که فرمت اتصال را تغییر دهیم تا خط TD(Transmit Data) بر خط RD(receive data) منطبق شود.
تبادل شفاف (transparent communication)
در سیستمهای کامپیوتری که بوسیله تعدادی مودم با هم شبکه شده اند از ارتباط شفاف استفاده می کند. شفافیت به معنای این است که همه واحدها همه پیغامها را می شنوند.